مدت زمان زیادى است که همه در مورد «پساتحریم» صحبت میکنند و سمینارهاى متعددى در این باره گذاشته شده است. با توجه به موجهاى بزرگ روانى و فرهنگى، که ویژگى ایرانیان است، آنقدر به «پساتحریم» مى پردازیم که از سایر اتفاقات مرتبط با اقتصاد ایران غافل مى شویم.
دیروز (جمعه ١۵ آبانماه) آمار اشتغال امریکا بیرون آمد و دلار Hمریکا پرواز کرد. نفت هم به دنبال آن سقوط کرد. این فرضیه ما را که دلار پول قوى در جهان باقى میماند و بنابراین نفت در سطح پایین باقى خواهد ماند را تقویت میکند. یعنى ما کماکان در کانال پایینى قیمت نفت در سال ٩۴ و به احتمال بسیار زیاد در سال ٩۵ باقى خواهیم ماند.
این اتفاقات در شرایطى دارد مى افتد که ما سرگرم «پساتحریم» هستیم. درگیر شدن با آن منجر به ندیدن تحولات اقتصاد جهانى است. نگرانى جدى وجود دارد که در شرایط «پساتحریم» ما براى تحقق چارچوب ذهنى خود دست به سرمایهگذاریهاى بزرگ و تعهدات ارزى برویم که این فرصت را (که با زحمت زیادى حاصل شده است) تبدیل به یک تهدید جدى براى اقتصاد ایران کنیم.
با توجه به کاهش جدى درآمدهاى نفتى (که با افزایش صادرات نفت نیز قابل جبران نیست) و عطش «پساتحریم» براى سرمایهگذارى در کشور، این امکان که کشور به سمت سرمایه گذارى داخلى براى توسعه بازار داخلى بیفتد زیاد است. یعنى نگرش باز همان نگرش درون مرزى است. این نگرش ما را در دورهاى دیگر در یک سیکل مشکلات جدید میگذارد. چاره کار صادرات و توسعه گسترده صادرات و در داخل شکستن انحصارات و بهبود فضاى کسب و کار و شفاف کردن روابط اقتصادى از طریق انتشار تقویم اقتصادى است. بدون «دگرگونى» اقتصاد ایران حرکت نمیکند و دگرگونى هم مستلزم شهامت است و شهامت هم با «بقاء» در تضاد است.
منبع: bamdad_institute@