سبکِ زندگی جوان ایرانی قربانی تورم | از خداحافظی با کافه و کنسرت تا حذف تدریجی سفر، کتاب و باشگاه | لذت خرید کمتر و کمتر شد!
به گزارش اقتصادنیوز، قرار کافهای که به پیادهروی تبدیل میشود، کتابی که در فهرست خرید باقی میماند، بلیت کنسرتی که قیمتش چند بار بررسی میشود اما هیچوقت خریداری نمیشود و سفری که هر بار به ماه بعد موکول میشود؛ اینها بخشی از تغییراتی است که افزایش هزینههای زندگی جوانان ایرانی تحمیل کرده است.
برای بعضیها ماجرا از حذف یک فنجان قهوه آغاز شده، برای برخی به تعطیلی کلاسهای آموزشی رسیده و برای گروهی دیگر، شکل زندگی را بهکلی تغییر داده است؛ تا جایی که حتی خانه مستقل خود را رها کرده و به زندگی با خانواده بازگشتهاند.
اما همه جوانان واکنش یکسانی ندارند. درحالیکه گروهی برای حفظ ارزش پول، تفریحاتشان را حذف کرده و درآمدشان را صرف خرید طلا و ارز میکنند، عدهای دیگر درست در جهت مخالف حرکت کردهاند؛ آنها که دیگر امید چندانی به رسیدن به اهداف بزرگ اقتصادی از مسیر پساندازهای کوچک ندارند، ترجیح میدهند تجربههایی را که سالها به تعویق انداختهاند، همین امروز امتحان کنند.
در روایتهای گردآوریشده برای این گزارش، ردپای تغییر در زندگی جوانان و بزرگسالان جوان دیده میشود؛ از ۱۹ سالههایی که خرید لباس و کافه رفتن را محدود کردهاند تا افراد بزرگسالی که از کلاسهای فرزندانشان میزنند تا هزینههای خانه را تأمین کنند.
وقتی تورم به وقت آزاد جوانان هم رسید
گزارشهای اخیر مرکز آمار ایران از فشار قابلتوجه قیمتها در سال ۱۴۰۵ حکایت دارد. براساس گزارش شهریور ماه تورم نقطهبهنقطه به ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد رسیده است؛ به این معنا که خانوارها برای خرید مجموعه یکسانی از کالاها و خدمات، بهطور متوسط نزدیک به ۹۰ درصد بیشتر از شهریور سال گذشته هزینه کردهاند.
افزایش قیمتها در شرایطی اتفاق میافتد که تفریح و سرگرمی پیشتر نیز سهم کوچکی از بودجه بسیاری از خانوادهها داشته است.
براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، سهم هزینه سفر و تفریح از کل مخارج خانوار شهری از ۰.۷۱ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۰.۳۸ درصد در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته بود؛ افتی حدود ۴۶ درصد در سهم این هزینهها. همچنین طبق دادههای سال ۱۴۰۰، حدود ۷۰ درصد خانوارهای ایرانی در آن سال به سفر نرفته بودند.
این آمار، وضعیت اختصاصی جوانان در سال ۱۴۰۵ را نشان نمیدهد، اما تصویری از روند طولانیمدت کوچک شدن سهم فراغت در بودجه خانوارها ارائه میکند؛ روندی که حالا در روایت جوانان، شکل ملموستری پیدا کرده است.
کتابهایی که دیگر خریده نمیشوند؛ وقتی یادگیری هم سهمیهبندی شد
علی، ۳۲ ساله، از عادتی میگوید که دیگر جایی در برنامه خریدش ندارد؛ کتاب خریدن. او پیشتر بخشی از درآمدش را صرف خرید کتاب میکرد، اما حالا کتاب از فهرست هزینههای ثابت زندگیاش کنار رفته است. برای او، مسئله صرفاً گران شدن یک کالای فرهنگی نیست؛ خرید کتاب که زمانی بخشی از علاقه و اوقات فراغتش بود، حالا باید در رقابت با هزینههای ضروری زندگی قرار بگیرد.
در چنین شرایطی، کتابهای دستدوم، امانت گرفتن از دوستان، استفاده از کتابخانههای عمومی و نسخههای الکترونیکی قانونی میتوانند جایگزین خرید کتاب چاپی شوند؛ هرچند همیشه همه عناوین در دسترس نیستند.
اما داستان رعنا، ۲۴ ساله، به بخش دیگری از زندگی جوانان مربوط میشود؛ آموزش.
