رمزگشایی از سفر نتانیاهو به امارات | دلفی: اسرائیل میخواهد کشورهای منطقه را از تهران دور کند | عربستان هدف اول است
به گزارش اقتصادنیوز، سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به امارات در شرایطی انجام شد که روابط ایران و امارات همچنان تحت تأثیر تحولات منطقه و جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل قرار دارد. همزمانی این سفر با طرح ادعاهای امارات درباره جزایر سهگانه ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل نیز این پرسش را مطرح کرده که آیا میان این تحولات ارتباطی وجود دارد یا نه.
از سوی دیگر، امارات و عربستان سعودی با وجود همکاریهای منطقهای، در برخی موضوعات از جمله یمن و مسائل اقتصادی اختلافاتی دارند. در این میان، تلاش اسرائیل برای گسترش روابط با کشورهای عربی منطقه و پیشبرد روند عادیسازی روابط، میتواند بر مناسبات تهران با کشورهای عربی خلیج فارس نیز تأثیر بگذارد.
اقتصادنیوز: یک کارشناس روابط بینالملل میگوید: درنهایت منازعه ایران و آمریکا از راه دیپلماسی و گفتوگو به پایان خواهد رسید، اما احتمال جنگ گسترده در این میان، منتفی نیست.
در این شرایط، آینده روابط ایران و امارات نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آیا ابوظبی همچنان به حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با تهران تمایل دارد؟ موضع امارات در قبال ایران چه تفاوتی با عربستان دارد و موضوع جزایر سهگانه چه جایگاهی در روابط دو کشور دارد؟
در همین رابطه اقتصادنیوز با ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر مسائل بین الملل و سیاست خارجی، گفتوگو کرده است.
این تحلیلگر سیاست خارجی معتقد است سفر نتانیاهو به امارات را باید در چارچوب تلاش اسرائیل برای گسترش روابط با کشورهای منطقه و دورکردن آنها از ایران تحلیل کرد. دلفی در این گفتوگو همچنین درباره رقابت امارات و عربستان، مناسبات اقتصادی تهران و ابوظبی، موضوع جزایر سهگانه و چشمانداز روابط ایران و امارات توضیح میدهد.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید؛
***
* آقای دلفی، سفر بنیامین نتانیاهو به امارات را چطور ارزیابی می کنید؟ همزمان با این سفر او ادعا کرد برخی دشمنان اسرائیل میخواهند در آستانه انتخابات رژیم صهیونیستی به اسرائیل حمله کنند. این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
سفر نخستوزیر اسرائیل به امارات، سفر اول او نیست. ظاهراً قبلاً هم سفری به این کشور داشته است. به هر حال روابط دو دولت برقرار شده و امارات نیز اسرائیل را به رسمیت شناخته است.
دلایل اینکه امارات به پیمان ابراهیم پیوست و نتانیاهو به این کشور سفر کرد، بحث مفصل دیگری است. اما در مقطع فعلی، سفر نتانیاهو به امارات علیالقاعده بخشی از تلاش برای خارجکردن روابط دو دولت از حالت معمولی و دادن اهمیت بیشتر به آن است.
امارات به هر حال در بعضی حوزهها با عربستان روابط خوبی ندارد؛ از جمله در موضوع یمن و نفت. سفر نتانیاهو به امارات میتواند تا حدی با هدف تحریک عربستان نیز انجام شده باشد.
عربستان هنوز قائل به بهرسمیتشناختن اسرائیل نیست. این کشور معتقد است پس از تشکیل دو دولت در فلسطین و بهرسمیتشناختهشدن دولت فلسطینی میتوان درباره این موضوع فکر کرد.
از سوی دیگر، عربستان با مشکلات زیادی در یمن مواجه است. درگیری با حوثیها، مشکلات مربوط به بابالمندب و حتی مسائلی که داخل عربستان ایجاد شده، از جمله این مشکلات است. چند وقت پیش نیز در رسانهها مطرح شد که عربستان خواستار کمک اسرائیلیها برای مقابله با پرتابههای حوثیها و تضعیف یا حمله به آنها و مسائل مربوط به جنگ با حوثیها شده است.
