عراقچی با چه پیامی از آمریکا به تهران بازگشت؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شرق، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در حالی وارد مرحلهای تازه شده که رایزنیهای فشرده میان تهران، واشینگتن و میانجیگران منطقهای ادامه دارد، اما همزمان نشانههای روشنی از عبور دو طرف از شکافهای اساسی و رسیدن به نقطهای مشترک دیده نمیشود. همین دوگانگی، فضای کنونی را بیش از آنکه به سمت یک توافق قطعی سوق دهد، در وضعیتی مبهم و شکننده نگه داشته است.
نگرانکنندهتر آن است که در کنار تداوم مسیر دیپلماسی، نشانهها و ارزیابیهایی درباره احتمال تشدید دوباره تنش نظامی نیز مطرح شده و همین وضعیت برخی ناظران را به مقایسه شرایط امروز با مقطع پیش از جنگ ۴۰روزه در بهمن ۱۴۰۴ واداشته است. در آن مقطع هم مذاکرات در جریان بود، اما در نهایت نتوانست مانع ورود مناسبات به مسیر نظامی شود. البته مقایسه این دو برهه، بهتنهایی نمیتواند وقوع سناریویی مشابه را اثبات کند، ولی میتواند هشداری جدی درباره شکنندگی همزمانی «مذاکره و تهدید» باشد.
در چنین شرایطی، شاید بیش از هر زمان دیگری باید میان «امیدواری» و «خوشبینی» تفکیک قائل شد. امیدواری به دیپلماسی، یک ضرورت است. زیرا تا زمانی که کانالهای گفتوگو باز است، امکان کاستن از هزینههای تقابل و یافتن راهی برای مهار بحران وجود دارد. اما امیدواری نباید به خوشبینی درباره میزان شکافها و اراده طرفین برای عبور از آنها تبدیل شود.
آنچه اکنون بیش از هر چیز اهمیت دارد، هوشیاری در برابر این دوگانه است؛ نه میتوان دیپلماسی را از پیش شکستخورده دانست و نه میتوان صرف ادامه مذاکرات را نشانه نزدیکبودن توافق تلقی کرد. در شرایطی که فاصله مواضع همچنان قابل توجه است و همزمان سایه تهدید نظامی سنگینتر شده، خوشبینی بیپایه میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که ناامیدی از دیپلماسی.
بازگشت عراقچی از نیویورک با بسته ترامپ؛ پاسخ به ایران یا پیشنهاد تازه؟
در شرایطی که عباس عراقچی پس از چند روز رایزنی دیپلماتیک در نیویورک به تهران بازگشته، اکنون پرسش اصلی درباره محتوای پیامی است که از سوی واشینگتن و توسط رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان به تهران منتقل شده است؛ آیا آنچه از مسیر میانجیگران به ایران رسیده، پاسخ رسمی آمریکا به بسته پیشنهادی تهران است یا آنکه واشینگتن پس از رد پیشنهاد ایران، ابتکار عمل را در دست گرفته و بستهای جدید را روی میز گذاشته است؟
عراقچی پیش از این تأکید کرده بود تهران منتظر دریافت پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهاد هفتروزه خود است که بر توقف خصومتها، فراهمشدن زمینه برای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و اجرای مجموعهای از تعهدات متقابل استوار شده بود. با این حال، دونالد ترامپ پیشتر اعلام کرده بود که پیشنهاد ایران را رد کرده است؛ هرچند همزمان بر ادامه گفتوگوها تأکید داشت.
اکنون فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در توییت دیروز (چهارشنبه) خود از دریافت پیشنهاد آمریکا خبر داده و اعلام کرده که عراقچی نیز در جلسه هیئت دولت گزارشی درباره این موضوع ارائه کرده است. با این حال، جزئیات متن و ماهیت این پیشنهاد هنوز بهطور رسمی منتشر نشده و همین مسئله، ابهام مهمی را در برابر مذاکرات قرار داده است. در این میان، سخنان محسن رضایی نیز به این ابهام دامن زده است.
دبیر شعام با بیان اینکه شروط ایران به آمریکا منتقل شده و دونالد ترامپ «قادر به تصمیمگیری» نیست، وضعیت واشینگتن را در شرایطی توصیف کرده که نه امکان تصمیمگیری برای مذاکره وجود دارد و نه تصمیم برای ادامه جنگ. با این وصف، هنوز نمیتوان از روی این اظهارات نتیجه گرفت که پیشنهاد ایران رسما کنار گذاشته شده و بستهای کاملا جدید از سوی آمریکا ارائه شده است.
