ضرورت استراتژی برای ترسیم دورنمای فضای کسبوکار
فریبا رسولی: تدوین استراتژی متناسب با ظرفیتهای بالای بخش معدن و نیروی انسانی تربیت شده یکی از دغدغههای مهم فعالان این عرصه محسوب میشود. این موضوع به اعتقاد نوید حسینی یکی از فارغ التحصیلان جوان مقطع دکتری مهندسی معدن از این نظر حائز اهمیت است که تا کنون نبود استراتژی مشخص و شفافی در بخش معدن باعث شده سیاستگذاریهای معدنی با توجه به دور نمای فضای کسب و کار صنایع معدنی ترسیم نشود. او که هم اکنون مدیر گروه استخراج معدن دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب ست در گفت و گو با اقتصادنیوز به ضرورت تدوین استراتژی مناسب در بخش معدن و صنایع معدنی پرداخته است که شرح آن را در ادامه میخوانید.
ایران یکی از کشورهای شناخته شده معدنی دنیاست. با توجه به ذخایر بالای معدنی کشورمان آیا برنامهریزیها و سیاستگذاریها به گونهای بوده تا از این ظرفیت به صورت بهینه بهرهبرداری شود؟
معدن و صنایع معدنی ایران از پتانسیل بالایی برای توسعه اقتصادی برخوردار بوده و بسیاری از متخصصان معتقدند رهیافت انبساط اقتصادی در این بخش میتواند توسعه اقتصادی را برای کشور به ارمغان آورد. بر اساس آمارهای رسمی، ایران دارای بیش از 68 نوع ماده معدنی مختلف است. بنابراین در تنوع محصولات معدنی جایگاه ممتازی دارد. از نظر میزان ذخایر نیز ایران با بیش از 7/2 میلیارد تن ذخایر سنگآهن دارای 08/0 درصد ذخایر سنگآهن جهان است. همچنین ذخایر مس به میزان 6/2 میلیارد تن معادل 4 درصد ذخایر جهان و 11 میلیون تن روی معادل 4 درصد ذخایر جهان، بخشی از پتانسیل معدنی ایران به حساب میآید. از دیدگاه توسعه و اقتصاد نیز سهم معادن و صنایع معدنی 25 درصد از سهام بورس تهران با ارزشی حدود 30 میلیارد دلار است. بنابر تخمینهای انجام شده، ذخایر احتمالی معدنی ایران 54 میلیارد تن بوده و میزان استخراج متوسط سالانه بین 130 تا 150 میلیون تن یعنی معادل 27/0 درصد کل ذخایر ایران است، در حالی که نرخ متوسط بهرهبرداری در جهان 1 درصد است. این اختلاف 73/0 درصدی پرسش برانگیز بوده و جای تامل دارد. اگر چه در اسناد بالا دستی کشور، نقش معدن و صنایع معدنی دیده شده است، اما معمولا روند دستیابی به اهداف تعیین شده در پردهای از ابهام قرار دارد.
یکی از مهمترین مسائل بخش معدن، نبود استراتژی در بخشهای مختلف اکتشاف، استخراج و فرآوری است. نبود استراتژی مشخص در بخش معدن تا چه اندازه به توسعه این بخش مهم از اقتصاد ایران ضربه زده است؟
بعضی واژهها، از جمله بهرهوری و استراتژی علیالرغم ظاهر ساده، مفهوم پیچیدهای دارند. مسلما در راستای تدوین استراتژی برنامهریزیهای مدونی صورت گرفته و راهکارهایی نیز ارائه شده است. اما من به شخصه فکر میکنم ریشه مشکلات بخش معدن جای دیگری است. دادههای خام پایه و اساس هر نوع تحلیل و برنامهریزی به حساب میآیند. بنابراین هر نوع خطا، عدم دقت یا عدم قطعیت در دادههای خام میتواند برنامهریزی را از هدف مطلوب دور کند. به نظر میآید بخش معدن و صنایع معدنی در دسترسی به اطلاعات صحیح و دقیق محدودیت دارد. به عنوان مثال، چه اطلاعاتی از آینده مس داریم؟ تقاضای سنگآهن بر چه اساسی تغییر میکند؟ و دهها سوال دیگر از این دست. با توجه به فضای کسب و کار امروز، دانش و اطلاعات مهمترین سرمایه هر صنعت به حساب میآید. بخش معدن و صنایع معدنی کشور برای ترسیم دور نمای فضای کسب و کار خود، به مراکزی احتیاج دارد، تا با تحلیل دقیق بر پایه دادههای صحیح، تصویر روشنی از وضعیت این بخش ترسیم کرده و زمینه تصمیمسازی را فراهم کند.