اسرائیلیها و نتانیاهو نیز این موضوع را به برقراری رابطه و شناسایی اسرائیل مشروط میکنند.
سفر نتانیاهو به امارات را باید در چارچوب پیمان ابراهیم تحلیل کرد
بنابراین بخشی از این مسئله به تلاش اسرائیل برای متصلکردن کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم مربوط میشود. اسرائیل از حمایت آمریکا نیز برخوردار است. آمریکاییها هم هر تحولی را که در مناسباتشان با کشورهای مهم عربی منطقه اتفاق میافتد، در چارچوب پیمان ابراهیم دنبال میکنند. اگر قرار باشد مثلاً کاری با عربستان انجام شود، عربستان نیز باید به این طرح بپیوندد.
اسرائیل برای توسعه و گسترش وضعیت خود در منطقه و روابطش با کشورهای منطقه تلاش میکند. اسرائیلیها بهخوبی میدانند که اگر روابطشان با هر کشوری در منطقه بهتر شود، روابط آن کشور با ایران نیز دچار مشکل خواهد شد.
امارات از قبل با ما مشکل داشت. این مشکلات در طول جنگ، به دلیل استفاده از پایگاههای آمریکایی برای حمله به ایران، بیشتر شد. اکنون نیز بحثهای اقتصادی و بستهشدن برخی کانالهای اقتصادی در مناسبات ایران و امارات وجود دارد. همه اینها نشان میدهد که رابطه ما و امارات در حال حاضر رابطه سالم و صحیحی نیست.
بنابراین اسرائیلیها و شخص نتانیاهو به دنبال این هستند که کشورهای منطقه را تا جایی که میتوانند از ما دور کنند و در این زمینه اهداف چندگانهای را دنبال میکنند.
* پس این سفر نگاهی هم به ایران داشته است؟
بله. اصل قضیه برای نتانیاهو و اسرائیل این است که کشورهای منطقه روابطشان را با رژیم صهیونیستی عادی کنند. عادیشدن این روابط طبیعتاً به تشدید بحران روابط آن کشور با ایران منجر خواهد شد.
شما ببینید هر کشوری که الان در همسایگی ما با اسرائیلیها رابطه برقرار میکند، ما نسبت به آن کشور حساسیتهایی پیدا میکنیم؛ بهرغم اینکه نباید چنین باشد. طبیعی است که باید روابطمان با آن کشور را در چارچوب منافع ملی خودمان تنظیم کنیم.
با این حال، وقتی اسرائیل در باکو با آذربایجان رابطه برقرار میکند، با امارات رابطه برقرار میکند یا با بحرین رابطه برقرار میکند، طبیعتاً این کشورها در اطراف ما هستند و این موضوع نمیتواند برای ما مطلوب باشد.
هدف اول اسرائیل این است که کشورهای بیشتری را به خود جذب کنند
اما هدف اول اسرائیلیها این است که کشورهای بیشتری را به خود جذب کنند و روابطشان را با آنها عادی کنند. از نظر رژیم صهیونیستی، عادیشدن این روابط به نوعی به معنای تشدید حلقه محاصره ایران و قرارگرفتن کشورهای بیشتری در اطراف ایران است.
در دورهای، ملک حسین اردنی میگفت هلال شیعی در حال شکلگیری است و این هلال شیعی خطرناک است. اسرائیلیها نیز میگفتند چنین هلالی برای مهار اسرائیل شکل گرفته است؛ از لبنان و سوریه گرفته تا عراق که در آن با اسرائیلیها درگیر هستیم. آنها عملاً به دنبال شکلدادن به چنین وضعیتی هستند.
بنابراین این سفر، علاوه بر اینکه میتواند در درجه اول به دنبال تقویت پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای منطقه باشد، تقویت روابط با امارات را نیز دنبال میکند.
