چرا عباس آخوندی خواستار اعلام وضعیت فوقالعاده در اقتصاد است؟/از پرداخت تسهیلات بلندمدت مسکن ناتوانیم
به گزارش اقتصادنیوز، عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی چند باری تاکنون عنوان کرده که دولت باید شرایط فوقالعاده اقتصادی اعلام کند. اولین بار هم تیرماه سال جاری بود که آخوندی در دانشگاه علامه طباطبایی گفت: «آنچه دولت یازدهم از دولت دهم تحویل گرفت اگر در کشور دیگری اتفاق میافتاد حتماَ وضعیت بحرانی اعلام میشد چون بر اساس همه شاخصها در وضعیت بحرانی بودیم.» بار دوم هم دوم آذرماه بود که آخوندی در پانزدهمین همایش سیاستهای توسعه مسکن که در پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران برگزار شد گفت: «اگر مسوول مدیریت اقتصاد ایران بودم وضعیت فوقالعاده اعلام میکردم. »
حال حسین عبده تبریزی، مشاور وزیر راه و شهرسازی دلایل آخوندی برای اعلام وضعیت فوقالعاده اقتصادی را تسریح کرده است. عبده تبریزی گفته: «مشکلات اقتصاد ایران اعم از بدهیهای عظیم دولت، فساد اقتصادی، مسکن مهر، پرداخت یارانههای نقدی، تحریم و چالشهای بعد از آن، طرحهای نیمهتمام، تحمیل کارمندان مازاد دولتی و حوزههای دیگر آنچنان عمیق است که مجبور بودیم در آغاز دولت به مردم اعلام کنیم اقتصادی که دولت تحویل گرفته یک میراث بسیار فاجعهآمیز دارد. در این شرایط اعلام وضعیت فوقالعاده یک ضرورت بود، به ویژه اینکه کاهش قیمت نفت نیز حل آن مشکلات را ناممکن کرده است.»
اما هنوز رئیس جمهور و دیگر اعضای کابینه به این هشدار آخوندی و سپس مشاور وی واکنشی نشان ندادهاند. عبده تبریزی دلایل این موضوع را هم عنوان کرده و گفته است: رئیسجمهور از طرح و بحث عمیق پیرامون ارثیه دولت قبل و اشتباهات فاجعهآمیزی که رخ داده با چشمپوشی صرفنظر کرد، چراکه نگران بود این انتقادها تضادی را در هنگامهای باعث شود که بیش از همیشه به اعتماد و ثبات نیاز بود. برداشت دولت این بود که اگر دوری از بحث و انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت قبل به همبستگی اجتماعی میانجامد، بهتر است اقتصاد و جامعه این زخمها را تحمل کند و اجازه دهد زخمها خود به خود التیام یابد.
عبده تبریزی گفته است: اگرچه اظهارات آقای آخوندی مبنی بر لزوم اعلام وضعیت فوقالعاده در اقتصاد ایران کاملا صحیح است اما دولت برای اینکه جنجال در کشور ایجاد نشود، به نوعی آبروداری کرد و وضعیت فوقالعاده اقتصاد را اعلام نکرد. اما اعلام وضعیت فوق العاده در اقتصاد ایران یک ضرورت بود.
اما سخنان عبده تبریزی تنها محدود به شرایط فوقالعاده اقتصاد ایران نیست. وی موارد دیگری از جمله پاسخ به انتقادات علیه دولت، بسته خروج از رکود، کاهش درآمد سرانه خانوار و موارد دیگری را بررسی کرده که همگی به نوعی با موضوع وضعیت فوقالعاده اقتصادی در ارتباط است. آنچه در جدول آمده بخشی از این اظهارات اخیر وی است.
