3 سوژه اقتصادی انتخابات آمریکا
بهگزارش اقتصادنیوز، باوجود اینکه اقتصاد ایالاتمتحده از وضعیت چهار سال گذشته خود فاصله گرفته، اما آمریکاییها همچنان راضی و خوشحال نیستند. طبق نتایج یک نظرسنجی جدید که به تازگی ازسوی نشریه والاستریتژورنال و شبکه انبیسی انجام شده، نیمی از مردم این کشور نسبت به نحوه اداره اقتصاد آمریکا توسط اوباما رضایت ندارند.
بهگزارش بخش مالی سیانان، اما از همه اینها نگرانکنندهتر، بازگشت بدبینی است. برای اثبات این ادعا، بد نیست نگاهی به شاخص ضریب اطمینان اقتصادی آمریکا بیندازیم که توسط موسسه نظرسنجی «گالوپ»، به صورت هفتگی اندازهگیری میشود. با مشاهده این نمودار متوجه میشویم که قرائت نخست این شاخص در ماه آگوست منفی بوده که این پایینترین سطح شاخص اطمینان اقتصادی از ماه اکتبر محسوب میشود و نشان میدهد دلهرههای اقتصادی درحال بازگشت هستند و مردم این کشور نیز احساس خوبی نسبت به خالی بودن جیبهایشان ندارند. با این حال به نظر میرسید کمپینهای انتخاباتی هنوز به این مساله پی نبردهاند.
چشمانداز تیره و تار
گرچه اکنون دیگر سال 2008 نیست و آمریکا همچنان در بحران بزرگ مالی نیست؛ مردم این کشور دیگر خانههای خود را از دست نمیدهند و بسیاری نیز شغل پیدا کردهاند. به همین دلیل نرخ بیکاری آمریکا به 5.3 درصد کاهش یافته است. اما مشکل امروز آمریکا این نیست که اقتصادش در ایستگاه رکود ایستاده بلکه مشکل این است که اقتصاد این کشور بهجای اینکه دویدن با نهایت سرعت، درحال قدم زدن است. بسیاری از مردم این کشور احساس میکنند که نمیتوانند ازنظر اقتصادی و شغلی پیشرفت کنند. آنها دوباره به کار مشغول شدهاند اما احساس میکنند گیر افتادهاند و بر این باورند که وضع فرزندانشان از آنها بهمراتب بدتر خواهد بود. یک نظرسنجی که ازسوی مرکز تحقیقاتی «پیو» انجام شده نشان میدهد، دوسوم از شرکتکنندگان در این نظرسنجی بر این باورند که فرزندان امروز آنها در شرایط مالی و اقتصادی به مراتب ضعیفتری نسبت به والدین خود رشد میکنند. اگر بخواهیم واژهای را برای وضعیت امروز فرزندان آمریکا استفاده کنیم، میبایست از عبارت «عصر انتظارات تقلیلیافته» استفاده کنیم که «پل کروگمن»، اقتصاددان نوبلیست آمریکایی در دهه 1990 آن را نخستینبار بهکار برد.
اما برای اینکه به وضع واقعی اقتصاد مردم آمریکا پی ببریم، باید از سه منظر آن را بررسی کنیم:
عدم تغییر درآمد خانوارها نسبت به سال 1995 میلادی
درآمد خانوادههای آمریکا که کارشناسان به آن «درآمد خانوار» اطلاق میکنند، در حال حاضر، با احتساب نرخ تورم، به اندازه درآمد سال 1995 آنهاست. این بدان معناست که یک خانواده معمولی، حتی با وجود کسب شغل، واقعا وضعیت بهتری نسبت به 20 سال قبل ندارد. بنابراین، یکی از مهمترین دلایلی که بسیاری از کاندیداهای انتخاباتی، در شعارهای خود به مساله «حداقل دستمزد» و «نابرابری درآمدی»، اشاره میکنند، میتواند همین موضوع باشد.