برای مثال، کمک به امارات در جنگ، از جمله دادن سیستم پاتریوت به اماراتیها، موضوعی است که قبلاً گفته شده اسرائیلیها این سیستم را در اختیار امارات قرار دادهاند. همچنین جمعآوری اطلاعات، سیستمهای پدافندی و سایر امکانات نظامی که اسرائیلیها میتوانند در اختیار امارات قرار دهند، از جمله این موارد است.
عربستان هدف اول اسرائیل است
اسرائیلیها میخواهند نشان دهند اگر رابطه هر کشوری با اسرائیل خوب شود، آن کشور به چنین امکاناتی برای مقابله با ایران دسترسی خواهد داشت.
در این مقطع، به نظر من عربستان هدف اول اسرائیل است که آن را دنبال میکند. اما مجموعه این تحرکات، نگاهش به جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
منظورم از این نگاه آن است که رژیم صهیونیستی، دشمن اصلی و خطر اصلی خود را جمهوری اسلامی ایران میداند. آنها جمهوری اسلامی را کشوری با ظرفیتها و تواناییهای مختلف میدانند که میتواند رژیم صهیونیستی را مورد تهدید قرار دهد.
بنابراین اسرائیل این فرض را برای خود قرار داده که این سفر را در چنین چارچوبی انجام دهد. تقویت روابط با کشورهای منطقه، دورکردن کشورهای منطقه از جمهوری اسلامی ایران و نزدیکترشدن به جمهوری اسلامی ایران از این منظر که در مرزهای ایران تعداد بیشتری از سفارتخانههای اسرائیل وجود داشته باشد، بخشی از این سیاست است.
این سفارتخانهها میتوانند محل فعالیتهای اطلاعاتی باشند، امکانات اطلاعاتی داشته باشند و مرزهای ایران را تحت کنترل، نظارت و اشراف قرار دهند. مجموعه این اقدامات میتواند چنین کارکردی داشته باشد.
اسرائیل آمریکا را وارد جنگ با ایران کرد سپس خودش از جنگ خارج شد
اما اینکه نخستوزیر اسرائیل با چه بهانهای میگوید میخواهند به کشورش حمله کنند، در چارچوب آن چیزی است که میان ایران و آمریکا در حال رخدادن است. در حال حاضر میان ایران و آمریکا جنگ نظامی وجود ندارد. اگرچه موارد محدودی اتفاق میافتد، اما جنگ نظامی متوقف شده و به فشار اقتصادی، محاصره و بحثهای مربوط به تنگه تبدیل شده است.
اسرائیل از این منظر نیز تمام تلاش خود را خواهد کرد. همانطور که آمریکا را در وهله اول وارد جنگ کرد، در ابتدا خودش وارد جنگ شد و بعد آمریکا به کمکش آمد. سپس بهتدریج شرایطی ایجاد شد که اسرائیل از صحنه نظامی خارج شد و آمریکاییها تنها در مقابل ما قرار گرفتند.
این همان صحنهآراییای بود که اسرائیلیها از روز اول برای ورود ترامپ انجام دادند. به گفته خودشان، دامی برای ترامپ باز کرده بودند که ترامپ یکی دو بار نیز به آن اشاره کرده و گفته بود خودش تصمیم گرفته است.
اسرائیلیها در این مجموعه، برای ورود آمریکاییها به جنگ با جمهوری اسلامی ایران و جنگ مستقیم تلاش کردند. اکنون نیز شرایط بهگونهای شده که فقط آمریکا در برابر ایران قرار دارد. یعنی ما دیگر اسرائیل را در دایره تخاصم و درگیری فعلی نداریم و وضعیت به این تبدیل شده که ایران و آمریکا با یکدیگر میجنگند، مذاکره میکنند یا درگیر تنش و چالش هستند.
