پشت پرده حمله جدید آمریکا به جنوب ایران | حمله به جزیره خارک جدی است؟ | راهبرد تهران ضربه غیرمستقیم به واشنگتن است
به گزارش اقتصادنیوز، تبادل دوباره آتش میان ایران و آمریکا در شب گذشته و تهدید دونالد ترامپ علیه جزیره خارک، در شرایطی رخ داد که فشارهای اقتصادی و تحریمها نتوانستند تهران را با سرعت مورد انتظار واشنگتن وادار به تغییر رفتار کنند. حال این پرسش دوباره مطرح است که آیا این جنگ به سمت توافق پیش میرود یا دور تازهای از تشدید تنشها در راه است.
صبر واشنگتن کمتر از تهران است
آنیک بائو در سیانبیسی نوشت: تشدید درگیری میان آمریکا و ایران در شب گذشته نشان میدهد که واشنگتن احتمالا از روند کند اعمال تحریمهای اقتصادی علیه تهران و نتیجه محدود آن در میدان عمل ناراضی شده است.
نیروهای آمریکایی روز یکشنبه دو سکوی پرتاب موشک ایران را در جزیره لارک منهدم کردند؛ اقدامی که پس از یک ماه وقفه در درگیری مستقیم میان دو طرف صورت گرفت. بنا بر ادعای مقامات آمریکایی در این هنگام، ایران در حال آمادهسازی برای شلیک راکتهای حامل مین به سمت تنگه هرمز بود.
این حمله نخستین حمله علنی و تأییدشده آمریکا از اواخر ژوئیه است. ایران نیز چند ساعت بعد در واکنش، هشت موشک به سمت پایگاههای ملک حسین و الازرق در اردن شلیک کرد. دولت اردن اعلام کرد پدافند این کشور هر هشت موشک را رهگیری کرده و این حملات کشته ای نداشته است.
همچنین، دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه در شبکههای اجتماعی تهدید کرد که جزیره خارک به عنوان مهمترین مرکز صادرات نفت ایران را به تلی از خاکستر تبدیل خواهد کرد.
اقتصادنیوز: یک کارشناس مسائل بینالملل میگوید: به هر حال تنگه باز خواهد شد و محاصره برداشته میشود؛ ولی بحث هستهای همچنان در دستور کار خواهد بود. اینکه چگونه آن را اداره کنیم، باید حتماً درباره آن مذاکره کنیم و آمریکاییها نیز این موضوع را در دستور کار خود دارند؛ زیرا ترامپ به طور دورهای هر چند وقت یکبار مدعی میشود که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد و اگر نداشته باشد، مشکل ما حل خواهد شد.
چرا واشنگتن دوباره به حمله روی آورد؟
ایان رالبی، کارشناس امنیت دریایی و رئیس مؤسسه Auxilium Worldwide، معتقد است که بخش عمده جنگ از ابتدا ماهیتی تاکتیکی داشته و به همین دلیل اکنون پرسش اصلی این است که چرا این اقدام و چرا در این مقطع؟
به گفته او، کارزار تحریمها آنطور که واشنگتن انتظار داشت با سرعت کافی بر رفتار رهبران ایران اثر نگذاشته باشد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا نیز روز یکشنبه اعلام کرد که واشنگتن قصد دارد تا تقریبا هر هفته تحریمهای جدیدی را علیه ایران اعمال کند، بهویژه علیه بانکها، و مؤسسات مرتبط با تهران را بهطور کامل از نظام مالی مبتنی بر دلار خارج کند.
در چنین شرایطی، افزایش فعالیتهای نظامی ایران نیز ممکن است به سطحی رسیده باشد که واشنگتن آن را تهدیدی جدی برای نیروها یا منافع خود در منطقه ارزیابی کرده باشد.
با این حال، حمله اخیر لزوما به معنای تغییر راهبرد آمریکا نیست. رالبی معتقد است هدف اصلی میتواند شکستن وضعیت بنبستی باشد که جنگ در آن گرفتار شده است. در عین حال، این اقدام احتمالا تغییری در مسیر اصلی محاصره دریایی و جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران نخواهد داد.
تهدید حمله به خارک؛ فشار روانی است یا حمله واقعی نزدیک است؟
با وجود لحن تند ترامپ، تحلیلگران احتمال حمله واقعی به جزیره خارک را پایین میدانند.
