ترامپ سوژه طعنه و تمسخر شد | چرخه ضربالاجل و تهدید تا عقبنشینی و بازگشت به مذاکره | گاردین: ترامپ 14 بار مدعی شده که صلح با ایران در دسترس است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، گاردین در این مطلب آورده است: شاید هیچ چیزی به اندازه تبدیل شدن به سوژه تمسخر و استهزا برای دونالد ترامپ آزاردهنده نباشد. با این حال، بیش از پنج ماه پس از آغاز جنگی که آمریکا به انتخاب خود علیه ایران به راه انداخته، رئیس جمهوری آمریکا اکنون در خطر طعنه و تمسخر قرار گرفته است؛ چرا که همزمان با تقلا برای دستیابی به یک پیروزی نظامی، بارها ایران را به حملات ویرانگر تهدید و هر بار به بهانه ازسرگیری مذاکرات عقبنشینی کرده است.
به گفته منتقدان چرخه ضربالاجل دادن و سپس عقبنشینی ترامپ به نوعی رنگوبوی فیلم «روز موش خرما/ Groundhog Day»، (به معنای اتفاقی که دائما تکرار میشود) را پیدا کرده است. طبق یک برآورد یا به طور دقیقتر براساس یک شمارش، ترامپ از زمان آغاز حملات مشترک به همراهی(رژیم) اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه(نهم اسفند ۱۴۰۴)، هفت بار همین به اصطلاح تاکتیک را به کار گرفته است.
تازهترین نمونه را همین هفته گذشته شاهد بودیم؛ زمانی که ترامپ در هواپیمای ریاست جمهوری آمریکا موسوم به «ایرفورس وان» در گفتوگو با خبرنگاران مدعی شد که به طور ناگهانی حملهای «گسترده» به ایران را لغو کرده است؛ حملهای که به ادعای وی میتوانست «بزرگترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم» باشد. وی همچنین مدعی شد که این تصمیم را پس از درخواست متحدان آمریکا و به این دلیل گرفته: «فکر میکنم توافقی در راه است.»
به ادعای گاردین، بهرغم مذاکرات میان ایران و عمان درباره تردد کشتیها در تنگه هرمز، «تاکنون هیچ توافقی حاصل نشده است.» این آبراه راهبردی حیاتی، که پیش از جنگ مسیر عبور یک-پنجم عرضه نفت جهان بود، همچنان بسته است.
این الگو در چندین مورد دیگر که زنجیروار رقم خورد نیز تکرار شده است؛ از جمله تهدید ترامپ در ماه آوریل که مدعی شده بود اگر تهران تسلیم خواستههایش نشود، «تمدن ایران امشب نابود خواهد شد»؛ اما در نهایت در لحظه آخر عقبنشینی کرد و تن به آتشبس داد.
رئیس جمهوری آمریکا همچنین به دفعات مدعی شده که آمریکا «عملا» در جنگ پیروز شده و حکومت ایران برای دستیابی به توافق تمنا میکند! با این حال، چنین ادعاهایی بهشکلی روزافزون به سوژه تمسخر تبدیل میشوند.
در مونتاژی که شبکه تلویزیونی سیانان بهتازگی منتشر کرد، ۱۴ بخش ویدئویی جداگانه از ماه مارس به این طرف کنار هم قرار داده شده که در آنها ترامپ بارها مدعی میشود صلح در دسترس است، زیرا به ادعای وی ایران پس از آنکه «ظاهرا» توان نظامیاش از بین رفته، «خواستار توافق است»؛ ادعاهایی که توانایی بیوقفه ایران برای تحمیل خسارت به اهداف آمریکایی و متحدان آمریکا در خاورمیانه، عملا خلاف آنها را نشان میدهد.
اندرو نیل، روزنامهنگار و مفسر کهنهکار انگلیسی، با طعنه به رجزخوانی و لافزنیهای ترامپ گفت که «این ادعاها شایسته همان جایزه صلح نوبلی است که رئیس جمهوری آمریکا مدتهاست در رویای آن بهسر میبرد.»
نیل در «رادیو تایمز» با لحنی نیشدار گفت: او طی پنج ماه گذشته هشت بار مدعی پایان جنگ ایران و به ارمغان آوردن صلح شده است. دیگر چه کاری باید انجام دهد تا شایسته جایزه صلح نوبل باشد؟
وی اضافه کرد: حتی تحلیل کردن (این ادعاها) هم وقت تلف کردن است، چون یا بیمعنا هستند یا او ظرف ۲۴ ساعت از آنها عقبنشینی کرده است. شاید بهتر باشد که پیشبینیهای وضعیت کشتیرانی را بخوانید.
