سوءبرداشت ایران و آمریکا میتواند دوباره به چرخه بحران منجر شود/ ابهام موجود به زیان کشورهای عربی تمام میشود/ در یک جنگ کسی پیروز نمیشود؛ هر دو طرف شکست میخورند
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، نوذر شفیعی عضو هئیت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه تهران درباره ارزیابیاش از اظهارات ترامپ درباره خلیج فارس و تنگه هرمز و پایان مدت ۶۰ روزه در تفاهم نامه اسلامآباد گفت: از لحاظ حقوقی، اساساً زمانی که یکی از طرفین یا هر دو طرف یک توافقنامه و در اینجا تفاهمنامه، به تعهدات خود پایبند نباشند، آن تفاهمنامه یا توافقنامه لغو میشود. به عبارت دیگر، یکی از شرایط انقضا یا لغو قراردادها، عدم پایبندی یک یا هر دو طرف به مفاد قرارداد است.
اقتصادنیوز: یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکرهکننده تأکید کرد که اساساً مذاکره مستقیمی میان ایران و آمریکا در جریان نبوده است.
وی ادامه داد: بنابراین، حتی اگر در تفاهمنامه اسلامآباد تاریخی هم بهعنوان مدت تفاهمنامه یا قرارداد تعیین شده باشد، با توجه به اینکه طرفهای تفاهمنامه به تعهدات خود پایبند نبودهاند، در نتیجه کل تفاهمنامه منقضی تلقی میشود. هنگامی که اصل تفاهمنامه منقضی شده باشد، مدت زمانی که برای آن تعیین شده هم که یکی از بندهای تفاهمنامه محسوب میشود، بهصورت خودکار موضوعیت خود را از دست میدهد.
اگر تهران و مسقط توافق کنند، ادعاهای آمریکا درباره تنگه هرمز با چالش حقوقی مواجه میشود
عضو هئیت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه تهران درباره اظهارات ترامپ درباره بمباران عمان گفت: نکته دوم درباره ترامپ و موضوع عمان است. به نظر میرسد آمریکا یکی پس از دیگری از مطالبات خود عقبنشینی کرده است. بهعنوان مثال، در مقطعی تغییر رژیم در دستور کار آمریکا قرار داشت؛ سپس این موضوع به تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران معطوف شد و بعد از آن، مسئله به جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم محدود شد. اکنون هم مجموعه این مطالبات به موضوع تنگه هرمز و بازگشایی آن تقلیل پیدا کرده است. بنابراین، در حال حاضر تنگه هرمز مهمترین موضوعی است که ترامپ بر آن تأکید دارد و اگر آمریکا در این حوزه هم عقبنشینی کند، به نوعی نهتنها اعتبار شخص ترامپ، بلکه اعتبار ایالات متحده آمریکا هم نزد افکار عمومی بینالمللی زیر سؤال خواهد رفت.
شفیعی با اشاره به ادعای تصاحب تنگه هرمز از سوی ترامپ گفت: صرفنظر از اینکه ادعای ترامپ درست باشد یا نادرست، او در هر حال تنگه هرمز را بهعنوان یک مطالبه مطرح کرده است. به همین دلیل است که شاهد طرح موضوعاتی مانند تسلط، کنترل و حتی تصاحب تنگه هرمز از سوی او هستیم. اما واقعیت چیست؟ واقعیت موجود این است که تنگه هرمز در میان ایران و عمان قرار دارد. با توجه به موقعیت جغرافیایی، نام این تنگه و سوابق تاریخی آن، اگر کشوری بخواهد ادعای حاکمیت بر تنگه هرمز را مطرح کند، ایران از موقعیت و سابقه بیشتری برای طرح چنین ادعایی برخوردار است. عمان هم در موضوع تنگه هرمز با دیدگاه ایران همراهی میکند. البته این همراهی بهسادگی به دست نیامده، بلکه طی یک فرایند پیچیده حاصل شده است.
وی ادامه داد: اگر ایران و عمان درباره نحوه اداره تنگه هرمز به تفاهم برسند، عرصه بر ترامپ تنگتر خواهد شد. در حقیقت، ترامپ ناچار است از طریق تهدید، عمان را از همراهی با ایران بازدارد چراکه اگر عمان با ایران همراهی کند، این پرسش جدی مطرح خواهد شد که وقتی کشورهای واقع در دو سوی یک تنگه درباره نحوه اداره آن به تفاهم میرسند، یک بازیگر خارجی مانند ایالات متحده آمریکا چرا باید در این موضوع مداخله کند؟ این مسئله میتواند از لحاظ سیاسی و حقوقی چالشهایی را برای ادعاهای آمریکا ایجاد کند. به همین دلیل است که آمریکا تلاش میکند از طریق تهدید، مانع از رسیدن ایران و عمان به تفاهم شود.
تنگه هرمز در حال عبور از نظم قدیم به نظم جدید است
عضو هئیت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه تهران با توجه به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه قطر درباره بازگشت به مذاکرات درباره اینکه آیا با تفاهم بین ایران و عمان امکان بازگشت به تفاهم اسلام آباد وجود دارد، گفت: تنگه هرمز پیش از جنگ ۴۰ روزه وضعیت مشخصی داشت و پس از جنگ ۴۰ روزه وارد وضعیت متفاوتی شده است. اصولاً زمانی که یک منطقه یا نظام بینالمللی از یک نظم قدیمی وارد نظم جدیدی میشود، بیثباتیهایی به وجود میآید. بنابراین، اگر میبینید که در ارتباط با تنگه هرمز فراز و فرودهای زیادی وجود دارد و با وجود این فراز و فرودها، آینده همچنان مبهم است، دلیل آن این است که منطقه در حال عبور از یک نظم به نظم دیگری است. اصولاً شرایط تا رسیدن به نظم جدید، بسیار پرفرازونشیب خواهد بود.
