کشاورزان چشم بهراه آب
ایران در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد و یکی از مهمترین مسائل این کمربند در سرتاسر کره زمین، مشکل کمبود آب است. در این نواحی معمولا علاوه بر کم بودن مقدار بارش، تمرکز آن در بخش کوچکی از سال بوده و بصورت رگبارهای شدید رخ میدهد که با توجه به تشکیل نشدن خاک عمیق و پوشش گیاهی مناسب، بارش در این مناطق به سرعت تبدیل به رواناب شده و سیلابهای بزرگی را بهوجود میآورد. سیلابهای بهوجود آمده در مسیر خود خسارات جانی و مالی زیادی را به بار میآورند. با احداث سدها میتوان از خسارات احتمالی جلو گیری کرده و با تبدیل تهدیدات این سیلابها به فرصت، علاوه بر ذخیره نمودن آب برای فصل کشت، انرژی برق آبی نیز تولید کرد.
با احداث ساختمان سد و تاسیسات مربوط به تولید انرژی و آبگیری آن، تنها اهداف جلوگیری از خسارات سیلابها و تولید انرژی و ذخیره آب حل میشود. اما هدف تامین آب کشاورزی، تنها زمانی کامل میشود که شبکهای از کانالهای انتقال آب و کانالهای آبیاری وجود داشته باشد که آب را در فصل کشت به مزارع انتقال داده و نیاز آبی محصولات کشاورزی را تامین کند.
کانالهای پایین دست سد، در تقسیم بندی استاندارد به دو دسته کانالهای اصلی وکانالهای فرعی تقسیم میشوند. کانالهای اصلی نیز به دودستهٔ کانالهای درجه ۱ و کانالهای درجه ۲ تقسیم میشوند. کانالهای درجه ۱، معمولا ظرفیت زیادی برای انتقال آب دارند و ظرفیتی برابر با کل نیاز آبی دشت پایین دست در فصل کشت را دارا هستند.
کانالهای درجه ۲ از کانالهای درجه یک تغذیه میشوند و معمولا ظرفیتی کمتر از کانالهای درجه یک دارند. مسئولیت احداث و نگهداری و نوسازی این کانالها به عهده وزارت نیرو است. کانالهای فرعی نیز به دو دستهٔ کانالهای درجه ۳ و کانالهای درجه ۴ تقسیم میشوند. که این کانالها، پایین دست کانالهای درجه ۲ هستند و از آنها آبگیری میشوند. بهعنوان مثالی از کانالهای درجه ۴ میتوان به کانالهای توزیع کننده آب در سطح مزارع اشاره کرد.
با در نظر گرفتن اینکه وظیفه سدها، ذخیره بارشها و سیلابها است و وظیفه کانالهای آبیاری، انتقال آب به دشت پایین دست سد به منظور تامین نیاز آبی محصولات کشاورزی است، بنا براین احداث توامان سد و شبکهای از کانالهای آبیاری و تکمیل شدن همزمان آنها، هدف اصلی هزینههای هنگفتی است که برای احداث سدها در تامین نیاز آبی محصولات کشاورزی صرف شده است.
متاسفانه در ایران، تجربه نشان داده است که به دلایل متعدد، پس از احداث سد، تاخیر زمانی زیادی در احداث شبکه کانالهای آبیاری پایین دست وجود دارد و با توجه به اینکه هر سازه برای طول عمر مشخصی طراحی میشود، در مواردی مشاهده شده است که پس از گذشت بیش از نیمی از عمر مفید سد، شبکههای انتقال آب، کامل نشدهاند و کانالها، توانایی انتقال آب به پایین دست را ندارند. به عبارت دیگر هزینههای هنگفتی که جهت دستیابی به اهداف سد سازی صرف شده، به نتیجه کامل نرسیده است و خدماتی که انتظار میرفت، پس از سرمایهگذاری به کشاورزان داده شود، به علت نیمه کاره بودن پروژهٔ کانالهای آبیاری، به طور کامل ارائه نشود.
با توجه به پتانسیلهای فنی و مهندسی و اجرایی موجود در کشور، بحثهای فنی و اجرایی مانعی بر سر راه رفع این مشکل نیست. بخش کشاورزی نیازمند سرمایهگذاری است و در حال حاضر نیازمند پشتیبانی قوی به منظور توسعه زیر ساختهاست، ولی از آنجا که سیاستهای تخصیص بودجه و سرمایهگذاری همواره بخش کشاورزی را در اولویتهای با اهمیت کمتر، مورد توجه قرار داده است، سرمایه لازم برای اجرای این گونه طرحها در زمانبندی طولانیتر و بعضا پس از گذشتن نیمی از عمر مفید سد، به بخش اجرا میرسد و باعث این تاخیرات میشود.
و همچنین موضوع دو قطبی بودن مسئولیت و مدیریت احداث کانالهای اصلی و فرعی این مشکل را تشدید میکند. این مشکل را میتوان با مدیریت بهتر در اجرا مرتفع کرد. اگر احداث و بهرهبرداری از کانالهای انتقال آب و آبیاری اعم از درجه۱، ۳، ۲ و ۴ زیر نظر یک وزارتخانه قرار داشت، بودجه مربوطه بین دو وزارت خانه تقسیم نمیشد وهماهنگ کردن شرایط اجرایی آن، آسانتر انجام میگرفت و عملا کار بهتر پیش میرفت.
هنگامی که ساختمان یک سد به پایان میرسد و خبر افتتاح و آبگیری آن رسانهای میشود، کشاورز آن منطقه چشم براه آب ذخیره شده در پشت سد خواهد بود. پس عاقلانهتر است که همزمان با آبگیری سد، کانالهای آبرسان نیز به بهره برداری برسند و آماده کار باشند تا کشاورز از این سرمیه گذاری عظیم زودتر منتفع شود و کمتر چشم براه بماند.
کانالهای آبیاری ذاتا تا کامل اجرا نشوند نمیتوانند آبگیری شده و به کار گرفته شوند. در نتیجه احداثنکردن آن با اجرای ناقص، تفاوت چندانی ندارد. پس ضرورت تکمیل کردن شبکههای آبیاری در سدهایی که به منظور تامین آب بخش کشاورزی احداث شدهاند، جهت جلوگیری از هدررفت بودجههای هنگفت احداث سد، اثبات میشود. بنابراین تا قبل از به اتمام رسیدن عمر مفید سدهای احداث شده و تلف شدن سرمایههای ملی صرف شده برای آن، و در راستای نیل به اهداف استراتژیک کشور در حوزه امنیت غذایی، پیگیری هر چه سریعتر این موضوع ضرورت دارد. و در مجموع میتوان با مدیریت بهتر در زمانبندی اجرای این طرحها گامهای موثری در توسعه بخش کشاورزی برداشت.