رسیدن به تفاهمی بهتر از تفاهم اسلام‌آباد مقدور نیست

دیاکو حسینی: حمله پیش‌دستانه ایران به آمریکا ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد | دوره انتظار ترامپ 2 یا 3 ماه طول می‌کشد

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۸۰۴۲۵۷
اقتصادنیوز: دیاکو حسینی، تحلیلگر روابط بین‌الملل، معتقد است ترامپ برای عبور از بن‌بست جنگ و حفظ آرامش بازارها تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، فعلاً فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کرده، اما در صورت شکست این راهبرد احتمال ازسرگیری درگیری نظامی پس از انتخابات همچنان وجود دارد.
دیاکو حسینی: حمله پیش‌دستانه ایران به آمریکا ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد | دوره انتظار ترامپ 2 یا 3 ماه طول می‌کشد

به گزارش اقتصادنیوز، جنگی که دونالد ترامپ در ابتدای آن گفته بود حدود چهار هفته طول خواهد کشید، اکنون به شش‌ماهگی خود رسیده است. هرچند ایران و آمریکا اکنون در وضعیت ترک مخاصمه قرار دارند، برخی ناظران احتمال می‌دهند پس از برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، درگیری‌های نظامی از سر گرفته شود.

در تازه‌ترین تحول، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، از طرح D-Day یا «طرد اقتصادی» علیه ایران رونمایی کرد. برخی این عملیات را با هدف امتیازگیری بیشتر در مذاکرات و برخی نیز مقدمه‌ای بر درگیری‌های نظامی آینده ارزیابی می‌کنند.

خبر مرتبط
فلاحت‌پیشه: احتمالا آمریکا بعد از انتخابات وارد جنگ با ایران شود | کنار گذاشتن تفاهم‌‌نامه اسلام‌آباد یعنی جنگ!

اقتصادنیوز: فلاحت‌پیشه با تأکید بر اینکه عملیات «طرد اقتصادی» بخشی از جنگ آمریکا با ایران است، سه سناریوی پیش روی واشنگتن را بازگشت به جنگ، شکستن مقاومت اقتصادی ایران یا احیای دیپلماسی دانست.

در همین زمینه، اقتصادنیوز با دیاکو حسینی، تحلیلگر روابط بین‌الملل، به گفت‌وگو نشسته است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل معتقد است که ترامپ اکنون در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ترجیح می‌دهد با فشار اقتصادی بر ایران و حفظ نسبی آرامش بازارهای جهانی، زمان بخرد و امیدوار باشد ایران مواضع خود را تغییر دهد.

حسینی معتقد است ترامپ می‌داند که از طریق تفاهم با ایران نمی‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند، چرا که ایران نیز خواسته‌هایی دارد که تن دادن آمریکا به آنها به منزله شکست برای ترامپ خواهد بود.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز با دیاکو حسینی را در ادامه بخوانید؛

****

*آمریکا عملیات «طرد اقتصادی» یا D-Day را علیه ایران آغاز کرده است. شما این اقدام را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا جنگ اقتصادی به معنای جایگزین شدن اقدام نظامی است یا آنکه باید آن را مقدمه‌ای بر یک عملیات نظامی دیگر دانست؟

ببینید، ما هنوز نمی‌دانیم در طرف آمریکا دقیقاً چه می‌گذرد و چه ارزیابی‌هایی انجام داده‌اند. آنچه تاکنون روشن است، این است که با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا انتقادهایی به دولت ترامپ واردشده که به اهداف تعیین‌شده در این جنگ دست پیدا نکرده افکار عمومی آمریکا از این جنگ حمایت نمی‌کند. این‌ها مجموعاً باعث شده دولت ترامپ، به‌رغم اینکه به اهداف اولیه خود نرسیده و با اهداف اعلام‌شده فاصله زیادی دارد، فعلاً جنگ را از ابعاد نظامی و اقتصادی مدیریت کند؛ با این امید که فشارهای اقتصادی در نهایت ایران را به دادن امتیازهایی که دولت ترامپ می‌خواهد، راضی کند.

دور تازه درگیری بعد از انتخابات کنگره؟

در عین حال، این احتمال هم وجود دارد که با گذشت زمان، فشارهای اقتصادی نتواند ایران را به دادن امتیازهای موردنظر دولت ترامپ وادار کند. در این صورت، ممکن است در آینده شاهد دور تازه‌ای از درگیری باشیم؛ مثلاً در حوالی انتخابات کنگره آمریکا، چه پیش از انتخابات و چه به‌خصوص پس از آن.

