آمریکا چگونه با بحران بیکاری مقابله کرد؟
به گزارش «اقتصادنیوز» در ماه نوامبر نیز شمار فرصتهای شغلی ایجاد شده در آمریکا برابر با 353 هزار فرصت شغلی بوده است. آمارها نشان میدهد تعداد مشاغل ایجاد شده در این کشور از ابتدای سال 2014 میلادی تا پایان این سال، بیشترین تعداد از سال 1999 میلادی تاکنون بوده است.
این آمار که نشان دهنده رشد دوباره اقتصاد آمریکا و بازگشت رونق به این کشور است در شرایطی به دست آمد که در جریان رکود اقتصادی سال 2007 میلادی نرخ بیکاری دو رقمی شده و شرایط زندگی برای خیل عظیمی از مردم امریکا دشوار شده بود. حال سوال اینجاست که آمریکا چگونه توانست از این بحران خارج شود و چگونه توانست برای میلیونها نفر فرصت شغلی ایجاد کند و اقتصاد را به مسیر رشد باز گرداند؟
پژوهشگران مرکز مطالعات اقتصادی آمریکا در گزارشی در مورد راهکارهای کاهش نرخ بیکاری در دنیا می گویند: «معمولاً زمانی که اقتصاد یک کشور در وضعیت سلامت قرار دارد، رشد اقتصادی دو تا سه درصدی برای ایجاد 150 هزار فرصت شعلی در هر ماه کفایت می کند و در این وضعیت نرخ بیکاری در کشور رشد نمی کند. اما زمانی که نرخ بیکاری به بالاتر از هفت درصد برسد، نشان میدهد که اقتصاد قدرت کافی برای ایجاد فرصتهای شغلی را ندارد و دولت باید به کمک اقتصاد بیاید و برای اصلاح شرایط اقتصادی به دنبال راه حل باشد.» اما دولت آمریکا در سالهای گذشته که رکود اقتصادی با رشد بیکاری همراه شده بود از چه ابزارهایی استفاده کرد؟
کاهش نرخ مالیات
یکی از ابزارهای بسیار موثر، کاهش نرخ مالیات بر دستمزد است. هر یک میلیارددلاری که از کاهش نرخ مالیات به اقتصاد خانوادهها وارد میشود، میتواند 10779 فرصت شغلی ایجاد کند. مطالعات نشان میدهد نیمی از این مبلغ وارد بخش هزینههای مصرفی میشود و نیمی از آن پسانداز میشود و برای سرمایهگذاری و رشد اقتصادی استفاده میشود.
در نتیجه این سیاست، اقتصاد با سرعت بیشتری رشد می کند. کاهش نرخ مالیات بر فعالیت شرکتها نیز تاثیر زیادی در ایجاد فرصتهای شغلی دارد. فدرال رزرو اعلام کرده به ازای هر یک میلیارد دلاری که از کاهش نرخ مالیات بر درآمد و سود شرکتها به دست دولت نمیرسد، 13 هزار فرصت شغلی تازه در کشور ایجاد میشود.
کاهش نرخ بهره بانکی
سیاستهای مالی انبساطی میتواند تاثیری سریع و بسیار قدرتمند روی اقتصاد داشته باشد. مهمترین سیاست پولی کاهش نرخ بهره بانکی است که به خانوادهها امکان میدهد تا منابع مالی لازم برای خرید خانه، ماشین و وسایل مصرفی را ارزانتر تامین کنند. این سیاست زمینه را برای رشد تقاضا فراهم می کند و به صاحبان مشاغل امکان میدهد تا با بهرهگیری از سرمایه بیشتر اقدام به استخدام نیروهای تازه و توسعه فعالیت اقتصادی خود کنند. البته این سیاست اغلب در اولین مرحله استفاده میشود زیرا اجرای آن و تاثیرگذاری آن به سرعت روی اقتصاد مشخص است. تاثیر ابزارهای مالی روی اقتصاد تدریجی مشخص می شود، ولی پایداری آن بیشتر است.
رشد مصرف دولت
افزایش هزینههای مصرفی دولتی می تواند کمک بزرگی در جهت رشد اقتصادی و ایجاد فرصتهای شغلی باشد. با هر یک میلیارددلاری که دولت در فعالیتهای عمرانی سرمایهگذاری کند 19795 فرصت شغلی در بخش ساختمان آمریکا ایجاد میشود. با یک میلیارد دلار سرمایهگذاری در بخش آموزش کشور 17678 فرصت شغلی در این بخش ایجاد میشود. منافع سرمایهگذاری یک میلیارددلاری در بخش آموزش آمریکا 1.3 میلیارد دلار ارزیابی شده است و افراد تحصیلکرده و توانمندی که خود امکان ایجاد فرصتهای شغلی را دارند، به رشد اقتصادی کمک میکنند. سرمایهگذاری در بخش نظامی کمترین تاثیر در ایجاد فرصتهای شغلی را دارد و به ازای یک میلیارد دلار سرمایهگذاری در بخش نظامی، تنها 8555 فرصت شغلی ایجاد می شود.
مستمری های بیکاری
پرداخت حقوق به بیکاران، خود سیاستی است که می تواند در کشور شغل ایجاد کند. مطالعات انجام شده توسط فدرالرزرو آمریکا نشان میدهد به ازای هر یک میلیارد دلاری که به عنوان مستمریهای بیکاری به بیکاران پرداخت میشود 19 هزار فرصت شغلی ایجاد میشود؛ زیرا بیکاران تمامی این مبلغ را برای تامین مایحتاج اولیه زندگی یعنی تامین خوراک، پوشاک و مسکن صرف میکنند و این باعث میشود تا خردهفروشان و تولیدکنندگان اقدام به افزایش استخدام برای پاسخگویی به این تقاضای مازاد کنند.
مزیت دیگر این سیاست این است که به سرعت اثر میگذارد؛ زیرا دولت چک مستمری بیکاری را می نویسد و این چک سریعاً وارد چرخه اقتصاد میشود و میتواند خود به توسعه یافتگی اقتصاد کشور کمک کند.