اما و اگرها بر سر خرید خودروهای کلاسیک به روایت «فایننشال تایمز»

ظهور دوباره «خودروهای کلاسیک مدرن»؛ سرمایه‌گذاری یا خاطره‌بازی؟ | با چه استدلال‌ اقتصادی، بازار خودروهای قدیمی دوباره داغ شده‌اند؟

سرویس: اخبار خودرو کدخبر: ۷۹۵۰۱۳
اقتصادنیوز: در بازاری که خودروهای جدید با برچسب‌های قیمتی شش‌رقمی، آپشن‌های دیجیتال و استهلاک سنگین عرضه می‌شوند، نگاه سرمایه‌گذاران و علاقه‌مندان به نقطه‌ای غیرمنتظره برگشته است: خودروهایی از دهه ۱۹۸۰ که زمانی از مد افتاده بودند، امروز دوباره در حال تبدیل شدن به دارایی‌های جذاب هستند؛ ترکیبی از نوستالژی، سیاست‌های مالیاتی و کمبود «شخصیت» در خودروهای مدرن.
ظهور دوباره «خودروهای کلاسیک مدرن»؛ سرمایه‌گذاری یا خاطره‌بازی؟ | با چه استدلال‌ اقتصادی، بازار خودروهای قدیمی دوباره داغ شده‌اند؟

به گزارش اقتصادنیوز، افزایش قیمت خودروهای جدید و هم‌زمانی آن با فشارهای مالیاتی و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، باعث شده است بازار خودروهای کلاسیک وارد مرحله‌ای تازه شود؛ جایی میان خاطره و سرمایه‌گذاری.

در این میان، خودروهایی از بازه کوتاه اما تعیین‌کننده ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ ــ دوره‌ای که صنعت خودرو به بلوغ فنی رسید اما هنوز اسیر دیجیتال‌سازی افراطی نشده بود ــ دوباره در کانون توجه قرار گرفته‌اند. اکنون این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است: آیا این «کلاسیک‌های مدرن» صرفاً بازگشت احساسات هستند یا فرصت واقعی در بازار دارایی‌ها؟

ftcms_f4fc5b95-017e-4b04-b193-57477d5b7eca

فایننشال‌تایمز نوشت: خودروهایی که زمانی نادیده گرفته می‌شدند، امروز به کانون توجه بازگشته‌اند؛ اما آیا خرید آنها از نظر مالی تصمیم درستی است؟

قیمت پایه یک مرسدس‌بنز SL جدید از حدود ۱۱۰ هزار پوند آغاز می‌شود و اگر تنها نگاهی نسبتاً محتاطانه به فهرست آپشن‌های آن بیندازید، قیمت خودرو به‌راحتی می‌تواند به ۲۰۰ هزار پوند نزدیک شود.

تا زمانی که رنگ سفارشی، رینگ‌های بزرگ‌تر، سیستم صوتی ارتقایافته، روکش چرمی با عطری که اندکی یادآور لابی یک هتل بوتیک سوئیسی است و هر بسته‌ای که جا لیوانی‌های نورپردازی‌شده را شامل می‌شود به خودرو اضافه کنید، با رقمی مواجه خواهید شد که می‌تواند پیش‌پرداخت خرید یک خانه بزرگ و ارزشمند باشد.

همین موضوع پرسشی نه‌چندان راحت را مطرح می‌کند: اگر قصد خرید خودرویی را دارید که صرفاً برای لذت رانندگی باشد ــ شاید خودروی دومی برای آخر هفته، یک خودروی کروکی یا خودرویی که هر سفر را به تجربه‌ای خاص تبدیل کند، نه صرفاً وسیله‌ای برای جابه‌جایی ــ آیا واقعاً خرید یک خودروی صفر یا حتی یک مدل دست‌دوم نسبتاً جدید، بهترین تصمیم است؟

image_2026-07-06_04-04-00

چرم قهوه‌ای و تریم چوبی از ویژگی‌های فضای داخلی بنتلی بودند © موزه ملی خودرو

زیرا جایی در میانه فراگیر شدن همه‌چیزِ مبتنی بر نرم‌افزار و از میان رفتن شخصیت خودروها، مفهوم «لذت رانندگی» را از دست داده‌ایم و به باور من، درک واقع‌بینانه از قیمت خودروها نیز از بین رفته است.

