چرا از جهانی شدن هراس داریم؟
به گزارش «اقتصادنیوز» محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه در تحلیلی با عنوان آیا جهانی شدن تهدید است یا نه؟ بیان کرد: جهانی شدن بستگی به تواناییهای یک کشور در درون خودش دارد. جهانی شدن یک فرصت و یک بازار است و همه چیز در درون آن است.
وی در این گفتار که نشریه رویداد منتشر کرده در ادامه این گونه موضوع مدنظرش را شرح می دهد:
شما میتوانید از بعضی اقلامش استفاده کنید و بعضی اقلامش را کنار بگذارید؛ کمااینکه خیلی از ایرانیها به خارج میروند، از دانشگاه استفاده میکنند، از مراکز تحقیقاتی آنجا استفاده میکنند، ولی از مسائل خلاف اخلاقش استفاده نمیکنند. برای اینکه غرب هم یک فرصت است و یک بازار و هرکس میتواند بر اساس نظام ارزشیاش از غرب گزینش کند. در شهر دوبی 126 ملیت کار میکنند. تعداد مساجد در دوبی از شهر تهران بیشتر است. خیلی هم برنامهریزی کردهاند و همه جای شهر در حال ساختن مسجد هستند. امارات هم کشوری است که از غرب استفاده میکند ولی وقتی که ظهر میشود من مشاهده کردهام رئیس یک کمپانی در جلسهای که پر از غربیها بود برخاست و اقامه نماز کرد. همه هم منتظر بازگشت ایشان ماندند. فرودگاه دوبی با 5 باند 150 میلیون نفر مسافر را در سال جابهجا میکند و مهمترین شهر محل اتصال غرب به شرق است ولی صدای اذان در این فرودگاه شنیده میشود. در آنجا هم بسیار انسانهای دیندار دیده میشود.
ما در سخنرانیها و کتابهایمان میگوییم که چرا غرب در ایران برای ما نخستوزیر و وزیر تعیین کرد. غرب به دنبال قدرت و ثروت و نفوذ است. ماهیت قدرت در همه جای دنیا همین است. مگر روسیه دنبال این کارها نیست؟ مگر چین دنبال این مسائل نیست؟ ماهیت قدرت نفوذ و کسب ثروت است. ما چرا در قرن گذشته به آنها اجازه دادیم که این کارها را کننند؟ چرا انگلستان به هلند نرفت تا نخستوزیر تعیین کند؟ به این سوی دنیا برای تعیین نخستوزیر آمد، چون ما حاکمیت نداشتیم، نهاد نداشتیم و ضعیف بودیم.
شما در تاریخ مشروطه خواندهاید که عدهای معترض به حاکمیت جایی نداشتند و به سفارت خارجیها در تهران رفتند. اگر ما نمیتوانیم همدیگر را تحمل کرده و بین خودمان انسجام فکری ایجاد کنیم و خودی و غیرخودی تعریف میکنیم دیگران هم بهرهبرداری میکنند. برای همین است که من میگویم مشکل اینجاست، مشکل جهانی شدن نیست. آنها کار خودشان را میکنند. آمریکا دنبال نفوذ است و به هر کجا بتواند نفوذ میکند. حالا در هند یک قوه مقننه قوی شکل میگیرد که باعث ممانعت از نفوذ غربیها میشود یا کشوری مثل چین به قدری فضای مشارکت را برای بخش خصوصی فراهم میکند تا جلو نفوذ آمریکاییها را در تصمیمگیریهای اقتصادی خود بگیرد. ژاپنیها میآیند دو نهاد بسیار مقتدر برای تصمیمگیریهای اقتصادی ایجاد میکنند تا بتوانند جلو آمریکا را بگیرند.
من فکر میکنم ما به واسطه نگرانی از آسیب دیدن، از معاشرت با خارج میگریزیم اما آسیب دیدن ما نه به خاطر قدرت بیش از حد آنها که به خاطر ضعف ماست.