برای او، مسئله دیگر فقط انتخاب یک کلاس تازه نیست. رعنا ناچار شده میان ادامه یادگیری زبان خارجی، شرکت در دورههای تخصصی مرتبط با شغل و کلاسهایی که صرفاً از روی علاقه دنبال میکرد، اولویتبندی کند.
آموزش برای او از فعالیتی چندوجهی به انتخابی حسابشده تبدیل شده است. مهارتی که احتمال بیشتری برای افزایش درآمد داشته باشد، جلوتر قرار میگیرد و سایر علاقهها به زمانی نامعلوم موکول میشوند.
تجربه مشابهی در میان جوانانی دیده میشود که پیشتر به شکل همزمان نرمافزارهای تخصصی، مهارتهای شغلی، موسیقی یا زبان یاد میگرفتند. برخی اکنون آموزشهای رایگان اینترنتی و دورههای خودآموز را جایگزین کردهاند.
به این ترتیب، صرفهجویی فقط از هزینه تفریح کم نکرده؛ در بعضی موارد به فرصت یادگیری و رشد فردی نیز رسیده است.

از کافههای شلوغ تا قهوه گرمی؛ قرارهای دوستانه اقتصادی شدند
برای نازنین ۲۷ ساله، تغییر سبک زندگی را میتوان در عادتی ساده دید؛ قهوه خوردن. او از گروهی است که کافه رفتن بخشی از برنامه روزمرهشان بوده، اما حالا ترجیح میدهند قهوه را بهصورت گرمی تهیه کنند و در خانه دم کنند. لذت نوشیدن قهوه حذف نشده، اما هزینهای که زمانی برای خرید هر فنجان پرداخت میشد، کاهش پیدا کرده است.
کافه برای بخشی از نسل جوان فقط محل نوشیدن قهوه نیست؛ مکانی برای دیدار دوستان، قرارهای عاطفی، گفتوگو و حتی کار کردن با لپتاپ است. به همین دلیل، کاهش مراجعه به کافه میتواند بر شکل معاشرتها نیز اثر بگذارد.
در بازسازی روایت امیر، ۲۹ ساله، مسئله بیشتر به رستوران رفتن مربوط میشود. غذا خوردن بیرون از خانه که زمانی برنامهای معمول برای دیدار دوستان بود، اکنون به مناسبتی محدود تبدیل شده است.
آشپزی در خانه، قرارهای دوستانه در پارک و انتخاب غذاخوریهای ارزانتر، از راههایی هستند که جوانان برای حفظ معاشرتهایشان با هزینه کمتر به سراغ آنها میروند.بااینحال، این جایگزینها برای همه در دسترس نیست.
آخر هفتههایی که دیگر شبیه گذشته نیستند
حسین، ۳۵ ساله، نماینده روایتی از جوانانی است که پیشتر آخر هفتهها برنامههای متعددی با دوستانشان داشتند؛ از مهمانی و شبنشینی گرفته تا بیرون رفتنهای دستهجمعی. اما در شرایط جدید، بخشی از این برنامهها حذف شده و بخشی دیگر با فاصله زمانی بیشتری برگزار میشود.
برای این گروه، هزینه معاشرت تنها مبلغ خرید غذا یا پذیرایی نیست. رفتوآمد، خرید هدیه، سفارش غذا و گاهی هزینه اقامت یا سفر کوتاه نیز به مخارج اضافه میشود.
در نگاه اول، کمتر مهمانی رفتن شاید تصمیمی ساده برای کاهش هزینه باشد؛ اما تکرار این تصمیم میتواند تعداد ملاقاتهای حضوری را کاهش دهد.
برخی برای حفظ ارتباط، بیشتر از تماس تصویری، پیامرسانها و دورهمیهای محدود خانگی استفاده میکنند. بعضی نیز ترجیح میدهند دوستان نزدیکتر به محل زندگی خود را بیشتر ببینند تا هزینه رفتوآمد کمتری بپردازند.در اینجا تورم فقط تعداد تفریحات را تغییر نمیدهد؛ ممکن است دایره معاشرتهای حضوری را هم کوچکتر کند.
کنسرت یا پسانداز؟ دو پاسخ متفاوت به یک بحران
برای بخشی از جوانان، کنسرت، تئاتر و سینما از نخستین تفریحاتی بودهاند که در فهرست صرفهجویی قرار گرفتهاند.