این تازه پیش از آن است که به فشار مالیاتی پایان‌ناپذیر در بریتانیا برسیم.

شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا مجموعه‌داران (کلکسیونرها) و علاقه‌مندان خودرو نسبت به پدیده‌ای هیجان‌زده شده‌اند که در نگاه نخست، یکی از عجیب‌ترین روندهای بازار خودرو به نظر می‌رسد: «ظهور دوباره خودروهای کلاسیک مدرن»

منظور، خودروهایی نیست که برای روشن کردنشان به عینک مخصوص، هندل دستی و دانشی جادویی درباره کاربراتور نیاز باشد؛ یا خودروهایی که بیشتر از آنکه رانده شوند، فقط تحسین می‌شوند.

سخن از خودروهایی است که به ۴۰ سالگی نزدیک شده‌اند یا اندکی از آن عبور کرده‌اند؛ سنی که در بریتانیا آنها را واجد شرایط دریافت عنوان «خودروی تاریخی» می‌کند. به‌ویژه خودروهایی که در بازه زمانی بسیار محدودی، تقریباً بین سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ تولید شده‌اند؛ دوره‌ای کوتاه که خودروسازان سرانجام یاد گرفته بودند چگونه خودروهای باکیفیت بسازند، اما هنوز دست‌کم سه دهه با این ایده فاصله داشتند که هر راننده‌ای در واقع می‌خواهد یک گوشی هوشمند چرخ‌دار را هدایت کند.

به فولکس‌واگن گلف GTI، ب‌ام‌و E30 و بنتلی توربو R فکر کنید؛ خودروهایی که زمانی آن‌قدر از مد افتاده بودند که برخی مجموعه‌داران حتی حاضر نبودند نگاهی به آنها بیندازند. اما اکنون به نظر می‌رسد ارزش و جایگاه آنها دوباره در حال افزایش است.

داده‌های اتوتریدر (Autotrader) نشان می‌دهد قیمت خودروهای قدیمی از ابتدای سال جاری تاکنون رشد قابل‌توجهی داشته است. هر کسی که این روزها به‌دنبال خرید فورد سیرا کازورث یا فورد اسکورت نسل اول یا دوم باشد، به‌خوبی می‌داند که قیمت این خودروها پیش‌تر جهش کرده است.

ارین بیکر، مدیر بخش تحریریه اتوتریدر، می‌گوید: «در حال حاضر تقاضا برای خودروهای کلاسیک مدرن بسیار داغ است. به‌جز مشکل زنگ‌زدگی که خودروهای دهه ۱۹۸۰ به آن شهرت داشتند، مالکیت این خودروها در مقایسه با مدل‌های دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ چندان ترسناک نیست... از نظر سهولت رانندگی و هندلینگ، این خودروها بسیار بیشتر به خودروهای امروزی شباهت دارند.»

اما چه عواملی باعث احیای دوباره خودروهای کلاسیک مدرن شده است؟ و آیا اکنون زمان مناسبی برای خرید یکی از آنهاست؟

image_2026-07-06_04-03-53

بازگشت به مد: بنتلی توربو R © موزه ملی خودرو

جذابیت خودروهای کلاسیک مدرن؛ از موزه تا جاده

نخستین‌بار در موزه لوومان در هلند، در ماه مه، بود که جذابیت خودروهای کلاسیک مدرن برایم آشکار شد.

این موزه‌ها مکان‌های خطرناکی هستند. وارد می‌شوید با این نیت که تنها ۲۰ دقیقه صرف تماشای چند جگوار قدیمی کنید، اما سه ساعت بعد از آن خارج می‌شوید، در حالی که با خود فکر می‌کنید شاید بد نباشد یک کلاه لبه‌دار کلاسیک هم برای ست کردن با بنتلی قدیمی‌تان بخرید.

تصمیم‌های بد دقیقاً همین‌گونه آغاز می‌شوند؛ آرام و بی‌سروصدا، در میان بدنه‌های براق و نورپردازی ملایم.

