کاهش ۳۵درصدی تلفات رانندگی در یک دهه اخیر
سعید معید فر در گفتوگو با «اقتصادنیوز» اظهار کرد: در ۱۰ سال گذشته حدود ۳۵ درصد از آمار تلفات جادهای کاهش یافته است و این کاهش هم به تبع همکاری میان مردم و ارگانهای دولتی و متولیان راهها بوده است.
وی افزود: متاسفانه هنوز هم ایران در ردههای بالا و پرخطرترین کشورها قرار دارد. این نشان میدهد که فقط اقدامات فنی و دولتی برای کاهش تلفات نمیتواند یک تغییر جدی ایجاد کند بلکه همکاری مردم در این زمینه میتواند تاثیر محسوس و مهم را در کاهش تلفات سرانه رانندگی ایجاد کند.
مشاور اجتماعی وزیر راه و شهرسازی با اشاره به راهکارهای وزارت راه و شهرسازی برای کاهش میزان تصادفات رانندگی اظهار کرد: ابتدا جادههای پرخطر شناسایی میشوند.
به گفته وی، وزارت راه و شهرسازی در پی آن است تا پیچهای خطرناک موجود در جاهها را شناسایی و رفع خطر کند، نصب دوربینهای نظارتی، وجود پلیس راه و دیگر ناظران در جادهها همگی توانسته بر کاهش میزان تصادفات تاثیرگذار است.
معیدفر افزود: بخشی از محدودیت منابع در کشور به بودجه بخش راه وابسته و بهتر است هرچه بیشتر تامین شود. به طور مثال بودجه در کشور در همه بخشها صرف میشود، وزارت آموزش و پرورش، هزینههای ساخت مدرسه، بیمارستان، تسهیلات آب، سد و بهداشت و بخشی از آن هم به راهها اختصاص دارد. حالا اگر هر یک از این بخشها نتوانند فعال شوند، مردم خودشان احساس نگرانی نسبت به جان خودشان و همنوعانشان نداشته باشند آن موقع این مشکل برطرف نمیشود و منجر به ایجاد رفتارهای پرخطر در جامعه میشود.
مشاور اجتماعی وزیر راه و شهرسازی معتقد است: در این افزایش تصادفات جادهای هم زیرساختها، هم جادهها و هم مردم و وسایل نقلیه سهم دارند. به نظر من این رسیدگی یک کار کارشناسی است که باید در تحقیقات مشخص شود که در نهایت بودجه بیشتر صرف چه بخشهایی شود.
وی اضافه کرد: برای کاهش حجم تصادفات باید بهترین راهها را برگزینیم به گونهای که باید در کشور یک تغییری ایجاد شود تا زمانی که مشکلی را دائماً دنبال میکنیم نهادی مربوط به آن فعالیت ایجاد شود و نسبت به اتفاقات بیتفاوت نباشیم. چرا که با بیتفاوتی مشکل حل نمیشود، بخشی از این اطلاعرسانی نیز بر عهده رسانه است.
معیدفر اظهار کرد: در جامعه فعلی باید هر کسی سهم خود را برای ایمنی راهها و زندگی امن ایفا کند، رانندگی از راننده تا عابر پیاده و متولی راه را شامل میشود و هر حادثه کوچک هم میتواند همه این عوامل را درگیر خود کند. سهم آموزشهای لازم برای زندگی امن هم به خانواده و جامعه برمیگردد، سهمی که در واقع شخصیتهای هنری و ورزشی و دانشگاهی میتوانند در آن تاثیرگذار باشند و در نهایت سهم رسانهها که میتوانند مردم را نسبت به این رفتارهای پرخطر و جدی آگاه کنند و آنها را به نحوی به همکاری با همدیگر و همکاری با دولت و تلاشهای جمعی برای شکلگیری نهادهای مدنی و احساس مسوولیتهای اجتماعی که در قبال این مساله داریم آگاه کنند، من فکر میکنم اگر این گونه به مسائل نگریسته شود، آن زمان است که میتوان امیدوار بود در آینده بتوان آمار تلفات را کاهش داد.