گرههای اساسی بودجهریزی در 10 نکته مسعود روغنی زنجانی/دولتها توهم قدرت مالی نفتی و گازی دارند/روایتی از دستدرازی به پساندازهای مردم در دولت سابق
به گزارش اقتصادنیوز، او برای نزدیک به 12 سال ریاست سازمان برنامه و مدیریت کشور را بر عهده داشت. از سال 1360 تا 1374. برای همین در جلسهها و نشستهایی شرکت کرده که کمتر کسی را به آنجا راه میدهند. اطلاعات ذیقیمتی در خصوص نقاط قوت و ضعف ساختار برنامهریزی و بودجهبندی سالانه کشور دارد. به ویژه که اخیراً کتابی درباره تاریخچه بودجهبندی و برنامهریزی در آمریکا با نزدیک به 1500 دولت محلی، ایالتی و فدرال ترجمه کرده است. وی اخیرا گفتوگویی با هفتهنامه تجارتفردا (شماره 172) داشته که 10 نکته مهم این گفتوگو را در زیر میخوانید:
*بودجه، برنامه مالی یکساله دولت است و منعکسکننده سیاستها و برنامههای عملیاتی دولت است که در سالی که در پیشرو دارد میخواهد آنها را به اجرا بگذارد؛ در یک نظام سیاسی دموکراتیک رئیسجمهور در مبارزات انتخاباتی وعدههایی میدهد و بر اساس آن قدرت را به دست میگیرد، مهمترین ابزاری که بتواند آن وعدهها و برنامهها را عملی و اجرایی کند، بودجه است.
* در تاریخ ایران اعتراض به اخذ مالیات را میتوان دید ولی اعتراض به فروش یا مصرف درآمدهای نفتی را نمیتوان دید. حتی همین درآمدهای نفتی باعث شده که مردم از بار سنگین هزینههای دولت اطلاع کمی داشته باشند و حساسیت کمی هم نشان دهند چون بار مالیاتی آنها در مقایسه با بار مالیاتی کشورهای غیرنفتی در قبال خدماتی که از دولت میگیرند کمتر است، به عبارت دیگر در قبال پول کمتر (مالیات کمتر) خدمات و کالای بیشتری از دولت میگیرند.
* دولتها هم که قدرت را به دست میگیرند درآمدهای نفت را بهاصطلاح یک موهبت تلقی میکنند که بدون هیچگونه واکنش مردمی در تامین آن بر اساس رجحانهای سیاسی خود آن را هزینه میکنند.
*از آنجا که ماندگاری دولتها کوتاه و حداکثر هشت سال است، بنابراین در هزینهکردنها بیشتر نگاهشان موقتی است و به دنبال نتیجه گرفتن فوری اقدامات و سیاستهای خود هستند و کمتر آثار بلندمدت این هزینهها را نگاه میکنند. این یکی از آن گرههای اساسی است که ما نظام بودجهریزی و مالیه عمومی در ایران داریم.
*دولتها موقت هستند و توهم قدرت مالی ناشی از درآمدهای نفت و گاز را هم دارند که میشود همه کاری کرد، و بدون توجه به آثار بلندمدت سیاستهای هزینهای اقدام به دادن وعده و تعهد میکنند.
*یکی از رهیافتهایی که در بودجه ایران بهصورت علمی و نظاممند مطرح نشده و در ادبیات بودجهریزی کمتر به آن پرداخته شده و اقدام اساسی هم در این زمینه انجام نگرفته مدیریت بدهی دولتهاست که دولتها برای آیندگان ایجاد میکنند و بحرانهای مالی بسیار تلخی را برای آینده رقم میزنند، مثال روشن آن همین دولت نهم و دهم است.
*ما 700، 800 میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم که یک فرصت تاریخی بود که میشد هم برای نسل فعلی و هم برای نسلهای آتی بستر قابل قبولی برای رشد و توسعه و ارتقای سطح رفاه با هزینههای حاشیهای فراهم کرد اما این دولت بدون توجه به پیامدهای هزینههای بدون برنامه این درآمدها، یکسری سیاستهای پوپولیستی را به اجرا گذاشت و با شعار سر سفره آوردن درآمدهای نفتی زندگی مردم را با تورمهای بالا کاهش داد و تعهدات بسیار زیادی برای دولتهای آینده گذاشت. با این همه درآمد نفت به پساندازهای مردم در نظام بانکی هم دستدرازی عجیب و غریبی کرد و آن را بهصورت خزانه دولت درآورد و مدیریت نظام بانکی بهخصوص بانک مرکزی را در انجام وظایف خود بیخاصیت کرد.
*البته ویژگی برجسته دولتهای پوپولیستی برآمده از درآمد نفت، توهم قدرت مالی بالا است به طوری که مرزی میان منابع دولتی و خصوصی برای خود نمیشناسد و به منابع خصوصی در نظام بانکی همدست درازی میکند.
*دولت نهم و دهم، برای اینکه وعدههای کوتاهمدت و پوپولیستی خود را به اجرا بگذارد و مردم را راضی کند علاوه بر منابع دولتی از محل منابع بانکی پروژهای چون مسکن مهر را به اجرا گذاشت.
*نتیجه اینگونه رفتارهای مالی دولت بهجا گذاشتن نزدیک به 100 هزار میلیارد تومان بدهی دولت به سیستم بانکی و بانک مرکزی است و این غیر از بدهی به تامین اجتماعی (60 هزار میلیارد تومان) و صندوق بازنشستگی و پیمانکاران و بدهی شرکتهای دولتی به نظام بانکی است.