وقتی بازسازی خانه‌ جنگ زدگان به بروکراسی گره می‌خورد

از انفجار تا آوارگی؛ خانه‌هایی که فرو ریختند، زندگی‌هایی که در یک لحظه صفر شدند | روایت یک سال بلاتکلیفی آسیب‌دیدگان جنگ!

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۹۲۸۴۷
اقتصادنیوز:خانه‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه بودند و سپس آن‌هایی که «جنگ سوم» می‌نامند ویران شدند، هنوز در برزخ میان وعده‌های جبرانی، بروکراسی بازسازی و آواری بی‌پایان مانده‌اند. جایی که زندگی پیش از آن شود، معلق مانده است.
از انفجار تا آوارگی؛ خانه‌هایی که فرو ریختند، زندگی‌هایی که در یک لحظه صفر شدند | روایت یک سال بلاتکلیفی آسیب‌دیدگان جنگ!

به گزارش اقتصادنیوز، در روزهایی که صدای انفجار هنوز از حافظه محله‌ها پاک نشده، خانه‌هایی مانده‌اند که دیگر خانه نیستند؛ روایت ساکنانی که در جنگ دوازده‌روزه و بعد از آن جنگ تحمیلی سوم، میان آوار، وعده‌های جبران و بروکراسی فرساینده، هنوز به زندگی پیش از انفجار و حمله بازنگشته‌اند و بیشتر از هر چیز، در حالت انتظار مانده‌اند و تعلیق.

در یک لحظه، همه‌چیز از بین رفت؛ خانه‌هایی که دیگر خانه نیستند

سه روز پس از آغاز جنگ تحمیلی سوم، در ۱۱ اسفند ۱۴۰۴، یکی از خانه‌های مسکونی در اثر موج انفجار به‌طور کامل تخریب شد، لحظه‌ای بود که تمام زندگی در چند ثانیه فرو پاشید.

خبر مرتبط
جنگ دَر نزده وارد شد/ آوارگی تا کِی؟ بلاتکلیفی ادامه دارد...

اقتصادنیوز: مثل دیگر شب‌های پایتخت، هرجا روایتی در جریان بود؛ خانه‌ای میزبان مهمانی بود، خانه‌ای دیگر دورهمی کوچک آخرهفته داشت، و جایی دیگر، کسی تنها در سکوت شب خواب بود. فرقی نمی‌کرد ساعت چند است و چه کسی در آستانه چه فصلی از زندگی‌اش، موشک‌ها رسیده بودند پشت‌ِدر تا خاطرات را در همان ساعت قطع کنند؛ آمده بودند برای قلع وقمع.

صاحب‌خانه از همان لحظه نخست، خانه را غیرقابل سکونت توصیف می‌کند: «دیوارها فرو ریخت، اثاثیه پراکنده شد و تنها بخش کوچکی از وسایل شخصی از جمله کتاب‌ها و لباس‌ها سالم مانده بود. خانه‌ای که سال‌ها محل خاطرات خانوادگی بود، به فضایی بی‌کارکرد تبدیل شد؛ فضایی که دیگر امکان بازگشت به آن وجود نداشت.»

دختر خانواده، که پیش‌تر ازدواج کرده بود اما رفت‌وآمد روزانه به خانه مادرش داشت، می‌گوید خبر تخریب خانه، مانند مرور ناگهانی تمام خاطرات گذشته بود؛ «خاطراتی که هم‌زمان با آوار، فرو ریختند.»

هتل، خانه اقوام، و آغاز یک آوارگی طولانی

در روزهای نخست پس از حادثه، خانواده‌ها میان هتل و خانه اقوام در رفت‌وآمد بودند. اما این وضعیت موقت، به‌سرعت به یک وضعیت فرساینده تبدیل شد. خانه اولیه گروهی از آن‌ها استیجاری بود و مالک نیز توان بازگرداندن ودیعه را نداشت؛ مسئله‌ای که بحران را پیچیده‌تر کرد.

در ادامه، شهرداری وارد فرآیند جبران خسارت شد. به گفته ساکنان، مبلغی تا سقف حدود دو میلیارد تومان به‌عنوان ودیعه پرداخت شد که ماهیت آن وام‌گونه است و باید در آینده بازگردانده شود. همچنین کمک‌هزینه ماهانه‌ای برای اجاره در نظر گرفته شد که مبلغ آن متغیر است و بسته به ارزش خانه عددهای 10 میلیون تومان تا 30 میلیون تومان گفته شده است.

