ناگفته های حمید حسینی از اتاق ششم

هیات‌رییسه اتاق باید سیاسی باشد

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۱۷۰۷
سید حمید حسینی عضو اتاق بازرگانی تهران ادعاهای هادی غنیمی فرد در خصوص ماجراهای اتاق دوره ششم و شائبه سیاسی شدن بیش از حد انتخابات این دوره را تشریح کرد. وی در یک گفت‌وگو برای نخستین بار نکته های مهمی را درباره اتفاقات آن سال ها بیان کرد.
هیات‌رییسه اتاق باید سیاسی باشد
انتخابات این دوره مقداری سیاسی شده است. نظرتان چیست؟

یعنی چی انتخابات دارد سیاسی می شود؟

برداشت جمعی اینست که انتخابات به سمت سیاسی شدن می رود و حرف ها و نظرات با بنیان های سیاسی بیان می شود.به دلیل اینکه مثلا در گروه شما آقای بهزادیان مقداری خاستگاه سیاسی دارد و نگاه سیاسی خودش را به انتخابات منتقل می کند. از آن طرف هم آدم هایی که ریشه های سیاسی دارند علاقه مند به سیاسی شدن انتخابات هستند.

مگر تا به حال انتخابات سیاسی نبوده است؟ یا انتخابات قبلی غیر سیاسی بوده است؟

یعنی شما معتقدید که سیاست در اتاق بوده؟یا باید باشد؟

این آدم هایی که تا به حال در اتاق بودند غیر سیاسی بودند؟

 نه.ما اتفاقا معتقدیم خیلی ها سیاسی بودند.

آقای آل اسحاق سیاسی نیست؟ آقای نهاوندیان سیاسی نبوده؟ آقای خاموشی آدم سیاسی نیست؟

دقیقا این آدم هایی که اسم بردید سیاسی هستند.

 پس چی می گویید؟

 من سوالم از شما اینست که آیا اتاق باید سیاسی باشد؟

 اتاق یک "ان جی او" است و در صورتی قدرت دارد که آدم هایی که در آن باشند و آدم های ذی نفوذی نیز همچنین.در این کشور اگر آدمی سیاسی نباشد و سبقه سیاسی نداشته باشد نشان می دهد که مورد اعتماد نظام قرار نمی گیرد. در پازل قدرت در این کشور نمی تواند هیچ کاری بکند. شما رییس اتاق اصفهان را در این دوره با دو دوره قبل مقایسه کنید.

اما آقای کساییان از عملکرد خودشان دفاع می کنند.

دو تا آدم با تجربه و با نفوذ و سیاسی بودند مثل آقای اسلامیان و آقای رنجبران.این دفعه یک بخش خصوصی معمولی آمد، معلوم است که نمی تواند هیچ کاری بکند.شما قدرت آقای نهاوندیان و آقای خاموشی در اتاق را یکی می بینید؟

اما این دو باهم یکی نیستند.

آقای شافعی قدرت سیاسی ندارد،سابقه سیاسی ندارد،قدرت و سبقه سیاسی ندارد. نفوذ و تاثیرش هم در اتاق رو مشاهده می کنید. بیرون از اتاق هم قدرتش خیلی کمتر از آقای نهاوندیان است. معلوم است در همه دنیا آدم های سیاسی رییس اتاق هستند؛ در هیچ جای دنیا اینطور نیست.

 شما فکر نمی کنید سیاسی بودن رییس اتاق یک آفت است؟

 نه باید بتوانند با بدنه قدرت لابی کنند. در اتاق اگر آدم های ذی نفوذی درش نباشند که هزار تا هم بخش خصوصی بگذارید در اتاق،اگر قدرت نداشته باشند و نتوانند لابی کنند که مشکلی از بخش خصوصی نمی توانند حل بکنند.

پس شما معتقدید که بدنه اتاق باید به سیاست و قدرت وابسته باشد؟

 اصلا هست. همینطور هست.این حرفا نیست.کی گفته اتاق نباید سیاسی باشد.آدم های سیاسی این حرف را می زنند که اتاق نباید سیاسی باشد.در اتاق نباید کار سیاسی بشود.ولی کی گفته در اتاق نباید آدم های سیاسی باشد؟شما ببینید اتاق بازرگانی جهان را.آمریکایی ها اتاقشان را می دهند به کسی که نزدیکترین فرد به رییس جمهورشان باشد.در دنیا بخش خصوصی می گردد دنبال کسی که بتواند در بخش خصوصی برایش لابی کند.این آدم هم باید حتما سبقه سیاسی داشته باشد.