در تجربه سارا، ۲۶ ساله، خرید بلیت یک نمایش یا اجرای موسیقی دیگر تصمیمی ساده نیست. او باید مبلغ بلیت را کنار هزینه رفتوآمد و سایر مخارج ماهانه بگذارد و تصمیم بگیرد که آیا امکان پرداخت آن وجود دارد یا نه.
تماشای فیلم در خانه، استفاده از برنامههای فرهنگی رایگان یا کاهش تعداد دفعات سینما و تئاتر رفتن، راههایی هستند که بعضی جوانان انتخاب کردهاند.
اما در سوی دیگر، تجربهای کاملاً متفاوت وجود دارد.
مهدی، ۳۴ ساله، پیشتر پرداخت حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای تئاتر یا کنسرت را هزینهای بیش از اندازه میدانست. او ترجیح میداد چنین پولی را پسانداز کند.
اکنون نگاهش تغییر کرده است. احساس میکند با وجود افزایش مداوم قیمتها، پساندازهای کوچک دیگر بهسادگی او را به اهداف بزرگ اقتصادی نمیرسانند. به همین دلیل، تصمیم گرفته بعضی تجربههایی را که همیشه به تعویق میانداخت، امتحان کند.
این تفاوت رفتاری یکی از جنبههای قابلتوجه زندگی جوانان در دوره تورم است؛ عدهای برای حفظ آینده از تفریح امروز میگذرند و عدهای دیگر به دلیل نامطمئن بودن آینده، حاضر نیستند تمام لذتهای امروز را کنار بگذارند.

از فوتبال و شنا تا باشگاه؛ وقتی فقط پول یک ورزش باقی میماند
ورزش نیز برای بعضی جوانان از فعالیتی متنوع به انتخابی محدود تبدیل شده است.در روایت آرش، ۳۰ ساله، فوتبال، تنیس، شطرنج و شنا زمانی در برنامههای تفریحی او قرار داشتند. اما حالا ادامه همزمان این فعالیتها دشوار شده و ناچار است تنها یکی را انتخاب کند.
برای گروه دیگری، مسئله حتی انتخاب میان چند رشته ورزشی نیست؛ آنها عضویت باشگاه را تمدید نکردهاند و ورزش در خانه، پیادهروی یا دویدن در پارک را جایگزین کردهاند.
این تغییر میتواند به کاهش هزینهها کمک کند، اما در مواردی باعث از دست رفتن فضای اجتماعی ورزش نیز میشود؛ بهخصوص برای کسانی که باشگاه رفتن فرصتی برای دیدار دوستان و فاصله گرفتن از محیط کار بوده است.
در خانوادههای دارای فرزند، فشار اقتصادی شکل دیگری دارد.
مریم، ۳۸ ساله، خود نماینده والدینی است که برای کاهش مخارج، ناچار شدهاند برخی کلاسهای فوقبرنامه فرزندانشان را تعطیل کنند و همزمان خود نیز از شرکت در کلاسهای آموزشی یا ورزشی صرفنظر کنند.
در این شرایط، صرفهجویی از انتخابهای شخصی فراتر میرود و بر فرصتهای ورزشی، هنری و آموزشی فرزندان نیز اثر میگذارد.
از بلکفرایدی ترکیه تا خرید از دستفروشها؛ لذت خرید کوچکتر شد
برای بعضی جوانان، خرید کردن خود نوعی تفریح بوده است؛ از قدم زدن در پاساژها تا خرید پوشاک، لوازم الکترونیکی، زیورآلات یا وسایل تزئینی خانه.
شیما، ۳۳ ساله، از زمانی یاد میکند که برای خریدهای اینترنتی و تخفیفهای بلکفرایدی برنامهریزی میکرد و حتی خرید از فروشگاههای ترکیه بخشی از برنامه سالانهاش بود.
در یکی از روایتها، از بودجهای در حدود ۱۰ هزار لیر برای چنین خریدهایی در سالهای گذشته سخن گفته شده؛ هزینهای که اکنون از برنامه خرید کنار رفته است.
در مقابل، پوریا، ۲۸ ساله، از گروه علاقهمندان به فناوری است که خرید وسایل الکترونیکی و گجتهای جدید را محدود کردهاند. برای برخی دیگر نیز خرید زیورآلات، پوشاک یا وسایل جانبی از فعالیتی لذتبخش به هزینهای غیرضروری تبدیل شده است.
