اماواگرها درباره نحوه مدیریت پایتخت در «وضعیت 1+4» | اقراریان: مدیریت شهری این دوره مبتنی بر حکمرانی نمایشی است
به گزارش اقتصادنیوز، تهران در شرایطی با مشکلات انباشتهای در حوزه حملونقل عمومی، ترافیک، مدیریت پسماند و فضای سبز روبهروست که ورود شهرداری به مأموریتهای جدید و اعلام برنامههای تازه، بار دیگر بحث درباره اولویتهای مدیریت شهری را به میان کشیده است. در حالی که شهروندان همچنان با مسائل روزمره و حلنشده پایتخت مواجه هستند، طرحهایی در حوزههای اقتصادی، معیشتی و بازسازی نیز به مجموعه برنامههای شهرداری اضافه شده است؛ موضوعی که پرسشهایی درباره میزان تحقق وعدههای گذشته و توان مدیریت شهری برای اجرای تعهدات جدید ایجاد میکند.
اقتصادنیوز: ناصر امانی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، با انتقاد از ورود شهرداری به مأموریتهایی خارج از وظایف اصلی مدیریت شهری، از طرح «تورم صفر»، برنامههای ساخت مسکن و توسعه خدمات درمانی شهرداری انتقاد کرد و هشدار داد که این رویکرد میتواند شهرداری تهران را به یک بنگاه بزرگ اقتصادی تبدیل کند.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران، درباره مشکلات شهری و ضرورت رسیدگی به موضوعاتی مانند نظافت پایتخت، بحث درباره عملکرد شهرداری در دوره ششم را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است. در این میان، منتقدان مدیریت شهری معتقدند پیش از اعلام برنامههای جدید، باید روشن شود که وعدههای پیشین در چه مرحلهای قرار دارند و چه میزان از اهداف تعیینشده محقق شده است.
اقتصادنیوز در گفتوگو با مهدی اقراریان، عضو شورای اسلامی شهر تهران، به بررسی اولویتهای مدیریت شهری، پیامدهای تغییرات مکرر مدیران، وضعیت نظافت و مدیریت پسماند، ورود شهرداری به مأموریتهای جدید در شرایط جنگی، عملکرد شهرداری در حوزه بازسازی واحدهای آسیبدیده و مسئله پاسخگویی و شفافیت در مدیریت پایتخت پرداخته است.
مشروح گفتوگو اقتصادنیوز با مهدی اقراریان، عضو شورای اسلامی شهر تهران، را در ادامه میخوانید.
****
*با توجه به اظهارات اخیر آقای چمران درباره مسائل و مشکلات شهری، ارزیابی شما از اولویتهای مدیریت شهری تهران چیست؟ به نظر شما شهرداری با ورود به حوزهها و مأموریتهای جدید تا چه اندازه از وظایف اصلی خود غافل شده و اساساً ورود مدیریت شهری به این حوزهها را قابل دفاع میدانید؟
مسئلهای که ما در شهر تهران با آن مواجه هستیم، نبود مدیریت یکپارچه شهری است. این یک موضوع ریشهای و بنیادین در شهر تهران محسوب میشود که باید به آن توجه کرد. تهران شهری است که جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر را در خود جای داده است و زمانی که درباره استان تهران صحبت میکنیم، این جمعیت به اعدادی نزدیک به ۱۵ میلیون نفر افزایش پیدا میکند. این در حالی است که از نظر وسعت سرزمینی، این محدوده کمتر از یک درصد وسعت سرزمینی کشور را شامل میشود. به نظر من، الگو و شیوه اداره شهر تهران، الگو و شیوهای نادرست است و این نخستین مسئلهای است که باید به آن توجه کنیم.
موضوع دومی که درباره تهران اهمیت دارد، تمرکز بیش از اندازه فرصتها در این شهر است؛ موضوعی که باعث شکلگیری نوعی بیعدالتی فضایی در کشور شده است. امروز تمام فرصتهای مهم کشور در تهران متمرکز شدهاند و همین مسئله ضرورت اتخاذ رویکردی مبتنی بر تمرکززدایی از پایتخت را مطرح میکند. بنابراین، زمانی که درباره اداره تهران صحبت میکنیم، باید این دو مسئله اساسی را در نظر داشته باشیم.