موضعگیری امارات درباره جزایر ایرانی اتفاق تازهای نیست
* چرا این سفر در این زمان انجام شد؟ همزمان شاهد بودیم که نماینده امارات در سازمان ملل، ادعاهایی درباره سه جزیره ایران مطرح کرد. آیا این موضوع میتواند با سفر نتانیاهو ارتباط داشته باشد؟
بحث جزایر برای اماراتیها یک بحث اصلی است. این موضوع یکی از محورهای سیاست خارجی آنهاست و همیشه آن را مطرح میکنند. اینکه امروز یا دیروز این بحث را مطرح کردهاند، به این معنی نیست که در این مقطع اتفاق تازهای افتاده است. اکنون مجمع عمومی سازمان ملل است و کشورها در آنجا مواضع کلی خود را مطرح میکنند. امارات هم ادعای مالکیت بر جزایر را همیشه مطرح میکند و مجمع عمومی نیز فرصتی است که این ادعا را بیان کند.
اینکه این موضوع با سفر نتانیاهو همزمان شده، بحث دیگری است. بحث اصلی درباره سفر نتانیاهو، همان موضوعاتی است که عرض کردم؛ یعنی مسائلی که از منظر اسرائیل به روابط این رژیم با منطقه مربوط میشود.
اینکه اماراتیها هم بخواهند از این موضوع سوءاستفاده کنند یا برای خودشان فرصتی ایجاد کنند، بحث دیگری است. اما موضوع جزایر برای امارات موضوعی است که همیشه در مواضع آنها وجود داشته است. در مجمع عمومی نیز نماینده امارات آن را مطرح کرده و هر سال چنین موضعی وجود دارد. بنابراین چیز تازهای نیست.
اینکه نتانیاهو در این مقطع سفر میکند، به همان بحثهای مربوط به اسرائیل و منطقه بازمیگردد.
اسرائیلیها از نظر نظامی مقداری با کاهش فشار مواجه شدهاند. در لبنان، جنگ با حزبالله تا حدی کاهش پیدا کرده و در غزه نیز شرایط مانند گذشته نیست. بنابراین فشار نظامی بر آنها تا حدی کاهش یافته است.
طبیعتاً در چنین شرایطی فشار سیاسی آنها افزایش پیدا میکند تا بتوانند از فرصتی که ایجاد شده برای پیشبرد اهداف خود در منطقه و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.
میان بنسلمان و بنزاید رقابت وجود دارد
* شما به رویارویی امارات و عربستان هم اشاره کردید. ما در جنگ خود با آمریکا و اسرائیل هم شاهد بودیم که عربستان، بهرغم اینکه برخی پایگاههایش در اختیار آمریکا بود و ایران آنجا را هدف قرار داد، موضع متفاوتی نسبت به امارات گرفت. اساساً امارات میخواهد رابطه خود را با ایران چگونه پیش ببرد و چه دورنمایی را دنبال میکند؟
ببینید، تفاوت امارات با عربستان در این است که ظرفیتهای آنها بسیار متفاوت است. عربستان کشوری با تواناییهای بالای انرژی است. این کشور یکی از تولیدکنندگان اصلی انرژی در دنیاست. جمعیت عربستان و وجود دو پایگاه اصلی مسلمانان، یعنی شهرهای مقدس اسلامی، نیز اهمیت ویژهای دارد. اساساً وضعیت عربستان با امارات قابل مقایسه نیست.
امارات و عربستان به هر حال در شرایطی قرار دارند که یک رقابت میان بنسلمان و بنزاید وجود دارد. هرکدام میخواهند نشان دهند ظرفیت این را دارند که با توانایی خود جهان عرب را اداره کنند.
بنسلمان به دلیل همان تواناییهای عربستان که گفتم، این ظرفیت را دارد. بنزاید نیز به دلیل سرمایهگذاریها و تدارکاتی که طی یکی دو دهه گذشته در امارات انجام شده و همچنین روشهای اقتصادی که امارات با دنیا در پیش گرفته، وضعیت اقتصادی خاصی برای این کشور ایجاد کرده که نوعی مقبولیت برای آن در دنیا به وجود آورده است.