این جزیره از زمان آغاز جنگ بارها هدف حملات قرار گرفته، اما زیرساختهای اصلی صادرات نفت آن عمدا از حملات گسترده در امان ماندهاند. به گفته رالبی، بعید است رئیسجمهور آمریکا واقعا تهدید خود برای نابودی خارک را عملی کند.
خارک علاوه بر تأسیسات حیاتی صادرات نفت، دارای یک کلیسای تاریخی است که ایران برای حفظ آن تلاش کرده است. نابودی این جزیره میتواند علاوه بر خسارت به زیرساختهای نفتی، به تخریب میراث فرهنگی و ایجاد آسیبهای زیستمحیطی گسترده منجر شود.
از این رو، تهدید به حمله ممکن است برای واشنگتن جذاب باشد، اما اجرای آن هزینههایی خواهد داشت که میتواند بسیار فراتر از ارزش نظامی عملیات باشد.
ایران بهدنبال ضربه غیرمستقیم میرود؟
نویسنده مدعی شد: واکنش احتمالی ایران نیز الزاما حمله مستقیم به نیروهای آمریکایی نخواهد بود. تهران میتواند همچنان از شبکه نیروهای نیابتی خود و همچنین فشار بر کشتیرانی و جریان انرژی استفاده کند.
به گفته رالبی، عنصر اصلی این جنگ از ابتدا نامتقارن بودن آن بوده است. ایران نشان داده که میتواند با استفاده از نیرویی محدود، خسارت واقعی و قابلتوجهی ایجاد کند.
گلوگاههای دریایی زیر فشار جنگ
ورود حوثیهای یمن به جنگ نیز این معادله را پیچیدهتر کرده است. این گروه که کنترل بخش بزرگی از یمن را در اختیار دارد و سالها بر مسیرهای منتهی به بابالمندب نفوذ داشته، چند هفته پیش در حمایت از ایران وارد درگیری شد.
اگر حوثیها رفتوآمد کشتیها در بابالمندب را محدود کنند، آمریکا و متحدانش ممکن است با وضعیتی روبهرو شوند که هر دو گلوگاه اصلی دریایی برای صادرات نفت و فرآوردههای انرژی خلیج فارس، یعنی هرمز و بابالمندب، تحت تأثیر ایران و شرکای آن قرار گیرند.
مایکل رتنی، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، این وضعیت را یک تهدید جدی برای تجارت انرژی میداند. کلودیو گالیمبرتی، اقتصاددان ارشد مؤسسه ریستاد انرژی نیز تأکید میکند که حوثیها و ایران لزوما یک بازیگر واحد نیستند و در گذشته نیز مستقل از یکدیگر عمل کردهاند.
فعالیت مجدد دزدان دریایی!
در همین حال، دزدان دریایی سومالی که از سال ۲۰۱۳ فعالیتشان متوقف شده بود، بار دیگر در منطقه فعال شدهاند؛ چرا که ناوگانهای ائتلافی اکنون بخش عمده توجه خود را به دریای سرخ و تنگه هرمز معطوف کردهاند. دستکم پنج کشتی در حال حاضر در اختیار دزدان دریایی هستند که یکی از آنها یک نفتکش است که ۲۰ اوت در نزدیکی المکلا توقیف شد.
بازگشت شکننده جریان نفت یا اختلال جدید؟
احتمالاً محور اصلی واکنش ایران، فشار بر تولید نفت، بازار انرژی و کشتیرانی جهانی خواهد بود.
در عین حال، عملیات نظامی همچنان مهمترین عامل تأثیرگذار بر قیمت نفت است. برآوردهای گالیمبرتی نشان میدهد هفته گذشته حدود ۷ میلیون بشکه نفت در روز از طریق کریدور عمان و با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور کرده است.
او این سازوکار را بسیار پرهزینه توصیف میکند، اما میگوید تاکنون کارآمد بوده و توانسته جریان صادرات را تا حدی احیا کند.
با این حال، حمله به لارک میتواند همین روند شکننده را نیز معکوس کند و عدم اطمینان تازهای را برای شرکتهای کشتیرانی ایجاد کند. انتظار میرود حجم عبور نفت از تنگه در روزهای آینده کاهش پیدا کند و در نتیجه، افزایش قیمت نفت اجتنابناپذیر باشد.