واقعیت این است که دولت ترامپ هیچ نقشه راه کاملی برای خروج از این جنگ و همچنین رسیدن به اهداف تعیین‌شده خود ارائه نکرده است. تنها کاری که انجام می‌دهد این است که امیدوار باشد فشار اقتصادی در نهایت ایران را به نرمش وادار کند یا دست‌کم تا زمان انتخابات کنگره بتواند وضعیت را مدیریت کند و بعد تصمیم بگیرد که وارد فاز نظامی شود یا نه.

در عین حال، این ابهام وجود دارد که اگر آمریکا در آبان یا آذرماه بار دیگر جنگ را آغاز کند، چگونه می‌خواهد به اهداف تعیین‌شده خود برسد. فکر می‌کنم، آمریکا در یک بن‌بست قرار دارد و ترجیح می‌دهد به‌جای درگیری مستقیم نظامی، جنگ را از طریق فشار اقتصادی مدیریت کند.

ترامپ می‌داند که از طریق تفاهم با ایران نمی‌تواند به خواسته‌های خود برسد/ او به توافقی بهتر از برجام دست پیدا نکرده

* ترامپ اخیراً گفته است که هیچ گفت‌وگویی با ایران نداریم و قصدی هم برای مذاکره نداریم. اگر هدف او اثرگذاری بر انتخابات میان‌دوره‌ای باشد، آیا نباید از مذاکره هم به‌عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر انتخابات استفاده کند؟

این جنگ می‌تواند بر انتخابات آمریکا تأثیر بگذارد؛ اما نه لزوماً به دلیل هزینه‌های آن. هزینه جنگ در مقیاس اقتصاد آمریکا و حتی در مقایسه با بودجه نظامی این کشور، تاکنون ناچیز بوده است. مسئله اصلی، نبود حمایت افکار عمومی آمریکا از این جنگ است. از همین طریق، جنگ می‌تواند بر نتیجه انتخابات آمریکا اثر بگذارد.

من فکر می‌کنم دولت ترامپ می‌داند که از طریق تفاهم با ایران نمی‌تواند به خواسته‌های خود برسد؛ از جمله خروج اورانیوم‌های غنی‌شده از ایران و باز شدن کامل تنگه هرمز. ایران هم مطالباتی دارد و اگر دولت ترامپ بخواهد به این مطالبات پاسخ دهد، عملاً به معنای پذیرش شکست آمریکا در این جنگ خواهد بود.

طبعاً در داخل آمریکا این مسئله به‌شدت زیر سؤال خواهد رفت که اعتبار آمریکا آسیب دیده، اما در نهایت به توافقی بهتر از برجام دست نیافته است. حتی ممکن است توافقی که به دست می‌آید، از برجام نیز به‌مراتب ضعیف‌تر باشد.

این یک پارادوکس برای دولت ترامپ است؛ نه می‌تواند به توافقی برسد که اعتبار دولتش را حفظ کند و نه می‌تواند جنگ را ادامه دهد، چراکه چشم‌اندازی برای پایان دادن به جنگ یا حتی خروج از آن ندارد.

حالا باید دید در هفته‌های آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. اما به نظر من، محتمل‌تر این است که همچنان در این بن‌بست باقی بمانیم. به‌خصوص اینکه آمریکا راه مشخصی برای خروج از جنگ ندارد. ممکن است دولت ترامپ بعد از انتخابات، از سر استیصال، به ماجراجویی دیگری دست بزند؛ شاید با این امید که از این طریق خود را از این وضعیت نجات دهد.

البته فکر می‌کنم همه عقلای آمریکا و جهان می‌دانند که برای آمریکا آسان نخواهد بود که از طریق یک دور درگیری دیگر به خواسته‌های خود دست پیدا کند.

ترامپ می‌خواهد تا انتخابات آمریکا بازارهای جهانی را آرام نگه دارد

*آیا می‌توان گفت یکی از اهداف عملیات طرد اقتصادی یا D-Day که اخیراً آغاز شده، این است که ایران را به انجام یک عملیات پیش‌دستانه وادار کند؟

فکر نمی‌کنم آمریکا از این مسئله امتیازی به دست بیاورد. حتی اگر چنین اتفاقی هم رخ دهد، دولت ترامپ چندان درگیر مشروعیت‌بخشی به اقدامات نظامی خود نبوده است. هر زمان که مایل بوده، برخلاف قوانین بین‌المللی اقدام کرده است. در سوریه و ونزوئلا نیز همین رویکرد را در پیش گرفته است.