آنچه فعلا روشن است، دریافت بازخورد آمریکا از طرح هفتروزه ایران از مسیر میانجیگران است؛ اما محتوای دقیق این پاسخ و میزان انطباق آن با پیشنهاد تهران همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. اکنون نگاهها به وزارت خارجه و دولت دوخته شده است تا مشخص کنند بسته دریافتشده، پاسخ واشینگتن به پیشنهاد ایران است یا متنی تازه که آمریکا با تغییر دستورکار مذاکرات ارائه کرده است؛ پرسشی که پاسخ آن میتواند تصویر روشنتری از مسیر پیشروی مذاکرات و میزان فاصله دو طرف ارائه دهد.
شکافهای عمیق و میانجیگریهای بیوقفه؛ از دوحه تا واشینگتن
همزمان با بازگشت عراقچی، میانجیگریهای منطقهای برای شکستن بنبست مذاکرات ادامه دارد. قطر در این میان یکی از اصلیترین کانالهای ارتباطی میان تهران و واشینگتن بوده و مقامهای این کشور تلاش کردهاند پیشنهادهایی برای نزدیککردن خواستههای دو طرف ارائه کنند.
طبق گزارش منتشرشده، علی الثوادی، میانجی قطری، روز دوشنبه در نیویورک با عراقچی و تیم ایرانی دیدار کرد و در این نشست درباره یک پیشنهاد سازش دوصفحهای قطر گفتوگو شد. طرح قطر، براساس همین گزارش، تلاش داشت همزمان دو خواسته اصلی طرفین را مورد توجه قرار دهد؛ هم درخواست ایران برای لغو محاصره دریایی آمریکا و هم مطالبه واشینگتن برای دریافت امتیازهای هستهای از تهران. همین دو موضوع اکنون به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در مذاکرات تبدیل شدهاند.
رایزنیهای میانجیگر قطری در ادامه به واشینگتن نیز کشیده شد. الثوادی عصر دوشنبه با جرد کوشنر و دیگر مقامهای آمریکایی دیدار کرد و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز در بخشی از این نشست حضور داشت. کاخ سفید درباره این دیدار توضیحی ارائه نکرد. این تحرکات در شرایطی انجام شد که در ساعات ابتدایی دوشنبه، برخی مقامهای آمریکایی از فضای مثبت مذاکرات سخن میگفتند و مدعی بودند ایران در موضوع هستهای انعطاف نشان داده است. حتی گزارشهایی منتشر شد که ترامپ ممکن است در برابر اقدامات مشخص تهران برای محدودکردن برنامه هستهای، با کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده موافقت کند. اما تنها چند ساعت بعد، ترامپ در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که هیچ پیشنهادی به ایران نداده است.
در همین حال، یک منبع آگاه از مذاکرات گفته روز دوشنبه پیشرفت قابل توجهی حاصل نشده و مذاکرات «گیر کرده است». براساس این روایت، ایران خواستههایی مطرح کرده که آمریکا حاضر به پذیرش آنها نیست و واشینگتن نیز به دلیل ارزیابی خود از وضعیت میدان، ضرورتی برای مصالحه احساس نمیکند. میانجیگریها اما به قطر محدود نمانده است. پاکستان و مصر نیز براساس گزارشهای منتشرشده، ایران را به پذیرش امتیازهای هستهای ترغیب کردهاند. در مقابل، یک منبع آگاه گفته است مقامهای ایرانی تأکید کردهاند تنها پس از بازگشت آمریکا به تفاهم ژوئن حاضر خواهند بود چنین امتیازهایی را بررسی کنند.
بنابراین اختلاف اصلی به ترتیب اقدامات بازمیگردد؛ تهران خواهان اجرای تعهدات اقتصادی و رفع محاصره پیش از ورود به مرحله امتیازات جدید است، در حالی که واشینگتن دریافت امتیاز هستهای را در مرکز روند قرار داده است. باراک راوید، خبرنگار آکسیوس نیز در توصیف وضعیت مذاکرات گفته شکافها میان دو طرف «واقعا عمیق و بزرگ» است و برای ایجاد یک پیشرفت جدی، تلاش میانجیها با دشواری زیادی روبهرو خواهد بود.