شفیعی تصریح کرد: نکته دوم این است که در اصل، کشورهای حوزه خلیج فارس با دیدگاه ایران درباره تنگه هرمز موافق نیستند و معتقدند این تنگه باید به وضعیت پیش از جنگ بازگردد. اما آنها با یک واقعیت مواجه هستند و آن واقعیت این است که ایران بر موضع خود اصرار میورزد و توانمندیهای نظامی خود را پشتوانه این موضعگیری قرار داده است. در عین حال، هرچه این ابهام، یعنی تعیین وضعیت جدید تنگه هرمز، ادامه پیدا کند، زیانهای هنگفتی متوجه کشورهای عربی خواهد شد. آنها عملاً از صادرات انرژی و سایر کالاها و خدمات بازماندهاند و هرچه زمان بیشتری سپری شود، این وضعیت بیشتر به زیان این کشورها تمام خواهد شد.
وی تصریح کرد: لذا این کشورها، بهرغم خواست اولیه خود، بیمیل نیستند که با توجه به شرایط موجود، چارچوب جدیدی فراهم شود؛ چارچوبی که از یک سو امتیازاتی حداقلی برای ایران به همراه داشته باشد و از سوی دیگر، فرصتی برای کشورهای عربی فراهم کند تا بتوانند مانند گذشته از این تنگه استفاده کنند. بنابراین، اگر امروز بخواهیم از زاویه کشورهای عربی به این موضوع نگاه کنیم، تلاش این کشورها در جهت اعطای امتیازی حداقلی، نه حداکثری، به ایران است. در نتیجه، هم نظم قدیم کنار رفته و نظم جدیدی جایگزین آن شده و هم این نظم جدید میتواند فرصتهایی را برای کشورهای منطقه فراهم کند. البته کشورهای عربی معتقدند اگر ایران کنترل این تنگه را در دست بگیرد، ممکن است محدودیتهای جدی برای این کشورها ایجاد شود.
سوءبرداشت ایران و آمریکا میتواند دوباره به چرخه بحران منجر شود/ باید به میانجیها فرصت داد
عضو هئیت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه ترامپ مدعی است که میخواهد محاصره را تنگتر کند و فشارهای بیشتری از طریق تحریمها و محاصره اعمال کند. از سوی دیگر، ایران اعلام کرده است که اگر با شکست دیپلماسی مواجه شود، رویکرد نظامی خود را تهاجمیتر خواهد کرد. به نظر شما، این مباحثی که مطرح میشود، میتواند در آینده نزدیک بار دیگر ما را وارد مرحله جدیدی از درگیریها در تنگه هرمز وخلیج فارس کند، گفت: جنگها الزاماً با اراده و خواست کشورها آغاز نمیشوند، بلکه این شرایط است که میتواند به بروز جنگ منجر شود. در عین حال، پیامدهای جنگها نیز الزاماً آنگونه که کشورها محاسبه میکنند، اتفاق نمیافتد. بسیاری از حوادث در خلال جنگ حادث می شود که ممکن است برای کشورهای درگیر غیرمنتظره باشد.
شفیعی گفت: هرآنچه ایران و آمریکا اکنون مطرح میکنند، معطوف به تجربهای است که تاکنون داشتهاند، اما مشخص نیست نگاه آنها به آینده نیز دقیقاً به همان شکلی رقم بخورد که تجربه گذشته نشان داده است یا اینکه وضعیت متفاوتی پیش روی آنها قرار گیرد. معمولاً سوءبرداشتها در وقوع جنگها بسیار مؤثر هستند. بنابراین، اگر ترامپ کماکان بخواهد بر مواضع قبلی خود اصرار بورزد، از جمله محاصره دریایی را ادامه دهد، فشار حداکثری در حوزه اقتصادی را ادامه دهد و احیاناً وارد اقدامات نظامی شود، و از طرف دیگر ایران این برداشت را داشته باشد که ممکن است آمریکا در منطقه دچار مشکل شده باشد و تصور را داشته باشد که اگر مقداری چاشنی فشارهای نظامی را افزایش دهد، ممکن است آمریکا بار دیگر عقبنشینی کند، این نیز میتواند یک سوءبرداشت باشد.
وی تصریح کرد: بنابراین، به نظر میرسد خود بازیگران درگیر، با توجه به نقشی که میانجیها ایفا میکنند، باید این فرصت را در اختیار میانجیگران قرار دهند تا راهی آبرومندانه برای خروج از بحران برای آنها فراهم شود. در غیر این صورت، دوباره وارد یک چرخه بحران خواهیم شد و همانطور که مشخص است، نتیجه این بحران به زیان هم آمریکا و هم ایران تمام خواهد شد. اصولاً در یک جنگ کسی پیروز نمیشود؛ هر دو طرف شکست میخورند و تنها ممکن است درجه شکستها متفاوت باشد.