در مورد ایران هم حمله‌ای که انجام داد و همکاری‌ای که با اسرائیل داشت، کاملاً ناقض قوانین و هنجارهای بین‌المللی بود. بنابراین، فکر نمی‌کنم دولت ترامپ منتظر بهانه‌ای باشد تا ایران حمله‌ای پیش‌دستانه انجام دهد و آمریکا بتواند با مشروعیت بیشتری وارد جنگ شود.

گمان نمی‌کنم این در راستای منافع آمریکا باشد. آنچه برای ترامپ اهمیت دارد، این است که فعلاً صبر کند و آرامش را حفظ کند. او می‌خواهد دست‌کم تا پیش از انتخابات آمریکا، بازارهای جهانی را آرام‌تر نگه دارد و امیدوار باشد که ایران در این فاصله موضع خود را تغییر دهد.

دوره انتظار ترامپ دو سه ماه طول می‌کشد

اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است ترامپ از سر استیصال ناگزیر شود جنگ را دوباره آغاز کند. البته باید در نظر داشت که اسرائیلی‌ها نیز به‌شدت این موضوع را دنبال می‌کنند و ترجیح می‌دهند دولت ترامپ بعد از انتخابات، یک‌بار دیگر شانس خود را در ایران آزمایش کند.

تا آن زمان، فکر می‌کنم دولت ترامپ صبر خواهد کرد تا اوضاع آرام‌تر شود. دست‌کم تلاش می‌کند تنگه هرمز را در این فاصله به‌طور نسبی باز نگه دارد و مطمئن شود که حتی در صورت آغاز درگیری بعدی، بازارهای جهانی از نظر اقتصادی تحت تأثیر جدی قرار نمی‌گیرند.

به نظر می‌رسد این دوره انتظار ممکن است حدود دو تا، حداکثر سه ماه آینده ادامه داشته باشد.

دیاکو حسینی

ایران حمله پیش‌دستانه کند، جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره پیروز می‌شوند؟

*از سمت ایران چطور؟ آیا ایران ممکن است عملیات پیش‌دستانه‌ای را آغاز کند؟

ممکن است عده‌ای در ایران تصور کنند که با یک حمله پیش‌دستانه می‌توانند دولت آمریکا را غافلگیر کنند و بر انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تأثیر بگذارند. البته مشخص نیست این محاسبه تا چه اندازه در بدنه تصمیم‌گیری ایران مطرح است.

اما چنین اقدامی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. اگر ایران آغازکننده دور تازه جنگ باشد، احتمالاً دولت ترامپ خود را قربانی این جنگ معرفی خواهد کرد. در این شرایط، ممکن است افکار عمومی و رأی‌دهندگان آمریکایی را متقاعد کند که با توجه به آغاز جنگ از سوی ایران، لازم است جمهوری‌خواهان همچنان قدرت را در دست داشته باشند تا بتوانند جنگ را مدیریت کنند.

این مسئله حتی ممکن است به پیروزی جمهوری‌خواهان در کنگره منجر شود و شانس دموکرات‌ها، که منتقد جنگ هستند، کاهش یابد.

با قطعیت نمی‌توان گفت کدام اثرگذاری غالب خواهد بود. اما باید توجه داشت که چنین اقدامی ریسک قابل توجهی دارد. حمله پیش‌دستانه ایران با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات کنگره ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

پیام سفرهای اخیر میانجی‌های به تهران چه بود؟

* ما در چند روز اخیر شاهد سفر پاکستانی‌ها و قطری‌ها، که میانجی‌هایی میان ایران و آمریکا بوده‌اند، به تهران بودیم. آیا می‌توان این سفرها را اقدامی دیپلماتیک برای احیای تفاهم میان دو کشور ارزیابی کرد؟

من فکر می‌کنم کشورهای عربی، به‌خصوص قطر و عمان، نگران ادامه این جنگ هستند. آنها از این جنگ آسیب می‌بینند و به‌خوبی متوجه شده‌اند که این جنگ پیروزی نخواهد داشت. نتیجه مستقیم ادامه آن نیز می‌تواند نابودی بیشتر تأسیسات و زیرساخت‌های انرژی و غیرانرژی در این کشورها باشد.

بنابراین، احتمالاً تلاش خواهند کرد از ادامه یا شعله‌ور شدن دوباره جنگ جلوگیری کنند و به یک راه‌حل میانه برسند.

این کشورها، جدای از مسئله جنگ، نگران ادامه اختلال در تنگه هرمز نیز هستند. اختلال در این تنگه می‌تواند آثار منفی گسترده‌ای بر صادرات انرژی داشته باشد.

