ایران از تغییر استراتژی منطقهای آمریکا سود برد/ آرامش منطقه در گرو هماهنگی ایران با قدرتهای جهانی است
علی خرم، استاد حقوق بینالملل در گفتوگو با اقتصادنیوز با بیان اینکه «بعد از جنگ عراق و واقعه تروریستی 11 سپتامبر 2001 که منتهی به نبرد آمریکا با طالبان و صدام حسین و سرنگونی آنها شد، موقعیت ممتازی برای بازگشت ایران به منطقه خاورمیانه فراهم شد» گفت: اما ادامه خصومت در روابط ایران و غرب و افزوده شدن پرونده جنجالی هستهای که اهرمهای تازهای به غرب و بهویژه آمریکای تندرو میداد، بازگشت قدرت ایران را به تعویق انداخت.
وی افزود: در دوران دولت نهم و دهم به عوض آرام کردن هیجان ناشی از پرونده هستهای، رئیسجمهور وقت با موضعگیریهای نابجای خود به بالا بردن شعلههای آتش همت گمارد و پرونده هستهای را به شورای امنیت سازمان ملل متحد فرستاد که حاصل آن محکومیت ایران طی شش قطعنامه لازمالاجرا در چارچوب فصل هفتم منشور بود.
به اعتقاد این استاد حقوق بینالملل «آنچه از قطعنامهها بیش از تحریمهای اقتصادی بر جایگاه ایران و سیاست خارجی کشورمان سایه افکنده بود، تحریمهای سیاسی بود که به توصیه ماده 41 منشور بر ایران تحمیل و موجب خشنودی دشمنان ایران چون اسرائیل و عربستان شد.»
خرم با اشاره به اینکه «ایران در آن دوره هشتساله نهتنها در سیاست خارجی بلکه در اقتصاد داخلی هم دچار ناکامیهای اساسی شد» تصریح کرد: طبق سند چشمانداز 20ساله قرار بود در فاصله 1384 تا 1404 به قدرت اول منطقهای تبدیل شود در حالی که در سال 1384 که قدرت چهارم منطقه بود در سال 1388 تبدیل به قدرت نهم و در سال 1392 به قدرت سیزدهم یا چهاردهم منطقه افول کرد.
مشاور وزیر امور خارجه اضافه کرد: آن وضعیت سیاسی و این وضعیت اقتصادی آنچنان دست و پای ایران را در سیاست خارجی بست که کشورمان موقعیت حضور در منطقه را پیدا نکرد. به این ترتیب اولین مانعی که باید در سیاست خارجی ایران برداشته میشد تحریمهای سیاسی بودند که با لغو قطعنامههای ششگانه شورای امنیت سازمان ملل متحد امکانپذیر میشد.
او با بیان اینکه «توافق هستهای به همت سیاست خارجی مبتنی بر تشنجزدایی و همکاری سازنده با همه جهان، فضا را برای برداشتن تحریمهای سیاسی فراهم کرد» گفت: تحریمهای سیاسی که در موارد کشورهای مشابه سالها طول کشیده تا زدوده شوند، در مورد کشور ما با یک توافق بینالمللی، به سرعت برداشته شدند و یک قطعنامه مقدس در شورای امنیت به شماره 2231، خط بطلان بر همه قطعنامههای پیشین کشید و به شرط همکاری و اعتمادسازی ایران، تمامی تحریمهای سیاسی و اقتصادی 37 سال گذشته را به حالت تعلیق درآورد.
خرم افزود: این چنین بود که انرژی و پتانسیل ایران بعد از سالها آزاد و ایران با اعتماد به نفس وارد منطقه خاورمیانه شد. اما یکی از حمایتهای غیبی که به کمک ایران آمد، تغییر استراتژی جهانی آمریکا برای خروج از خاورمیانه و عزیمت به خاور دور بود که خشم اسرائیل، عربستان و ترکیه در منطقه و روسیه و چین در نقاط دورتر را برانگیخت. تنها کشوری که از این تغییر استراتژی سود میبرد و در اهداف سیاست خارجیاش نهفته بود، ایران محسوب میشد.
به اعتقاد این استاد حقوق بین الملل «شاید علت اصلی اینکه آقای اوباما با نوشتن نامه به رهبری ایران در سال 1390، اعلام آمادگی برای کنار آمدن با غنیسازی ایران کرد تا در صورت خروج از خاورمیانه تلاطمی بهوجود نیاید، همین دلیل باشد. همکاری و حمایت آمریکای اوباما برخلاف آمریکای جورج بوش در مراحل مختلف مذاکرات هستهای نیز پشتوانه دیگری بر این مدعاست.»
خرم با بیان اینکه «با فضای جدیدی که در سیاست خارجی، در اقتصاد و صنعت بهوجود آمده است، سیاست خارجی اکنون میتواند بدون مشکل، عرصه فعالیت ایران قرار گیرد و اولویتهای منطقهای و جهانی به اجرا درآیند» تصریح کرد: بیشک تحکیم روابط ایران با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد بایستی در اولویت باشد تا از طریق همکاری مشترک، اعتماد این اعضا جلب شده و مدت زمان اعتمادسازی در توافق هستهای کاهش یافته و از محدودیتهای ایران کسر شود. همکاری مشترک و احترام متقابل میان ایران و اعضای دائم شورای امنیت نتایج دیگری هم دارد که در جای خود بسیار مهم محسوب میشوند.
وی افزود: یقیناً تکنولوژیهای پیشرفته در جهان صنعتی ابتدا در اختیار آمریکا و سپس اروپاییها و ژاپن است. در برخی از رشتهها روسیه و چین هم میتوانند تکنولوژیهایی برای عرضه داشته باشند. به هرحال ایران برای بازسازی صنایع خود نیازمند تکنولوژیهای دست اول است تا بتواند در زمان، صرفهجویی کند و زودتر خود را به سطح جهانی برساند.
به گفته مشاور وزیر امور خارجه «در سیاست منطقهای و بهویژه در خاورمیانه پرآشوب، ایران نیازمند هماهنگیهای اولیه با قدرتهای جهانی است تا صلح و ثبات را در خاورمیانه مستقر سازد.»
خرم گفت: در حال حاضر قدرتهای منطقهای هر کدام بر اساس منافع خود، خاورمیانه را به آشوب کشیدهاند و هرج و مرج عجیبی خاورمیانه را فرا گرفته است. سامان یافتن این وضع به وسیله یک قدرت منطقهای با هماهنگی قدرتهای جهانی مقدور است. چنانچه قدرتهای جهانی در هماهنگی قرار نداشته باشند، توان این را دارند که در استقرار هر نظم منطقهای اخلال ایجاد کنند و قدرت منطقهای ایران هم نمیتواند کاری از پیش ببرد.