نکته بعدی اینکه مبحث جهانی شدن فینفسه برای ما اهمیت ندارد. آنجا برای ما اهمیت دارد که مسائل ایران است و آینده کشور و مردمش. الان در ایران روزانه 15 نفر طبق آمارهای رسمی در شهر به خاطر آلودگی هوا میمیرند. آیا این اهمیت دارد یا نه؟ اینکه 65 درصد زنان تحصیلکرده در ایران شغل ندارند مهم است یا نه؟ این ربطی به آمریکا دارد یا نه؟ این به جهانی شدن مربوط است یا نه به سوء مدیریتها ربط دارد؟ اینکه امروز دانشگاههای ما تبدیل به اداره شدهاند و پژوهش در دانشگاههای ما تقریباً تعطیل است و من در مورد علوم انسانی تقریباً میتوانم این را بگویم، یعنی ما ظرفیتهای رقابت در جهان را نداریم. آیا این به خارج ربط دارد یا به سوء مدیریت در داخل کشور؟ بعد از انقلاب تمام نیروهای خودی و متدین کشور آمدند و کارها را به دست گرفتند. پس دیگر نمی شود خارج را به خاطر وضعیت امروز سرزنش کرد.
در کشور ما اتفاقی که در حوزه علم و دانشگاه افتاده این است که عده زیادی وارد حوزه علم شدند. این به خاطر سیاستهای غلط و سیاسی کردن دانشگاههاست. اینکه عده زیادی قبل از اینکه پژوهشی انجام شود پایان و نتیجهگیری آن را معین میکنند تجربههایی است که خود من هم با آنها مواجه بودهام. خیلیها راحت وارد این پروسهها میشوند و این فرآیندها را میپذیرند. اگر یک دانشگاه قرار باشد قبل از اینکه در جستوجوی فهم و ادراک پدیدهها باشد به دنبال نیل به نتیجهگیریهای سیاسی تعیینشده باشد، نباید منتظر شناخت و ادراک درست جهان اطرفمان باشیم.
بزرگترین منبع پوپولیسم علمی در ایران تلویزیون است. من ارزیابی کردهام فردی که به تلویزیون میآید آن طور که خود من شمردهام در 12 مورد متفاوت کارشناسی کرده و نظر داده است.
اگر کسی نهجالبلاغه را یک بار روخوانی کرده باشد، نگوییم عمیق خوانده باشد، فهم عمیق آن کار سادهای نیست، درک و برداشتی را که امیرالمومنین از تخصص و متخصص داده متوجه میشود. میتوان آن برداشت را با وضعیت امروز متخصصان در ایران و البته با وضعیت متخصصان در دنیا مقایسه کرد. چه آن کسی که پذیرفته در 12 مورد اظهارنظر کند و چه نهادی تسهیلکننده این امر به عنوان عامل این موضوع هستند.
مثلاً تلویزیون ما هر شب میگوید اروپا در حال فروپاشی است. اگر متروی پاریس در اعتصاب باشد اما آن را به شکل فروپاشی فرانسه میبینیم. خبرنگار تلویزیون کنار مترو میایستد و میگوید ببینید متروها تعطیل است، همه با دوچرخه به سر کار رفتهاند و از وضعیت ناراضیاند. نتیجهگیری هم میکند که فرانسه در حال فروپاشی است. یا چند تظاهرات در لندن میبینیم که در انجا امری عادی است، تظاهرات سندیکاهای کارگری، موسسات، گروههای سیاسی، احزاب و غیره. این نشاندهنده آن است که خیلی از نتایجی که در ذهن ماست نسبت به خودمان و نسبت به جهان نیست،بلکه سیاسی، تبلیغاتی و سفارشی است. متاسفانه دانشگاه نیز گرفتار همین مساله است. برای همین هم شما اکنون در ویتنام، کامبوج، سنگاپور و مالزی میبینید چگونه از جهانی شدن نهایت بهرهبرداری را کردهاند و فرهنگ بومی محلی خود را هم دارند.
ما هم با این سوابق تاریخیمان، با ادبیات غنی و با جمعیتمان میتوانیم نهادهای قوی مدنی بسازیم، از جامعه نهایت مقدرات ما را تعیین کنند. این بستگی به خود ما دارد. اینکه داشته باشیم و اجازه ندهیم آنها مقدرات ما را تعیین کنند. این بستگی به خود ما دارد. اینکه آنقدر از جهان هراس داریم که با معاشرت با آن فرهنگ و ارزشهایمان را از دست بدهیم از ضعف ماست. به نظرم به یک بازبینی در تصوری که نسبت به جهان داریم نیازمندیم.