مشاغل نیمهوقت زیاد
درست است که نرخ بیکاری از زمان روی کار آمدن اوباما، کاهش چشمگیری داشته اما آمریکا همچنان با معضلی به اسم «بیکاری پنهان» دستوپنجه نرم میکند. بیش از 6 میلیون و 500 هزار نفر در آمریکا مشاغل نیمهوقت دارند، اما به دنبال یافتن شغل تماموقت هستند. این رقم بسیار بالاتر از رقم 4 میلیون و 500 هزارنفر شاغل نیمهوقتی است که تا پیش از بحران بزرگ مالی در آمریکا درحال اشتغال بودند. افزایش «دستمزد حداقلی» درکنار مزایای همراه با آن، میتواند بسیاری از این کارگران نیمهوقت را بهصورت تمام وقت، بر سر کار بازگرداند. نتایج یک مطالعه نشان میدهد، کارگران نیمهوقت، در مقایسه با همتایان تماموقت خود، پنجبرابر بیشتر در معرض فقر قرار دارند.
کاهش قدرت خرید
مردم آمریکا همیشه به ولخرجی معروف بودهاند، اما آمارهای امروز نشان میدهد آنها همچنان در کسالت و رخوت ناشی از بحران بزرگ مالی قرار دارند و دیگر مانند سابق تمایلی به خرج کردن ندارند. از آنجا که اقتصاد آمریکا به شدت وابسته به مصرف است (هزینه مصرفکننده حدود 70 درصد از فعالیت اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهد)، کاهش تمایل مردم به خرید و هزینهکردن، یک معضل جدی محسوب میشود. این مساله بهخوبی منعکس میکند که مردم این کشور تا چه اندازه نسبت به آینده اقتصادی آمریکا نگران هستند. بنابر اعلام فدرالرزرو، میزان پسانداز سالانه مردم آمریکا اکنون بیش از پنج درصد است که این رقم بسیار بیشتر از نرخ سهدرصدی پسانداز در دوران پیش از رکود بزرگ است.
اقتصاددانان بر این باور بودند که میزان هزینه مصرفکننده بهخصوص با کاهش قیمت بنزین، افزایش خواهد یافت. اما این اتفاق نیفتاد و یکی دیگر از نشانههای نگرانی جدی نسبت به وضعیت اقتصادی آمریکا ظاهر شد.
اما در واقع جای نگرانی نیست؛ چراکه اقتصاد آمریکا دیگر یک اقتصاد وحشتناک نیست و دوباره درحال رشد است. حتی آمارها نشان میدهد این رشد بهتر از اروپا و ژاپن است. اما احساس نسبت به هر دوسوی جناحهای سیاسی و قطعا جریان اصلی اقتصادی آمریکا موسوم به Main Street، نشان میدهد که میتوان بهتر از این هم عمل کرد. حتی کارشناسان والاستریت و فدرالرزرو نیز پیشبینی میکنند اقتصاد آمریکا در سال 2015 رشد قدرتمندتری نسبت به پیشبینیهای گذشته داشته باشد.
وظایف کاندیداهای انتخابات آتی آمریکا چیست؟
یکی از مهمترین دلایلی که نشان میدهد «دونالد ترامپ»، نامزد حزب جمهوریخواه، در فعالیتهای انتخاباتی خود از سایرین بهتر عمل میکند، شعار انتخاباتی او یعنی «شکوهبخشی دوباره به آمریکا» است. به نظر میرسد این شعار ترامپ، بهنوعی نسخه 2016 از شعار انتخاباتی اوباما در انتخابات پیشین یعنی «امید» است. معنی ضمنی این شعار، آینده بهتر در بسیاری از سطوح، بهخصوص جیب مردم آمریکا است.
در نخستین روزهای آغاز مبارزات انتخاباتی برای انتخابات 2016 آمریکا، کاندیداها تلاش میکردند نشان دهند که آنها نیز مانند مردم عادی با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. مثلا «مارکو روبیو»، از دیگر نامزدهای حزب جمهوریخواه باید برای تامین هزینه های بازسازی خانهاش، به پسانداز بازنشستگی خود ناخنک بزند؛ ضمن اینکه «هیلاری کلینتون»، کاندیدای اصلی حزب دموکرات که از شانس بالایی برخوردار است نیز همچنان درحال پرداخت وام مسکن خود است. اما آنچه که مسلم است این است که اقتصاد اوباما مشکلات زیادی دارد و اکنون این جمهوریخواهان هستند که باید به این مشکلات پاسخ دهند.