اماراتیها میدانند که ظرفیت مقابله با عربستان را ندارند
این رقابت میان دو کشور وجود دارد. البته از قدیم هم وجود داشته است. اما اماراتیها میدانند که ظرفیت مقابله با عربستان را ندارند و نمیتوانند با عربستان وارد تقابل شوند.
به همین دلیل، در موضوع مقابله با جمهوری اسلامی ایران نیز مواضع آنها متفاوت است. موضوعات مختلف را باید در جایگاههای مختلف دید.
امارات تا قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، یکی از شرکای اصلی تجاری ما محسوب میشد. دلیل آن نیز این بود که اولاً نزدیک بود. دبی نیز امکانات اقتصادی و مالی زیادی در اختیار ایرانیان قرار داده بود.
حتی خود اماراتیهایی که علاقهمند به کار با ایران بودند و ایران را میشناختند، از شرایط تحریمی ایران استفادههای سودآوری کردند. شاید اگر اغراق نباشد، بخش زیادی از امارات از همین شرایطی که ما به دلیل تحریمها ناچار بودیم بسیاری از نیازهای خود را از طریق آن تأمین کنیم، منتفع شد.
اماراتیها با آمریکاییها و اروپاییها نیز تعاملاتی داشتند و برای این کارها امتیازاتی گرفته بودند.
یک بخش از امارات، همانطور که مثلاً قطر امتیازاتی را در بخش انرژی و گاز داشت، از این شرایط بهره برد. قطر از منابع مشترک ما استفاده کرد و به کشوری تبدیل شد که امروز است. اینکه حالا ادعای میانجیگری بین ما و آمریکا هم میکند، وارد آن نمیخواهم بشوم.
امارات از رهگذر تحریم ایران سودهای بسیار زیادی برد
اما میخواهم بگویم اماراتیها از رهگذر شرایط تحریمی ما سودهای بسیاری بردند و کشور خودشان را در وضعیت دیگری قرار دادند.
به همین دلیل، همیشه تلاش آنها این بود که با ما به شکل کجدار و مریز رفتار کنند؛ نه با ما درگیر شوند و نه کاملاً تابع شرایط ما باشند.
اما شرایط جنگ و استفاده از پایگاههای آمریکا در امارات برای حمله به ما باعث شد ما نیز به دلیل وجود پایگاههای آمریکایی، امارات را هدف قرار دهیم. در نتیجه، روابط تا حدی از وضعیت قبلی خود تغییر کرد و به سمت تنش و تنشآفرینی رفت.
حتی برخی نهادهای ما را در امارات بستند و ما نیز اقدامات ایذایی علیه امارات انجام دادیم. همه اینها نشان میدهد که روابط ما با امارات، روابط سالمی نیست.
امارات به دنبال بینالمللی کردن موضوع جزایر ایرانی است
علاوه بر همه اینها، بحث جزایر و سه جزیره نیز وجود دارد. البته سه جزیره که نه؛ ابوموسی مهمترین آنهاست. ادعایی که امارات درباره این جزایر دارد، سالهاست ایران و امارات را درگیر کرده و این ادعا همواره محل مناقشه میان ما و آنها بوده است.
اماراتیها بهتدریج به دنبال بینالمللیکردن این موضوع هستند. در شرایط جنگی که با ما داشتند، این مسئله را برای خودشان یک فرصت تلقی کردند تا با توجه به اینکه ما بهزعم خیلیها در وضعیت ضعف قرار داشتیم، تلاش کنند آمریکا یا اسرائیل را قانع کنند که مثلاً جزایر را بر اساس آنچه برخی رسانهها مطرح کرده بودند، پس بگیرند یا اشغال کنند.
چنین بحثهایی مطرح شد. اما آنها میدانستند که این مسئله امکانپذیر نیست. اگر چنین اتفاقی میافتاد، امارات با وضعیت دشواری روبهرو میشد.