با این حال، ساکنان تأکید می‌کنند این حمایت‌ها، با حجم خسارت هم‌خوانی ندارد. یکی از آن‌ها می‌گوید: «خانه‌ای که از دست دادیم فقط چهاردیواری نبود؛ تمام وسایل زندگی ما از بین رفت. چه کسی جواب آن‌ها را می‌دهد؟»

آوار

بن‌های جبرانی برای خرید چند کالا کفاف می دهند؟

در کنار ودیعه و اجاره، بن‌هایی برای خرید کالا از فروشگاه‌های مشخص در نظر گرفته شده است. این بن‌ها ابتدا حدود ۲۵۰ میلیون تومان بوده( برای آسیب‌دیدگان جنگ دوازه روزه) و بعد( برای جنگ سوم) به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است.

اما روایت مشترک میان آسیب‌دیدگان این است که این رقم‌ها در عمل پاسخگوی نیاز واقعی نیست. یکی از ساکنان می‌گوید: «با این مبلغ، شاید بتوان یکی دو وسیله برقی خرید، اما یک خانه کامل دوباره ساخته نمی‌شود.»

این فاصله میان عددهای جبرانی و هزینه واقعی زندگی، یکی از پررنگ‌ترین شکایت‌های ساکنان است؛ فاصله‌ای که به‌تدریج احساس بی‌پناهی را تشدید کرده است و آن ها گمان می‌کنند با این وضعیت تورم دیگر نمی‌توانند آن رفاهی که ساخته بودند را برای خودشان سرپا کنند.

بلاتکلیفی حقوقی؛ وقتی بازسازی به بروکراسی گره می‌خورد

بخش مهمی از روایت‌ها به روند اداری و حقوقی بازسازی بازمی‌گردد. برخی ساختمان‌ها هنوز در وضعیت «تخریب یا نوسازی» قرار دارند و تصمیم نهایی میان ساکنان، شهرداری و پیمانکاران معلق مانده است.

در ساختمان‌های چندطبقه، روند بازسازی نیازمند توافق همه مالکان است؛ موضوعی که خود به اختلافات جدید منجر شده است. برخی ساکنان معتقدند که کندی فرآیندها، بخشی ناشی از اختلافات حقوقی و بخشی ناشی از پیچیدگی صدور مجوزهاست و بخشی هم از عدم پیگیری کافی شهرداری از پیمانکاران.

یکی از آن‌ها می‌گوید: «ما درگیر صلح با همسایه‌ها، پیمانکار و شهرداری بودیم، اما هنوز هیچ چیز قطعی نشده بود که جنگ سوم شروع شد و همه‌چیز دوباره متوقف شد.»

روایت یک خانواده؛ از رهن یک‌میلیاردی تا انبار نطنز

در روایتی دیگر، پدر یک خانواده چهار نفره می‌گوید پس از تخریب خانه دوطبقه‌شان، ماه‌ها میان هتل و خانه اجاره‌ای در رفت‌وآمد بوده‌اند. بخشی از وسایل سالم مانده را به انباری در نطنز منتقل کرده بود تا پس از بازسازی خانه، دوباره استفاده شود اما حدود یک سال بعد، در آستانه سالگرد جنگ، خبر سرقت کامل انبار به آن‌ها رسید. به گفته او، «تمام چیزی که از زندگی‌مان باقی مانده بود هم از بین رفت، آن وسایل باقی مانده یک میلیاری ارزش داشت همان هم رفت.»

او همچنین از فرآیند طولانی بازسازی، تأخیر در صدور مجوزها و اختلافات با پیمانکار گلایه دارد. در روایت او، حتی پرداخت‌ها نیز به‌صورت کامل جبرانی نیست و بخش‌هایی از خسارت، به شکل «وام یا تعهد بازپرداخت» تعریف شده است. او می گوید برای ودیعه ای که برای مسکن دریافت کرده است نیز تعهد محضری و چک در اختیار گذاشته است تازمانی که خانه شان ساخته شود. خانه ای که وقتی روایت‌اش کامل می‌شود می‌گوید: «یکسال و یک ماه گذشته است و یک آجر روی آجر چیده نشده...»

آوار

خسارت‌های کوچک، بلاتکلیفی‌های بزرگ

گروه دیگری از آسیب‌دیدگان، کسانی هستند که خسارت‌های جزئی‌تری متحمل شده‌اند: شکستگی شیشه‌ها، آسیب خودروها یا خسارت‌های محدود به واحدهای مسکونی.

اما در این گروه نیز وضعیت یکدست نیست. برخی خسارت خودرویی را به‌طور کامل دریافت کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر با پرداخت‌های ناقص یا نامشخص مواجه‌اند. مثلا فردی که خسارت 30 میلیون تومانی برای ماشین متحمل شده بودند خسارتشان را کامل دریافت کردند اما گروه دیگر با 500 میلیون تومان خسارت تنها 200 میلیون تومان را دریافت کرده اند.

