شاه چرا به چاه افتاد؟

روایت های دست اول از سقوط اقتصادی شاه/ناآگاهی از سیاست های پولی کار دست حکومت پهلوی داد؟

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۸۱۳۷
هفته‌نامه «تجارت فردا» در شماره جدید خود سعی کرده تجربه سیاست گذاران اقتصادی دهه 50 را به سیاست گذاران حال حاضر منتقل کند؛ به همین دلیل علاوه بر حسنعلی مهران، محمدهاشم پسران و کامران موید دادخواه روایت‌های مشابهی از اشتباه اقتصادی حکومت پهلوی به تجارت فردا منتقل کرده اند.

هفته نامه تجارت فردا در تازه ترین شماره سراغ حسنعلی مهران رئیس کل بانک مرکزی ایران در سال های 54 تا 56 رفته و در باره یکی از مهم ترین معماهای تاریخ معاصر ایران با او گفت وگو کرده است.تجارت فردا در این شماره سعی کرده تجربه سیاست گذاران اقتصادی دهه 50 را به سیاست گذاران حال حاضر منتقل کند به همین دلیل علاوه بر حسنعلی مهران، محمدهاشم پسران، که در آن دوران رئیس اداره بررسی‌های اقتصادی بانک مرکزی بود و کامران موید دادخواه، کارشناس وقت سازمان برنامه، روایت‌های مشابهی از اشتباه اقتصادی حکومت پهلوی به تجارت فردا منتقل کرده اند. این که چگونه محمدرضا پهلوی می‌خواست ایران را به «الگو»‌ی توسعه نفتی بدل کند، اما فرجام کار او به «عبرت» ی برای آیندگان بدل شد.

به گزارش اقتصاد نیوز و براساس آن چه در شماره 132 هفته نامه تجارت فردا عنوان شده، شاه در پاسخ به کارشناسانی که به او می‌گفتند طرح‌های آرمانگرایانه‌اش را به زمان دیگری واگذارد می‌گفت شما این را برای بعد از مرگ من می‌خواهید؟ این روایت دست‌اول را حسنعلی مهران می‌گوید. مردی که در سال‌های 1356-1354 سکاندار بانک مرکزی بود و معتقد است این بانک در آن زمان درصدد کنترل نقدینگی برآمد و حتی متهم شد در مقابل تزریق نقدینگی به بنگاه‌های نیازمند ایستاده است.

 اما سیاست‌های پولی بانک مرکزی بدون اتخاذ سیاست‌های مالی متناسب، نتیجه نداد و چنان که یکی از کارشناسان سازمان برنامه در نشست رامسر پیش‌بینی می‌کرد، اوضاع از کنترل خارج شد. نفت، در شرایطی که بانک مرکزی از استقلال کافی برخوردار نبود، آتشی را افروخت که شعله‌های آن فقط به اقتصاد کشور محدود نشد.

مهران، که کتابش درباره سیاست‌ها و هدف‌های بانک مرکزی پیش از انقلاب اخیراً منتشر شده است، از موفقیت بانک مرکزی در دهه 40 و به طور خاص سال‌های حضور مهدی سمیعی در راس آن می‌گوید که توانست توازنی میان اهداف خود برقرار کند. در نقطه مقابل، دهه 50 و تلاش‌های نافرجام بانک مرکزی قرار داشت که با سیاست‌های اقتصادی شاه و به بیانی دیگر طرح‌های بلندپروازانه او همسو نبود و نتوانست اقتصاد ایران را از انحراف بازدارد. شاه و دیگر طرفداران توسعه کشور به مدد درآمدهای بادآورده نفتی، حتی کمبود کارگر و ظرفیت اندک بندرگاه‌ها را در محاسبات خود دخیل نکرده بودند و با خیال اینکه با پول تمام مشکلات حل‌شدنی است، نقشه رسیدن به کشورهای صنعتی را طی کمتر از یک دهه در سر می‌پروراندند.

در مقدمه گفت وگو با حسنعلی مهران آمده است:
گفت‌وگو با مرد 78‌ساله‌ای که سکان بانک مرکزی را در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ آن به دست گرفت، نه از جهت روایت او از اشتباه شاه و نشست رامسر، که به دلیل دفاع او از عملکرد بانک مرکزی در دوران پیش از انقلاب نکات کمتر گفته‌شده‌ای دارد. برخلاف تصور غالب، حسنعلی مهران معتقد است استقلال بانک مرکزی در آن دوران چندان مطرح نبود و در عین حال می‌گوید این مقوله در کشوری که دولت صاحب سهام بانک مرکزی است و تمام درآمدهایش را به آن می‌فروشد، امری نسبی است.

مهران در عین حال از سیاست‌های پولی بانک مرکزی در دهه 50 می‌گوید که البته با سیاست‌های مالی هماهنگ نبود و نتیجه آن نیاز به گفتن ندارد. عدم اجرای برخی سیاست‌های اقتصادی از دیدگاه او، تبعاتی داشت. دیدگاه مهران را می‌توان نمایانگری از نظر اقتصاددانان بانک مرکزی در آن دوران دانست که در تقابل با تصور برخی مقامات دولت و در راس همه آنها شاه قرار داشت که پول را برای توسعه ایران کافی می‌دانستند؛ غافل از آنکه به قول مهران، خود پول منشاء گرفتاری‌های فراوان آن دوران بود. روایت مهران در گفت‌وگو، همان‌قدر دقیق و کارشناسانه است که در کتابش نیز می‌خوانیم؛ همان‌قدر که از یک کارشناس باسابقه و رئیس‌کل اسبق بانک مرکزی انتظار می‌رود.

شماره جدید هفته نامه تجارت فردا از دوم خرداد ماه در دسترس علاقه مندان قرار دارد.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O