در همین حال، سخنگوی وزارت خارجه قطر تأکید کرده کشورش همچنان برای ایجاد زمینه مشترک میان تهران و واشینگتن تلاش میکند و پیامها را میان طرفهای مختلف منتقل خواهد کرد. در این میان، یک مقام ایرانی نیز در گفتوگو با پولیتیکو، مسئله اصلی را روشننبودن موضع ترامپ درباره هدف نهایی مذاکرات دانسته است. به گفته این مقام، دشواری در تشخیص اینکه واشینگتن دقیقا برای چه توافقی آمادگی دارد، روند حرکت از گفتوگوهای سیاسی به سمت تدوین توافق مشخص را پیچیده کرده است.
ونس از «اقدام» میگوید؛ همزمانی پیامهای سیاسی با تحرکات نظامی آمریکا
در طرف آمریکایی، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در تازهترین موضع خود تلاش کرده است چارچوب موردنظر کاخ سفید برای ادامه مذاکرات را توضیح دهد. او گفته ترامپ معتقد است امکان دستیابی به توافق با تهران وجود دارد، اما تحقق آن را به آنچه «رفتار مناسب» ایران خوانده، منوط کرده است. ونس همچنین مدعی است ایران باید به تعهدات خود در قبال آمریکا پایبند باشد.
نکته مهم در سخنان ونس، تأکید او بر مذاکره درباره «اقدامات» به جای «حرفها» است. معاون ترامپ اعلام کرده این اصل، مبنای رویکرد دولت آمریکا در ماههای آینده خواهد بود. این موضع نشان میدهد واشینگتن در کنار ادامه مسیر مذاکره، خواهان دریافت نشانههای عملی و قابل سنجش از سوی تهران است. این موضع در شرایطی بیان شده که اختلافات بر سر پیشنهاد هفتروزه ایران همچنان ادامه دارد.
بر اساس روایت منتشرشده از سوی پولیتیکو، یک مقام دولت ترامپ گفته است واشینگتن به پیشنهاد جدید آتشبس تهران اعتماد ندارد و مقامهای آمریکایی معتقدند ایران در پیشنهاد خود خواستههای زیادی مطرح کرده و در مقابل امتیاز محدودی ارائه داده است.
همزمان با این مواضع دیپلماتیک، گزارشهایی نیز درباره تحرکات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. براساس گزارش هیل که دویچهوله آن را بازتاب داده، ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت» از کلاس نیمیتز روز یکشنبه سندیگو را ترک کرده و قرار است جایگزین ناو «یواساس جورج واشینگتن» شود. جورج واشینگتن ماه گذشته به منطقه تحت مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا اعزام شده بود.
با این حال، در همین گزارش تأکید شده که سخنگوی ناوگان اقیانوس آرام آمریکا گفته است تئودور روزولت در حال انجام عملیات معمول در محدوده عملیاتی ناوگان سوم آمریکاست. بنابراین، خود منبع آمریکایی اعزام این ناو را بهعنوان اقدامی مشخص برای مذاکرات ایران و آمریکا معرفی نکرده است. در کنار تحرکات نظامی، اظهارات مقامهای دو طرف نیز لحن سختی دارد.
در تهران، محمدباقر قالیباف اعلام کرده است ایران در برابر هرگونه تعدی یا ماجراجویی پاسخ خواهد داد و درباره تنگه هرمز نیز مواضع پیشین تهران را تکرار کرده است. او گفته است امنیت منطقه و جریان انرژی از نگاه ایران به یکدیگر مرتبط هستند. در واشینگتن نیز ترامپ در واکنش به گزارشهایی که مدعی ارائه پیشنهاد رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران از سوی او بودند، چنین پیشنهادی را رد کرده است.
این موضع، در کنار گزارشهای مربوط به مذاکرات غیرمستقیم و میانجیگریها، تصویری دوگانه از روند جاری ارائه میدهد؛ از یک سو کانالهای دیپلماتیک همچنان فعال هستند و از سوی دیگر، مواضع رسمی دو طرف و برخی تحرکات نظامی نشان میدهد فضای مذاکره همچنان با فشار و تهدید همراه است.