در جنگ اخیر در یکی دیگر از محله‌های آسیب دیده، یک ساختمان سه‌طبقه در اثر موج انفجار دچار آسیب شد. سراغ آنها رفتیم، سه خانواده در آن زندگی می‌کردند: یک خانواده با پنج فرزند، یک زوج تازه‌ازدواج‌کرده و یک خانواده دیگر. همه آن‌ها ناچار به ترک خانه شدند، اما تاکنون وضعیت نهایی ساختمان مشخص نشده است.

یکی از آن خانواده‌ها که صاحب 5 فرزند است می‌گویند: «چطور با پنج بچه در هتل زندگی کنیم؟نمیدانم باید چه کرد، هرروز خانه یکی از اقوامیم، خجالت زده‌ایم و همسرم هم به شدت از این اوضاع ناراضی است» زوج جوان ساکن طبقه پایین نیز از نابودی وسایلی می‌گویند که تازه با وام و قسط تهیه کرده بودند.

خانه‌ای که قرار بود امن باشد اما...

در یکی از گفت‌وگوهای میدانی، زنی می‌گوید لحظه انفجار، صدای شکستن شیشه‌ها با جیغ همسایه‌ها در هم آمیخته بود. او می‌گوید در آن لحظه تنها چیزی که به ذهنش رسید، خروج بدون فکر بود:« فقط آمدیم کف خیابان هیچ وسیله مهمی را برنداشتیم دست آخر هم که اوضاع آرام شد و به خانه برگشتیم چندان وسیله قابل استفاده ای باقی نمانده بود، وسیله های ای تکه تکه شده بودند یا سوخته بودند یا از کار افتاده و شکسته.»

او حالا پس از ماه‌ها، همچنان میان خانه موقت و پیگیری‌های اداری در رفت‌وآمد است. می‌گوید: «خانه‌ای که باید امن‌ترین نقطه زندگی باشد، تبدیل شد به نقطه فرار دوست ندارم حتی برای کارهای ساخت و ساز وارد محله‌مان بشوم.»

خبر مرتبط
روایت مغازه‌داران نارمک از خسارات جنگ ایران و اسرائیل و بی توجهی مسئولان/ آوارِ مغازه بر نانِ سفره‌مان نشست

اقتصادنیوز: تنها چیزی که از انبار قطعات یدکی مغازه مانده چند تکه تیرآهن است. صاحب مغازه می‌گوید:«نزدیک به یک میلیارد و نیم فقط جنس‌های داخل مغازه ارزش داشت. اما گفتند نهایتاً ۲۸۰ میلیون تومان پرداخت می‌شود. حتی یک‌پنجم هم نیست.»

زنان در مرکز اضطراب؛ روایت‌های تکرارشونده از فروپاشی

تقریباً در همه روایت‌ها، زنان خانواده، مادران، همسران و دختران، بیشترین بار روانی حادثه را به دوش می‌کشند. آن‌ها کسانی هستند که هم‌زمان باید وضعیت فرزندان، خانه، اسناد و پیگیری‌های اداری را مدیریت کنند.یکی از ساکنان می‌گوید مادر خانواده در روز حادثه تنها جمله‌ای که تکرار می‌کرد این بود: «باور نمی‌کنم؛ سی سال زندگی یک‌باره از بین رفت.»

هنوز آجری روی آجر گذاشته نشده است

با گذشت بیش از یک سال از آغاز این سلسله حوادث، بسیاری از خانه‌ها همچنان در وضعیت نیمه‌تخریب یا بلاتکلیف قرار دارند. برخی ساکنان در خانه‌های موقت زندگی می‌کنند، برخی در انتظار توافق با پیمانکار هستند و برخی هنوز میان تصمیم‌های اداری و حقوقی و شهرداری سرگردان‌اند.

در این میان، هرچند شهرداری و نهادهای مرتبط اقداماتی برای جبران خسارت انجام داده‌اند، اما از نگاه آسیب‌دیدگان، این اقدامات با حجم واقعی فقدان و هزینه‌های بازسازی هم‌خوانی ندارد.

آنچه در این روایت‌ها مشترک است، نه فقط ویرانی خانه‌ها، بلکه فرسایش تدریجی اطمینان به بازگشت است؛ اطمینانی که با هر تأخیر، هر عدد جبرانی و هر تصمیم معلق، بیشتر از قبل از دست می‌رود.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O