بازار کار جهان پس از بحران اقتصادی چه تغییراتی کرد؟ / فرصت دسترسی به مشاغل باکیفیت افزایش یافت
به گزارش اقتصادنیوز، در شماره ماه مارس مجله «امور مالی و توسعه» صندوق بینالمللی پول، عنوان شده است: در بازار مشاغل امروز، نیاز برای استخدام نیروهای متخصص، بیشتر است اما با اینحال، مهاجرت و فنآوری نیز تاحدود زیادی فرصت دسترسی به مشاغل با کیفیت را افزایش میدهند.
«پراکاش لونگانی»، مشاور اداره مطالعات IMF و رییس پروژه مشاغل و رشد صندوق بینالمللی پول میگوید: در طول دوره رکود بزرگ جهانی، 30 میلیون شغل که بیشتر آنها در اقتصادهای پیشرفته بودند، از بین رفت. پس از گذر از آن دوره، بازار مشاغل جهان به کندی و به شکل نامتوازن، رو به بهبودی رفت که درنهایت نرخ بیکاری در جهان دوباره درحال بازگشت به نرخ بیکاری پیش از وقوع رکود بزرگ مالی جهان یعنی 5.5 درصد است.
«آنگانا بانرجی» اقتصاددان ارشد اداره اروپای IMF میگوید: با وجود روند کاهشی نرخ بیکاری در جهان، اما در بسیاری از مناطق اروپا بهخصوص برای جوانان، وضعیت همچنان مبهم است. مطالعات انجام شده ازسوی «بانرجی» و همکارانش نشان میدهد: بیشترین عامل رشد بیکاری در میان جوانان، ناشی از کندی رشد اقتصادی است. بنابراین، اولویت اصلی سیستگذاریها باید به افزایش تقاضا متمرکز شود اما درعوض، بانک مرکزی اروپا در حال اجرای سیاست «تسهیل کمّی» بوده و کشورهای اروپایی نیز در بخش زیرساختهای دولتی سرمایهگذاری میکنند.
اما این داستان در کشورهای آفریقای سیاه که در آنجا رشد اقتصادی قدرتمندتر و نرخ بیکاری به نسبت پایینتر است، متفاوت به نظر میرسد. «بروس ادواردز» از کارشناسان مجله «امور مالی و توسعه» میگوید: مشکل اصلی در این منطقه، تبدیل بازار کار از شیوهای که در آن افراد را در مشاغل غیر رسمی و مزارع و اغلب با دستمزد پایین بهکار میگیرد، به مشاغلی است که درآنها فرصتهای بیشتری در بخش تولید و بخش خدمات به کارگران ارائه میدهد.
انتظار میرود تا سال 2015 میلادی در آفریقای سیاه، جمعیت افرادی که به سن اشتغال میرسند، به دو برابر برسد که این مسئله، لزوم ایجاد فرصتهای شغلی (رسمی و غیررسمی) بیشتر و سریعتر را ازسوی مشاغل، ضرورت میبخشد. کمپانیهای بزرگ مزایایی نظیر مالیات بر درآمد و مزایای اجتماعی نظیر حقوق بازنشستگی و بیمه سلامت ارائه میدهند اما امروز هر شغلی از هرجایی که برسد بلافاصله قاپیده میشود.
درحال حاضر 200 میلیون نفر در جهان بیکار هستند. تعجبی ندارد که برخی از مهاجران و روباتها امروز فرصتهای شغلی افرادی را اشغال کردهاند که بهشدت به آن شغل نیازمندند. اما، موانع جغرافیایی، زبانی و اداری برسر راه مهاجرتها، به منزله این است که از سال 1960 میلادی تاکنون سهم مهاجران در بازار کار در همان نرخ سه درصد نسبت به جمعیت کل جهان باقی ماندهاست. محدودیت در جهانی شدن نیروهای کار، به منزله ادامه شکاف عمیق در پرداخت دستمزدها در کشورهای صادرکننده نیروهای کار و کشورهای پذیرنده آنها خواهد بود که این مهاجرتها تاثیر اندکی بر دستمزد کارگران خواهد داشت.
کارگران مهاجر همیشه متهم به این هستند که ناگهان به بازار کار سرازیر میشوند. اما «چاغلار اوزدن» اقتصاددان ارشد گروه تحقیقات و توسعه «بانک جهانی» نظر دیگری دارد. او معتقد است، کارگران مهاجر، بهندرت مشاغل افراد بومی را صاحب میشوند. آنها درواقع کارگران بومی را به سوی دستیابی به مشاغل مترقیتر و پردرآمدتر سوق میدهند.
درواقع، مهاجرت، اشتغالزایی نمیکند بلکه کارگران و نیروهای کاری مهاجر، مشاغلی را که افراد بومی نسبت به انجام آن رغبتی نداشته یا صلاحیت انجام آن را ندارند، در اختیار میگیرند. بااینحال، در این فرآیند هم بازندگان و افرادی که داستانهای زیادی راجع به آنها شنیدهایم، وجود دارند که از آنجمله میتوان به افرادی اشاره کرد که بهعلت سن بالا توانایی یادگیری مهارتهای جدید ندارند یا افرادی که در پلههای پایین رقابت با کارگران خارجی قرار دارند. اما بزرگترین مزیت اقتصادی مهاجرت برای کشور میزبان، هزینه پایین مصرفکنندهاست.
«اوزدن» پیشنهاد میکند با توجه مزایای مهاجرت برای کشورهای میزبان، آنها میتوانند از این مساله هوشمندانه حمایت کرده و مالیات بردرآمد و هزینه انجام خدمات اداری برای صدور ویزای کار را از کارفرمایان آنها دریافت کنند و سپس این درآمدها را برای توسعه مهارت برخی نیروهای بومی و بیمه استخدام برخی از آنهایی که توانایی یادگیری مهارت جدیدتر را ندارند، هزینهکنند.
«جیمز بسن» استاد حقوق دانشگاه بوستون میگوید: نمیتوان بهدلیل پیشرفت فنآوری، بیکاری را سرزنش کرد. فنآوریهای جدید در برخی موارد یک فرصت شغلی را به کلی از بین میبرند. اما مطالعات او نشان میدهد، فنآوری، امروز تقاضا برای تواناییهای بیشتر را افزایش داده و کارگران را به سمت مشاغل مختلفی که نیازمند مهارتهای جدید است، جابجا و هدایت میکند. تنها در اقتصادهای پیشرفته، بخش تولید جزو مشاغلی است که نابود خواهد شد و این مساله به دنبال ایجاد مشاغل جدید در بخشهای دیگر تعدیل می شود. مثلا، استفاده از یک ماشین سخنگو در آمریکا سبب گشایش شعب بیشتر شد؛ در نتیجه نهتنها شغلی کم نشد، بلکه سبب افزایش اشتغالزایی و ایجاد فرصت شغلی بهعنوان مدیریت سایر شعب شد. در نتیجه مهارتهای فردی و آنهایی که ظرفیت استفاده از فنآوریهای جدید را دارند امروز بیش از هرزمانی مورد تقاضای کارفرمایان هستند.
«اکهارد ارنست» کارشناس سیاستهای کلان اقتصادی کار در سازمان بینالمللی کار میگوید: با نقل مکان کارگران به نقاط مختلف جهان و انجام بسیاری از فعالیتها با کمک تکنولوژیهای جدید، مزایای جهانی سازی منتهی به عدم تناسب جدی در کفه ترازوی درآمدی می شود و مشاغل با درآمد متوسط، راکد شده یا کلا حذف میشوند که این مساله نابرابری را عمیقتر میکند.