پرونده هستهای در مرکز اختلاف
در نهایت، بخش مهمی از گسل مذاکرات ایران و آمریکا به پرونده هستهای بازمیگردد که واشینگتن آن را یکی از اولویتهای اصلی خود در مذاکرات معرفی کرده و تهران نیز آن را در چارچوبی مرتبط با تعهدات متقابل و رفع فشارهای اقتصادی دنبال میکند. در همین زمینه، گزارشهای منتشرشده نشان میدهد دو طرف هنوز بر سر ترتیب ورود به این مرحله اختلاف دارند.
طبق گزارش پولیتیکو، مقامهای آمریکایی تلاش دارند تهران را به توافقی برای محدودکردن برنامه هستهای متقاعد کنند. در روایت تهران نیز پیشنهاد هفتروزه بهگونهای طراحی شده که پس از اجرای مجموعهای از تعهدات از سوی آمریکا، امکان ورود مجدد به گفتوگوهای هستهای فراهم شود. به این ترتیب، مسئله فقط میزان محدودیتهای هستهای نیست، بلکه زمانبندی و ترتیب اجرای تعهدات نیز به بخش مهمی از اختلاف تبدیل شده است. در همین فضای دیپلماتیک، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از آمادگی این نهاد برای بازگشت فوری بازرسان به ایران سخن گفته است.
گروسی در مصاحبه با ریانووستی اعلام کرده اگر از آژانس خواسته شود، بازرسان حتی میتوانند از روز بعد فعالیت خود را از سر بگیرند. گروسی همچنین گفته است تیمهای آژانس هماکنون آماده اقدام هستند و این آمادگی صرفا یک موضع نظری نیست. او تأکید کرده که آژانس میداند بازرسان باید به کجا بروند و چه اقداماتی انجام دهند و تیمهای این نهاد آمادگی دارند در کوتاهترین زمان ممکن اعزام شوند.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئله نظارت بر برنامه هستهای ایران یکی از عناصر اصلی هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن خواهد بود. در روایت آمریکایی، محدودکردن برنامه هستهای و ایجاد امکان راستیآزمایی اهمیتی اساسی دارد؛ در مقابل، ایران تأکید دارد که اقدامات هستهای باید در چارچوب توافقی متقابل و همراه با اجرای تعهدات طرف مقابل بررسی شود.
از این منظر، بازگشت احتمالی بازرسان آژانس میتواند یکی از موضوعات عملیاتی مهم در هر روند دیپلماتیک آینده باشد، اما اظهارات گروسی بهخودیخود به معنای توافق ایران و آمریکا یا تصمیم تهران برای پذیرش یک چارچوب جدید نیست. آنچه فعلا از گزارشهای موجود برمیآید، این است که آژانس آمادگی خود را اعلام کرده، در حالی که اصل اختلاف سیاسی میان تهران و واشینگتن همچنان پابرجاست. این موضع در کنار گزارشهای مربوط به درخواست واشینگتن برای امتیازهای هستهای، نشان میدهد پرونده هستهای همچنان در مرکز خواستههای آمریکا قرار دارد.
ایران اما بر اساس روایت منتشرشده از سوی منابع مطلع، خواهان آن است که ابتدا آمریکا به تفاهم ژوئن بازگردد و محاصره دریایی و برخی فشارهای اقتصادی را رفع کند و سپس درباره امتیازهای هستهای جدید گفتوگو شود. همین اختلاف در ترتیب اقدامات، یکی از دلایل اصلی توقف مذاکرات معرفی شده است. در چنین شرایطی، اظهارات گروسی درباره آمادگی فوری آژانس برای بازگشت به ایران، یکی از معدود نشانههای روشن از آمادگی یک نهاد بینالمللی برای ورود عملیاتی به مرحله نظارت و راستیآزمایی است؛ مرحلهای که تحقق آن همچنان به تصمیمهای سیاسی تهران و واشینگتن وابسته خواهد بود.
ترامپ نمیخواهد رفع تحریمها را صرفا برای بازگشایی تنگه هرمز هزینه کند
هدف اصلی او ورود مستقیم به پرونده هستهای است
پیرو گسل فعلی در مذاکرات ایران و آمریکا ناظر بر موضوع هستهای، دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، معتقد است این روزها راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران به تدریج روشنتر میشود. از نگاه او، واشینگتن نمیخواهد امتیاز مهمی مانند رفع تحریمها را صرفا در ازای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کند؛ بهویژه آنکه ترامپ بر این باور است که آمریکا در شرایط کنونی کنترل مؤثری بر این آبراه دارد. بنابراین، هدف اصلی دولت آمریکا حرکت مستقیم به سمت مسئله هستهای ایران و استفاده از گشایشهای اقتصادی بهعنوان اهرمی برای دستیابی به توافقی گستردهتر است.