بنابراین وضعیت روابط ما و امارات بسیار پیچیده است. حضور ایرانیان در آنجا، فرهنگ خود اماراتیها، علاقهمندی مردم امارات و این واقعیت که امارات از ابتدا ایران را به عنوان یک کشور همسایه میشناخته و با آن روابط نزدیکی داشته، از یک سو وجود دارد.
از سوی دیگر، سردمداران امارات، یعنی آلزیاد و بنزاید و پدرش، برادرهایش و همه خاندان آنها، به دلیل ارتباطاتی که با غرب و دنیای خارج داشتند، نتوانستند بهراحتی با ما کنار بیایند.
پیوستن امارات به پیمان ابراهیم بحران تهران و ابوظبی را تشدید کرد
در نهایت هم مشاهده کردید که امارات یکی از کشورهایی شد که به پیمان ابراهیم پیوست و اسرائیل را به رسمیت شناخت. همین مسئله نیز بحران میان ما و آنها را تشدید کرد.
بنابراین روابط ما با آنها روابط سالمی نیست. با این حال، تلاش ما باید این باشد که نهتنها با امارات، بلکه با عربستان و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز روابط مناسبی داشته باشیم.
این کشورها همسایگان ما هستند. اگر بخواهیم در این منطقه در صلح و امنیت زندگی کنیم، امنیت برای همه خواهد بود و صلح برای همه خواهد بود. اگر هم تنش وجود داشته باشد، طبیعتاً برای همه خواهد بود. به همین دلیل باید روابطمان را با آنها به شکلی معقول عادیسازی و ترمیم کنیم.
امارات از رابطه با ایران منصرف نشده است
* آیا اماراتیها از سودی که فرمودید از همکاری با ایران داشتند، صرفنظر کردهاند و دیگر نمیخواهند به روابط قبلی خود با ایران برگردند؟
اینطور نیست که بگوییم آنها از داشتن رابطه با ایران منصرف شدهاند. آنها میدانند ایران کشور بزرگی، قدرتمند و ثروتمندی است.
درست است که ایران در شرایط جنگی قرار دارد و شرایط متفاوت شده، اما ظرفیت ایران قابل مقایسه با امارات نیست.
امارات برای خودش قائل به این نیست که حتماً با ما در وضعیت تنش و چالش زندگی کند. آنها قطعاً صلح و آرامش را ترجیح میدهند و میدانند مقابله با ما منفعت زیادی برایشان نخواهد داشت. در مقابل، دوستی، صلح و آرامش منافع بیشتری برای آنها خواهد داشت.
اما امنیت برای امارات اهمیت بسیار زیادی دارد. سرمایهگذاریهایی که این کشور انجام داده و امارات را به وضعیت فعلی رسانده، برای آنها مهم است و میخواهند از این سرمایهگذاریها حفاظت کنند.
به همین دلیل، به دنبال این بودهاند که امنیت را از بیرون برای خودشان تأمین کنند. بعد از اینکه با آمریکاییها همراه شدند، اسرائیل را نیز وارد کردند. با فرانسویها کار میکنند و حتی با روسها نیز همکاری دارند.
برای مثال، در جنگ اوکراین هم میخواستند میانجی شوند و میان روسیه و اوکراین نقش ایفا کنند.
امارات رابطه آرام با ایران را ترجیح میدهد
به هر حال، امارات به دنبال این است که شرایطی وجود داشته باشد که منطقه آرام باشد و بتواند در صلح و آرامش زندگی کند.
بنابراین، رابطه آرام با ایران را قطعاً ترجیح میدهد. اما اینکه امارات بخواهد در کنار ایران و در حضور اسرائیل و آمریکا با آرامش زندگی کند، در حالی که این کشورها همواره در جهت ضربهزدن به ایران باشند، مسئلهای سؤالبرانگیز است که امارات باید درباره آن بیشتر فکر کند.