بزرگترین چالش اقتصاد ایران از نگاه رئیس انجمن صنعت ساختمان | اقتصاد و بازارها بیش از آنکه با پول اداره شوند، با پیشبینی اداره میشوند
به گزارش اقتصادنیوز، پژمان جوزی، رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان، در دومین روز از همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» و در سخنرانی با موضوع «صنعت ساختمان و سرمایهگذاری خارجی در پساتحریم» با اشاره به تغییر شرایط اقتصادی کشور نسبت به زمان پذیرش دعوت برای سخنرانی در این همایش، گفت: در آن زمان، اقتصاد کشور هرچند با تردید، اما به سمت امید حرکت میکرد و بسیاری از فعالان اقتصادی تصور میکردند در آستانه فصلی تازه قرار داریم؛ فصلی که کاهش تنشهای بینالمللی میتوانست زمینه را برای گسترش تجارت و افزایش سرمایهگذاری فراهم کند.
او افزود: در آن مقطع، بسیاری از فعالان اقتصادی درباره فرصتهای احتمالی و چگونگی استفاده از سرمایهگذاری خارجی برای نوسازی اقتصاد ایران، توسعه زیرساختها، انتقال فناوری و ایجاد اشتغال پایدار اندیشیده بودند، اما امروز واقعیتهای پیرامون ما تغییر کرده است. فضای امید به گشایش جای خود را به احتیاط داده و ادبیات «پساتحریم» جای خود را به ادبیات «مدیریت و تابآوری» داده است.
جوزی ادامه داد: پرسش اصلی اقتصاد ایران دیگر این نیست که پس از رفع تحریم چه خواهیم کرد، بلکه این است که در شرایط ناپایدار چگونه میتوان اقتصاد را زنده، پویا و امیدوار نگه داشت.
رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان با بیان اینکه اقتصاد بیش از آنکه علم اعداد باشد، علم اعتماد و امید است، اظهار کرد: بازارها تنها با سرمایه حرکت نمیکنند، بلکه با امید حرکت میکنند. بانکها تنها پول جابهجا نمیکنند، بلکه اعتماد جابهجا میکنند و سرمایهگذار بیش از سود، چشمانداز آینده را محاسبه میکند. اگر آینده مبهم باشد، حتی بزرگترین فرصتهای اقتصادی نیز به سرمایهگذاری تبدیل نمیشوند.
او با اشاره به آثار تحریم بر اقتصاد ایران گفت: سالها درباره تحریم سخن گفتهایم، اما شاید کمتر درباره اثر عمیقتر آن، یعنی فرسایش اعتماد در اقتصاد، صحبت کردهایم. تحریم تنها تجارت را محدود نمیکند، بلکه افق تصمیمگیری را نیز کوتاه میکند. وقتی آینده قابل پیشبینی نباشد، سرمایهگذاریهای بلندمدت جای خود را به فعالیتهای کوتاهمدت میدهند؛ وقتی افق اقتصاد کوتاه شود، تولید تضعیف میشود و با تضعیف تولید، اشتغال و رفاه اجتماعی نیز آسیب میبینند.
جوزی با طرح این پرسش که اقتصاد ایران امروز در چه وضعیتی قرار دارد، گفت: اقتصاد ایران وارد وضعیتی شده که شاید بتوان آن را «اقتصاد نه جنگ و نه صلح» نامید؛ وضعیتی که نه ویژگیهای اقتصاد دوران صلح را دارد و نه قواعد اقتصاد زمان جنگ بر آن حاکم است. این وضعیت شاید پیچیدهترین شرایطی باشد که یک اقتصاد میتواند تجربه کند، زیرا در جنگ تکلیف بسیاری از امور روشن است و در صلح نیز افق آینده تا حد زیادی قابل پیشبینی است، اما در شرایط میانی، بزرگترین قربانی اطمینان است.
وی افزود: من بهعنوان یک توسعهگر با بیش از ۳۰ سال فعالیت در اقتصاد ایران، بر این باورم که اقتصاد بیش از آنکه با پول اداره شود، با پیشبینی اداره میشود. سرمایهگذار زمانی سرمایهگذاری میکند که بتواند آینده را تصور کند؛ تولیدکننده زمانی کارخانه خود را توسعه میدهد که بداند بازار فردا چگونه خواهد بود و بانک زمانی تسهیلات بلندمدت پرداخت میکند که نسبت به ثبات آینده اطمینان داشته باشد.
رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان تأکید کرد: بزرگترین چالش امروز اقتصاد ایران نه کمبود منابع طبیعی است، نه کمبود سرمایه انسانی و نه حتی کمبود سرمایه مالی؛ بلکه بزرگترین چالش اقتصاد، نااطمینانی و نبود چشمانداز روشن برای آینده است. این همان عاملی است که سرمایه را محتاط، تولید را کند، مصرف را محدود، بازارهای مالی را متلاطم و افق تصمیمگیری را کوتاه میکند.
او ادامه داد: وقتی آینده اقتصادی مبهم باشد، سرمایه به جای حرکت به سمت تولید، به سمت داراییهایی میرود که احساس امنیت بیشتری ایجاد میکنند. کارآفرین اجرای پروژه جدید خود را به تعویق میاندازد، بانکها محافظهکارتر میشوند، بازار سرمایه دچار نوسان میشود و حتی مصرفکنندگان نیز خریدهای بزرگ خود را به آینده موکول میکنند.
جوزی با بیان اینکه نااطمینانی تنها یک مسئله اقتصادی نیست، گفت: این پدیده آثار اجتماعی، فرهنگی و روانی نیز دارد. جامعهای که آینده را مبهم میبیند، کمتر سرمایهگذاری و نوآوری میکند و کمتر ریسکهای سرمایهگذاری را میپذیرد. در چنین فضایی، حتی بهترین سیاستهای اقتصادی نیز با دشواری بیشتری به نتیجه میرسند، زیرا اقتصاد با دستور حرکت نمیکند، بلکه با اعتماد حرکت میکند.
وی افزود: ممکن است کشوری منابع طبیعی فراوانی نداشته باشد، اما اگر اعتماد در اقتصاد آن وجود داشته باشد، سرمایه و فناوری جذب میکند و رشد مییابد. در مقابل، کشوری که منابع فراوان دارد، اما اعتماد اقتصادی در آن تضعیف شده و چشمانداز روشنی ندارد، نمیتواند از همه ظرفیتهای خود بهره ببرد.
جوزی با اشاره به «هزینه انتظار» در اقتصاد گفت: در اقتصاد نااطمینانی هزینهای وجود دارد که در هیچ بودجهای ثبت نمیشود، اما از بسیاری از هزینههای مالی سنگینتر است. وقتی آینده نامشخص باشد، همه منتظر میمانند تا چشمانداز اقتصاد روشن شود.
رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان با تأکید بر ظرفیتهای اقتصاد ایران اظهار کرد: اقتصاد ایران با وجود دشواریهای موجود همچنان از ظرفیتهای بزرگی برخوردار است؛ بازار بزرگ، موقعیت ممتاز در منطقه، نیروی انسانی تحصیلکرده، تجربه مهندسی ارزشمند، صنایع متنوع، منابع غنی و کارآفرینانی که بارها نشان دادهاند در سختترین شرایط نیز توان خلق ارزش دارند. بنابراین مسئله اصلی نبود ظرفیت نیست، بلکه فعال شدن این ظرفیتهاست و این امر بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد و ایجاد چشمانداز روشن اقتصادی نیاز دارد.
او گفت: گاهی یک تصمیم درست از دهها بسته حمایتی ارزشمندتر است و گاهی شفافیت قانون بیش از پرداخت یارانه میتواند سرمایهگذاری ایجاد کند. سرمایهگذار بیش از آنکه به سودهای بزرگ فکر کند، به امنیت تصمیم خود میاندیشد. او میخواهد بداند قواعد بازی فردا همان قواعد امروز خواهد بود، قراردادها محترم شمرده میشوند، سیاستها ناگهان تغییر نمیکنند و میتواند برای ۱۰ سال آینده برنامهریزی کند.
