به گزارش «اقتصادنیوز»، محمدرضا تاجیک فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگویی بیان میکند:تنها اصلاحطلبانِ کاملا بهداشتی و پاستوریزهشده و اولتراخودی، به نوعی به آلزایمر مصلحتی و منفعتی دچار شدهاند.
او در گفتوگو با «بوی باران» عنوان میکند که اصلاحطلبان نخست باید تکلیف خود را با خودشان مشخص کنند و ابتدا به تدبیر منزل خود بپردازند.
در ادامه مهمترین محورهای مطرح شده در این گفتوگو میآید:
|
در شرایط کنونی شاهد نوعی اختگی و خمودگی آموختهشده در نزد بسیاری از اصلاحطلبان هستیم.
|
|
انفعال بهطور فزایندهای در حال تبدیل شدن به طبیعت اولیه بسیاری از اصلاحطلبان است.
|
|
راه اصلاحطلبی در این مرز و بوم، همواره ناهموار بوده است
|
|
سیاست عرصه «ممکنات» است نه «ناممکنات»، بنابراین چنانچه اسیر دیو «ناممکنات» شدیم، باید بدانیم که در واقع، اسیر خود شدهایم و این «خود» باید از میان برخیزد، تا تحول حال و احوال ممکن و میسور شود.
|
|
اصلاحطلبان، نخست باید تکلیف خود را با خودشان مشخص کنند، نخست باید خود را مدیریت کنند و نخست باید به تدبیر منزل خود بپردازند.
|
|
دولت اعتدال هم به اقتضای طبع و طبیعتِ درونیاش و هم به استلزام حال و احوال بیرونیاش در مورد جریان اصلاحطلبی و اصلاحطلبان، در نوعی شرایط «فقدان تصمیم و تدبیر» قرار دارد.
|
|
اصلاحطلبی پروژه و پروسه ناتمام جامعهی ماست، بنابراین عبور از آن نه ممکن است و نه مطلوب، اما توقف منفعلانه در آن نیز نه پسندیده است و نه پذیرفته.
|
|
گفتمانها منظومههای معنای متصلب و فراتاریخی نیستند، بلکه لجوجانه تلاش دارند تا روح زمانه خود باشند و نقش راهنمای نظر و عمل فردی و اجتماعی (پراکسیس) آدمیان در ساحتهای مختلف را ایفاء نمایند.
|
|
«تغییر» جایی در گوشه و کنار تاریخ به انتظار ما ننشسته است، بلکه «تغییر» در «ما» و با «ما»ست. به بیان دیگر، «تغییر» موضوع «امید» نیست، «موضوع «اراده» است. اما اگر “اراده” همان نشانِ تغییر است، در میان اصلاحطلبان این نشان نمیبینم.
|
|
اصلاح طلبان دریافتهاند که «شرایط مطلوب» امری «بخشودنی» و «دادنی» نیست، بلکه امری “ساختنی” و “گرفتنی”است.
|