ماجرای سیاه نمایی ایرج ندیمی
روزنامه شرق ( امروز 2 آذر ماه ) در ستون جدید خود با عنوان «وقایع پارلمانیه» که خاطرات نمایندگان مجلس را از دوران نمایندگی منعکس میکند، خاطرهای از ایرج ندیمی، نایب اول کمیسیون اقتصادی مجلس منتشر کرده است که متن کامل خاطره این نماینده مجلس در ادامه می آید:
وقتی به دورانی که از عمرم در مجالس مختلف کشور گذشته است مینگرم متوجه این موضوع میشوم که هر مجلسی که در آن حضور داشتهام برایم پر از تجربه و درسهای آموزندهای بوده است. حال در بعضی از مجلسها به عنوان نماینده حضور داشتهام و در بعضی دیگر به عنوان نماینده وزار یا نماینده پارلمانی. البته هر کدام از مجالس با یکدیگر متفاوت بودهاند و فضای خاصی بر آنها حاکم بوده است. از مجالس مختلفی که در آنها حضور داشتهام میتوانم خاطرات و نکات جالبی را به یاد بیاورم و بیان کنم. برای مثال در مجلس ششم با آن همه مباحثی که در تاریخ این مرز و بوم ثبت شد و البته جنجالهایی که پیرامون مجلس ششم به وجود آمد که هم فضای درون مجلس را تحت تاثیر خود قرار داد و هم فضای بیرون مجلس را، بنده نیز به عنوان عضو فراکسیون اصلاح طلبان حضور داشتم و ذهنم پر از داستانها و خاطراتی است که در آن دوران به وجود آمد. یا حتی در مجلس هفتم با وجود تمام اتفاقاتی که برای تصمیمات اساسی گرفته شد.
اگر بخواهم از خاطرات دوران نمایندگیام در مجالس ششم یا هفتم بگویم، ترجیح میدهم از خاطرات تخصصیتر و البته خاطراتی که در سرنوشت و زندگی مردم تاثیر گذار بوده است صحبت کنم. برای مثال، در مجلس هفتم جزو افرادی بودم که در اصلاح ماده ۳ قانون برنامه چهارم توسعه به سختی مقابل افرادی که اصرار داشتند تا ماده ۳ را به اصطلاح خودشان اصلاح کنند و قیمتها را به یک سال قبل از آن برگردانند ایستادگی کردم. کاملا به یاد دارم به دوستانی که مدافع این مسئله بودند تذکر دادم که با این کار شما نه تنها به مردم کمک نمیکنید بلکه مردم را متضرر میکنید. به دوستانی که در آن زمان در مجلس هفتم خیلی در تلاش بودند تا این اتفاق بیافتد و در حال حاضر هم بعضی از آنها در مجلس نهم حضور دارند، تذکر میدادم که در آینده از این کار خود پشیمان میشوید. حال شاید برای شما سوال پیش بیاید که چرا؟ مگر میشود مردم از بازگرداندن قیمت اجناس به یک سال قبلش متضرر شود؟ بله. چرا که در ظاهر قیمتهای اجناس را به یک سال قبل بر گردانده میشود اما در عمل این کار باعث میشد که بسیاری از شرکتها زیان ده شوند و ضررهای هنگفتی متوجه آنها شود.
خیلی از مردم خوشحال بودند که این اتفاق میخواهد بیافتد اما این خوشحالی کوتاه مدت و فقط مربوط به ظاهر ماجرا میشد. بنده در آن زمان خیلی گفتم و تکرار کردم که این شرکتها از بودجه عمومی قرار است استفاده نکنند و قرار بر این است که درآمدزا باشند. میگفتم اگر شرکتهای خدمات رسانی مانند شرکتهای توزیع آب و برق در آینده متضرر شوند تقصیر با افرادی است که سرسختانه از این طرح حمایت میکنند.
بارها در مجلس به دوستانی که مدافع این طرح بودند توضیح و تذکر دادم که شما ظاهرا به نفع مردم عمل میکنید اما در عمل و در میان مدت و بلند مدت هم شرکتها را زیان ده میکنید و هم در آینده باعث میشود که شرکتها نتوانند مانند گذشته به مردم خدمات دهی کنند و مردم هم از این موضوع ضرر میبینند. متاسفانه دوستانی که در حال حاضر هم در مجلس نهم مشغول به فعالیت هستند، در آن دوره با حرارت از اینکه میخواهند قیمتها را ارزان کنند و به نفع مردم کار کنند، دفاع میکردند، که خوب با تلاش ها و پیگیری آنها ماده ۳ قانون برنامه چهارم اصلاح شد و چندی بعد که گذشت متوجه شدند که این اصلاح برای کشور و مردم نقاط ضرر زیادی داشت که ذکر نقاط ضعف آن در این یادداشت نمیگنجد.