سیترونوویچ اختلاف اصلی تهران و واشینگتن را در «ترتیب اجرای اقدامات» میداند. بر اساس این تحلیل، ایران خواهان آن است که ابتدا تفاهمهای قبلی با آمریکا اجرا شود؛ ازجمله رفع محاصره دریایی، دسترسی دوباره به داراییهای مسدودشده و درآمدهای نفتی و اجرای تعهدات اقتصادی مندرج در تفاهمهای پیشین. تهران پس از اجرای این اقدامات آمادگی دارد درباره برنامه هستهای خود مذاکره کند.
این تحلیلگر تأکید میکند که چنین موضعی لزوما به معنای مخالفت ایران با دیپلماسی هستهای نیست. به گفته او، مقامهای ایرانی آمادگی خود را برای مذاکره درباره محدودیتهای درخور توجه و بازرسیهای مرتبط با برنامه هستهای و حتی تسریع روند مذاکرات اعلام کردهاند؛ اما از دید تهران، امتیازات هستهای نباید بهایی برای دریافت تعهداتی باشد که واشینگتن پیشتر پذیرفته است.
از این منظر، واشینگتن خواهان دریافت امتیازات هستهای پیش از ارائه گشایش اقتصادی است، در حالی که تهران اجرای تعهدات موجود را مقدمه مذاکرات هستهای میداند. سیترونوویچ در نهایت این پرسش را مطرح میکند که اگر نتیجه جنگ و فشارهای نظامی و اقتصادی، بازگشت به توافقی شامل رفع تحریمها در برابر محدودیتهای قابل راستیآزمایی هستهای باشد، تفاوت بنیادین چنین توافقی با منطق برجام چه خواهد بود.
او میگوید توافق جدید ممکن است جزئیات سختگیرانهتری داشته باشد، اما مبادله اصلی همچنان مشابه خواهد بود؛ یعنی گشایش اقتصادی در برابر محدودیتهای مذاکرهشده و تحت نظارت بر برنامه هستهای ایران. از نظر او، به همین دلیل، ترتیب اقدامات برای ترامپ اهمیت راهبردی دارد؛ زیرا او به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را از نظر ماهوی متفاوت و بلندپروازانهتر از برجام معرفی کند.
تحرکات معنادار اسرائیل در سایه بنبست مذاکرات
در کنار تداوم و تشدید گسل در مذاکرات ایران و آمریکا و همچنین ادامه میانجیگریها، باید به روی دیگر سکه تحولات، یعنی تکاپوهای معنادار و ادعاهای اخیر بنیامین نتانیاهو نیز توجه کرد؛ بهویژه آنکه نخستوزیر اسرائیل در اظهاراتی تازه مدعی شده است که نشانههایی در اختیار دارد که نشان میدهد «دشمنان» اسرائیل ممکن است در آستانه انتخابات، به اراضی کرانه باختری حمله کنند. انتخابات اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود. اظهارات بیبی در شرایطی مطرح شده که فضای منطقه همچنان تحت تأثیر مناقشه ایران و آمریکا و احتمال ازسرگیری درگیریهای نظامی قرار دارد.
اهمیت سخنان نتانیاهو اما صرفا به محتوای آن محدود نمیشود؛ بلکه زمان طرح این ادعا، یعنی در آستانه انتخابات، آن را به یکی از متغیرهای شایان تأمل در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل کرده است.
در ادامه این فضاسازی، شبکه i24NEWS نیز به نقل از منابع اطلاعاتی آمریکا مدعی شده است که واشینگتن با ارزیابی اسرائیل درباره احتمال حمله پیش از انتخابات همنظر است و این ارزیابی، ایران و نیروهای متحد آن در منطقه را نیز در بر میگیرد. این ادعا تاکنون از سوی مقامهای آمریکایی بهطور رسمی تأیید نشده و بنابراین نمیتوان آن را فراتر از یک گزارش مبتنی بر منابع ناشناس تلقی کرد.
