حسین مرعشی: کشور به ۱۵۰ حزب نیاز ندارد | جبهه اصلاحات ایران اگر میخواهد، کاری ماندگار انجام دهد باید احزاب متفرق را ادغام کند
به گزارش اقتصادنیوز، سیدحسین مرعشی؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران در روزنامه سازندگی نوشت:
اگر بخواهیم درباره مشکلات سیاستورزی در ایران صحبت کنیم، یکی از مسائل اساسی ما وضعیت احزاب است.
ما در ایران با تعدد و پراکندگی احزاب مواجهیم اما این تعدد بهمعنای برخورداری از احزاب قدرتمند و اثرگذار نیست. کشور به ۱۴۰ تا ۱۵۰ حزب نیاز ندارد؛ آنچه نیاز داریم، شکلگیری احزاب قدرتمند و برنامهمحور است. حتی اگر قرار باشد، کشور فقط یک حزب داشته باشد هرکس بخواهد سیاستورزی کند باید از وضع موجود بگوید. ما در ایران با خلأ حزب مواجهیم. احزاب و تشکلها را به کمپینهای انتخاباتی خلاصه کردهایم درحالی که حزب پیش از هر چیز باید برای کشور برنامه داشته باشد. بنابراین احزاب باید چهار وظیفه اساسی را برعهده بگیرند.
نخست اینکه برنامههای کشور را احزاب باید تطبیق کنند و رقابتهای انتخاباتی هم نه براساس اشخاص بلکه براساس مقایسه برنامهها صورت گیرد. دوم اینکه احزاب باید نیرو و مدیر تربیت و کادرسازی کنند. مگر میشود، کسی برنده انتخابات ریاستجمهوری شود بعد از انتخاب شدن تحقیق کند که چه کسی برای چه پستی به درد میخورد؟ مگر میشود اینگونه کشور را اداره کرد؟ سوم نظارت و چهارم پاسخگو بودن است؛ وظایفی که متأسفانه هیچکدام آنطور که باید اتفاق نمیافتد. به همین دلیل، ما در حال حاضر چارهای جز فاصله گرفتن از تعدد احزاب نداریم. حزب که براساس اشخاص شکل نمیگیرد بلکه براساس تفکر سامان میگیرد. باید از خودمان بپرسیم مگر در کشور چند نحله فکری و سیاسی وجود دارد که به این تعداد حزب نیاز داشته باشیم؟ جبهه اصلاحات ایران نیز اگر میخواهد، کاری ماندگار انجام دهد باید احزاب متفرق را ادغام کند و از دل آنها یک یا دو حزب قوی بیرون بیاید. ممکن است انجمنهای سیاسی بتوانند، جایگاه مکمل احزاب را داشته باشند اما حزب بهمعنای واقعی باید برای کشور برنامهریزی کند و برای ۲۰ سال آینده ایران برنامه داشته باشد. همه گروههای سیاسی اصلاحطلب باید این امر محتوم را بپذیرند که تنها راه کشور، اصلاحات است.
این راه نیز نهفقط از طریق فشار افکار عمومی بلکه در تعامل با حاکمیت پیش میرود. برای درک بهتر هزینههایی که از دست رفتن فرصتهای توسعه به کشور تحمیل میکند، کافی است به وضعیت اقتصاد ایران و سهم ما در بازار جهانی نفت نگاه کنیم. اقتصاد ما در سال ۱۳۵۶، ۹درصد بازار تولید نفت جهان را در اختیار داشت اما اکنون این سهم به ۵/۳ درصد رسیده است. یعنی سهم ایران در بازار جهانی نفت از محل تولید و صادرات ۵/۵ واحد درصد کاهش پیدا کرده است. عدمالنفع این کاهش سهم در بازار جهانی نفت تا امروز بیش از ۴ هزار میلیارد دلار است؛ درحالی که منابع مسدود شده ما توسط آمریکا ۲۴ میلیارد دلار است. این مقایسه نشان میدهد که هزینه از دست رفتن فرصتهای اقتصادی و توسعهای تا چه اندازه میتواند، سنگین باشد. مسئله فقط منابعی نیست که امروز در دسترس ما قرار ندارد؛ مسئله فرصتهایی است که در طول سالها از دست دادهایم. کشور اکنون با تورم و رشد منفی اقتصاد مواجه است اما باید همه کمک کنیم تا از این شرایط خارج شویم. پیشنیاز این کار نیز اصلاحات است.
در مواجهه با مشکلات کشور باید از تجربههای تاریخی نیز درس بگیریم. هیچ حکومتی را ندیدهایم که مسائل گذشته را بپذیرد و حل کند. وقتی در اروپا دو جنگ جهانی ویرانگر اتفاق افتاد، آنها در نهایت به این نرسیدند که چه کسی مقصر است و کدام کشور باید خسارت بدهد. آمدند و گفتند، دو تجربه جنگ ویرانگر را داریم و باید بنشینیم کاری برای آینده طراحی کنیم که دیگر جنگ نشود. البته این به این معنی نیست که باید گذشته را فراموش کرد اما باید کاری کنیم که اتفاقات گذشته تکرار نشود. اگر تحولات ایران از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون را نیز بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که اصلاحات تنها مسیر قابل اتکا برای برونرفت از مشکلات فعلی و حرکت در مسیر توسعه کشور است.