به هر حال این روزها با افرادی که زمانی مدافع اصلاح بودند و با حرارت از این طرح دفاع میکردند، روبرو میشوم عملا نمیتوانند از آن تصمیم دفاع کنند، البته ممکن است راه فراری انتخاب کنند ولی آثار آن تصمیم اشتباه باید کاملا آنها را اقناع کرده باشد که تصمیم عجولانه، سیاسی و انتخاباتی بوده است. بهتر است اسمی از آن افراد نبرم ولی افرادی که اکنون بعضی از آنها در کمیسیون بودجه مجلس نهم مشغول فعالیت هستند و اگر برایتان خیلی جالب است که بدانید چه افرادی بودهاند کافی است به مشروح مذاکرات مجلس در آن زمان رجوع کنید تا متوجه شوید چه افرادی بودهاند.
به هر حال، این موضوع متاسفانه جزو خاطرات ناخوشایندی بود که من از دوره کاری خود داشتم اما به هر حال نکته و تجربهای برای زندگیام بود. یا خاطرهای دیگری از مجلس هفتم که مربوط میشود به طرحی که در آن زمان ارائه دادم و مربوط به حساب ذخیره ارزی می شد. در آن زمان معتقد بودم که حساب ذخیره ارزی تا وقتی وجود دارد درآمد صرف سرمایه گذاری نمیشود. با این توضیح این طرح را دو فوریتی اعلام کردیم که حساب را تبدیل به صندوق کنیم. اما در مجلس باز هم از طرف عدهای مقاومت شد و متاسفانه کمتر از ۱۰۰ یا ۹۹ نفر به این طرح رای مثبت ندادند، در حالی که یک یا دو سال بعد تحت تاثیر سیاستهای ابلاغی، صندوق توسعه ملی درست شد.
در حالی که اگر همان زمانی که من این طرح را پیشنهاد دادم، حساب تبدیل به صندوق شده بود، این همه درآمد نفتی صرف هزینههای جاری نمیشد و ما میتوانستیم در راستای مباحث مربوط به نگهداشت و جهت دهی منابع نفتی و میعانات گازی و مانند آن زودتر و البته بهتر عمل کنیم. متاسفانه به علت نگاه سیاسی به امور کشور ، برخی از افراد در آن زمان با ما هم اندیشی نکردند و بنده به عنوان طراح این طرح در اواخر مجلس هفتم نتوانستم بیشتر از ۹۹ یا ۱۰۰ نفر را قانع کنم که به این طرح رای مثبت بدهند. در حالی که این تصمیم دو سه سال بعد جزو سیاستهای کشور شد که در حال حاضر به عنوان صندوق توسعه ملی وجود دارد.
من در آن زمان میگفتم حساب به این معنا است که برگشت پذیر نیست، اما اگر حساب تبدیل به صندوق شود، الزامات برگشت باعث میشود که چشم داشت به این درامد ارزی کمتر شود. که به هر حال این هم گذشت و به خاطرات و تجربیات ما افزوده شد. اما در مجلس نهم که در حال حاضر در آن مشغول به فعالیت هستم بهتر است ابتدا یکی از خاطراتم را بیان کنم و بعد نقدی هم به فضای فعلی ایجاد شده بین دولت و مجلس داشته باشم.
از جمله خاطراتی که در رابطه با مجلس نهم میتوانم بگویم در رابطه با نطقهایم است. نطقهای بنده بیشتر جنبه مردمی و اقتصادی دارد. اما در یکی از نطق هایی که در صحن علنی مجلس انجام دادم از سوی برخی از نمایندههای خاص مورد تذکر قرار گرفتم. این نطق متنی بود تحت عنوان مردم میپرسند. بعد از انجام این نطق یکی از سران جریان اصولگرایان که بعدا در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری در دفاع از اندیشهای که بنده مطرح کرده بودم در باب کاندیداتوری صحبت میکرد، من را متهم به سیاه نمایی کرد. من در نطق خود که قبل از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم در مجلس انجام داده بودم، در آن مطرح کرده بودم که مردم از ما میپرسند این مجلس برای تورم و بیکاری چه فکری کرده؟ یا چه برنامهای دارد؟ یا به جای اینکه صرفا در مقابل قوای مجریه ایستادگی کند، خودش چه گامهایی برای اصلاح امور و بهبود شرایط کشور برداشته است؟ و از این جنس صحبتها بود که خیلی طرفدار پیدا کرد. و البته ادبیات آن متن توسط بعضی از کاندیداها در جریان میزگردهای انتخاباتی به کار گرفته شد.
