عمادالدین باقی: هیچ تابآوری بیانتهایی وجود ندارد | معیشت میتواند، سرنوشت جنگ را تغییر بدهد | تحریمها یکی از دلایل وضعیت وخیم اقتصادی است
به گزارش اقتصادنیوز، عمادالدین باقی، «جامعهشناس و پژوهشگر حقوق بشر» در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت:
اقتصاددانان و روزنامهنگاران و فعالان مدنی و اجتماعی پیوسته درباره فقر و تنگی معیشت مردم و آثار آن هشدار داده و میدهند و شاید از این جهت سخن تازهای در این نوشتار نباشد اما اهمیت حیاتی پارهای از موضوعات ایجاب میکند که تکرار و تأکید شوند بهویژه هنگامیکه دردها کمتر شنیده میشود و کشور هم در شرایط جنگی است.
مقامات آمریکایی مکرراً مدعی اقتصاد متلاشی شده و تورم در ایران هستند. ترامپ چند بار از اینکه موفق شده است، تورم ۳۰۱ درصدی در ایران ایجاد کند سخن گفته و «مدعی شد، ایالاتمتحده توانایی پایان دادن سریع به رویارویی با حکومت ایران را دارد اما باید تصمیم بگیرد که کار آن را یکسره کند یا اجازه بدهد بهتدریج از درون تحلیل برود.» او ادعا کرد: «آنها تورم دارند و پول ندارند» و نتیجه گرفت که «یا باید دوباره عملیات خشم حماسی را انجام بدهیم و یا بگذاریم به خاطر همین فقر و تورم از درون بپوسد» (صدای آمریکا جمعه ۰۱ آبان ۱۴۰۵). همین سخنان نشان میدهد باید برای مسئولان ایرانی، معیشت مردم مقدم بر هر چیز دیگری باشد و جنگ اصلی و هدف دشمن، انهدام اقتصادی ایران است و جنگ نظامی پشتیبان آن. زمامداران نیز نباید این مخروط را وارونه ببینند.
این یک قانونمندی گریزناپذیر اجتماعی است که تجربه تاریخی و تجربه همه جوامع نشان میدهد که شرایط اقتصادی میتواند یکی از مهمترین عوامل اعتراضات اجتماعی باشد. گرچه در مقایسه با کشورهای اروپایی که فقط به خاطر افزایش قیمت نفت و اندکی تورم در چند ماه اخیر بر اثر بحران تنگه هرمز در روزهای اخیر دچار شورش شدهاند، مردم ایران در ۴۵ سال گذشته، تابآوری فوقالعادهای از خود نشان دادهاند که بخشی از آنان چاره دیگری نداشتند و بخشی هم از روی اعتقاد، تحمل کردهاند. امروز شاید آن دسته از غربیهایی که سالها ایران را تحت تحریم گذاشتهاند، بفهمند این چند دهه چه بلایی بر سر ملت ایران آوردهاند.
نمودار تورمی در ایران مثالزدنی شده است. نموداری که شورشهای متعددی را در سالهای گذشته رقمزده و طمع قدرتهای خارجی را برانگیخته و از بسترهای جنگ شده و سرنوشت جنگ را هم رقم خواهد زد. برای مثال یک خانه ۷۵ متری که سال ۱۳۷۳ در قیطریه به قیمت پنج میلیون و هفتصد و پنجاه هزارتومان (۵۷۵۰ هزارتومان) فروش رفته امروز با وجود اینکه ۵۰ سال از عمر آن گذشته گفته میشود متری ۵۰۰ میلیون تومان شده است. این ضریب قیمتی کموبیش در بسیاری از اموال منقول و غیرمنقول دیگر صدق میکند.