بنابراین، به گمان من، رفت‌وآمدهایی که انجام می‌شود، کاملاً قابل پیش‌بینی و طبیعی است. هدف این تلاش‌ها نیز پیدا کردن راه‌حلی برای جلوگیری از آغاز دوباره جنگ است.

رسیدن به تفاهمی بهتر از تفاهم اسلام‌آباد مقدور نیست

*فکر می‌کنید تفاهمنامه ایران و آمریکا قابل احیا است؟

فکر نمی‌کنم بتوانیم به توافق یا تفاهمی بهتر از این دست پیدا کنیم. این کار برای آمریکایی‌ها نیز چندان مقدور نیست.

شاید این تفاهمنامه بهترین چیزی بود که ایران می‌توانست به دست بیاورد. این تفاهمنامه می‌توانست نشان‌دهنده یک پیروزی واقعی برای ایران باشد. تقریباً تمام بندهای آن نیز به سود ایران بود.

برای آمریکا هم گمان نمی‌کنم حتی با آغاز دوباره جنگ بتواند به وضعیت بهتری نسبت به امروز برسد یا تفاهم بهتری به دست آورد.

در نهایت، فکر می‌کنم شاید با تغییراتی جزئی، دوباره به همین نقطه برگردیم. بنابراین، امکان رسیدن به یک تفاهم دیگر وجود دارد و این به نفع هر دو طرف است. به نظر من، دو طرف در هیچ سناریویی در آینده نمی‌توانند به تفاهمی بهتر از این دست پیدا کنند.

البته مسئله اصلی خود تفاهمنامه نیست. مسئله مهم‌تر، رسیدن به توافقی است که برای هر دو طرف لازم‌الاجرا باشد. دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوار خواهد بود. دولت ترامپ حتی نمی‌تواند برابری در توافق نهایی با ایران را بپذیرد، چه رسد به اینکه چنین توافقی به‌عنوان یک شکست برای آمریکا تلقی شود.

در واقع، ادامه این جنگ شرایط را تغییر داده است. آمریکا یا باید خود را پیروز بداند و بتواند در داخل کشور این روایت را مطرح کند که ایران را شکست داده و به چیزی دست یافته که دولت‌های قبلی آمریکا نتوانسته بودند به آن برسند.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، حتی اگر آمریکا آن را پیروزی بداند، ایران نیز طبیعتاً خود را در موقعیت برتر خواهد دید. ایران توانسته تا امروز در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و تنگه هرمز را به شکل پایداری نگه دارد.

بنابراین، فکر نمی‌کنم شاهد توافقی باشیم که ایران نتواند از آن به‌عنوان یک پیروزی یاد کند. چنین وضعیتی برای دولت ترامپ بسیار گران تمام خواهد شد.

در واقع، این مخمصه‌ای است که دولت ترامپ برای آمریکا ایجاد کرده است. برای خروج از آن نیز هیچ راه‌حل ساده و یک‌خطی وجود ندارد.

ترامپ توافقی را که عمان بدون در نظر گرفتن منافع آمریکا امضا کند، معتبر نمی‌داند

*مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز چقدر می‌تواند در شرایط آینده و روابط ایران و آمریکا، چه در وضعیت جنگ و چه در وضعیت صلح، اثرگذار باشد؟

ببینید، درست است که ایران و عمان در تنگه هرمز سواحل یا مرزهای مشترک دارند و به نوعی کنترل مشترک بر تنگه اعمال می‌کنند. اما تنگه هرمز فقط یک جنبه جغرافیایی ندارد و از نظر ژئوپلیتیک نیز اهمیت زیادی دارد. در این بعد، نقش آمریکا بسیار کلیدی است.

دولت آمریکا حتی عمان را به حملات نظامی تهدید کرده است. بنابراین، فکر می‌کنم دولت ترامپ توافقی را که عمان بدون در نظر گرفتن منافع و خواسته‌های آمریکا با ایران امضا کند، چندان معتبر نمی‌داند. این موضوع بسیار جدی است.

بنابراین، در توافق ایران و عمان، به نظر من جنبه ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری از مسئله مدیریت جنگ دارد؛ مسئله‌ای که در مقایسه با آن، فرعی محسوب می‌شود. آنچه می‌تواند در بلندمدت وضعیت تنگه هرمز را تعیین کند، توافقی است که منافع آمریکا نیز در آن لحاظ شده باشد. دست‌کم از نگاه آمریکا، مسئله این‌گونه است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O