بعدها یکی از همان افرادی که در دفاع از کاندیدایی خاص صحبت کرده بود به من نامه نوشت که شما در صحبتهایتان و متنی که آن را منتشر کردهاید سیاه نمایی کردهاید، چندی بعد من آن شخص را جایی دیدم و به ایشان گفتم عیب ما این است که ما زودتر از شما حرفها را میزنیم و جسارت داریم که مطالب را بیان کنیم ولی شما سکوت میکنید و صبر میکنید تا زمان انتخابات و برای دفاع از کاندیدای مورد نظرتان همان حرفها یا شبیه به آن حرف ها را بزنید. ایشان برای واکنش به صحبتهای من حرفی نداشت و سکوت کرد. و سکوتش خیلی طبیعی است چرا که در این زمان ممکن است بسیاری از آدمها سکوت کنند یا لبخندی بزنند. خوشبختانه متن صحبتهای من در مجلس تحت عنوان مردم میپرسند موجود است و میتوان به راحتی به آن دسترسی پیدا کرد. و همچنین متن صحبتهای دوستان هم در رادیو تلویزیون موجود است و قابل انکار است.
اما در رابطه با یکی از نقدهای مهمی که به رابطه دولت و مجلس دارم و خوب است که در این یادداشت به آن اشاره کنم این است که به نظرم تصمیمات نمایندگان در مجلس از جنسهای مختلفی است. بنده بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم نظرم این بود که نمایندگان مجلس اگر در مقابل پیشنهادات دولت یازدهم موضع بگیرند و مخالفتهای سخت و سیاسی کنند، ضرر اصلی متوجه خود مجلس میشود چرا که به هر صورت مجلس اگر با دولت منتخب که مثل همه دولتهای دیگر باید مورد حمایت قرار بگیرد بخواهد با دولت همراه و همدل نباشد قطعا ضررهای این مخالفتها متوجه مجلس و نمایندگان آن میشود. به تعبیر دیگر ما تا زمان رای گیری برای انتخابات ریاست جمهوری، جدال و رقابت انتخاباتی داریم اما پس از اعلام و انتخاب ریاست جمهوری وظیفهای دیگری پیدا میکنیم.
متاسفانه بعضی از افراد در مجلس با این نظر هم سو نیستند و معتقدند که همیشه مرغ یک پا دارد و به اصطلاح خودشان حرف مرد همیشه یکی است. در حالی که دموکراسی و مردم سالاری دینی ایجاب میکند که ما به انتخاب مردم احترام بگذاریم یعنی همانطور که به افکار یکدیگر احترام میگذاریم باید به انتخاب مردم هم احترام بگذاریم. احترام به این معنا که هر دولتی که با رای اکثر مردم و تنفیذ مقام معظم رهبری روی کار میآید، باید مورد حمایت قرار بگیرد و نباید چوب لای چرخ کارهای دولت گذاشته شود و مشکل برای دولت ایجاد کرد. به هر حال این موضوع تا امروز از سوی برخی از افراد پذیرفته نشده است.
کمبودها ناخواسته به اسم مجلس نوشته میشود در حالی که به هر صورت جدالهای سر انتخاب وزرا هزینهای به مجلس تحمیل کرد، در صورتی که میشد این جدالها را مدیریت کرد و مقداری با دولت همراه شد. خود بنده در مجلس نهم در مواردی به رئیس جمهور و معاونین ایشان اعلام کردم که بخشی از مشکلات بین مجلس و دولت مربوط به نمایندگان مجلس است و در بخشی هم دولت مقصر است. به این شکل که یا رابطین دولت با مجلس توانایی یا انگیزه لازم را ندارند یا وظیفهشان را به درستی انجام نمیدهند. یعنی بسیاری از سرعت گیرهایی که رابطین باید بین مجلس و دولت ایجاد کنند که این سرعت گیرها مانع از درگیری دولت و مجلس شود یا تعاملاتی ایجاد کند، ضعیف عمل می کند و یا در احداث اینها دچار ضعف هستند. بسیاری از معاونین پارلمانی دولت از جهت توانایی و انگیزه دچار مشکل هستند و نمیتوانند در مقام معرفی وزار، حفط یا استیضاح آنها وظایف خودشان را به درستی انجام دهند. مجموعه دولت نباید چنین فکر کند که همه کارها و رابطهها به عهده نمایندگان مجلس است. خیلی از مسائل را پایینتر از وزیر میشود حل کرد و تنشها اینگونه کمتر میشود.
اما متاسفانه با وجود این صحبتها کمتر به این موضوع توجه شده است و نقطه ضعف رابطه دولت و مجلس همینجاست. به هر حال، فعالیت مجلس نهم هم روزی تمام می شود و چندی بعد می توان خاطرات و تجربیات بیشتری از این دوران را بیان کرد.