سرباز و سیاست
«مسوولان با جدیت رسیدگی کنند و با مقصران حادثه برخورد کنند.» این متن دستوری است که هر بار پس از چنین حادثهای صادر میشود و با آب و تاب در رسانهها بیان میشود و چندی بعد، وقتی غبار فراموشی بر آن حادثه نشست، حادثهای دیگر، کم و بیش مشابه، در جایی دیگر رخ میدهد و این بار نیز مقامات عالی کشور دستور میدهند که «مسوولان با جدیت رسیدگی کنند و با مقصران حادثه برخورد کنند.» اما اینگونه اتفاقات، باز هم رخ میدهند. مشکل کجاست که باز هم در بر همان پاشنه میچرخد و شبح سوانح جادهای اتوبوسهای بین شهری دست از سر مردم کشور بر نمیدارد؟ امروز سربازها، چند وقت پیش دانش آموزان، مدتی قبل از آن دانشجویان، زمانی دیگر، مردان و زنانی دیگر در اتوبوسها که شغل و عنوان واحدی نداشتند و کسی چه میداند شاید فردا شما که الان این نوشته را میخوانید یا من یا عزیزترین کسان من و شما قربانی این حوادث باشند. آیا مسئولان با جدیت رسیدگی نکردهاند و با مقصران حادثه برخورد نکردهاند یا اینکه راه حل مشکل، چیز دیگری است؟
مساله این است که فرمول «مسوولان با جدیت رسیدگی کنند و با مقصران حادثه برخورد کنند.» جواب نمیدهد. با چنین فرمولی نهایتاً میشود یک یا دو راننده را مقصر اعلام کرد، یک تعاونی اتوبوسرانی را جریمه کرد، سازنده یا تعمیرکار خودرویی را جریمه کرد و قس علی هذا. اگر قرار بود مشکل با اینگونه اقدامات حل شود، تا به حال باید بارها حل شده بود. کاش به جای اینکه چنین دستوری صادر میشد، یک بار معاون اول رئیس جمهور یا نمایندهای عالی از سوی وی، یا کمیسیونی در مجلس، یا یک مقام ارشد قضایی، مامور میشد تا حادثه را ریشهیابی کند، دلایل بروز حوادثی از این دست در چند سال گذشته را بررسی کند، و راهکارهایی را در سطوح تقنینی، مقرراتی و اجرایی برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی ارائه دهد و کاش گزارش دهنده مکلف میشد در فواصل زمانی مشخص، گزارش خود و نحوه اجرایی شدن پیشنهادات مندرج در آن را مورد بازنگری قرار دهد و موانع اجرایی شدن آنها را نیز بررسی مینمود و آنها را هم به مردم و هم به دستگاههای ذیربط گزارش میداد.
برخورد با مقصران حادثه که نیاز به دستور ندارد.
آنان که کشته شدهاند اولیای دم دارند و آنها خود اقدام به طرح دعوی علیه مقصرین میکنند. حتی اگر اولیای دم هم وجود نداشته باشند یا در پیگیریهایشان ضعفی وجود داشته باشد، مدعیالعموم مکلف به پیگیری است و وظیفه خود را انجام میدهد. آنچه از دولت انتظار میرود، شناسایی ریسکها و مدیریت و کاهش آنها و ارائه گزارش به مردم و مجلس در این خصوص است. راست است که مردم در اکثر اینگونه موارد، دولت را مسوول میدانند و از خود میپرسند که چرا دولت مراقبتهای لازم را به عمل نیاورد که چنین اتفاقی نیفتد؟ اتوبوس نقص فنی داشته است؟ چرا دولت مقرر نکرده است که اتوبوسهای فرسوده از دور خارج شوند و اتوبوسهای مدرن و ایمن جایگزین آنها شوند؟ مقرر کرده است؟ چرا بر اجرای آن نظارت نکرده است؟ راننده خواب آلود بوده است؟ چرا پلیس نظارت نکرده است؟ نظارت کرده است؟ چرا کافی نبوده است که این اتفاقات رخ ندهند؟ تعاونی مسافربری بی مبالات بوده است؟ چرا بر آن نظارت نشده است؟ چرا نظارتی که شده است موثر نبوده است؟ و قس علی هذا. به این پرسشها که بر تعداد آنها بسیار میتوان افزود، نمیتوان به سادگی پاسخ گفت و دولت نمیتواند با فرمول ساده «مسوولین با جدیت با مقصرین برخورد کنند» از همه این علامتهای سوال رها شود.
یادم هست که سالها پیش، خبری راجع به سقوط پلی در یکی از کشورهای در حال توسعه میخواندم. بلافاصله بعد از سقوط پل، رئیس جمهور آن کشور دستور داده بود تمام پلهای کشور بازرسی شوند تا مطمئن شوند مشکل مشابهی در آنها وجود نداشته باشد. با خود گفتم، اگر در ایران بود، احتمالاً دستور میدادند که مسوولان با سازنده و مهندس ناظر همان پل برخورد کنند! کاش امروز نیز دستور میدادند مثلاً همه رانندگان اتوبوسهای کشور آزمایش اعتیاد بدهند یا همه اتوبوسها از نظر فنی بازرسی شوند و این آزمایشات و بازرسیها هر ماه تکرار شود یا اینکه ضوابط و معیارهای این امر، را ارتقا میدادند و مکانیزمهایی را برای نظارت بر آنها در نظر میگرفتند.
منبع:
https://telegram.me/haghanbari