اما آنچه بیش از همه توجهم را جلب کرد، خودروهای واقعاً تاریخی یا مدل‌های خاص و کمیاب نبود؛ هرچند فراری ها و لامبورگینی ها، بی‌تردید، خیره‌کننده بودند. نکته این بود که تقریباً تمام خودروهای ساخته‌شده بین سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸، نه ظریف و شکننده به نظر می‌رسیدند و نه صرفاً مناسب نمایش؛ بلکه کاملاً قابل استفاده بودند.

من مالک یک مرسدس‌بنز R107 SL مدل ۱۹۸۲ هستم؛ همان خودرویی که بابی یوئینگ در سریال تلویزیونی دالاس با آن رانندگی می‌کرد. با این حال، به بسیاری از مدل‌های دیگر آن دوره نیز علاقه دارم.

از جمله جگوار XJ-S؛ خودرویی با کاپوت کشیده، موتور V12 و آن‌قدر چرم و چوب گردو در کابین که می‌توان با آن هتل کوچکی در حومه شهر را مبله کرد. خودرویی که سال‌ها از سوی کسانی مورد انتقاد قرار گرفت که هرگز پشت فرمانش ننشسته بودند، اما بسیاری از کسانی که آن را رانده بودند، عاشقش شدند.

در کنار آن، قهرمانان مردمی‌تر نیز حضور داشتند؛ ب‌ام‌و E30 که مدل محبوب من از آن، ۳۲۵i کروکی است، فولکس‌واگن گلف GTI نسل اول و حتی فورد XR3i ساده و بی‌ادعا.

این خودروها حس و حال اشیای موزه‌ای را ندارند؛ بلکه احساس یک خودروی واقعی را منتقل می‌کنند. خودروهایی با سوئیچ واقعی، کلیدهایی که هنگام فشردن صدای «کلیک» می‌دهند و نشانگرهایی که با چرخاندن حرکت می‌کنند. داشبوردهایی که حاصل کار مهندسان و طراحان صنعتی بودند، نه تیم‌های توسعه نرم‌افزار و کمیته‌های مقررات‌گذاری.

اما مهم‌تر از همه، این خودروها نماینده مقطعی بسیار جالب در تاریخ صنعت خودرو هستند.

تا دهه ۱۹۸۰، خودروسازان تا حد زیادی مسائل بنیادی را حل کرده بودند. سیستم تزریق سوخت به فناوری قابل‌اعتمادی تبدیل شده بود. محافظت در برابر زنگ‌زدگی بهبود یافته بود. تهویه مطبوع دیگر یک آپشن لوکس و دست‌نیافتنی محسوب نمی‌شد و به تجهیزی رایج تبدیل شده بود. شیشه‌بالابرهای برقی دیگر پدیده‌ای عجیب نبودند و سیستم ترمز ضدقفل (ABS) روی خودروهایی نصب می‌شد که افراد عادی نیز توان خریدشان را داشتند.

در آن دوران می‌شد بدون آنکه صندوق عقب خودرو را از تسمه، شیلنگ و شمع یدکی پر کنید، سراسر اروپا را رانندگی کنید. با این حال، این خودروها همچنان آن‌قدر مکانیکی بودند که بتوان آنها را فهمید، نگهداری کرد و از رانندگی با آنها لذت برد.

گرما می‌خواهید؟ یک پیچ وجود دارد. آن را می‌چرخانید و بخاری روشن می‌شود. نه خبری از منوهای دیجیتال است، نه تأخیر در اجرا و نه نیازی به به‌روزرسانی نرم‌افزار تا اجازه داشته باشید انگشتانتان گرم شوند.

image_2026-07-06_04-04-07

یک ب‌ام‌و E30 در خط تولید در سال ۱۹۸۶

چرا خودروهای مدرن بهترند، اما «هویت و شخصیت» را از دست داده‌اند

خودروهای مدرن از نظر عینی در تقریباً تمام شاخص‌های قابل اندازه‌گیری بهتر هستند. آن‌ها ایمن‌تر، پاک‌تر، سریع‌تر، کم‌مصرف‌تر و از نظر قابلیت اطمینان به‌طرز شگفت‌انگیزی قابل اتکاترند. اگر با یک ولوو مدرن به یک سیارک کوچک برخورد کنید، احتمالاً خودرو با یک پیام محترمانه از حادثه خارج می‌شود که پیشنهاد می‌دهد فشار باد تایرها را بررسی کنید.