در کنار ذخایر معدنی، یکی از مزیتهای معدن در ایران داشتن نیروهای متخصص و تحصیلکرده در این بخش است. به نظر شما آیا کیفیت این نیروها به اندازهای هست که بتوانند در غیاب متخصصان خارجی توسعه بخش معدن را رقم بزنند؟
در این ارتباط بحثهای گستردهای در فضای دانشگاهی کشور در جریان است. با توجه به روند کاهش دانشجو در رشته معدن، تا چند سال دیگر کشور با کمبود نیروی متخصص در رشته روبهرو خواهد شد. از طرفی سر فصل رشته معدن بسیار قدیمی بود که خوشبختانه سر فصل جدید تدوین و ابلاغ شده است. ولی باید در نظر داشت مهندسی معدن، نه یک رشته مهندسی صرف، بلکه تلفیقی از هوش، خلاقیت، دانش و تجربه است. این رشته در ذات خود مفهومی از هنر مهندسی را به نمایش میگذارد. درس کارآموزی در این رشته، اهمیت کلیدی دارد و باید صنعت و دانشگاه در کنار هم، به جدی گرفته شدن کمی و کیفی این درس کمک کنند. از طرفی ارتباط مداوم اساتید دانشگاه با صنعت، تجربه، نحوه تدریس و انتقال مطالب به دانشجویان را بهبود میبخشد و به طور موثری در کیفیت آموزشی تاثیر خواهد داشت. تعریف فرصت مطالعاتی میدانی برای استادان این رشته در معادن و صنایع معدنی داخل، می تواند گام اول این تعامل سازنده به حساب آید.
آیا در پایاننامههای دوره ارشد و دکترای معدن به غیر از بیان مسائل فنی به موضوعات سیاستگذاری و اقتصاد معدن نیز اشاره میشود؟ آیا تولید علم در دانشکدههای معدن متناسب با نیازهای کشور است؟
هر چند دانشگاه سعی کرده در این زمینه فعال باشد، ولی واقعیت این است که تدوین استراتژی بدون داشتن اطلاعات و دادههای پایه عملا غیر ممکن است. اینکه یک دانشجو در فرصت 6 ماه تا 1 سال بتواند اطلاعات خام را جمعآوری و اعتبارسنجی کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و در نهایت نیز به تدوین استراتژی بپردازد، انتظار بالایی است. به خصوص که معمولا یک تحلیل فنی به مراتب سادهتر بوده و امکان ارائه مقاله را نیز در پی دارد. هدایت تولیدات علمی دانشگاهی در راستای نیاز کشور، به توسعه زیرساختهای ارتباط صنعت و دانشگاه وابسته است. واقعیت این است که در بسیاری از موارد، هدف دانشگاه و صنعت همسو نبوده و این ارتباط به نحو موثری شکل نگرفته است.
نبود مراکزی که بتواند تصویری روشن از وضعیت معدنی کشور را پیش روی سرمایهگذاران بگذارد یکی از نقاط ضعف به شمار میرود. به نظر شما این خلا چگونه باید برطرف شود؟
منابع، بازار مصرف و مدیریت حلقههای اصلی اقتصاد معدن و صنایع معدنی به حساب میآیند. مسلما ایران در زمینه منابع و دسترسی به بازار مصرف، علیالرغم محدودیتها، از جایگاه ویژهای برخوردار است. اما همانطور که اشاره شد، باید مرکزی شکل بگیرد که تصویر واقعی فضای کسب و کار را بر اساس دادههای دقیق و مطالعات واقعی ترسیم کند. جایی که بتواند دادههای لازم برای تصمیمگیری مدیران ارشد را فراهم کند. تجربه نشان داده، به منظور دستیابی به حداکثر بهرهوری، واگذاری این مهم به بخش خصوصی میتواند راهگشا باشد. باید مرکزی شکل بگیرد که فارغ از هر نوع وابستگی اقتصادی و سیاسی صرفا بر اساس واقعیت به تحلیل وضعیت بپردازد. دادههای اقتصادی اطلاعاتی زنده هستند که هر لحظه تغییر می کنند و پیشبینی آنها معمولا با پیچیدگیهای بسیاری همراه است. بنابراین باید یک مجموعه قوی شکل داده شود تا به طور تخصصی المانهای بازار را زیر نظر گرفته، فرصتها و چالشها را تبیین کرده و فضای کسب و کار بخش معدن و صنایع معدنی را به طور دقیق ترسیم کند.