شهرداری تهران یکی از بازیگران بسیار مهم در این عرصه است. با توجه به این دو نکته، اگر بخواهیم درباره عملکرد شهرداری صحبت کنیم، باید توجه داشته باشیم که شهرداری بخشی از زنجیره مدیریت شهر تهران است و مأموریتهای مشخصی را بر عهده دارد. به نظر من، اداره شهر نیازمند برخورداری از تجربه زیسته در مجموعه شهرداری است.
یکی از اشکالاتی که امروز وجود دارد، حضور مدیرانی است که این تجربه زیسته را در شهرداری ندارند. البته تأکید میکنم که این مسئله مربوط به بخشی از مجموعه شهرداری است و نمیخواهم آن را به تمام مجموعه تعمیم دهم. در بخشی از شهرداری، مدیرانی حضور دارند که تجربه زیسته لازم در این مجموعه را ندارند و همین موضوع باعث شده در این دوره شاهد جابهجاییهای مدیریتی بسیار گستردهای باشیم.
به نظر من، جابهجایی مکرر مدیرانی که بعضاً از خارج از مجموعه شهرداری وارد شدهاند و مسئولیت تصمیمگیری را بر عهده دارند، میتواند مشکلات دیگری ایجاد کند. آثار این مسئله را امروز در حوزههایی مانند جمعآوری زباله، مدیریت پسماند، فضای سبز، ترافیک و همچنین وعدههایی که در چند سال گذشته داده شده، مشاهده میکنیم.
آیا وعدههای گذشته محقق شدهاند؟
*با توجه به انتقادهایی که درباره عملکرد شهرداری در حوزههای مختلف مطرح است، آیا اعلام طرحها و وعدههای جدید بدون بررسی میزان تحقق وعدههای گذشته را رویکرد درستی میدانید؟ مدیریت شهری در این زمینه چه کارنامهای داشته است؟
الگویی که در این دوره مشاهده میکنیم، مطرحکردن وعدههای جدید در حوزه مدیریت شهر است. در حالی که این وعدههای جدید حتماً باید متناسب با ارزیابی و بررسی وعدههای گذشته مطرح شوند. به این معنا که ابتدا باید ببینیم کسانی که امروز وعدههای جدید میدهند، آیا در عمل به وعدههای گذشته خود موفق بودهاند یا خیر.
آیا موفق شدهاند کمر ترافیک تهران را بشکنند؟ آیا توانستهاند کمر قیمت مسکن را بشکنند؟ اینها موضوعاتی بوده که در دوره فعلی مدیریت شهری درباره آنها وعده داده شده است. باید بررسی کنیم که این وعدهها تا چه اندازه محقق شدهاند. آیا شش هزار اتوبوس وارد شهر تهران شده است؟ این اتفاقات قرار بود در یک دوره چهار ساله انجام شود.
ما امروز در سال ششم دوره شورای فعلی قرار داریم. یعنی نهتنها در پایان دوره نیستیم، بلکه از پایان دوره نیز عبور کردهایم و اکنون در وقت اضافه به سر میبریم. در چنین شرایطی، اینکه دوباره شاهد مطرحشدن وعدههای جدید باشیم، به نظر میرسد نوعی آدرس غلط به جامعه باشد.
البته در همینجا باید به مسئله دیگری نیز اشاره کنم. به هر حال، کشور ما از اردیبهشت و خردادماه وارد فضای جدیدی شده است و شرایط جنگی در کشور اقتضائات و ضرورتهای خاص خود را دارد. به نظر من، شهرداری تهران و مجموعه مدیریت شهری باید تمام تلاش خود را به کار بگیرند تا در کنار دولت و با کمک به آن، برای کاهش مشکلات مردم و افزایش تابآوری شهر اقدام کنند.
من برای توضیح این وضعیت از تعبیر «چهار به علاوه یک» استفاده میکنم. ما یک دوره چهار ساله مدیریت شهری داشتهایم که آن چهار سال به پایان رسیده است. آن دوره در شرایط عادی سپری شده و در آن وعدهها، حرفها و قولهایی مطرح شده که باید ارزیابی شوند. باید مشخص شود چه میزان از این وعدهها و مأموریتها محقق شده است.