معمولاً بیدرنگ تحریمها عامل اصلی این وضعیت معرفی میشوند که نه از زمان آغاز چالش هستهای بلکه از اوایل تشکیل نظام جمهوری اسلامی کلید زده شد. بحث انرژی هستهای و پیامدهای آن بر اقتصاد ایران و «هزینه و فایده کردن آن» موضوع مهم و مستقلی است و نگارنده هم همواره هزینه آن را بیش از منافع آن میدانسته و اکنون پرداختن به آن، ما را از موضوع این یادداشت دور میکند ولی اجمالاً میتوان گفت، تحریمها فقط یکی از دلایل مهم این وضعیت وخیم اقتصادی است و بیکفایتی مدیریتی و سیاستهای اقتصادی و سیاسی در داخل و خارج نیز نقش مؤثری در تشدید آن داشتهاند. نمیتوان یکسره با مطرح کردن دشمن و تهدیدهای خارجی یا بهرهبرداری از عواطف و عقاید مذهبی جامعه (که وقایع دیماه ۴۰۴ نشان داد امروز دچار شکاف شده) مردم را به شکیبایی فراخواند.
حقیقت این است که هیچ تابآوری بیانتهایی وجود ندارد. مردمی که برای حداقل معاش یا اجاره خانه و سرپناهشان عاجز باشند را با وعدههای ایمانی و آرمانی میتوان برای مدتی آرام نگه داشت اما نه برای همیشه. این فقط یک قانون جامعهشناختی نیست که امروزه دانشمندان علوم اجتماعی بیان میکنند، سخنی است که ۱۴ قرن پیش، آنکه پیامبر خدا و در بالاترین حد خداباوری بود، گفت: «وقتی فقر از دری بیاید، ایمان از در دیگر بیرون میرود». همچنین در سخن دیگری گفت: «هرآینه فقر به کفر میانجامد».
آنچه موجب میشود که این هشدار را جدیتر از همه بدانیم نه فقط تجربه وقایع تلخ دیماه۱۴۰۴ بلکه این واقعیت تلخ است که سخنان برخی از مسئولان آشکارا نشان میدهد که هیچ گوشه چشمی به این واقعیت تعیینکننده ندارند. دولت پزشکیان تلاشهای ستودنی بهویژه که در بحبوحه جنگ داشت که نگذاشتند کمبود کالاهای اساسی به وجود بیاید ولی شکاف درآمدی میان بخش عظیمی از جامعه و تصمیمگیران و تصمیمسازان و مبلغان حکومتی و هزاران نفر در هلدینگها و هیاتمدیره شرکتها با حقوقهای چند صد میلیون تومانی و نوکیسهها بهگونهای است که اجازه نمیدهد آنان همین واقعیت بدیهی و نزدیک بودن بیشازحد خطر را درک کنند.
اینجاست که معیشت مردم میتواند، سرنوشت جنگ را تغییر بدهد. باید از طریق توانمندسازی اقتصاد خانوار، میزان تابآوری را افزایش داد و هر سیاستی که در این راستا نباشد، در خدمت دشمن است. بدون عزت شهروندان نمیتوان، عزت ملی را پاس داشت. جنگ برای نمایش ابرقدرتی و جنگ دفاعی برای صلح و امنیت و رفاه اجتماعی، دو نتیجه و راهبرد کاملاً متفاوت دارد. اصل اساسی هر تصمیمی درباره مذاکره و یا تنگه هرمز باید در درجه نخست امنیت و رفاه مردم باشد. قدرتمند شدن بر ستون رضایت عامه (نه فقط رضایت هواداران) میسر است. به قول امام علی: لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّ کَ لِلَّهِ فِیهِ رِضیً، فإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ، وأَمْناً لِبِلاَدِکَ (هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن، که آسایش رزمندگان، و آرامش فکری تو، و امنیت کشور در صلح تأمین میگردد). نمونهای از راهبرد عملی در مقاله «تنگه هرمز راهی بهسوی صلح»(سرمقاله روزنامه سازندگی سهشنبه ۳۱ شهریور۱۴۰۵) بیان شده است.