علی اصغر سعیدی توضیح می دهد:

چرا بی سند اتهام می زنیم؟

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۴۰۴۸
استاد دانشگاه تهران می گوید: اطلاعات نقش مهمی در محو یا بروز ادعاهای بدون سند دارد. به ویژه اگر مسائل، عمومی نشود، مردم حرف بی‌سند می‌زنند چرا که کنجکاوی‌شان پاسخ داده نشده است

در سال‌های اخیر بسیار مشاهده شده است که برخی چهره‌های سیاسی، سخنان یا اتهاماتی را از تریبون‌های عمومی علیه افراد دیگر مطرح کرده‌اند، بدون آنکه سندی برای اثبات مدعای خویش ارائه کنند. این ادعاها البته توسط رسانه‌ها نیز منعکس می‌شود و مردم از رویه‌هایی که به‌ویژه در فرآیندهای سیاسی مشاهده می‌کنند الگو می‌گیرند؛ در واقع این رفتارها در جامعه به عنوان رفتاری هنجارمند کم و بیش پذیرفته می‌شود و رسانه‌ای‌ شدن این اتهام‌زنی‌ها، گویی به آنها مشروعیت و سندیت نیز می‌بخشد. ضمن آنکه، کسی هم از گوینده این سخنان، دلیل و سند مطالبه نمی‌کند. خطر تکرار به‌ کارگیری این روش در تعاملات اجتماعی آن است که ممکن است این رویه را به یک عرف تبدیل کند؛ رویه‌های عمومی زندگی افراد در جامعه، همین‌گونه ساخته می‌شود
چه دلایلی سبب می‌شود که افراد برای پیشبرد اهداف خود سخنانی را مطرح کنند که بدون پایه و اساس است. علی‌اصغر سعیدی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در تحلیل این موضوع، دلایل متعددی را مورد اشاره قرار می‌دهد که یکی از آنها جایگاه افراد در قشربندی‌های اجتماعی است. او می‌گوید: «بروز این رفتارها به جایگاه و منزلت اجتماعی افراد بازمی‌گردد و عمدتاً در گروه‌های پایین اجتماعی رخ می‌دهد.» از دیدگاه او، تهمت‌زنی و حرف زدن بدون سند و مدرک ناشی از نوعی فقر اطلاعاتی است و این نوعی نابرابری اطلاعاتی را نشان می‌دهد و دلیلی بر وجود قشربندی اجتماعی است.
به اعتقاد آقای سعیدی، دلایل و علل گرایش به این نوع سخن گفتن، از این گروه به آن گروه و از این مساله به آن مساله ممکن است متفاوت باشد.
او می گوید البته وجود این‌گونه رفتارها واقعیتی اجتماعی است. به علاوه، سخن گفتن بدون مدرک را باید رفتاری معنی‌دار بدانیم و به عنوان پدیده‌ای اجتماعی آن را مورد تحلیل قرار دهیم نه روانشناختی. مردم عموماً دلیل اینکه چرا فردی بدون سند و مدرک اتهام‌زنی می‌کند را به بی‌اخلاقی او نسبت می‌دهند. در ضرب‌المثل‌ها عموماً این‌گونه حرف زدن را هنگامی که به نحو افراطی ابراز می‌شود حرف بی‌اساس می‌نامند. به معنای سخنی که ارزشی ندارد و عموماً آن را ناشی از فقدان تقوا و پایبندی به اخلاقیات می‌دانستند. اگر هم بگویید چرا این‌قدر نسبت به گذشته ‌چنین رفتارهایی افزایش یافته آن را به دگرگونی‌های اجتماعی نسبت می‌دهند. من اساس این درک عامه را کاملاً درست می‌دانم. ارزش‌ها و اخلاق سنتی که پایه پیوستگی اجتماعی بود در حال گذار است و به نظر می‌رسد هنوز به‌طور کامل جای خود را به چیز دیگری مانند تقسیم کار در جامعه صنعتی که بدین ترتیب افراد را به هم وابسته می‌کند، نداده و همین امر باعث رفتارهای نابهنجار و بی‌سابقه شده است
این جامعه شناس راه حل این مساله را به میزان رشد انجمن‌های جامعه مدنی مثل انجمن‌های حرفه‌ای و انجمن‌های مردمی می داند و می گوید: انجمن هیی مثل انجمن‌های کارگری وظیفه‌ رفع اختلافات بین کارگر و کارفرما را برعهده دارند و هر ادعایی که مطرح می‌شود در این انجمن ها با گفت‌وگو و بررسی قابل حل است. انجمن مصرف‌کنندگان باید سخنان بدون سند و مدرک مصرف‌کنندگان را بررسی کند. دوم، در جامعه‌ای مانند ایران به نحوه همکاری بین این انجمن‌ها و دولت نیز باید توجه کرد. هرچه میزان همکاری بین این دو بیشتر باشد، بدین معناست که میزان درک و تلقی بین طرفین نیز بالاست. در چنین شرایطی، دولت از انجمن‌های مدنی، برای حل مشکلات استفاده می‌کند؛ چرا که آنها بین دولت و جامعه قرار گرفته‌اند
استاد دانشگاه تهران در باره نقش رسانه ها در کاهش اثرات این رویکرد می گوید: به نظر من نقش اطلاعات بسیار اساسی و حیاتی است؛ به این دلیل که برای یک جامعه، گردش اطلاعات در واقع به مثابه خون در بدن انسان است. فرض کنید یک حادثه اتفاق افتاده مثلاً تصادف یک اتوبوس، یا سقوط یک هواپیما، یا کشف یک اختلاس، همه منتظرند تا اخبار تکمیلی و به روزتری داشته باشند، توجه مردم به موضوعی مهم جلب می‌شود و نوعی یکی‌انگاری با قربانیان اتفاق می‌افتد؛ حال هر چه بیشتر جزییات این حوادث پوشش داده شود درجه حدس و گمان‌ها یا سخنانی که مردم بدون سند مطرح می‌کنند، کاهش پیدا می‌کند. اطلاعات نقش مهمی در محو یا بروز ادعاهای بدون سند دارد. به ویژه اگر مسائل، عمومی نشود، مردم حرف بی‌سند می‌زنند چرا که کنجکاوی‌شان پاسخ داده نشده است. پس هر گاه ابهام و تردید وجود داشته باشد احتمال اینکه مردم حرف بی‌مدرک بزنند بیشتر است..

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O