مردم پذیرفتهاند سیاست آوردن پول نفت بر سر سفره اشتباه بود
به گزارش اقتصادنیوز، این اقتصاددان در گفتوگویی با روزنامه خراسان در مورد کشور ترکیه و توسعه آن میگوید: من فکر میکنم که ترکیه در مجموع از ما موفق تر بوده است. ما صدها میلیارد دلار پول نفت داشتیم اما آنها نداشتند و الان درآمد سرانه آنها از ما بالاتر است. اگرچه ایران در یکسری از معیارها وضعیت بهتری دارد اما آنها بدون پول نفت به وضعیتی بهتر از ما رسیدهاند و از این نظر از ما قویتر عمل کردند.
اصل نقدی که هادی صالحی اصفهانی بر اقتصاد ایران میزند واگذاری بازار منطقهای به ترکیه است، در صورتی که اقتصاد ایران پتانسیل حضور در این بازارهای منطقهای را دارد. وی میگوید: «ترکیه با ارتباطی که با کشورهای دیگر ایجاد کردند و با تولید برخی از محصولات ما را در خیلی از بازارهای جهانی از جمله بازارآسیایی مرکزی و افغانستان پس زدند. این نشانه ضعف ماست. یک چیزی که در آن مزیت داشتیم، امکانات داشتیم و بازارهم در اختیار ما بوده است را نتوانستهایم نگه داریم. یک مثال ساده دیگر مسئله هواپیمایی است. ایران میتوانست هاب هواپیمایی خیلی مهمی در دنیا باشد. همان کاری که ترکیه و دبی به خوبی انجام دادهاند. تهران موقعیت بسیار بهتری داشت برای اینکه هاب هواپیمایی باشد. یعنی هواپیماها از طریق تهران به خاور دور بروند و تمام پروازهای منطقه از طریق تهران باشد که میتوانست درآمد و امکانات زیادی برای کشور ایجاد کند. برای مردم ایران هم خیلی خوب بود. اما الان ترکیه با کیفیت هواپیمایی که ایجاد کرده است، یکی از بزرگترین شرکت های هواپیمایی دنیا را در اختیار دارد. اما ما به گردش هم نمیرسیم.»
مهمترین نظرات هادی صالحی اصفهانی در این گفتوگو را میخوانید:
*از نظر توزیع درآمد ایران به نسبت ترکیه موفقتر بوده است. باید این موضوع را قبول کرد که بعد از انقلاب، نظام تعهدی نسبت به فقرا داشته است که فقر را از بین ببرد و به ردههای پایین جامعه رسیدگی شده است. البته ترکیه را هم نباید دست کم گرفت. حزب آک (عدالت و توسعه) تا حدی این روندهایی که در ایران وجود داشته را دنبال کرده است و این گونه رأی میآورد.
*ما قبل از اینکه پول نفت داشته باشیم، نهادهای مستقل اقتصادي-اجتماعي کمی داشتیم. یک دورههایی بوده است که امکان به وجود آمدن چنین نهادهایی ایجاد شده است، اما به خاطر برخی مسائل پیشرفتی حاصل نشده است. مثلاً در دوره مشروطه این شرایط ایجاد شد، اما رضاخان توانست تمامی این نهادها را سرکوب کند و آنها را تحت لوای دولت بیاورد. همه اینها را نباید منفی بررسی کرد و تمرکز آن دوره مزیتهایی داشت که باعث توسعه اقتصادی شد.
*آلمانها یک اصطلاحی دارند. میگویند «شادن فراده» یعنی خوشحال شدن از بدبختی دیگران. ولی در اقتصاد این نوع نگاه معمولاً درست نیست و نهایتاً بدبختی مردم دیگر، بدبختی مردم ماست.
*شما اگر 10 سال پیش یا زمان ریاست جمهوری آقای احمدینژاد میگفتید آوردن پول نفت سر سفره مردم صحیح نیست و باید درآمد نفت سرمایهگذاری شود، کمتر کسی گوشش بدهکار بود. حتی بعضی کسانی که امروز میگویند سیاستهای آن دوره درست نبوده، آن روز نظر دیگری داشتند. میگفتند تا دیروز یک عده پول نفت را میخوردند و حیف و میل میکردند، حالا رئیس جمهور میخواهد این پولها را به ما بدهد. ولی امروز به نظر میرسد مردم راحت تر قبول میکنند که این گونه سیاستها اشتباه است و باید روی سرمایهگذاری دراز مدت تاکید داشت.
*مهمترین عامل پس از رفه تحریمها، ورود سرمایهگذاری خارجی نیست. عامل اول کاهش هزینه تجارت است و به خصوص هزینه واردات است. سرمایهگذاران داخلی میتوانند مواد با کیفیت را ارزانتر وارد کنند. تکنولوژی وارد کنند. مثلاً الان شرکت هواپیمایی کم نداریم و افرادی هستند که بتوانند شرکت هواپیمایی خوب را اداره کنند. هواپیماییهای خصوصی در حال حاضر این تجربه را دارند. اما دسترسی به واردات ارزان ندارند ایران حداقل 100 هواپیمای خوب مسافربری نیاز دارد تا به کیفیت مناسبی دست پیدا کند.
*من فکر نمیکنم سیل بزرگی از سرمایه خارجی در راه باشد. من فکر میکنم در حال حاضر شرکتهای بزرگ بین المللی میآیند و دستی به آب میزنند. ممکن است خیلیهاشان سرمایهگذاری را شروع کنند، ولی به جز بخش نفت و گاز که سرمایه خارجی جذب میکند، به احتمال قوی بعد از یکی دو سال، یک عدهشان مأیوس میشوند. برای اینکه انتظاراتی که در این طرف هست با انتظارات آن طرف خیلی فرق میکند. چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد و شاید از سرمایهگذاری خارجی مهمتر باشد، بازگشت ایرانیهای خارج از کشور است.