داستان عبرت آموز ببرهای آسیا
همزمان با پیشرفت موفقیت آمیز مذاکرات، امیدها و تلاشها برای حضور سرمایهگذاران خارجی در اقتصاد کشور افزایش یافته است. در این میان بسیاری از فعالان اقتصادی، با خوشحالی از لزوم ورود این سرمایهگذاران خارجی به بازار سخن میگویند. گرچه بنده جزء دلواپسان نیستم و قصد ندارم خاطر دوستان خوشحال را مکدر کنم، لیکن با یادآوری دو رویداد تاریخی (یکی در کشور خودمان و دیگری در جنوب شرق آسیا) بر لزوم بستر سازی در سطح کلان کشور و در سطح بازار سرمایه در این خصوص تاکید میکنم. چه بسا عدم بسترسازی و ایجاد زیر ساخت مناسب نه تنها اثر مثبتی در اقتصاد (و بورس) نخواهد گذاشت، بلکه باعث ضربات شدید منفی به اقتصاد و کاهش اعتماد سرمایه گذاران خارجی خواهد شد.
رویداد اول در مورد اقتصاد کشور ایران در سالهای 1973 تا 1977 است (که به اعتقاد کارشناسان یکی از عواملی بود که در ایجاد انقلاب ایران نقش عمدهای ایفا کرد). در سال 1973 و 1974 اقتصاد ایران شاهد افزایش چهار برابری قیمت نفت، بود. این رویداد باعث شد، حجم عظیمی از منابع دولتی و منابع سرمایهگذاران خارجی وارد اقتصاد ایران شود. در نتیجه در سال 1975 اقتصاد ایران کاملا از کنترل خارج شد و هرچه سرمایه گذاریها بیشتر میشد، توفیقها کمتر میشد . موانع موجود در زیرساخت بازارها، سرمایه انسانی (مهارت و مدیریت)، زیرساختهای توسعهای (بنادر و راهها)، و ظرفیت فناوری برای جذب این سرمایه گذاریها وجود داشت. به دلیل عدم آمادگی زیر ساختها و رکود بینالمللی در اقتصاد جهان در آن زمان، در مدت زمان کوتاهی طی سالهای 1975 تا 1977 اقتصادایران دچار بحرانهای جدی شد. این بحرانها سرآغاز برخی از نارضایتیها و اعتراضات در آن سالها شد.
رویداد دوم در نیمه دوم دهه 1990 در در شش کشور موسوم به ببرهای آسیا شامل اندونزی، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی و هنگ کنگ اتفاق افتاد. داستان از سالهای آغازین دهه 1990 که سالهای شکوفایی اقتصاد کشورهای شرقی و جنوب شرقی آسیا بود، شروع شد. از این رو بسیاری از سرمایهگذاران بزرگ جهان (و از جمله جورج سوروس معروف) اقدام به سرمایهگذاری در این منطقه کردند. به این ترتیب طی سالهای 92 تا 97، این منطقه از جهان حدود نیمی از جریانهای ورودی سرمایه کشورهای در حال توسعه را به خود را جذب کرد. این همه رشد باعث تحسین نهادهای بینالمللی همچون بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول هم شد، تاجاییکه به معجزه اقتصادی آسیا شهرت پیدا کرد. در آن زمان کروگمن (برنده نوبل اقتصاد) در یادداشتی هشدار داد که رشد پایدار زمانی اتفاق میافتد که زیرساختها آماده باشد و بهرهوری عوامل تولید افزایش پیدا کند اما در کشورهای جنوب شرقی آسیا تنها ورود سرمایه به رشد منجر شده است. از سال 1997 در ببرهای آسیا بحران آغاز شد. عوامل اصلی بحران آماده نبودن زیرساختهای نرم افزاری، استفاده از نظام نرخ ارز تثبیت شده، آزادسازی تحرک سرمایه، قوانین ضعیف، سرمایهگذاری بیش از حد ظرفیت اقتصاد، غفلت سیاستگذاران در مقابله با بحران اعلام شد. بر اثر بحران مالی در جنوب شرق آسیا بیش از 200 میلیارد دلار سرمایه بر باد رفت و سرمایهگذاران خارجی نیز بیش از 100 میلیارد دلار زیان دیدند.
گرچه شرایط وضعیت اقتصاد ما از جهات متعددی متفاوت از شرایط ایران دهه 1970 و ببرهای آسیا در دهه 1990 است، لیکن در احتمال ورود منابع جدید با حجم بالا و آماده نبودن زیرساختها شباهت وجود دارد. لذا پیشنهاد مشخص این است که تا قبل از انجام اصلاحاتی از قبیل اصلاح قوانین بالادستی و سیاستها (مطابق با قوانین بین المللی) جهت تسهیل حضور سرمایهگذار خارجی (با رعایت مصالح کشور)، توسعه تکنولوژی در حوزه بازار پول و سرمایه (مطابق با استانداردهای روز دنیا)، اصلاح قوانین بازار سرمایه (مطابق با قوانین بین المللی) جهت تسهیل حضور سرمایه گذار خارجی (با رعایت مصالح کشور)، آموزش نیروی انسانی (آشنا با بازارها و قوانین بین المللی)، طراحی و عملیاتی کردن ابزارها و نهادهی مالی جدید (خصوصا ابزارهای مدیریت ریسک)، راه اندازی سیستم رتبه بندی اعتباری (با اخذ نمایندگی از موسسات رتبه بندی مطرح دنیا) و مواردی از این دست، از باز کردن پای سرمایه گذار خارجی به بازارهای ایران خودداری شود.