به باور تحلیلگران، پیامهای بهشدت متناقض و به اصطلاح «زیگزاگی» ترامپ درباره جنگ، نشاندهنده فقدان راهبرد و ناآگاهی عمیق او در شناخت دشمنش است؛ وضعیتی که میتواند در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ماه نوامبر به یک فاجعه انتخاباتی برای او بدل شود.
به باور مهرزاد بروجردی، نایب رئیس دانشگاه و استاد علوم سیاسی در دانشگاه علم و فناوری میسوری، ناتوانی رئیس جمهوری آمریکا در درک رهبران نظام سیاسی ایران، «او را به بنبستی از تهدیدهای ناکارآمد و غیرسازنده کشانده است.»
وی با اشاره به دشواری سرنگون کردن حکومتهایی که از دل انقلابهای گسترده مردمی، همچون انقلاب ۱۹۷۹ ایران(انقلاب ۱۳۵۷)، طلوع کردهاند، افزود: یکی از اشتباهات فاحش ترامپ، استفاده از چنین ادبیاتی بود. این نظامی نیست که زانو بزند و تسلیم شود.
استیصال ترامپ در شناخت و درک درست از تهران
بروجردی در بخشی دیگر، ناتوانی ترامپ و دولت وی در درک و شناخت رهبران و نظام سیاسی تهران را بار دیگر مورد تاکید قرار داد و به باور نگارنده این مطلب، از آنجا که ترامپ فاقد چنین درکی است، اکنون در برابر حکومتی قرار گرفته که مقاومتش برای وی به سرمنشاء سردرگمی و حیرت بدل شده و او را به خشم، اعتراض و واکنشهای هیجانی مداوم سوق داده است.
پس از فروپاشی آتشبسی که در ماه ژوئن حاصل شد و ترامپ در کاخ ورسای آن را امضا کرد (که در پی عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش رخ داد)، رئیس جمهوری آمریکا در نشست ماه گذشته ناتو در آنکارا، بار دیگر به ادبیات سخیف و مخصوص خود علیه تهران متوسل شد و سران حاضر در نشست را شوکه کرد! ترامپ که قادر به درک نظام سیاسی تهران و البته کنترل خشم خود نیست، بهتازگی اذعان کرد که «آنها(ایرانیها) من را عصبانی کنند.»
علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه بینالمللی بحران، توضیح رویکرد ترامپ از منظر راهبردی را «کاری غیرممکن» توصیف و از فقدان یک روند روشن سیاستگذاری در دولت کنونی آمریکا، ابراز تاسف کرد.
به گفته وی، تهران پس از فروپاشی آتشبس ژوئن، موضع خود را در مذاکرات بر سر تنگه هرمز تقویت کرده است و در عین حال، حملات اخیر به یک پایگاه آمریکایی در اردن که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی انجامید، بحثی رنجآور را در واشنگتن بر سر گزینههای نظامی به راه انداخته است.
به نوشته گاردین، گفته میشود گزینههای حمله نظامی مجدد به اهداف ایرانی به دلیل نگرانیها از کاهش زرادخانه موشکی و رهگیرهای آمریکا محدود شده است.
به باور واعظ، رویکرد ترامپ در نهایت به استیصال و عصبانیت او از این مسئله ختم میشود که واقعا گزینه نظامی خوبی پیش رو ندارد. بخش قابل توجهی از این رفتارها، واکنشهای احساسی است؛ به عنوان مثال وقتی با ایران توافقی میکند که حتی در میان جمهوریخواهان واکنش سیاسی منفی را برمیانگیزد.
وی اضافه کرد: این انتقادها بهشدت او را کلافه میکند، بنابراین تلاش میکند تا با (تهدید) بمباران، از تهران امتیاز بگیرد. اما وقتی در نهایت در موقعیتی حتی بدتر قرار میگیرد، به میز مذاکره بازمیگردد و تلاش میکند راهحل دیپلماتیک را دنبال کند. این جنگ بر پایه مجموعهای از فرضیات نادرست آغاز شد؛ و این یادآوری روشن است مبنی بر اینکه نیمی از نبرد، شناخت و درک دشمن است و ترامپ و دولتش بهوضوح دشمن خود را نشناختند.