محمدرضا فرزین در گفتوگو با اقتصادنیوز با بیان اینکه صنایع دستی به صنعت گردشگری وابسته است، اظهار کرد: اگر صنایع دستی کشور هنوز نتوانسته جایگاه خود را در بازارهای جهانی پیدا کند، به این دلیل است که به لحاظ ساختار مدیریتی دارای ضعف بزرگی است و نادیده گرفته شدن سهم آن در استراتژیهای صنعتی دولت سبب شده رشد لازم را نداشته باشد.
او افزود: در مقطع کنونی صنایع دستی شهرهای سنتی با معنای تسهیلات صنعتی و بانکی غریبه هستند و در سیاستهای صنعتی بسیار کم دیده شده که صنایع دستی مشمول اینگونه تسهیلات شوند. به خاطر دارم زمانی که رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی بودم، یکی از دغدغههای آن مقطع همین بود و بیشتر اوقات صنایع دستی به عنوان یک نوع تجارت تلقی میشد و اغلب صنعت دستی مشمول تسهیلات و معافیتهای مالیاتی نمیشد. همین نگاه در مقطع کنونی هم حاکم است. به طور مثال فرش دستباف که یکی از صنایع دستی برجسته و مطرح کشور محسوب میشود و عمدتاً روستاییان بافندگی آن را بر عهده دارند، همیشه از این حمایتهای مالی و تخفیفهای مالیاتی محروم بوده است.
این اقتصاددان و مدرس اقتصاد گردشگری با اشاره به دوران ریاستش در صندوق توسعه ملی گفت: اختصاص نیافتن تسهیلات به این صنایع یکی از دغدغههای آن زمان من بود. با توجه به اینکه طی مصوبه مجلس میتوانستیم 10 درصد از منابعمان را به صورت ریالی به صنایع بدهیم و صنایع دستی مشمول این طرح صندوق نبود. بارها شخصاً با مدیران سازمان گردشگری صحبت میکردم و از سوی این سازمان نسبت به این رویکرد گلایه وجود داشت. از این رو متوجه میشویم که یکی از بزرگترین مشکلات صنایع دستی همین دوری از بخش صنعت است.
او تصریح کرد: بسیاری از صنایع دستی به عنوان صنعت بومی شناخته نمیشوند و مشمول این طرحها و حمایتهای مالی نمیشوند. در حقیقت صنایع دستی نتوانسته جایگاه واقعی خود را در بین صنایعی که مشمول تسهیلات و استراتژیهای توسعه میشوند، پیدا کند. در حالی که معتقد بودم صنایع دستی جزیی از بخش صنعت کشور است و باید بتوانیم بخشی از تسهیلات صندوق را به آن اختصاص دهیم. در نهایت نتوانستیم صنعت گردشگری و صنایع دستی را جزو صنایع اصلی کشور معرفی کنیم و مجبور شدیم در مصوبه مجلس اولویت اصلی را به صنایع دیگر اختصاص دهیم.
فرزین ادامه داد: به همین دلیل یکی از مشکلات اصلی ما در صنایع استراتژیک و نگاه حاکم در وزارت صنعت نوع برخورد با صنایع دستیمان و معافیتها، امکانات و تسهیلاتی است که برای این صنایع بومی قائل میشویم.
این اقتصاددان و مدرس اقتصاد گردشگری در پاسخ به این سوال که افزایش رفت وآمد هیاتهای تجاری پس از توافق هستهای، در جذب توریست خارجی و رونق بازار صنایع دستی کشور چه تاثیری گذاشته است، بیان کرد: طبیعی است که صنایع دستی به صنعت گردشگری وابسته است و بخش عمدهای از حجم تقاضا برای صنایع دستی ناشی از میل به خرید گردشگران است. اما مشکل اصلی صنایع دستیمان این است که نتوانستهایم برای محصولات دست سازمان برندسازی کنیم.
او تصریح: زمانی هم که برندسازی در بازاری ضعیف باشد، نمی توان انتظار داشت میزان تقاضا برای کالایی افزایش پیدا کند. این خلأ در صنعت گردشگری هم جبرانپذیر نیست. در صنایع دستی تولیدمان سنتی است و نتوانستهایم صاحب برند باشیم، از سویی در بخشهای مختلف گردشگری نتوانستهایم جایگاه مناسبی برای صنایع دستی پیدا کنیم. بنابراین با وجود این ضعف نمیتوان به رونق فروش صنایع دستی پیرو رونق گردشگری امیدوار بود.