اما در جریان حل کردن تمام مشکلات عملی، چیز دیگری آرام و بی‌صدا ناپدید شده است: هویت و شخصیت.

کافی است امروز در پارکینگ هر سوپرمارکتی قدم بزنید؛ ردیف‌هایی از خودروهای شاسی‌بلند را خواهید دید که گویی توسط یک دستگاه کپی بسیار کارآمد طراحی شده‌اند. همه خودروسازان در حال رقابت‌اند تا همان فرم‌های گرد و خشمگین مشابه را در یکی از سه رنگ عرضه کنند: خاکستری، خاکستری تیره، یا خاکستری‌ای که به نظر می‌رسد اخیراً از یک جدایی عاطفی سخت عبور کرده است.

در مقابل، خودروهای کلاسیک مدرن اغلب زاویه‌دار و رنگی هستند. اما این سؤال مطرح می‌شود: چگونه دوباره به مد بازگشته‌اند؟

به گفته حراج‌خانه بونهامز (Bonhams)، بخشی از این روند به سن و خاطره‌گرایی بازمی‌گردد. مردم تمایل دارند خودروهایی را بخرند که در دوران کودکی روی دیوار اتاقشان پوسترشان را داشته‌اند. اگر کسی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بزرگ شده باشد، خودروی رؤیایی‌اش احتمالاً جگوار E-Type بوده است. برای نسل من، این جایگاه را نمادهای دهه ۱۹۸۰ پر کرده‌اند.

اما به گفته سر جان هِگارتی، بنیان‌گذار آژانس تبلیغاتی BBH و مدیر خلاق مجموعه «The Business of Creativity» ــ و فردی که عبارت مشهور «Vorsprung durch Technik» را به‌عنوان شعار آئودی رواج داد ــ چیزی در زیبایی‌شناسی آن دهه وجود دارد که امروز نیز طنین‌انداز است.

او می‌گوید: «برخی دهه‌ها و دوره‌های زمانی جذابیتی ویژه دارند؛ بل اپوک، دهه بیست پرهیاهو، دهه شصت پرجنب‌وجوش ــ و من معتقدم دهه هشتادِ طراحی.»

او ادامه می‌دهد: «دهه هشتاد شاهد آغاز فناوری دیجیتال، رویداد بیگ بنگ، کنسرت لایو اید و ظهور ام‌تی‌وی بود. رنگ مشکی به‌عنوان انتخاب غالب مطرح شد. این عوامل به آن دوره هویت نمادین بخشیدند و در نتیجه امروز با نوعی نوستالژی تقویت‌شده به آن نگاه می‌کنیم.»

image_2026-07-06_04-04-14

شاخص و متمایز: یک تبلیغ قدیمی برای جگوار 

نوستالژی استراتژی سرمایه‌گذاری نیست؛ اما بازار به آن بی‌توجه هم نیست

از آنجا که نوستالژی در عمل یک استراتژی سرمایه‌گذاری قابل اتکا نیست، استدلال اقتصادی نیز پشت موج جدید علاقه به خودروهای کلاسیک مدرن قرار دارد.

بازار خودروهای کلاسیک پس از هیجانی که در دوران پساکرونا شکل گرفته بود، تا حدی سرد شده است. این وضعیت برای خریداران می‌تواند به معنای یک فرصت باشد. حراج‌خانه بونهامز (Bonhams) تأکید می‌کند که بازار حراج بریتانیا با چالش‌هایی روبه‌رو است؛ هزینه‌های مصرفی کاهش یافته و تفاوت معناداری میان خودروهایی وجود دارد که در وضعیت «کاملاً سالم و کمیاب و کلکسیونی» هستند و خودروهایی که صرفاً «خوب و قابل استفاده» بوده و برای رانندگی نگهداری می‌شوند.

هم‌زمان، معافیت سالانه دولت بریتانیا برای خودروهای تاریخی که بر مبنای سن ۴۰ سال اعمال می‌شود، هر سال در ماه آوریل گسترده‌تر می‌شود. هر سال، گروه جدیدی از خودروهای به‌طرز شگفت‌انگیزی قابل استفاده، به‌طور آرام وارد دسته‌ای می‌شوند که معمولاً با خودروهای بسیار قدیمی‌تر شناخته می‌شود.