جوزی با اشاره به تجربه اقتصادهای موفق جهان گفت: تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که بحران الزاماً پایان رشد نیست و بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان درست پس از دشوارترین دورههای تاریخ، مسیر توسعه را آغاز کردهاند. آنچه این کشورها را از دیگران متمایز کرد، میزان خسارتهایی که دیده بودند نبود، بلکه کیفیت تصمیمهایی بود که پس از بحران گرفتند.
وی افزود: امروز نیز ایران در نقطهای قرار دارد که کیفیت تصمیمها بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. ما نمیتوانیم همه متغیرهای بینالمللی را کنترل کنیم، اما میتوانیم کیفیت حکمرانی اقتصادی را بهبود دهیم، فرآیندهای اداری را سادهتر کنیم، امنیت سرمایهگذاری را افزایش دهیم، حقوق مالکیت را تقویت کنیم و از تصمیمهای ناگهانی و متناقض پرهیز کنیم. اگر این اتفاق رخ دهد، بخش بزرگی از ظرفیتهای پنهان اقتصاد ایران آزاد خواهد شد.
رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان در ادامه با اشاره به اهمیت سرعت تصمیمگیری در اقتصاد گفت: ویژگی اقتصاد ایران این نیست که منابع ندارد، بلکه کاهش سرعت گردش تصمیم یکی از مشکلات آن است. در اقتصاد سالم، تصمیمها سریع گرفته میشوند، سرمایه به سرعت جابهجا میشود، پروژهها آغاز میشوند و بازار واکنش نشان میدهد، اما در اقتصادهای پرریسک، همه تصمیمها به تعویق میافتند و همین تعلل به یکی از بزرگترین عوامل رکود تبدیل میشود.
او یکی از آثار کمتر دیدهشده شرایط «نه جنگ و نه صلح» را افزایش نرخ تنزیل ذهنی فعالان اقتصادی دانست و گفت: به زبان ساده، مردم ارزش امروز را بسیار بیشتر از فردا میبینند. بنابراین سرمایهگذاری بلندمدت جای خود را به معاملات کوتاهمدت میدهد، تولید جای خود را به سفتهبازی میدهد و داراییهای غیرمولد جذابتر از فعالیتهای مولد میشوند. این تغییر رفتار شاید از خود تحریم نیز خطرناکتر باشد، زیرا ساختار تصمیمگیری اقتصاد را تغییر میدهد.
جوزی ادامه داد: در چنین شرایطی، دولت نیز با یک دوراهی دشوار روبهرو میشود؛ از یک سو درآمدها تحت فشار قرار میگیرند و از سوی دیگر هزینهها افزایش مییابند. نتیجه این وضعیت، کوچکتر شدن فضای سرمایهگذاری کشور است. وقتی پروژههای زیربنایی کاهش پیدا میکنند، بخش خصوصی نیز بخشی از تقاضای خود را از دست میدهد و این چرخه، رکود را عمیقتر میکند.
وی تأکید کرد: اقتصاد فقط مجموعهای از کارخانهها، بنگاهها و بازارها نیست، بلکه شبکهای از اعتماد میان مردم، دولت و بخش خصوصی است. اگر اعتماد تضعیف شود، حتی بهترین سیاستهای اقتصادی نیز با مقاومت روبهرو میشوند. سرمایه اجتماعی همان سرمایهای است که در ترازنامه هیچ شرکتی دیده نمیشود، اما نبود آن همه شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
رئیس هیئتمدیره انجمن صنعت ساختمان با اشاره به تحولات ژئوپلیتیک جهان گفت: جهان امروز وارد دورهای شده که ژئوپلیتیک دوباره بر اقتصاد سایه انداخته است. زنجیرههای تأمین، مسیرهای انرژی، حملونقل و سرمایهگذاری بیش از گذشته تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار دارند. ایران تنها کشوری نیست که با بیثباتی مواجه است، اما تفاوت در این است که کشورهایی که نهادهای اقتصادی قویتر و قواعد باثباتتری دارند، آثار بیثباتی را بهتر مدیریت میکنند.
جوزی در پایان تأکید کرد: هیچ اقتصادی با ترس رشد نکرده است؛ اقتصاد با اعتماد و پیشبینیپذیری رشد میکند و با این باور پیش میرود که چشمانداز فردا قابل پیشبینی است.