قیمت بالای گاز صادراتی ایران به ترکیه/تلاش ایران برای ورود به بازار LNG باوجود اشباع بازار
الهام حسنزاده، دانشآموخته دکترای حقوق نفت و گاز از انگلستان و فلوشیپ موسسه انرژی آکسفورد، معتقد است چشم انداز ایران برای حضور در بازار LNG به دلیل اشباع بازار چندان روشن نیست و قراردادهای صادرات گاز از طریق خط لوله نیز با موانع قیمتی و امنیتی مواجه هستند.
به گزارش اقتصادنیوز، او همچنین به قیمت بالای گازصادراتی ایران به ترکیه اشاره می کند و می افزاید رای داوری درباره شکایت ترکیه ممکن است برای ایران چندان دلپذیر نباشد. حسنزاده، مدیرعامل شرکت مشاوره نفت و گاز Energy Pioneers، در گفت و گو با تجارت فردا میگوید به دلیل قیمت بالای گاز صادراتی به ترکیه، توافق بر سر هر قیمتی پایینتر از آن با مخالفتهای داخلی مواجه خواهد شد که در نهایت ممکن است به همین دلیل قراردادها به سرانجام نرسند.
بخشهایی از گفتوگوی الهام حسنزاده با تجارت فردا را در ادامه میخوانید:
*نمیتوان قرارداد با یک کشور خاص را به عنوان مبنا (Benchmark) در نظر گرفت و بعد قیمت هر قراردادی را با آن مقایسه کرد. قیمت 490 دلار در هزار مترمکعب برای صادرات گاز ایران به ترکیه بسیار بالاست و ایران با خوششانسی توانست چنین قراردادی را منعقد کند. این قیمت تقریباً معادل 18 دلار در هر میلیون BTU است؛ در حالی که قیمت گاز در هنریهاب آمریکا حدود 5/2 دلار است. در ژاپن که همواره به عنوان گرانترین واردکننده انرژی دنیا شناخته میشود، قیمت گاز حدود یکسوم رقم صادرات ایران به ترکیه است.
*روزگاری قیمت نفت 120 دلار بود و الان به کمتر از 30 دلار رسیده است. قیمت گاز نیز باید مثل نفت منعکسکننده عرضه و تقاضا باشد و هزینه فرصت را نیز لحاظ کند. طراحی چنین فرمولهایی دشوار نیست و هماکنون در کشورهای دیگر اجرا میشود. اما باید این واقعیت بازار را پذیرفت که ورود به فعالیت تجاری، روزی با برد همراه است و روز دیگری منجر به باخت میشود. نه بردن به معنای شاهکار است و نه باختن به معنای بر باد دادن منافع ملی.
*در عراق نیز مانند افغانستان مساله گاز استراتژیک است. هرقدر برای امنیت عراق تلاش کنیم، در نهایت منافع آن به ایران نیز بازخواهد گشت. مسیر صادرات گاز به عراق مشخص شده و دو انشعاب از خط لوله سراسری ششم به سمت بصره و دیاله کشیده شده است. اما به دلیل حضور داعش در استان دیاله، گازی به عراق صادر نمیشود. اما این تنها بخشی از دلیل عدم صادرات گاز به عراق است و ماجرا مثل همیشه به قیمت مربوط میشود. متاسفانه برخی در داخل، تمامی قیمتها از جمله قیمت صادرات گاز به عراق را، با قیمت صادرات گاز به ترکیه میسنجند. اگر فردی واقعیات امروز بازار را بپذیرد و قراردادی را با قیمتی پایینتر از صادرات گاز به ترکیه منعقد کند، باید در داخل کشور جوابگو باشد.
*همین الان هم ترکیه علیه ایران اقامه دعوا کرده و گفته است که ایران به عنوان یک تامینکننده گاز قابل اتکا نیست و علاوه بر این، خواستار بازنگری در قیمتها نیز هستند که مذاکرات مربوط به آن ادامه دارد. با توجه به سقوط قیمت نفت و ثابت باقی ماندن قیمت گاز صادراتی به ترکیه، که قیمت بسیار بالایی هم هست، احتمالاً رای داوری برای ایران چندان دلپذیر نخواهد بود.
*تیم مذاکرهکننده عمانی در مقابل مبانی و منطق قیمتگذاری ایران سردرگم شده است. در شرایطی به قیمت گاز صادراتی به ترکیه اشاره میشود که ایران با فرض صادرات سالانه 10 میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه، نخواهد توانست در شرایط کنونی حتی یک مترمکعب دیگر به آن بیفزاید؛ چرا که اصولاً ترکیه گاز را با چنین قیمت بالایی دیگر نخواهد خرید. این را مسوولان باتجربه صنعت گاز ایران میدانند. آنها با جزییات فرمولهای قیمتگذاری و معادلات جهانی گاز آشنایی کامل دارند؛ اما در عمل نمیتوانند کاری از پیش ببرند و به اصطلاح دستشان بسته است. چرا؟ چون باید هزینههای سیاسی بالایی را بپردازند. اگر گاز را یک دلار زیر قیمت صادراتی به ترکیه بفروشند، برخی از جریانات داخل کشور آنها را به فروش منافع ملی متهم میکنند. این در حالی است که منافع ملی به معنایی که جریانات مورد اشاره تصور میکنند، اصلاً وجود خارجی ندارد.
