دولت سردرگم، حاصل نبود سازمان مدیریت
عرفان مردانی: چند روز پیش اخباری مبنی بر انصراف دولت از احیای سازمان مدیریت و برنامه منتشر شد که معاون برنامهریزی و نظارت ریاست جمهوری آن را تایید نکرد. در این مورد علینقی مشایخی، استاد دانشگاه صنعتی شریف نیز بر احیای سازمان مدیریت تاکید میکند و میگوید: بنابر وسعت و گسترش حجم دولت، به این سازمان برنامهریز نیاز است. مشروح این گفتوگوی «اقتصادنیوز» با وی را میخوانید:![]()
*به نظر شما کارایی سازمان مدیریت و برنامهریزی در ساختار تشکیلاتی دولت چیست؟
سازمان برنامه و بودجه باید به عنوان یک مجموعه کارشناسی باشد که چندین عملکرد ویژه را به ساختار دولت اضافه میکند. برای مدیریت کشور انجام عملیات سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور لازم است. طراحی سیاستها، نهادها و روشهایی که اقتصاد را به گردش درآورد، نهادسازی و سیاستگذاری برای توسعه کشور از جمله نیازهای ضروری مدیریت کشور است. بدون داشتن و طراحی سیاستهای مناسب در حوزههای مختلف پولی، مالی و نهادی این کشور را نمیتوان به خوبی اداره کرد و سیاستها را به پیش برد.
باید یک مجموعهای از روشها، سیاستها و قواعدی باشد که در آن فضا، اولا قواعدی برای محیط کسبوکار تنظیم شود و دوم جهتگیری منطقی متناسب با امکانات و مزایای آنها به کل کشور بدهد. اگر دولتی بخواهد کشور را بهدرستی مدیریت کند، به عنوان اولین عملکرد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور این نکته را به صورت جدی باید بپذیرد.
دومین عملکردی که از این سازمان انتظار میرود، برای خود سازمان دولت، تهیه یک برنامه پنج ساله است. دولت منابعی را از طریق مالیاتها و نفت دریافت میکند و خدماتی را باید در مقابل انجام دهد. این خدمات ابعادش چیست؟ اولویتها کدام است؟ چگونه باید توسعه پیدا کند؟ این سوالات کلیدی مثل هر سازمان بزرگی دیگری در مقابل دولت است که نیاز به یک برنامهریزی برای خود تشکیلات دولت را قطعی میکند و نقشی که دولت باید در اقتصاد ایفا کند را بیشتر به گوش متبادر میسازد. این نوع برنامهریزی به کلی با برنامهریزی برای کل اقتصاد متفاوت است. تشکیلات دولت وسیع است و منابع زیادی را مصرف میکند. مدیریت کشور از بابت همین وسعت تشکیلات یک برنامهای را میخواهد، مثل برنامه پنج ساله که جهتگیری این تشکیلات وسیع، اولویتها، منابع و این مسایل در آن برنامهریزی مشخص میشود. دولت مثل هر سازمان بزرگ دیگری اگر برنامه میان مدت نداشته باشد دچار سردرگمی خواهد شد. اینهم عملکرد گریزناپذیر دیگر این سازمان است.
عملکرد سوم این سازمان بودجهریزی است. حالا آن برنامه پنج ساله که برای تشکیلات دولت تنظیم میشود چگونه در قالب برنامههای یک ساله درآید و چطور به تخصیص منابع و پول بیانجامد؟ یگانه پاسخی که میتوان برای این مساله طرح کرد سازمان خوش نامی است که در دولت گذشته مورد بیمهری قرار گرفت و نخبگان جامعه به انتظار اقدام اصلاحی دولت در این زمینه هستند.
عملکرد چهارم نظارت و ارزیابی است، آنهم از چند جهت. یکی نظارت بر تشکیلات دولت، چگونگی هزینه منابع و توسعه زیربناها در مقایسه با پولی که برای آن در نظر گرفته شده است. این نظارت و ارزیابی باعث میشود، دولت یک گزارش عملکردی از آنچه انجام شده است، بگیرد. ممکن است تخصیصهای برنامه ناکارامد باشد، ممکن است نیروی انسانی در نظر گرفته شده برای دولت دچار مشکل باشد، ممکن است برای جبران ناکارآمدیهای برنامه تصمیمات اصلاحی بگیرد، ولی به هر حال کنترل و ارزیابی آنچه که اتفاق افتاده با آنچه برنامهریزی و هدفگذاری شده، ضرورت مدیریت درست یک مجموعه است.