در سوی دیگر، تهران نیز پیامهای نظامی خود را با صراحت بیشتری بیان کرده است. محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، اخیرا اعلام کرده که نیروهای مسلح برای رویارویی با هرگونه حمله احتمالی آمادهاند و در صورت احراز یک تهدید قریبالوقوع، امکان انجام عملیات پیشدستانه وجود خواهد داشت. همزمان، انتشار گسترده برخی اخبار در شبکههای اجتماعی درباره خروج فوری اتباع کشورهای اروپایی از ایران نیز به فضای نگرانی دامن زده است؛ با این حال، بررسی هشدارهای رسمی موجود نشان میدهد دستکم در مورد برخی کشورهای اروپایی، توصیههای سفر پیشین همچنان برقرار بوده و الزاما به معنای صدور هشدار جدید نیست. برای نمونه، وزارت خارجه فرانسه همچنان کل ایران را در سطح بالای هشدار سفر قرار داده، اما این توصیه در قالب بهروزرسانی قبلی منتشر شده است.
سفر پرحاشیه به ابوظبی؛ ایران در کانون گفتوگوها
گفتنی است در کنار ادعاهای حاشیهساز نتانیاهو در آستانه انتخابات، بهویژه درباره احتمال حمله پیش از انتخابات، باید به تحرکات و رایزنیهای دیپلماتیک او در روزهای اخیر نیز توجه داشت. دراینباره نخستوزیر اسرائیل در سفری اعلامنشده به ابوظبی، با محمد بنزاید آلنهیان، رئیس امارات متحده عربی، دیدار کرد که بنا بر گزارش منابع اسرائیلی و رسانههای بینالمللی، بخش عمده آن به ایران، تحولات منطقه و همکاریهای امنیتی اختصاص داشته است.
خبر این دیدار ابتدا بهصورت محرمانه دنبال شد و پس از انتشار گزارشهای رسانهای، دفتر نخستوزیری اسرائیل و خبرگزاری رسمی امارات، «وام»، اصل دیدار را تأیید کردند. با این حال، برخلاف سفرهای رسمی معمول، کنفرانس خبری یا عکس مشترکی از دو طرف منتشر نشد و بیانیه مشترکی نیز درباره جزئیات مذاکرات صادر نشد.
گزارش «المانیتور» به نقل از منابع مطلع، دیدار را نتیجه فشارهای سیاسی و دیپلماتیک نتانیاهو برای ملاقات با رئیس امارات توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، سفر پیشتر نیز برای ماه سپتامبر برنامهریزی شده بود، اما در فاصله کوتاهی تا حرکت نتانیاهو لغو شد؛ منابع اماراتی مدعی شدهاند برخلاف توضیح ارائهشده، محمد بنزاید در آن زمان ابوظبی را ترک نکرده بود.
در روایت منتشرشده از سوی «سیانان» نیز یک منبع اسرائیلی مدعی شده است نتانیاهو در این دیدار اطلاعاتی درباره آنچه اسرائیل «ازسرگیری پیشرفت هستهای ایران» میداند، در اختیار رئیس امارات قرار داده است. همین منبع مدعی شده که موضوع ساختوسازهای جدید در سایت موسوم به «کوه کلنگ» و احتمال اقدام نظامی ایران در هفتههای آینده نیز مطرح شده است. این ادعاها در سطح رسانهای و بر اساس گفته منابع ناشناس مطرح شده و در بیانیه رسمی امارات جزئیاتی درباره آنها منتشر نشده است.
روایتهای متناقض درباره حضور کشورهای عربی
ابعاد دیگری از سفر بیبی به امارات پس از انتشار گزارشهایی درباره حضور مقامهای کشورهای عربی در مذاکرات، به موضوع اختلاف روایتها تبدیل شد. شبکه ۱۴ اسرائیل مدعی است نشست دومی با حضور نمایندگانی از چند کشور عربی ازجمله عربستان، مصر، بحرین، کویت، عمان و دیگر کشورها برگزار شده و موضوعاتی مانند مقابله با ایران و انصارالله، همکاری اطلاعاتی و امنیتی و حتی مسیرهای انتقال نفت برای دورزدن تنگه هرمز بررسی شده است.
با این حال، این رسانه برای ادعای خود سند مستقلی ارائه نکرد و کشورهای نامبرده نیز مشارکت خود را تأیید نکردهاند. در همین زمینه، یک مقام ارشد سعودی در گفتوگو با رویترز، گزارشهای مربوط به دیدار مقامهای سعودی و اسرائیلی در جریان سفر نتانیاهو را رد کرد. همزمان، شبکه اردنی «المملکه» به نقل از یک منبع اردنی، ادعای حضور نماینده اردن در این دیدار را «ساختگی و بیاساس» دانست.