*خط لوله صلح را باید تمامشده در نظر گرفت. لااقل من چشماندازی برای احداث آن متصور نیستم . حتی پاکستان هم بعید است از ایران گازی خریداری کند. احتمال صادرات LNG به پاکستان به مراتب بیشتر است. البته نه LNG که شاید چند سال بعد از پروژه «ایران LNG» صادر شود. بهترین شرایط برای پاکستان، خرید LNG به صورت تکمحموله خواهد بود.
*از شرق آفریقا و استرالیا به اندازه کافی LNG به بازار وارد میشود. به تازگی نیز خبر جالبی درباره صادرات محموله LNG از آمریکا مطرح شد. یک شرکت فرانسوی فعال در آمریکا که قصد داشت محمولههای LNG صادر کند و به عنوان نخستین صادرکننده از این کشور شناخته شود، اعلام کرد تاخیر زیادی در صادرات نخستین محموله خواهد داشت. اخباری از این دست میتوانند تا حد زیادی نشاندهنده پایین بودن قیمت گاز در بازار باشند؛ آنقدر پایین که ممکن است هزینه انتقال گاز با کشتی تقریباً به اندازه درآمد صادرات باشد. اگر قدری به این واقعیات توجه کنیم، متوجه میشویم بحث LNG در ایران به صورت اغراقآمیزی مطرح شده است و بعضاً مرثیهسراییهایی میشود که از واقعیات بازار به دور است. توجیه اقتصادی برای ورود LNG پروژههای جدید به بازار وجود ندارد.
*هزینههای سرمایهای (CAPEX) پروژهها نیز به مراتب افزایش پیدا کرده است. یک پروژه هشت میلیون تُنی LNG که روزگاری هزینههای لازم برای آن 15 میلیارد دلار تخمین زده میشد، اکنون با 35 میلیارد دلار در استرالیا به پایان میرسد. البته قرار نیست دولت چنین هزینههایی را انجام دهد و باید برای چنین پروژههایی به دنبال سرمایهگذاری خارجی بود. اما حتی اگر فرض کنیم پیشنهاد مشارکت در چنین پروژهای به کنسرسیومی با رهبری شل یا بریتیش پترولیوم ارائه شود، آنها نخواهند پذیرفت؛ چرا که چشمانداز مناسبی برای تولید LNG وجود ندارد. اگر روزگاری توتال، پتروناس و میتسوبیشی برای پروژههای LNG ایران پیشگام میشدند، چشمانداز خوبی برای صادرات LNG میدیدند.
*ایران LNG به عنوان یک پروژه ملی در نظر گرفته میشود و در نتیجه با توجه به اینکه حدود 40، 50 درصد آن باقی مانده است، احتمالاً تا دو سال آینده با تامین تجهیزات از شرکتهای خارجی و از جمله لینده، به پایان خواهد رسید. چهار تا پنج سال ممکن است قدری اشباع بازار کمتر شود و تقاضا افزایش پیدا کند تا در نتیجه کمی جا برای ایران باز شود. تکمیل پروژه ایران LNG اگر در ادامه هزینه اضافی نداشته باشد و ایران بتواند یک شریک خارجی پیدا کند، ممکن است توجیهپذیر باشد. با ایران LNG باید مدارا کرد، ولی تعریف پروژه دیگری جز آن فاقد توجیه است.
*خاورمیانه تشنه گاز است و کشورهای منطقه ارزش گاز را متوجه شدهاند. در دنیا نیز به دلیل مسائل زیستمحیطی، رویکرد از نفت به سمت گاز در حال تغییر است که در نتیجه تقاضای آن با افزایش بیشتری مواجه خواهد شد که ایران میتواند بهرهبرداری دوچندانی از آن کند. با صادرات میتوان حتی کشوری مثل عربستان را که منابع گاز کافی در اختیار ندارد، به خود وابسته کرد. قرار نیست وابستگی عربستان به گاز ایران، فرصتی برای بستن شیر گاز در اوج دوران نیاز باشد. این وابستگی میتواند موجب بهبود روابط اقتصادی دو طرف شود که در نهایت به افزایش روابط و چانهزنیهای دیپلماتیک نیز بینجامد. من صرفاً به این روابط تجاری و دیپلماتیک توجه دارم و نه چیز دیگری.
متن کامل این گفت و گو را در شماره 165 تجارت فردا که شنبه اخیر منتشر شده است، بخوانید.