زمانی که یک خودرو به ۴۰ سال برسد، می‌تواند واجد شرایط «خودروی تاریخی» شود؛ به این معنا که از پرداخت مالیات خودرو (Vehicle Excise Duty)، معاینه فنی سالانه (MOT) ــ در صورت عدم تغییرات اساسی ــ و همچنین ورود به محدوده‌های کم‌انتشار معاف می‌شود. بیمه نیز اغلب ارزان‌تر تمام می‌شود، زیرا شرکت‌های بیمه این خودروها را بیشتر به‌عنوان کلاسیک‌های ارزشمند می‌بینند تا وسایل نقلیه فرسوده. در حال حاضر، خودروهای تولید تا سال ۱۹۸۶ واجد شرایط هستند و خودروهای ۱۹۸۸ نیز تنها چند سال تا رسیدن به این وضعیت فاصله دارند. در نتیجه، برخی خریداران ممکن است امروز خرید کنند، چند سال مالیات را تحمل کنند و سپس شاهد تبدیل تدریجی خودرو به وضعیت تاریخی باشند.

این روند گاهی باعث پیچیدگی در ارزش‌گذاری می‌شود. برای مثال، یک مرسدس‌بنز 500SL مدل ۱۹۸۵ اکنون در دسته خودروهای تاریخی قرار می‌گیرد، در حالی که مدل ۱۹۹۰ همان خودرو شامل این معافیت نمی‌شود. این یکی از آن ظرافت‌های کاملاً بریتانیایی در نظام مالیاتی است؛ چیزی شبیه بحث همیشگی درباره اینکه آیا «جافا کیک» کیک است یا بیسکویت. در عمل، خودروها آن‌قدر مشابه‌اند که بیشتر افراد بدون بررسی شماره شاسی و مشورت با فردی به نام «نایجل» که اطلاعاتی بیش از حد درباره نقشه‌های سیم‌کشی آلمانی دارد، قادر به تشخیص تفاوت آنها نخواهند بود.

ممکن است گفته شود مدل‌های جدیدتر بدنه گالوانیزه دارند و در برابر زنگ‌زدگی مقاوم‌ترند، اما در بسیاری موارد این مشکلات توسط متخصصان کارگاه The SL Shop نیز قابل رفع است.

با این حال، اگر صرفه‌جویی حاصل از معافیت‌های مالیاتی و هزینه‌های جاری را جمع بزنید، می‌توان هزینه‌های نگهداری مداوم را نیز پوشش داد. مهم‌ترین هزینه، معمولاً تعمیرات بدنه است؛ چه یک لکه‌گیری ساده و چه رنگ‌آمیزی کامل.

خودروی من اخیراً یک سرویس کامل و تعویض چند لوله را با هزینه کمتر از ۴۰۰ پوند پشت سر گذاشت. البته سال گذشته یک رنگ‌آمیزی اساسی انجام دادم که نزدیک به ۴ هزار پوند هزینه داشت ــ اما حالا کاملاً بی‌نقص است!

با در نظر گرفتن همه عوامل، اعداد همچنان می‌توانند جذاب باشند. اگر حاضر باشید کارکرد بالاتر را بپذیرید، با کمتر از ۱۵ هزار پوند می‌توان یک پورشه 944 یا 928 نسبتاً مناسب پیدا کرد. یک مرسدس SL تمیز معمولاً بین ۱۸ تا ۲۵ هزار پوند قیمت دارد. در بازه ۲۰ تا ۲۵ هزار پوند می‌توان ب‌ام‌و 325i یا جگوار XJ-S خرید، و فولکس‌واگن گلف GTI نسل اول نیز بین ۱۰ تا ۱۵ هزار پوند قیمت دارد؛ چه با سقف سخت و چه نرم. همگی گزینه‌هایی جذاب هستند.

البته این شرایط وسوسه‌ای ایجاد می‌کند: خرید لوکس‌ترین گزینه ممکن. در نهایت چه کسی نمی‌خواهد یک رولزرویس کلاسیک را به قیمت یک هاچ‌بک خانوادگی معقول داشته باشد؟

پاسخ، هر کسی است که فاکتورهای تعمیر و نگهداری را بررسی کرده باشد. این را از کسی می‌گویم که یک رولزرویس Corniche از دهه ۱۹۷۰ دارد. قیمت خرید شاید شگفت‌انگیزاً پایین باشد، اما هزینه‌های بعد از آن چنین نیست.