به نظر من، مدیریت شهری در انجام بخشی از مأموریتهای خود، به دلیل جابهجاییهای مکرر مدیریتی، نتوانسته موفق عمل کند. اگر بخواهیم وارد مصادیق شویم، موضوعات مربوط به فضای سبز، ترافیک و مسائل دیگر از جمله مواردی هستند که میتوان به آنها اشاره کرد.
در کنار آن چهار سال، یک سال گذشته را نیز داشتهایم که در شرایط جنگی سپری شده است. طبیعتاً این یک سال شرایط خاص خود را دارد و شهرداری نیز باید متناسب با وضعیت جدید، آرایش و برنامهریزی خود را تنظیم کند.
انتقاد از اعلام وعدههای شهرداری بدون اطلاع شورای شهر
*شهرداری تهران پس از جنگ ۱۲روزه اعلام کرد که مسئولیت بازسازی و نوسازی واحدهای آسیبدیده را بر عهده میگیرد و این موضوع در جریان جنگ ۴۰روزه نیز مطرح شد. با این حال، تا جایی که اطلاع داریم و در گفتوگو با دیگر اعضای شورای شهر نیز مطرح شده، شورا هنوز اطلاعات دقیقی از روند بازسازی، اسکان خانوارهایی که منازل خود را از دست دادهاند و اقدامات انجامشده در این دو دوره ندارد. آیا شما نیز این موضوع را تأیید میکنید؟
مسئلهای که وجود دارد و میتوان آن را یک اشکال کلی دانست، این است که ما بعضاً مشاهده میکنیم شهرداری تهران وعدههایی را مطرح میکند و نکاتی را اعلام میکند، در حالی که پیش از آن، این موضوعات حتی به اطلاع تمام اعضای شورای شهر نرسیده است.
به این معنا که منتقدان عملکرد آقای زاکانی در شورای شهر، گاهی با وعدههایی از سوی ایشان مواجه میشوند که پیش از آن به اطلاع شورا نرسیده و بعضاً از طریق رسانهها مطرح شده است.
نکته دوم به حوزه گزارشدهی مربوط میشود. در بحث ارائه گزارش و پاسخگویی، شاهد نوعی نگاه قطرهچکانی در ارائه اطلاعات و پاسخ به برخی تذکرها هستیم. همین مسئله باعث شده است سؤالهایی از شهردار مطرح شود و طبیعتاً بر اساس این سؤالها و پاسخهایی که ارائه میشود، امکان بررسی موضوعات فراهم خواهد شد.
*بنابراین، میتوان گفت اطلاعات مربوط به اقدامات شهرداری در حوزه بازسازی و اسکان آسیبدیدگان جنگ بهصورت کامل و شفاف در اختیار اعضای شورای شهر قرار نگرفته است؟
اطلاعات بهصورت قطرهچکانی و ناقص ارائه میشود. حداقل میتوانم بگویم اطلاعاتی که در اختیار برخی از همکاران ما قرار میگیرد، ناقص و قطرهچکانی است. در واقع، فرایند پاسخگویی و شفافیت در عملکرد مدیریت شهری از نگاه ما با ابهاماتی مواجه است.
چهار معاون خدمات شهری و پنج مدیر پسماند در یک دوره
*یکی از موضوعاتی که همچنان نارضایتی شهروندان را به همراه دارد، وضعیت نظافت و مدیریت پسماند تهران است. آقای چمران نیز به موضوع طرح جامع نظافت شهر اشاره کردهاند. در شرایطی که شهروندان هنوز با مشکلاتی در حوزه نظافت، حملونقل و خدمات روزمره شهری مواجه هستند، شهرداری طرحهای جدیدی مانند «تورم صفر» را مطرح میکند. از نگاه شما، علت حلنشدن مشکلاتی مانند نظافت شهر پس از گذشت چند سال چیست؟
ببینید، مدیریت پسماند شهر تهران بر عهده چه مجموعهای است؟ این مسئولیت بر عهده معاونتی تحت عنوان معاونت خدمات شهری در شهرداری تهران قرار دارد.