فکر نمی کنید همین سیاسی بودن باعث شد که طیف شما یعنی طیف خواستاران تحول الان و تحول خواهان آن زمان در مقطعی شکست بخورند؟

آن زمان دولت سیاسی بود.ما سیاسی بودیم؟ دولت یک طرفه بود.دولت از یک جناح خاص سیاسی بود.

 به نظر شما این پیروزی بود برای شما؟

دولت نادیده گرفت بخش خصوصی را و دولت با یک جناح سیاسی ائتلاف کرد. آن جناح هم کار غیر اخلاقی کرد.دولت میخواست یک جناح را در اقتصاد کشور نبیند.

 اخیرا یک صحبت هایی مطرح شد در رابطه با تحولات و اتفاقات دور ششم اتاق بازرگانی،که از طرف آقای غنیمی فرد مطرح شد درباره قول و قرارهایی که گذاشته بودند با آقای بهزادیان. شما در آن زمان در اتاق تهران بودید. آیا یک حرف های آقای غنیمی فرد صحت داشت؟ شما تایید می کنید یا شکل دیگری وانمود شده است؟

دور اول در انتخابات چهار گروه نقش آفرین بودند. یک گروه به نام«ائتلاف ملی» درست شد که آقای بهزادیان جزو اولین های آن گروه بود و باقی هم ماند. یک گروه دیگر بود به نام «تحول» که آقای مرحوم اخوان بود، آقای صدر هاشمی بود با آقای رییس زاده و آقای نورایی. اینها جریان تحول بودند. یک جریان را آقای عدالتیان راه انداخته بود از دانشگاهیان به نام جریان «نوآفرینی یا نو آفرینان» که آقای عدالتیان شخصیت شاخص شان بود. یک جریان هم خانه صعنت تهران بود. آقای غنیمی فرد، آقای پور قاضی، آقای رجال و آقای قصاعی. ما چهار گروه مستقل بودیم که داشتیم با هم کار انتخاباتی می کردیم و همدیگر را نمی شناختیم و از قبل هم با هم آشنایی نداشتیم. در جریان بحث های انتخاباتی تا حدودی با هم آشنا شدیم اما به توافق نرسیدیم ما فقط توانستیم با خانه صنعت معدن، چون آدم صنعتی کم داشتیم، آنها هم در لیستشان آدم بازرگانی کم داشتند. ما نشستیم با خانه صنعت با هم توافق کردیم و یک لیست مشترک با هم دادیم. اصلا هم نمی دانستیم چه اتفاقی می افتد و اصلا رای می آوریم با رای نمی آوریم و اصلا بحث ریاست اتاق مطرح نبود، ما انتظار داشتیم سه یا چهار نفر را بتوانیم به اتاق بفرستیم. این بحث های ریاست و اینها در کار نبود. بعد با سه لیست رفتیم به انتخابات اتاق. 27 نفر رای آوردند. از لیست ما تعدادی، از لیست آقای اخوان هم تعدادی و از لیست آقای عدالتیان هم برخی رای آوردند. بعد ما در آن مقطع با هم ائتلاف کردیم.

بعد چه شد؟

 بعدا آمدیم نشستیم صحبت کردیم که حالا که رای اکثریت را داریم چه کار کنیم که هیات رییسه اتاق تهران را داشته باشیم. چند بار نشستیم رای گیری کردیم و در همه رای گیری ها آقای بهزادیان بیشترین رای را آورد. با اینکه آدم های متفاوتی بودند.

 فضای آن زمان در اتاق چه طور بود ؟

فضا آنقدر تند بود که آدم ها اصلا جرات ایستادن جلوی آقای خاموشی را نداشتند. اصلا می گفتند ما مرد این میدان نیستیم. فضا بسیار فضای سنگینی بود.

 حتی آقای غنیمی فرد هم؟

بله. اصلا کسی از این بحث ها نداشت که جلوی آقای خاموشی مقابله کند. چند تا از دوستان در آن جمع بودند که رای نیاوردند. مثل آقای دانشمند، مثل خانم نیک پور و اینها. وقتی دیدند که امکان رای آوردن ندارند تقریبا از جمع فاصله گرفتند. وقتی دیدند امکان حضور در جمع این گروه ها که با هم ائتلاف کردند وجود ندارد خودشان را به رقیب نزدیک کردند . حتی آقای بهرامن در لیست ما به اتاق آمد . آقای بهرامن در اتاق نبود .آقای بهرامن، آقای دانشمند و خانم شعبانی و خانم نیک پور از ما جدا شدند.

 یعنی همان زمان تحول خواهان دچار اولین انشعاب شدند؟

دچار انشعاب شدیم چون ما اصلا شناخت نداشتیم از آدم هایی که آمده اند. همان زمان چند نفر از نیروهای مان ریزش کردند.