نظارت و ارزیابی فقط منحصر به خود تشکیلات دولت نیست. دولت نیاز دارد ببیند آن سیاستها و فرایندها که برای توسعه کشور تنظیم کرده یا آن توسعه که مد نظر داشته، در حال انجام است، اگر نه چه چالشهایی است که دولت با آن درگیر است و چه تغییراتی باید در نهادها و سیاستها بهوجود بیاورد.
*بسیاری از معاونت راهبردی و نظارت ریاستجمهوری به عنوان بدیل این سازمان یاد میکنند.
این چند عملکرد در یک سازمان و در دستگاه کارشناسی باید انجام شود. حالا با هر اسمی و نامی. میخواهند بگویند سازمان برنامه و بودجه یا میخواهند بگویند معاونت نظارت راهبردی یا هرچه دیگر. مهم نفس انجام این کارهاست. اگر این کارها انجام نشود، کشور به سختی سرو سامان پیدا میکند. خلاصه در صورت احیا نشدن سازمان با رویکردهایی که گفته شد فرایند کارهای انجام گرفته و کارهایی که قرار است در آینده انجام شود، با مشکلاتی انجام میشود.
مهم این است که متوجه باشیم چگونه دولت آن چهار عملکرد را پوشش میدهد و سازوکار ترتیب دادن به آنها چگونه است. دولت اگر بتواند با نیروی کارشناسی قوی و مطلوب، یک سازمانی بهوجود آورد که نیازهای کشور را برآورده سازد، مورد وثوق کارشناسان و نخبگان قرار خواهد گرفت و بسیاری از مشکلاتی که در یک دهه اخیر داشتیم، مرتفع خواهد شد.
* به نظر دولت به کارایی این سازمان باوری ندارد و بهجای پرداختن به برنامههای پنج ساله به برنامههای لغزان یا یکی دوساله روی آورده است؟
از نظر من دولت برای مدیریت تشکیلات خودش به برنامه پنج ساله نیازمند است. طراحی سیاستها و نهادهایی که کشور را جلو ببرد لازم است. بنابراین وقتیکه میگوییم برنامه لازم نیست باید دید مرادمان از برنامه چیست؟ آیا میگوییم یک سازمان اجرایی بزرگی به حجم دولت برای خودش برنامه نمیخواهد. مثلا آموزش پرورش ابعادش چقدر است؟ دانش آموزش و معلمی که نیاز دارد چقدر است؟ در شبکه بهداشت، دولت چه برنامههایی دارد؟ یا دیگر دستگاهها به همین صورت. این سوالات را چه کسی باید پاسخ دهد؟ برنامه و برنامهریزی برای ساختار فعلی اقتصاد ایران لازم است.
*برنامه ششم توسعه در حال تنظیم است. با توجه به اهمیت این برنامه و شرایطی که در آن قرار داریم دولت با چه ساختاری به تنظیم این برنامه خواهد پرداخت؟
اطلاعی از ساختار دولت برای تنظیم این برنامه ندارم، اما باید دید که چه برنامهای هم میخواهند بنویسند. اگر آنها بخواهند برنامهای بنویسند که آن برنامه، تخصیص کلان منابع باشد این جای بحث ندارد، اما اگر بخواهند برنامه پنج ساله را برای تشکیلات دولت بگذارند آن لازم است. البته من خبر ندارم این برنامه با چه هدف و محتوایی است و آیا آن چند نوع عملکرد را در خود دارد یا خیر. باید قدری آن چند عملکردی که برای برنامهریزی در ایران به آن اشاره کردم را تبیین و مشخص کنیم منظور از برنامه چیست.
*برخی تحلیلها از جانشینی ستاد هماهنگیهای اقتصادی دولت بهجای سازمان مدیریت و برنامهریزی میگویند؟
البته این هم خوب نیست که در دولت یک گروهی فکر کنند که برنامه میخواهند و یک گروهی دیگر فکر کنند که به برنامه نیازی ندارند و در آخر هم معلوم نباشد، که موضع دولت چیست. یک اتلاف وقت، منابع و سردرگمی بهوجود میآید که به نظر من در اسرع فرصت باید این را تبیین کنند.
اینهم که یک ستادی جای آن سازمان با آن عملکرد چند گانه مورد اشاره به وجود آورند و بگویند که این ستاد همان کارهای سازمان برنامه را انجام خواهد داد به کلی غلط است. دولت برای آنکه کار سازمانی انجام دهد، دقیقا نیاز به سازمان و سازماندهی دارد. تشکیلات ستاد با سازمان متفاوت است، به علاوه در شرایطی هستیم که بیش از گذشته به این مساله و مفاهیم باید توجه کرد.