راز ریشهکن شدن قحطی؛ تجارت جای خودکفایی را گرفت | تجارت جهانی چگونه قحطی را از بلای طبیعی به خاطره تاریخی تبدیل کرد؟
به گزارش اقتصادنیوز، مت ریدلی در مقالهای با عنوان «قحطی و تجارت» در وبسایت انستیتو امور اقتصادی، نوشت:
تابستان در بریتانیا و اروپای غربی طولانی، داغ و خشک بوده و نتیجهاش بدترین برداشت محصول سالهای متمادی بوده است. مزرعهٔ خود من در شمال، به لطف خاکهای رسی با قابلیت حفظ رطوبت و بارانهای تابستانی اندکی بیشتر از نواحی جنوبیتر، محصولی در حد متوسط به بار آورده است اما برای بسیاری از گندمکاران بریتانیایی فصلی بیرحم بوده، در حالی که دارندگان باغهای سیب ناامید شدهاند و دامها از همین حالا جیرهٔ زمستانی یونجه و علوفهشان را مصرف میکنند.
قحطی اصلا مطرح نیست زیرا...
این خبری بد برای تولیدکنندگان است اما چه اثری بر مصرفکنندگان خواهد داشت؟ در سدههای گذشته، چنین سال خشکی باعث قحطی گسترده میشد. فقیرترین افراد در جستوجوی لقمهای غذا یا کمک در جادههای روستایی سرگردان میشدند و هزاران نفر جان میباختند. امروز چطور؟ برداشت بد بریتانیا بهسختی بر بهای جهانی گندم و در نتیجه بر قیمت داخلی نان و مرغ اثری خواهد گذاشت. قحطی اصلاً مطرح نیست.
اقتصادنیوز: گندم در قلب رژیم غذایی مدرن قرار دارد. اما امسال، سبدهای نان جهان با مشکل مواجه هستند.
اگر برداشت در کل اروپا ضعیف باشد، تأثیرش اندکی بیشتر، اما نهچندان چشمگیر، خواهد بود. تا ۲۰ اوت، پیشبینی «شورای بینالمللی غلات» این است که کل تولید غله در سالهای 27-2026 در مقایسه با سال قبل، تنها ۳ درصد کاهش مییابد و به ۲,۴۱۶ میلیون تن میرسد ــاما این رقم «همچنان دومین رکورد بزرگ تاریخ» است. برداشتهای ضعیف در اروپا با برداشتهای خوب در روسیه و آمریکا جبران میشود، در حالی که شرایط کاشت در آرژانتین مساعد بوده است.
تجارت، تجارت و تجارت
و تفاوت امروز با گذشته دقیقاً در همینجاست: تجارت، تجارت، تجارت. بله، ما محصولات را اصلاح ژنتیکی کردهایم، نیتروژن هوا را گرفتهایم و کشاورزی را مکانیزه کردهایم تا از هر هکتار غذای بسیار بیشتری به دست بیاوریم اما این سیالیت بینظیر تجارت جهانی است که امروزه گرسنگی محلی را عملاً ناممکن میسازد. ممکن است یک کشور نوسانات شدیدی را در تولید غذا تجربه کند؛ کل جهان، نه.
امروزه یکچهارم کل کالری مصرفی انسانها در سراسر جهان از کشورهای دیگر وارد میشود. این امر نه تنها تأمین غذای ما را متزلزل نکرده، بلکه از خطر کمبود هم بهشدت کاسته است. اینکه محصول گندم گهگاه در بریتانیا آسیب ببیند محتمل است؛ در بریتانیا و فرانسه با هم، کمتر محتمل است؛ در بریتانیا، فرانسه، اوکراین، روسیه و کانزاس به طور همزمان، نادر است؛ و در همهٔ اینها بهعلاوهٔ چین، هند، آرژانتین و استرالیا، عملاً ناممکن است. اینکه برنج، گندم، ذرت و سویا همگی با هم و در همهجا از بین بروند، مگر در صورت برخورد یک شهابسنگ واقعاً بزرگ، هرگز رخ نخواهد داد.
یکی از موهبتهای ناشناختهٔ تجارت این است که ما را به شکلی شگفتآور ایمن نگه میدارد. کمبود کالاها، مواد خام، غذا و سوخت رخ میدهد، اما تجارت بهطور خودکار این فراز و نشیبها را تعدیل میکند. کشتیای در آبهای آزاد که از فرانسه به آفریقا غلات میبرد برمیگردد؛ کشتی دیگری در مسیر استرالیا به هند مسیرش را به سمت آفریقا تغییر میدهد؛ و سومی که قصد سفر از آرژانتین به آمریکا را دارد، راهی اروپا میشود. بدین ترتیب، هم مازاد و هم کمبود مهار میشوند.
مت ریدلی، روزنامهنگار، دکتری فلسفه از دانشگاه آکسفورد، نویسنده کتابهای علمی و عضو پیشین مجلس اعیان بریتانیا است. کتابهای مت ریدلی نزدیک به دو میلیون نسخه فروش داشتهاند، به ۳۱ زبان ترجمه شدهاند و جوایز متعددی را از آن خود کردهاند.
در سالهای 4-1963، بین ۵ تا ۱۰ درصد کل جمعیت فرانسه پس از برداشتهای فاجعهبار محصول جان باختند، هرچند علت این مسئله دو تابستان سرد و بارانی بود نه خشکسالی. در بریتانیا، جایی که هوا چندان بد نبود، گرسنگی و تورم قیمت مواد غذایی وجود داشت اما قحطی گستردهای رخ نداد. به عبارت دیگر، در آن روزگار یک باریکهٔ دریایی حدوداً 30 کیلومتری (و یک جنگ) کافی بود تا گندم بریتانیا نتواند جان فرانسویها را نجات دهد.