|
کاهش قیمت هر بشکه نفت از حدود ۱۲۰ دلار به حدود ۳۵ دلار و به تبع آن کاهش درآمد سالانه از حدود ۱۲۰ میلیارد دلار به حدود ۳۰-۲۵ میلیارد دلار حاکی از آن است که باید توجه جامعه را جلب میکردیم که دولت یازدهم اقتصاد دیگری تحویل گرفته و نمیتوان آن را با سرعت زنده کرد. |
|
انتقاداتی توسط برخی کارشناسان و اقشار مختلف مطرح میشود که «دو سال از عمر دولت گذشته و اتقاقی رخ نداده است.» این را باید به منتقدان گفت که بسیاری از اتفاقات مثبت و منفی که در اقتصاد ایران و در سطح کلان کشور رخ میدهد، آثار تاریخی بلندمدت دارد، همانطور که بسیاری از اتفاقات امروز محصول کودتای ۲۸ مرداد بوده است. |
|
هشت سال در اقتصاد ایران هر کاری خواستند انجام دادند، اما برخی امروز مدعی میشوند دو سال از دولت یازدهم گذشته و اتفاق مثبتی رخ نداده است. نمیتوان ظرف هشت سال بسیاری از مبانی و چارچوبهای اقتصاد را ویران کرد و به دولت جدید انتقاد کرد که طی ۲.۵ سال گذشته اقدامی نکرده است. |
|
در خرداد سال ۱۳۸۴ (زمان انتخاب رئیس دولت نهم) در مرحله پرش بودیم و بیشک تمام مبانی اقتصاد ایران برای رشد آماده بود اما در سال ۹۲ آنچه تحویل داده شده بیانگر ریزش کامل اقتصاد ایران بوده. نمونه بارز آن بحران نظام بانکی کشور است. |
|
بسته خروج از رکود اقتصادی، راهکار و طرح کوتاهمدت است. امتیازاتی که در حدود دو هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان تا سه هزار میلیارد تومان برای رونق بازار خودرو داده شد، قطعا به اندازه حمایت از مسکن نبود و البته نباید فراموش کرد که در مسکن مهر، دولت قبل ۵۰ هزار میلیارد تومان از منابع بانک مرکزی به این بخش اختصاص داد. |
|
کمبود تقاضا در اقتصاد یکی از دو پایه اصلی بحران و رکود جاری است. برای اولین بار در اقتصاد کشور با کمبود تقاضا مواجه شدیم. به عبارتی اگر تاکنون به مردم برای پسانداز توصیه میشد، امروز به دلیل کمبود تقاضا، دولت باید با اتخاذ سیاستهایی تقاضای بازار را تحریک کند. |
|
از سال ۱۳۸۶ تا امروز به طور متناوب سرانه درآمد خانوار روند کاهشی داشته ضمن اینکه ضریب تکفل در ایران بسیار بالاست. به عبارتی هر یک نفر شاغل از ۳.۷ نفر حمایت میکند، در حالی که متوسط این رقم در دنیا حدود ۲.۶ نفر است. این شاخصها نشان میدهد تعداد کسانیکه در یک خانوار برای حمایت سایر اعضای خانواده کار میکنند، بسیار محدود است و این امر منجر شده تا درآمد خانوار صدمه ببیند. |
|
مسکن از مهمترین کالاهای بادوام است که میتوان به صورت اقساط در اختیار مردم قرار گیرد تا در طول زمان، مصرف و مبلغ آن پرداخت شود چراکه مسکن از محل پسانداز گذشته و آینده مردم باید خریداری شود. یک جوان ۲۵ساله قطعاً پسانداز کافی از گذشته ندارد پس باید از درآمدهای آینده وی مسکن خریداری شود در همین راستا باید طرحهای اعتباری را اجرایی کنیم. |
|
در حال حاضر نظام بانکی کشور از پرداخت تسهیلات بلندمدت مسکن ناتوان است، چراکه با تورم دو رقمی، امکان پرداخت تسهیلات بلندمدت وجود نداشت. امیدواریم در آینده با تداوم کاهش نرخ تورم بتوانیم بازار رهن یعنی بازار وامهای بلندمدت خرید مسکن، قدرتمندی در ایران داشته باشیم. |