این تکذیبها اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا روایت رسانه نزدیک به نتانیاهو از تشکیل یک نشست منطقهای گسترده با روایت رسمی ریاض و اَمان همخوانی ندارد. در عین حال، منابع اسرائیلی گفتهاند گفتوگوها درباره ایران با موضوع تهدید انصارالله در یمن، بابالمندب و تنگه هرمز نیز پیوند داشته است. بر اساس این روایت، همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل با امارات، ازجمله سامانههای رهگیری موشک و پهپاد و تبادل اطلاعات، یکی از زمینههای اصلی گفتوگوها بوده است.
البته المیادین به نقل از منابع آگاه مدعی شد که هدف سفر بنیامین نتانیاهو به امارات، ترغیب ابوظبی به ازسرگیری مشارکت در جنگ عربستان علیه یمن بوده است. بر اساس این گزارش، نتانیاهو در دیدار با محمد بنزاید و با حضور منصور بنزاید، خواستار ارائه حمایت امنیتی، اطلاعاتی و عملیاتی امارات از عربستان شد. در مقابل، قرار است بخشی از نقش منطقهای ابوظبی، ازجمله نفوذ آن در جنوب یمن، از سوی عربستان به رسمیت شناخته شود. همچنین گفته شده منصور بنزاید در سفر به ریاض، پیام نتانیاهو درباره یمن و همکاری منطقهای را به محمد بنسلمان منتقل کرده؛ پیامی که المیادین آن را در راستای زمینهسازی برای تشدید حملات علیه یمن توصیف کرده است.
واکنش تهران و هشدار درباره پیامدهای منطقهای
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به سفر نتانیاهو، حضور نخستوزیر اسرائیل در امارات را محکوم کرد و نسبت به پیامدهای آن هشدار داد. تهران با اشاره به شرایط امنیتی منطقه، حضور مقام ارشد اسرائیلی در یکی از کشورهای عربی را «خطرناک و هشداربرانگیز» توصیف کرد و با تأکید بر تهدیدهای مکرر اسرائیل علیه ایران، از کشورهای منطقه خواست نسبت به پیامدهای این حضور هوشیار باشند. وزارت خارجه ایران همچنین تأکید کرد که امنیت منطقهای «جمعی و تفکیکناپذیر» است و فراهمشدن زمینه برای حضور بازیگرانی که تهران آنها را عامل ناامنی میداند، میتواند به افزایش بیثباتی در غرب آسیا منجر شود.
در این بیانیه از دولتهای منطقه خواسته شده است اجازه ندهند قلمرو کشورهایشان به بستری برای اقدامات بیثباتکننده علیه دیگر کشورهای منطقه تبدیل شود. در مجموع، سفر نتانیاهو به ابوظبی در شرایطی انجام شد که از یک سو موضوع ایران و همکاریهای امنیتی منطقهای در مرکز گفتوگوها قرار داشت و از سوی دیگر، درباره سطح واقعی مشارکت کشورهای عربی در این رایزنیها اختلاف روایت وجود دارد. تأیید رسمی دیدار از سوی امارات، در کنار تکذیب حضور مقامهای عربستان و اردن، نشان میدهد که بخش درخور توجهی از جزئیات مطرحشده همچنان در سطح ادعاهای رسانهای باقی مانده است.
از منظر سیاسی نیز زمانبندی سفر، یک ماه پیش از انتخابات اسرائیل، به گزارشهای رسانهای درباره تلاش نتانیاهو برای نمایش روابط منطقهای و کاهش تصویر انزوای دیپلماتیک او ابعاد انتخاباتی داده است؛ برداشتی که در گزارشهای منابع اسرائیلی نیز مطرح شده است. حالا باید دید مجموعه این مواضع و تحرکات نتانیاهو، در کنار فضای شکننده و پرابهام حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا، در روزهای پیشرو چه مسیری را رقم خواهد زد؛ آیا همچنان میتوان به دیپلماسی و امکان گشایش در مسیر مذاکرات امیدوار بود یا آنکه تداوم این تنشها سرانجام منطقه را بار دیگر به سوی دور تازهای از رویارویی و جنگ سوق خواهد داد؟
ارسال نظر