استهلاک، شش رقم از قیمت اولیه را حذف کرده، اما کسی این موضوع را به بخش قطعات یدکی اطلاع نداده است.

رولزرویس مثل یک خودروی کلاسیک واقعی رفتار می‌کند: گاهی روشن می‌شود، گاهی نه. گاهی می‌رسد، گاهی تصمیم می‌گیرد رسیدن به مقصد صرفاً یک «آرزو» باشد. و وقتی چیزی خراب می‌شود، فاکتورهای تعمیر طوری تنظیم می‌شوند که انگار خودرو هنوز متعلق به یک سرمایه‌دار کشتیرانی در سال ۱۹۷۸ است.

به همین دلیل، به باور من پول هوشمندانه‌تر معمولاً در مدل‌های جوان‌تر و پایین‌تر در زنجیره ارزش خودرو قرار دارد.

در دهه ۱۹۸۰، مرسدس‌بنز جایگاهی بسیار خاص داشت؛ دوره‌ای که حسابداران شرکت بیشتر «تحمل می‌شدند» تا اینکه «مورد پرستش قرار بگیرند». خودروهایی مانند R107 SL، W124 و W126 با درجه‌ای از مهندسی افراطی ساخته شدند که به سرسختی می‌زد. این خودروها در زمان تولید گران بودند و امروز نیز همچنان حس گران‌قیمت بودن را منتقل می‌کنند. مهم‌تر از همه اینکه هنوز قابل استفاده‌اند.

اگر بخواهید، می‌توانید یک R107 را هر روز رانندگی کنید؛ نه به معنای «علاقه‌مند کلاسیک‌ها» با مسیرهای برنامه‌ریزی‌شده یکشنبه و جعبه ابزار اضطراری، بلکه به معنای کاملاً کاربردی: کلید را می‌چرخانید، روشن می‌شود، رانندگی می‌کنید و لبخند می‌زنید. و این نکته مهمی است.

زیرا مسئله فقط خودروهای قدیمی نیست؛ مسئله انتخاب خودروی قدیمی درست است.

image_2026-07-06_04-04-20

کلاسیک‌های دهه هشتاد: ردیفی از خودروهای مرسدس SL، با R107 SL مدل ۱۹۸۲ متعلق به جیمز مکس در جلو

نقطه تعادل بازار؛ جایی میان فناوری مدرن و خودروهای بیش‌ازحد قدیمی

نقطه تعادل واقعی در میان خودروهایی پیدا نمی‌شود که نیازمند مراقبت دائمی هستند، و نه در میان ماشین‌های مدرن امروزی که مملو از اشتراک‌های نرم‌افزاری، نمایشگرهای لمسی و استهلاک سریع‌اند.

فرصت سرمایه‌گذاری دقیقاً در شکافی قرار دارد که این خودروها اکنون در آن حضور دارند: بیش از حد قدیمی برای اینکه مدرن محسوب شوند، و بیش از حد جدید برای اینکه از نگاه بسیاری از خریداران واقعاً «تاریخی» باشند. آن‌ها به اندازه کافی آشنا هستند که نادیده گرفته شوند، و در بسیاری موارد نیز کروکی‌اند؛ ویژگی‌ای که خریداران مدرن امروزی از آن فاصله گرفته‌اند.

به‌نظر می‌رسد روزی برسد که خودروهایی مانند مرسدس‌بنز R107 SL، جگوار XJ-S، ب‌ام‌و E30 یا فولکس‌واگن گلف GTI به همان اندازه بدیهی و ارزشمند تلقی شوند که امروز خودروهایی مانند جگوار E-Type، مدل‌های کلاسیک آستون مارتین یا مرسدس پاگودا هستند.

در آن زمان، ارزش این خودروها افزایش خواهد یافت و بهترین نمونه‌ها به‌تدریج از بازار مصرفی خارج شده و وارد کلکسیون‌ها خواهند شد. مالکان نیز به جای استفاده روزمره، به سمت نگهداری و حفظ آنها حرکت خواهند کرد.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O