در هفتهای که گذشت چه از طریق تلویزیون و چه رسانهها، اعلام گردید که ۱۷۰۰ تن سیبزمینی برای تثبیت نرخ آن در بازار معدوم شده است.
در شرایطی که مشکل بیآبی و کم آبی، کشاورزی را به طرف سیاستهای کشت هدایت میکند، عدم برنامهریزی کشت هم دچار نابسامانی کشاورز از یک طرف و صنایع تبدیلی کشاورزی از طرف دیگر شده است. زیرا وقتی کشاورزی میتواند رونق داشته باشد که کشاورز قبل از کشت محصول خود را فروخته باشد و این امر مستلزم کشت برنامهای است. تنها در سال جاری نیست که سیب زمینی تولید شده معدوم میشود. هر سال صنعت تبدیلی و کشاورز با این مساله روبرو هستند. یک سال گوجه فرنگی خارج از برنامه و نیاز تولید میشود و سال بعد وقتی که کشاورز بازاری برای فروش آن نداشت کشت آن را متوقف میکند. در نتیجه صنایع با کمبود مواد اولیه روبرو میشوند. این مسئله برای سایر محصولات مانند پیاز هم صادق است.
معدوم کردن ۱۷۰۰ تن سیب زمینی یک موضوع دیگر را هم ثابت میکند که ایران از لحاظ شرایط آب و هوایی و با همه مشکلاتی که وجود دارد، استعداد تولید محصولات کشاورزی را که علاوه بر تأمین نیاز کشور به صادرات هم کمک کند، دارد.
در سالهای گذشته با گزارشاتی که از طریق کمیسیون کشاورزی اتاق ایران و تهران برای وزارت جهاد کشاورزی تهیه شد، استدلال شد که مانند اکثر کشورها باید دو انجمن و دو تشکل در مقابل هم قرار گیرند. تشکل صنایع تبدیلی که برای تولیدات خود جمعاً چه مقدار از محصولات کشاورزی نیاز دارد و تشکلهای کشاورزی که اعلام آمادگی کند محصول مورد نیاز صنعت را کشت کنند و این فکر در وزارت جهاد کشاورزی جا افتاد که شرکتهای سهامی زراعی باید در سطح کشور این معضل را حل کنند. اما متأسفانه این کار به مرحله اجرا در نیامد و نتیجه این است که در حالی که سیب زمینی میتواند جای گندم را در امر تغذیه جامعه بگیرد، به جای غذای جامعه به زیر خاک میرود. وزارت جهاد کشاورزی باید این زنگ خطر را حس کند و هر چه زودتر در ساختار کشت و هماهنگی با صنعت تبدیلی چاره اندیشی کند.