به گزارش اقتصادنیوز به نقل از
بخش مالی یاهو، بعد از نزدیک به یکدهه افت قیمت گاز طبیعی، اکثر سرمایهگذاران دیگر زیاد به این انرژی علاقمند نیستند. حتی بسیاری از شرکتهای انرژی از سرمایهگذاری روی گاز طبیعی صرف نظر کرده و به تولید نفت روی آوردهاند.
به منظور نشاندادن این واقعیت، در نظر بگیرید 1560 دکل چیزی در حدود 2.9 هزار میلیارد فوت مکعب گاز در سال 2008 تولید کردهاند. در حال حاضر صنعت گاز تنها 189 دکل دارد و میزان تولید 5 برابر شده است. این بازده بالا با قانون مور مقایسه میشود، قانونی که پایه اصلی صنعت نیمهرساناها برای دهههای متمادی بود.
با این وجود، دلایلی چون مطمئن بودن، ارزانی و فراوانی این منبع انرژی باعث شده که میزان تقاضای گاز طبیعی در حال افزایش باشد. در واقع برآوردها نشان میدهد که میزان تقاضا برای گاز طبیعی سالانه حدود دو برابر تقاضای نفت افزایش مییابد.
میزان صادرات موجب افزایش 20 درصدی تقاضا برای گاز تا سال 2020 خواهد شد. در حدود 75 درصد از این تقاضا توسط اروپا و آسیا تامین میشود. امروزه، اروپا 70 درصد گاز مورد نیاز خود را وارد میکند که اغلب آن توسط روسیه تامین میشود. تنشهای اخیر سیاسی در روسیه باعث شده تا اروپا به دنبال منابع پایدار بیشتری بگردد. واردات آسیا 30 درصد از عرضه کنونی این قاره بوده و انتظار میرود این میزان تا سال 2040 دوبرابر شود. به منظور حمل ونقل دریایی گاز به کشورهای دیگر، گاز باید مایع شود. با محاسبه این هزینهها و حمل ونقل، تخمین زده میشود که قیمت نفت صادراتی برای اقتصادی بودن باید بالای 60 دلار باشد. هرچند، ترمینالهای صادرات همچنان در حال ساخته شدن هستند، این یک پروژه بلندمدت خواهد بود.
از سوی دیگر به نظر میرسد، گاز جای زغالسنگ را به عنوان منبع اصلی تولید نیروی آمریکا خواهد گرفت. قیمت پایین گاز باعث شتابگیری انتقال از زغال سنگ به گاز شده است. در سال 2010 زغالسنگ در حدود 44 درصد از سوخت نیروگاههای داخلی آمریکا را شامل میشد ولی در حال حاضر سهم زغال سنگ تنها 30 درصد است. با این وجود، سهم گاز در تولید انرژی نیروگاههای آمریکا از 22 درصد به 31 درصد افزایش داشته است. با از رده خارج شدن زغالسنگ، منابع تجدیدپذیر بهعنوان یک جایگزین ایدهآل برای زغالسنگ تلقی میشود. ولی این تکنولوژی هنوز بازده کافی را ندارد. به همین دلیل گاز طبیعی بهترین کاندیدا برای پر کردن این فاصله خواهد بود.
سرمایهگذاری بیشتر در خطوط لوله و زیرساختها، مشکل اصلی سالهای آینده را حذف خواهد کرد. جابجایی ایمن محصول یکی از دلهرهآورترین چالشهای موجود در این صنعت خواهد بود؛ چراکه این سوخت گاز است، و جابجایی آن با مواد مایع و جامد متفاوت خواهد بود. شرکتهای واسطهای، بیشتر نیاز به مخازن ذخیره متصل به خطوط لوله نیاز خواهند داشت تا انباری برای ذخیره زغالسنگ. زیرساختهای قدیمی به شدت برای جابجایی عرضه موجود نامناسب هستند. در برخی موارد، معاملات گاز منطقهای زیر یک دلار به انجام میشود. چراکه فراوانی گاز در یک منطقه و فقدان ظرفیت خطوط لوله برای انتقال به مناطق دیگر، تا حد زیادی از ارزش گاز میکاهد. حذف این مشکل اصلی، باعث میشود تا گاز آمریکا به راحتی در تمام کشور وجود داشته باشد و باعث تقاضای بیشتر شود.
کاهش ناگهانی قیمت نفت، توجه اکثر سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است، ولی گاز طبیعی همچنان خارج از رادار به کار خود ادامه میدهد. انتظار میرود که تولیدکنندگان آمریکایی از رشد تقاضا بهره ببرند. برخلاف نفت، گاز تحت کنترل کارتلها نیست و کاملا توسط عرضه و تقاضا کنترل میشود. این موضوع باعث تفاوت بیشتر قیمت بین کشورهای مختلف خواهد شد. برای مثال، قیمت گاز آسیا بیش از 2 برابر قیمت گاز آمریکایی است که با چالشهایی در صنعت گاز مواجه است. در آینده گاز طبیعی احتمالا به عنوان منبع اصلی تولید برق جهان شناخته خواهد شد. اگرچه امید است که منابع تجدیدپذیر صدها سال برای دنیا نیرو تولید کنند، ولی تا آن زمان، گاز طبیعی ارزانترین، پاکترین و فراوانترین منبع هیدروکربنی موجود خواهد بود.