برتری فناورانه چه قدرت تازهای به آمریکا داده است؟ | چالش آمریکا بر سر تعادل میان منافع امنیتی و منافع اقتصادی | چین بازی را برده است؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، در سالهای اخیر، بحث درباره افول قدرت آمریکا بارها مطرح شده است. از رقابت فزاینده چین گرفته تا تنشهای سیاسی داخلی و چالشهای ژئوپلیتیک، بسیاری از ناظران معتقدند نفوذ واشنگتن دیگر مانند گذشته نیست؛ با این حال، سرمقاله اخیر اکونومیست استدلال میکند که این برداشت تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
به باور این نشریه، ظهور فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی نهتنها از قدرت آمریکا نکاسته، بلکه اهرم جدیدی در اختیار این کشور قرار داده است؛ اهرمی که میتواند بر دسترسی دیگران به مهمترین فناوری عصر جدید اثر بگذارد.
این موضوع پس از تصمیم دولت دونالد ترامپ برای محدود کردن دسترسی به جدیدترین مدلهای شرکت آنتروپیک مورد توجه قرار گرفت. این اقدام در واکنش به نگرانیهایی درباره دور زدن محدودیتهای امنیتی مدلها انجام شد. هرچند مبنای حقوقی این تصمیم کاملا روشن نبود و انتظار میرود محدودیتها دائمی نباشند، اما پیام آن روشن بود: دولت آمریکا قادر است درباره دسترسی به پیشرفتهترین فناوریهای دیجیتال نقش تعیینکننده داشته باشد.
اهمیت این موضوع فراتر از یک شرکت یا یک محصول خاص است. امروزه پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی عمدتا در آمریکا توسعه مییابند و بخش بزرگی از زیرساخت پردازشی موردنیاز برای آموزش و اجرای آنها نیز در این کشور قرار دارد. در نتیجه، واشنگتن در موقعیتی قرار گرفته که میتواند بر نحوه استفاده جهانی از این فناوری اثر بگذارد؛ موقعیتی که یادآور نفوذ آمریکا در برخی فناوریهای راهبردی گذشته است.
البته این نخستین بار نیست که آمریکا تلاش میکند دسترسی دیگران به فناوریهای حساس را کنترل کند. پس از جنگ جهانی دوم، همکاری هستهای با بریتانیا محدود شد و در دهه ۱۹۷۰ نیز صادرات فناوریهای رمزنگاری با محدودیتهای گستردهای روبهرو بود. در حوزه نظامی نیز آمریکا همواره پیشرفتهترین تجهیزات خود را برای همه کشورها در دسترس قرار نداده است. با این حال، فناوریهای دیجیتال ویژگیهایی دارند که آنها را از نمونههای پیشین متمایز میکند.
برخلاف فناوری هستهای، دانش مرتبط با هوش مصنوعی قابلیت انتشار بیشتری دارد و بخشی از آن از طریق مدلهای متنباز در دسترس قرار میگیرد. اما در عین حال، توسعه پیشرفتهترین مدلها به سرمایهگذاری عظیم، تراشههای قدرتمند و توان پردازشی گسترده نیاز دارد. همین موضوع باعث شده برتری آمریکا تنها به دانش فنی محدود نباشد و به زیرساختهای حیاتی این صنعت نیز گره بخورد.
در چنین شرایطی، برخی کارشناسان معتقدند مدلهای بسیار پیشرفته میتوانند مزیتهای امنیتی و نظامی قابل توجهی ایجاد کنند. از کشف آسیبپذیریهای سایبری گرفته تا کاربردهای بالقوه در حوزههای حساس دیگر، فاصله میان نسلهای مختلف فناوری میتواند پیامدهای بزرگی برای رقابت میان کشورها داشته باشد. اگر یک طرف به ابزارهای پیشرفتهتر دسترسی داشته باشد، ممکن است در حوزههای امنیتی و دفاعی نیز برتری پیدا کند.
چالش اصلی آمریکا آن است که میان منافع امنیتی و منافع اقتصادی خود تعادل برقرار کند. از یک سو، واشنگتن تمایل دارد پیشرفتهترین قابلیتها را تحت کنترل نگه دارد و مزیت راهبردی خود را حفظ کند. از سوی دیگر، شرکتهای آمریکایی بخش بزرگی از درآمد و رشد خود را از بازارهای جهانی به دست میآورند. بسیاری از کاربران این فناوریها خارج از آمریکا قرار دارند و شمار زیادی از پژوهشگران فعال در این حوزه نیز تابعیت کشورهای دیگر را دارند.
به همین دلیل، محدودیتهای بیش از حد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. اگر کشورهای دیگر احساس کنند دسترسی آنها به فناوریهای پیشرفته به تصمیمات سیاسی واشنگتن وابسته است، ممکن است به دنبال گزینههای جایگزین بروند. در این میان، چین مهمترین رقیب آمریکا محسوب میشود و هر اقدامی که کشورهای دیگر را به همکاری بیشتر با پکن سوق دهد، میتواند به زیان منافع بلندمدت آمریکا تمام شود.
اکونومیست معتقد است جهان ممکن است به سمت نوعی نظام چندسطحی در دسترسی به فناوریهای پیشرفته حرکت کند. در این الگو، پیشرفتهترین قابلیتها در اختیار آمریکا باقی میماند، نسخههای ضعیفتر به متحدان نزدیک عرضه میشود و سایر کشورها به گزینههایی با توانایی محدودتر دسترسی خواهند داشت. چنین الگویی شباهت زیادی به نحوه توزیع فناوریهای حساس نظامی در دهههای گذشته دارد.
این روند بهویژه برای اروپا نگرانکننده است. بسیاری از کشورهای اروپایی هنوز فاصله زیادی با شرکتهای پیشروی آمریکایی دارند و از نظر ظرفیت پردازشی نیز با محدودیت روبهرو هستند. در نتیجه، احتمال دارد وابستگی آنها به فناوری آمریکایی در سالهای آینده افزایش یابد و این وابستگی به یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر روابط اقتصادی و امنیتی دو سوی اقیانوس اطلس تبدیل شود.
با این حال، اکونومیست تاکید میکند که راهحل در انزوا یا حمایتگرایی نیست. کشورها میتوانند با سرمایهگذاری در مراکز داده، زیرساختهای انرژی، توسعه توان پردازشی و ایجاد محیطی مناسب برای نوآوری، موقعیت خود را تقویت کنند. به باور این نشریه، رقابت آینده تنها بر سر تولید مدلهای پیشرفته نخواهد بود؛ بلکه بر سر ایجاد اکوسیستمی است که بتواند فناوریهای نوظهور را توسعه دهد و از آنها بهره ببرد. در چنین شرایطی، برتری فناورانه به یکی از مهمترین منابع قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده و آمریکا فعلا بیش از هر کشور دیگری از این مزیت برخوردار است.
