انتقال آخرین بسته شروط تهران توسط عراقچی به آمریکا برای پایان جنگ/ دیپلماسی فشرده در نیویورک به گشایش میان ایران و آمریکا ختم میشود؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، شبکه خبری الجزیره در گزارشی تحلیلی نوشت در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی روز سهشنبه خود در مجمع عمومی سازمان ملل تهدیدهای تکراری مبنی بر «نابودی» ایران را مطرح ساخت، در پشت درهای بسته نیویورک تحرکات دیپلماتیک دامنهداری پیرامون جنگ جاری در جریان بوده است.
در همین چارچوب، روز سهشنبه مذاکرات غیرمستقیم سهساعتهای میان ایران و آمریکا برگزار شد و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا به همراه جرد کوشنر، مشاور ارشد ترامپ با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به تبادل پیام پرداختند؛ دیداری که ترامپ آن را «بسیار خوب» و «بسیار سازنده» توصیف کرد.
همزمان، ترامپ با سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دیدار کرد و مقامات ارشد منطقه نیز در حال بررسی پیشنهاد ارائهشده از سوی قطر برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند.
توحید اسدی، خبرنگار الجزیره در تهران گزارش داد هدف اصلی عراقچی از گفتوگو با فرستادگان کاخ سفید، انتقال آخرین بسته شروط تهران برای پایان دادن به جنگ پس از فروپاشی تفاهمنامه ۶۰ روزه ژوئن در اسلامآباد بوده است.
با این وجود، ناظران تاکید دارند که انتظار خروج یک توافق نهایی از نشستهای این هفته نیویورک چندان واقعبینانه نیست و طرفین تنها در حال سنجش مسیرهای ممکن برای مدیریت تنش هستند.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس در این باره به الجزیره گفت که نسبت به وقوع یک گشایش اساسی در این هفته بدبین است، اما تفاهمهای مقطعی میتواند اعتماد لازم را برای ازسرگیری دیپلماسی فراهم کند.
چرا برای اعلام گشایش دیپلماتیک بسیار زود است؟
به باور کارشناسان، سابقه شکست مذاکرات در میانه تهدیدات نظامی مانع از خوشبینی زودهنگام است.
طرفین بیش از دو سال است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در حال مذاکره بودهاند، اما در دو مقطع این فرایند به درگیری مستقیم نظامی ختم شده است.
عادل عبدالغفار، پژوهشگر ارشد موسسه سیاست استراتژیک استرالیا خاطرنشان ساخت که اگرچه تحرکاتی واقعی برای بازگشت به میز مذاکره دیده میشود، اما لفاظیهای سیاسی نیز بسیار پررنگ است.
وی تصریح کرد سنجش گشایش واقعی به چند نشانه کلیدی بستگی دارد: تایید دور جدید گفتوگوها، توافق بر سر ترتیب زمانی اقدامات متقابل و تغییر لحن طرفین از تکرار مطالبات حداکثری به سوی سازوکارهای مشخص اجرایی.
همچنین همراهی محافل تصمیمگیر در تهران و ارزیابی نتایج دیدار دوجانبه ترامپ و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین در واشنگتن میتواند روند این ابتکارات دیپلماتیک را روشنتر سازد.
کارت راهبردی هرمز و بنبست مطالبات متقابل
کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل برقراری کانالهای ارتباطی با دو طرف و آسیب دیدن از پیامدهای درگیریها، همچنان نقشی حیاتی در میانجیگری ایفا میکنند و دوحه و مسقط در تلاشند تا پیامهای سیاسی را به ترتیبات عملیاتی پیرامون امنیت دریانوردی تبدیل کنند.
با این حال، به گفته تحلیلگران، نه کشورهای عربی و نه چین—که بزرگترین مشتری نفت ایران است و بر احیای توافق ژوئن اصرار دارد—نمیتوانند توافقی را تحمیل کنند و تصمیم نهایی منحصراً در تهران و واشنگتن اتخاذ میشود.
چالش محوری در این میان، دستیابی به فرمولی است که هیچیک از دو طرف در افکار عمومی داخلی خود تسلیمشده جلوه نکنند.
ایران در واکنش به تهدیدات ترامپ نسبت به پاسخهای قاطعتر هشدار داده و انسداد تردد در تنگه هرمز همچنان برگ برنده اصلی تهران و بزرگترین دغدغه واشنگتن به شمار میرود، زیرا دولت ترامپ در آستانه انتخابات با فشار سرسامآور بهای سوخت دستبهگریبان است.
به باور عبدالغفار، تهران بدون اخذ تضمینهای محکم حاضر به عقبنشینی از این کارت نخواهد بود؛ افزون بر آنکه حتی برقراری آرامش نسبی در هرمز لزوماً به معنای رفع خطر در تنگه بابالمندب نخواهد بود، چرا که تنشهای منطقهای شعلههای منازعه در یمن را نیز بیش از پیش برافروخته است.