همین معاونت در این دوره چهار معاون را تجربه کرده است. سازمان مدیریت پسماند نیز پنج بار شاهد تغییر مدیر بوده است. امروز، پس از گذشت پنج سال، از یکی از کارکنان شهرداری تهران که تجربه مدیریتی مرتبط با حوزه پسماند دارد، استفاده شده است.
البته ضمن احترام به سه مدیر گذشته که پیش از این در این حوزه زحمت کشیدهاند، باید بگویم از نگاه من هیچیک از این عزیزان صلاحیتهای فنی لازم برای اداره این معاونت را نداشتند. این افراد از خارج از مجموعه شهرداری آمده بودند و شناخت لازم نسبت به مسائل این حوزه را نداشتند.
این جابهجاییهای مکرر باعث میشود که شما در نهایت شاهد نارضایتی در این بخش باشید.اجازه بدهید مثال روشنی مطرح کنم. موضوعی وجود دارد که از آن با عنوان «کولهکتفیها» یاد میشود. منظور من همان افرادی هستند که زبالهها را از داخل مخازن تفکیک میکنند.
شما مشاهده میکنید که مخزن زباله زیرورو میشود و زبالههای داخل مخزن، در برابر دیدگان شهروندان تفکیک میشوند. همه ما شبها، زمانی که در ساعتهای مختلف به خانه بازمیگردیم، این صحنهها را مشاهده میکنیم.
این موضوع پس از گذشت پنج سال همچنان حل نشده است. در حالی که مدیریت این مسئله بهطور کامل در اختیار شهرداری قرار دارد و به بخش دیگری مربوط نمیشود. بنابراین، در این زمینه هیچ بهانهای وجود ندارد.
وقتی پس از گذشت پنج سال، مسئلهای که تمام اختیارات و امکانات لازم برای مدیریت آن در اختیار شهرداری است همچنان حل نشده، این موضوع نشان میدهد که ما اداره شهر را به آزمون و خطا سپردهایم.
مدیریت مبتنی بر آزمون و خطا باعث میشود منابعی که در اختیار دارید، با هدررفت جدی مواجه شوند. در نهایت نیز شهروندان با مشکلات و پیامدهای این نوع مدیریت روبهرو میشوند.
صدای منتقدان به گوش شهردار تهران نمیرسد؟
*انتقادها و نگرانیهایی که درباره تغییرات مکرر مدیریتی، وضعیت پسماند و تحققنیافتن وعدهها مطرح کردید، بارها از سوی اعضای شورای شهر به شهرداری منتقل شده است. پاسخ آقای زاکانی به این انتقادها چه بوده و چرا با وجود تکرار این تذکرها، همچنان شاهد ادامه مشکلات هستیم؟
به نظر من، این سؤال را باید از خود آقای زاکانی بپرسید. واقعیت این است که یکی از اشکالاتی که امروز وجود دارد، این است که به نظر میرسد صدای رسانههای منتقد، همانند صدای اعضای منتقد شورای اسلامی شهر تهران، کمتر به گوش شهردار و مجموعه شهرداری میرسد.
ما شاهد هستیم که پاسخگویی به رسانههای منتقد کمتر انجام میشود. بعضاً این رسانهها برای نشستهای خبری دعوت نمیشوند یا در این نشستها حضور ندارند.
من فکر میکنم آقای دکتر زاکانی باید شخصاً به این سؤال پاسخ بدهند.اما به نظر من، ایشان در جلساتی که با یکدیگر داشتهایم، خود را شهردار موفقی میدانند. قضاوت درباره این موضوع را نیز باید به شهروندان تهرانی واگذار کنیم.
نکتهای که باید به آن توجه کنیم، وجود یک آفت در حوزه اداره شهر تهران است. این آفت، مفهومی تحت عنوان «حکمرانی نمایشی» است.من مهمترین رویکرد این دوره مدیریت شهری را رویکردی مبتنی بر حکمرانی نمایشی میدانم.
فکر میکنم تمرکز بر نگاه انتخاباتی و نگاه سیاسی، شاید از جمله عواملی باشد که باعث شکلگیری این رویکرد در فضای اداره شهر تهران شده است.
ارسال نظر