ریشه فسادها و ریختوپاشها
«قم نوشته های من» هنوز ادامه دارد. ملاقات با آیت الله نوری همدانی هم جزو اتفاقات خوب دیروز بود به خصوص اینکه از این مرجع عالی قدر، نکات خوبی درباره اخلاق کسب وکار آموختم.
درباره ملاقات های دیروز با آیات عظام یک نکته برایم قابل توجه بود. همه بزرگوارانی که به دیدارشان رفتم، تأکید ویژه بر سپردن امور به بخش خصوصی و گذار از اقتصاد دولتی داشتند. امروز زعمای دینی و مذهبی ما ریشه فسادها و ریخت و پاش ها را در اقتصاد دولتی می دانند و خواستار تقویت بخش خصوصی در برابر دولت بزرگ هستند.
این، موضوعی بود که آیت الله نوری همدانی هم دیروز بر آن تأکید داشتند.
بحث از ریشه فسادها و ناکارآمدی ها به این جا رسید که ایشان فرمودند باید به این سمت حرکت کنیم که امور اقتصادی به بازار و مردم سپرده شود و دولت تنها نظارت کننده و نظاره گر امور باشد.
حاج آقا علاء میرمحمد صادقی در ابتدای این دیدار از اهمیت اخلاق کسب وکار گفت و خاطره ای نقل کرد. پاسخ آیت الله نوری همدانی نیز باب دیگری بر بحث گشود که بسیار قابل تأمل بود.
خاطره آقای میرمحمد صادقی به نقل از فرزند مرحوم حاج آقا رضا شاهپوری:
«سالها پیش در مقطعی، قند دركشوركمياب وگران شد. دولت وقت مقداري قند در اختيار بازاريان گذاشت تا به قيمت ارزان تر كه حدود يك دهم قيمت روز بود، میان مردم توزيع كنند. پدرمان حاج رضا شاهپوری بعد از اتمام کار ما را مجبور کرد كليه كيسه های قند را تكانده و خرده قندها را يك جا جمع كنيم و به همان قيمت به مشتريان بدهيم.»
این هم خاطره آيتالله نوري همداني:
«زماني كه آيتالله بروجردي مسجد اعظم قم را بنا ميكردند همين مرحوم حاج رضا شاهپوري ازطرف ايشان خزانه دار پروژه بود و امورمالي ساخت مسجد را بر عهده داشت. در یکی از اعیاد آیت الله بروجردی به حاج رضا شاهپوری می فرمایند كه به همه كارگران مشغول ساخت مسجد، ازطرف ایشان عیدی پرداخت شود. وقتي كارگران برای دریافت عیدی خدمت ايشان ميرسند، آیت الله بروجردی مي شوندكه بيشتر آنها از تجار و بازاريان معتبر هستندكه در روز تعطيل براي مشارکت در ساخت مسجد،کارگری پیشه کرده اند.»
از دیروز که این دو خاطره را شنیده ام، تا الان دارم به این فکر می کنم که کسب وکارما چقدر مبتنی بر اخلاق است؟ چقدر از اخلاق كسب وكار فاصله گرفته ايم؟