 دلیل انشعاب چه بود؟

دلیلش این بود که اینها چون دارای تجربه و سابقه بودند می خواستندبه هیات رییسه بیایند .در هیات رییسه هم که 27 نفر رای نمی آورند.

فکر نمی کنید عدم حضور آدمی مثل آقای نهاوندیان که رهبری بکند گروه شما را دلیل این انشعاب بود؟

نه آن زمان حرفی از آقای نهاوندیان نبود.

می دانم که نبود. من منظورم شخصیت و کاراکتری مثل آقای دکتر نهاوندیان است.

نه اینطور نبود. اینها خودشان را شایسته تر از دیگران می دانستند. می رفتند در جمع کاندید می شدند و جمع هم بهشان رای نمی داد. بعد ما نشستیم تدبیر کردیم این آدم ها آمدند که بخشی از آنها از لیست آقای اخوان بود. بخشی از لیست ما بود.بخشی از خانه صنعت بود. بخشی هم از لیست آقای عدالتیان بود.خواستیم یک هیات رییسه را پیشنهاد کنیم که از همه گروه ها در آن سهم باشد. آقای غنیمی فرد به شدت دنبال این بود که خزانه دار اتاق تهران بشود.ما با توجه به عملکرد ایشان در زمانی که خزانه دار ما در جریان انتخابات بود،عملکرد شفاف و واضحی نبود خود بنده از کسانی بودم که به شدت مخالفت کردم که آقای غنیمی فرد در هیات رییسه باشد. عملکرد ایشان در جریان انتخابات عملکرد شفافی نبود. یعنی پاسخگوی هزینه هایی که شده بود نبود.

یعنی شما تکذیب می کنید حرف های آقای غنیمی فرد را که گفته اند قولی با آقای بهزادیان داشتند برای ریاست اتاق ایران و تهران.

نه اینطور نبود فقط قولی بود که هر که در اتاق تهران رییس شود در هیات رییسه اتاق ایران رییس نشود. تنها قول و قرار این بود.

خوب ایشان قرار بود که رییس اتاق ایران بشود.

ایشان به شدت علاقه مند بود که بیاید در هیات رییسه اتاق تهران و در نقش خزانه دار اتاق تهران نقش بازی کند. ما از خانه صنعت دست گذاشتیم روی آقای قصاعی و لابی کردیم به ایشان رای دادیم.از جریان آقای عدالتیان خودش آمد.از جریان ائتلاف ملی من و بهزادیان آمدیم.از جریان آقای اخوان هم آقای رییس زاده آمد .آقای بهرامی ارض اقدس هم آن زمان نماینده وزارت بازرگانی بود که رای نیاورد و آقای میرمحمد صادقی رای آورد.این جریان اتاق تهران بود.پس اتاق تهران از خانه صنعت با اینکه 5،6 نفر بودند، خود دوستان خانه صنعت مثل آقای پورقاضی اینها حاضر نبودند به غنیمی فرد رای بدهند.آقای غنیمی فرد در انتخابات اتاق تهران را نیاورد .آقای عدالتیان آمد و آقای قصاعی،ما و آقای رییس زاده هم آمدیم.

انتخابات هیات رییسه اتاق ایران به کجا کشید؟

ما توافق کردیم،که در اتاق ایران از اتاق تهران کاندید ما آقای رجال باشد،کاندید شهرستان ها برای اتاق ایران آقای رنجبران.اتاق های شهرستان ها که متحول شده بود.روز قبل از انتخابات در هتل جلسه گذاشتیم،رای گیری کردیم،آقای رجال هم خودش را معرفی کرد.آقای رنجبران هم معرفی کرد بعد لابی کردند.شهرستانها رای شان بیشتر از آقای رجال شد. آقای رجال جلوی رنجبران بازی را باخت. ما به این نتیجه رسیدیم که اگر زیر پرچم آقای رنجبران برویم احتمال شکست خوردنمان زیاد است. اگر در آن انتخابات شهرستان ها همراهی می کردند آقای بهزادیان به عنوان کاندید هیات رییسه اتاق تهران می رفت،حتما رای می آورد.چون آقای بهزادیان به عنوان نایب رییس 7 رای آورد.چون توافق کرده بودیم که کسی کاندید ریاست نشود، آقای بهزادیان کاندید ریاست نشد.

فکر می کنید جناح راست سنتی اجازه می داد شما در اتاق ایران قدرت بگیرید؟

خوب آقای بهزادیان 97 تا رای آورد ؛ آقای خاموشی با 93 رای شد رییس اتاق ایران؛ رنجبران هم 87 تا رای آورد.