قطحی در کشورهایی که تجارت جهانی ندارند رخ می دهد
امسال در بوداپست، با افت سطح آب دانوب، یک «سنگ قحطی» پدیدار شده است. در گذشته ــدر سالهای ۱۶۱۶، ۱۷۱۸، ۱۸۱۱، ۱۸۳۰، ۱۸۴۲، ۱۸۶۸ و ۱۹۴۷ــ نمایان شدن این سنگ نشانۀ گرسنگی بود، چرا که خشکسالی محصول را نابود میکرد و آسیابهای آبی را از کار میانداخت. اما امروز چنین نیست: مجارستان گرسنگی نخواهد کشید. بهشکل حیرتآوری، با وجود چهار برابر شدن جمعیت طی یک قرن، قحطی که زمانی بلای همیشگی جهان بود، تقریباً ریشهکن شده است. تنها در کشورهایی که ارتباطشان با تجارت جهانی قطع است، مانند کرۀ شمالی، هنوز گاهی قحطی رخ میدهد.
اقتصادنیوز:تداوم افزایش شدید هوا در اروپا ممکن است موجب دگردیسی عمده در اقتصادو تجارت این قاره شود.
اما آیا اَبَر النینیوی پیشروی 2026-2027 چالش شدیدی را پیش روی خوشبینی من نسبت به تجارت خواهد گذاشت؟ هر چند سال یکبار، آبهای گرمی که معمولاً به واسطهٔ بادهای شرقی در اقیانوس آرام غربی جمع میشوند، به سمت شرق بازمیگردند و تا پرو به پیش میروند؛ پدیدهای که هوای کرۀ زمین را یکی دو سال گرم میکند و در استرالیا، هند، برزیل و بخشهایی از آفریقا خشکسالی به بار میآورد. النینیوی امسال ممکن است رکورد 8-1877 را بشکند، زمانی که شرق اقیانوس آرام حدود سه درجهٔ سانتیگراد گرمتر شد. و 8-1877 دوران قحطی هولناکی بود: بین ۱۲ تا ۳۰ میلیون هندی، ۲۰ تا ۳۰ میلیون چینی و دو میلیون نفر در برزیل جان باختند.
النینیو پدیدهای ادواری است و ظاهراً ربطی به گرمایش ناشی از گازهای گلخانهای ندارد، به همین دلیل است که در شرایط بسیار خنکتر سال ۱۸۷۷ چنین فاجعهای را به بار آورد. سازمان جهانی هواشناسی «هیچ مدرکی» نمیبیند که نشان دهد تغییرات اقلیمی شدت یا بسامد النینیو را افزایش میدهد. دیپتی سینگ و همکارانش در سال ۲۰۱۸ نوشتند: «خشکسالی شدید و گستردۀ 78-1876 در چندین منطقۀ تولید غلۀ جهان، ناشی از تغییرات طبیعی [دمای سطح دریا] بوده است.»
اما این شرایط مربوط به دوران پیش از گسترش عظیم تجارت جهانی بود. امروزه، اثرات جهانی النینیو میتوانند یکدیگر را خنثی کنند. مقالهای در سال ۲۰۱۴ نشان داد که سالهای النینیو معمولاً برای تولید سویا مطلوب اما برای ذرت نامساعد است. اثرات منطقهای ممکن است بزرگ باشند اما اثر جهانی، ناچیز است: افزایش 2.1 تا 5.4 درصدی در تولید سویا طی سالهای النینیو و نوسان تولید ذرت، برنج و گندم بین 4.3- تا 0.8 درصد.
گذار از خودکفایی به سوی وابستگی متقابل
جهان هرچه همبستهتر باشد، امنتر است. مضمون اصلی پیشرفت بشر در طول صدها هزار سال، گذار از خودکفایی به سوی وابستگی متقابل بوده است. ما در مقام فرد و ملت، در آنچه تولید میکنیم تخصصیتر میشویم تا بتوانیم در آنچه مصرف میکنیم تنوع بیشتری داشته باشیم. این فقط یک تدبیر بیمهای خوب نیست؛ به کیمیای تجارت، من میتوانم گندم دروشده در مزرعهام را به انبههای هند، آووکادوهای مکزیک یا نرمافزارهای چین تبدیل کنم. این همان چیزی است که امنیت مرا تضمین میکند و رفاهام را بهبود میبخشد.
آدام اسمیت، مثل همیشه، نخستین کسی بود که این نکته را دریافت: «راههای خوب، کانالها و رودهای قابل کشتیرانی، با کاستن از هزینۀ ترابری، بخشهای دورافتادۀ کشور را تقریباً همتراز نواحی پیرامون شهرها میسازند. و از این حیث، در زمرۀ بزرگترین پیشرفتها به شمار میروند.»
مت ریدلی، ستوننویس هفتگی تلگراف، تایمز (لندن) و وال استریت ژورنال بوده است. او مرتباً در اسپکتیتور، تلگراف، دیلی میل، اسپایکد و سایر نشریات مینویسد. سخنرانی تد او با عنوان «وقتی ایدهها با هم رابطه جنسی برقرار میکنند» بیش از دو میلیون بار دیده شده است. او از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ در مجلس اعیان خدمت کرد و در کمیته منتخب علم و فناوری و کمیته منتخب هوش مصنوعی عضویت داشت.