یارانه حق همه ایرانیان نیست
جمشید پژویان در گفتوگو با «اقتصادنیوز» در خصوص قطع یارانه ایرانیان خارج از کشور گفت: این افراد از ایران خارج نشدهاند تا در خارج از کشور به فقر خود ادامه دهند. یعنی حداقل این است که اگر هم فقیر بودهاند، در کشورهای دیگر صاحب شغل و درآمد هستند و زندگی خوبی دارند. این اولین مسئله بود و در مورد نکته دیگر باید تاکید کرد که در عمده کشورهایی که ایرانیان در آنجا به سر میبرند، سیستمهای تامین اجتماعی گستردهای موجود است که ایرانیان از آن استفاده میکنند. در حقیقت ایرانیان از یک سری یارانهها و تامین اجتماعی برخوردارند که به هیچ عنوان ایرانیان خارج از کشور از آنها بهرهمند نیستند.
وی عنوان کرد:یارانه، حق همه ایرانیان نیست، چرا که افراد ثروتمند و پولدار از یک سری منافعی برخوردارند که دولت برای آنها فراهم میکند که گروههای فقیر و ناتوان از آنها بهرهمند نیستند. به عنوان مثال هزینه سنگینی که اداره راهنمایی و رانندگی و حتی پلیس میشود، برای نگاهبانی از اموال کسانی است که دارای ثروت هستند. اگر فردی ثروت ندارد اصلا نیازی به این نیست که دولت هزینه کند و حقوق ماهانه به پلیس بدهد.
وی در عین حال پیشنهادهایی در خصوص پرداخت یارانه به گروههای مختلف داد و گفت: یک مسئله این است که افراد نیازمند را شناسایی کنیم و یارانه نقدی را به آنها ندیم. این کار سخت است و نیازمند یک بانک اطلاعاتی است که در کشورهایی که سیستم مالیات بر درآمد وجود دارد، امکان اجرای آن است. در حقیقت در کشورهایی میتوان این شناسایی را انجام داد که این سیستم اطلاعاتی وجود داشته باشد. بر همین اساس، مجموع درآمد افراد گزینه نزدیکی به شناسایی گروههای نیازمند است.
وی ادامه داد: برای جامعه ما که این نظام یکپارچه مالیاتی را ندارد، کار بسیار دشواری است. در حقیقت شناسایی افراد کار دشواری است. البته باید این مسئله را در نظر داشت که میتوان عدهای را شناسایی کرد. حتی خود هر فرد میداند که در دور و برش افراد فقیر یا ثروتمند هستند اما وقتی که میخواهیم عدهای را حذف کنیم، باید دقیق باشیم. نمیتوان تنها عدهای معدود را حذف کرد در حالی که آنهایی که ثروتمندتر از آنها هستند، در حال دریافت یارانه هستند. این کار درست و دقیقی نیست.
پژویان تاکید کرد: در نظریههای اقتصاد سوبسید- یارانهها، معتقدیم که دو خطا وجود دارد. یک خطا زمانی اتفاق میافتد که کسی که نیازمند است نتوانی زیرچتر حمایتی بیاوری و این فرد بیرون از چتر حمایتی دولت قرار گیرد و دومین خطا زمانی روی میدهد که کسانی زیرچتر حمایتی دولت قرار گیرد که واقعا نیازمند و مستحق دریافت یارانه نیستند. چرا که امکان شناسایی صددرصدی و دقیق نیست، بهترین سیستم یارانه این است که جمع خطاها به حداقل برسد. این نیازمند این است که تاجایی که ممکن است اطلاعات بیشتری را از جامعه داشته باشیم تا اگر کسانی را حذف میکنیم، بدانیم که با حذف آنها، جمع خطاها افزایش پیدا نمیکند.
رئیس سابق شورای رقابت تصریح کرد: مسئله اساسی این است که دولت خوب عمل نکرده است. خیلی صریح باید بگویم که دولت نمیداند چکار میکند. این واقعیت است. یعنی دولت برنامه و یا نظریه مشخص برای پیشبرد قانون هدفمندی یارانهها ندارد. این دولت متشکل از کسانی است که قبل از روی کار آمدن به شدت معتقد بودند که برنامه هدفمندی از سوی دولت قبلی به اشتباه اجرا میشد.
وی معتقد است: کسانی بودند که با این قانون مخالف بودند. یعنی مخالف افزایش قیمت حاملهای انرژی و ارائه یارانه نقدی بودند و مدام از آن انتقاد میکردند. اما زمانی که هر فردی در قامت دولت، سر کار بیاید متوجه این مسئله میشود که کجای کار اشتباه است. در حقیقت دولتها متوجه این مسئله میشوند که اختصاص یارانه به حاملهای انرژی به شدت قبل و به آن صورتی که انجام میشد، اشتباه بوده است.