بعدا در اتاق تهران هم بحث کارت بازرگانی آقای بهزادیان مطرح شد. برخی این را تعبیر می کنند که فشار راست سنتی بود برای اینکه آقای بهزادیان قدرت نگیرد.

اصلا ربطی به کارت نداشت. آقای بهزادیان اختلاف مالی با اتاق تهران داشت. آقای میرمحمد صادقی حکمیت کرد و آقای غنیمی فرد هم میدان داری کرد که من میروم مشکل را حل می کنم. آمد از برخی از دوستان خانه صنعت نامه گرفت که ما ببریم بدهیم به آقای میرمحمد صادقی که مشکل را حل کند.نامه ای که به عنوان حکمیت جمع شد و چند نفر ساده دل آن را امضا کردند؛ البته ما امضا نکردیم. ائتلاف آقای بهزادیان با اتاق ایران و خاموشی بر سر امور مالی بود و البته خاموشی همه درآمد اتاق تهران را میخواست و بهزادیان موافق نبود.

چه کسانی نامه حکمیت را امضا کردند؟

خود غنیمی فرد امضا کرد.آقای قصاعی امضا کرد و برخی از دوستانی که آدم های پخته سیاسی نبودند آن نامه را امضا کردند.اینها همین نامه را بردند به عنوان نامه استیضاح آقای بهزادیان علم کردند و گفتند که ما امضا داریم از اکثریت اتاق.دولت هم کمک کرد و با این نامه غیر قانونی رفتند بهزادیان را استیضاح و برکنار کردند و گرنه آقای بهزادیان نه مشکل کارت داشت نه مشکل اکثریت داشت.با تغییر دولت آقایان رفتند با دولت آقای احمدی نژاد ساختند و این نامه حکمیت هم برداشتند ازش سو استفاده کردند و به نظر من با بی درایتی آقای غنیمی فرد که گول خورد و برخی اعضا ساده لوحی کردند نامه را امضا کردند و شد نامه استیضاح بهزادیان.همه اسناد و مدارکش هم موجود است.این نامه هم اکثریت امضا را نداشت،خود آقای نهاوندیان و چند نفر دیگر هم امضا نکرده بودند.الکی گفتند که همه میخواهند امضا کنند و نامه را به 30 امضا رساندند.

شما فکر نمی کنید در خواستاران تحول تفکرات زیادی وجود دارد که موجب انشعاب شده است و به ضرر تفکر واحدی به نام اصلاحات است؟

قرار نیست خواستاران تحول در اتاق اصلاحات را نمایندگی کند .اصلاحات یک جریان فکری است ممکن است برخی هم گرایش اصلاح طلبی داشته باشند.ولی ماموریتی از طرف اصلاحات در اتاق ندارد که اصلاحات را نمایندگی کند.

 خوب همه کسانی که در خواستاران تحول هستند اصلاح طلب هستند دیگر.مگر اصولگرا هم داریم؟

 ما اینجا چیزی نداریم.دوره قبل اصولگرا هم بوده.اصولگراها علاقه ای به حضور در کنار ما ندارند.ما هیچ محدودیتی نداشتیم.ما در سال 89 که مسائلمان به دولت احمدی نژاد به حداکثر رسیده بود حاضر شدیم با جناح راست با هم لیست مشترک بدهیم.

 یعنی شما وامدار اصلاحات در اتاق نیستید؟

نه ما اصلا به چنین چیزی اعتقاد نداریم.نه ماموریتی از کسی داریم نه قرار است در اتاق کار سیاسی کنیم.ما هیچ موقع دنبال کار سیاسی در اتاق نبودیم.همیشه دنبال منافع بخش خصوصی بودیم.

 به نظر شما تحول خواهان رهبر دارند؟آیا اگر ندارند به نظر شما برایشان ضرر نداشته است؟

جریان خرد جمعی و مشارکت دسته جمعی است.از همین جا هم ضربه خورده است.به هر حال کار دموکراتیک کردن هزینه دارد و وقت می گیرد و ممکن است تلفات داشته باشد.چیزی به نام رهبری را ما هیچ وقت در اتاق نداشتیم.

 سوال آخر اینکه رویکرد دولت تدبیر و امید در این دو سال در مواجهه با اتاق بازرگانی چطور بوده؟

دولت سیاست های کلی اش در حمایت از بخش خصوصی است و وقتی اعتقاد به بخش خصوصی دارد فضا را برای اتاق فراهم می کند تا نقش بیشتری در اقتصاد داشته باشد.

منبع: بازرگان نیوز

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O