این تغییر حتی به خریدهای کوچک رسیده است.در تجربه الهام، ۲۵ ساله، قدم زدن میان دستفروشان و خرید وسایل ارزانقیمت یکی از سرگرمیهای ساده بوده است. اما اکنون احساس میکند قیمت بعضی از همان کالاهای کوچک به قیمت فروشگاهها نزدیک شده و جذابیت خریدهای اتفاقی کاهش یافته است.
در این میان، خرید وسایل دستدوم، تعمیر وسایل قدیمی و استفاده طولانیتر از پوشاک میتواند به کاهش هزینهها کمک کند.
گل و گیاه هم از گرانی در امان نماند؛ دکوراسیون به جابهجایی وسایل رسید
برای بعضی جوانان، تفریح نه در کافه و کنسرت، بلکه در فضای خانه اتفاق میافتاد؛ خرید گل و گیاه، تغییر دکوراسیون و انتخاب وسایل تزئینی.
در تجربه نگار، ۳۱ ساله، خرید گیاهان آپارتمانی که پیشتر بخشی از علاقه شخصی بود، اکنون محدودتر شده است. او به جای خرید مداوم گیاهان جدید، انتخابهای کمهزینهتر و مقاومتری را ترجیح میدهد که مراقبت ویژه کمتری نیاز دارند.
تغییر مشابهی در دکوراسیون خانه نیز دیده میشود .به جای تعویض وسایل اصلی یا خرید مبلمان تازه، بعضی افراد با جابهجایی وسایل قبلی، استفاده از اکسسوریهای کوچک یا تغییر چیدمان تلاش میکنند فضای خانه را تازه کنند.
این تغییرات شاید در مقایسه با حذف سفر و آموزش کوچک به نظر برسند، اما نشان میدهند فشار هزینهها حتی به سرگرمیهای خانگی و خریدهای ساده و شخصی هم رسیده است.
سفر یا آرامش روان؟ تفریحی که بعضی حاضر نیستند حذفش کنند
برای گروهی از جوانان، سفر رفتن یکی از نخستین برنامههایی بوده که با افزایش هزینهها محدود شده است.
در تجربه بهرام، ۳۶ ساله، کمپینگ، طبیعتگردی و سفرهای کوتاه آخر هفته که پیشتر بخشی از زندگی او بودند، اکنون با فاصله بیشتری انجام میشوند. افزایش هزینه رفتوآمد، اقامت و خرید مایحتاج سفر باعث شده برنامههای قبلی دیگر بهآسانی قابل تکرار نباشند.اما همه حاضر نیستند سفر را حذف کنند.
در روایت نرگس، ۳۲ ساله، کنار گذاشتن کامل سفر و تفریح میتواند فشار روانی بیشتری ایجاد کند. او ترجیح میدهد در خریدهای دیگر صرفهجویی کند، اما همچنان گاهی برای یک سفر کوتاه برنامه داشته باشد.
انتخاب مقصدهای نزدیکتر، کوتاه کردن مدت اقامت، سفر گروهی و استفاده از خانه دوستان یا بستگان، از راههای کاهش هزینه است.

وقتی پسانداز خودش تفریح بود
در میان تجربههای گردآوریشده، کسانی هم هستند که پسانداز کردن و خرید دارایی برایشان نوعی رضایت شخصی ایجاد میکرده است.
در روایت محمد، ۳۵ ساله، کنار گذاشتن بخشی از حقوق ماهانه و تبدیل آن به طلا یا ارز، نه فقط اقدامی اقتصادی بلکه بخشی از برنامه دلخواه او بوده است.
دیدن رشد پسانداز و نزدیک شدن به هدفی بزرگتر، احساس پیشرفت ایجاد میکرد. اما در شرایط افزایش شدید قیمتها، بعضی افراد احساس میکنند حتی با پسانداز مداوم نیز از اهدافشان عقب میمانند.
در نتیجه، رفتارها متفاوت شده است. گروهی تمام تلاش خود را برای خرید دارایی و حفظ قدرت خرید به کار میگیرند و تفریحات دیگر را محدودتر میکنند. گروهی دیگر، مانند تجربهای که پیشتر درباره رفتن به کنسرت و تئاتر مطرح شد، به مصرف بخشی از درآمد برای تجربههای امروز روی آوردهاند.
این دو رفتار متضاد نشان میدهد تورم لزوماً همه افراد را به سمت تصمیمی واحد نمیبرد. سطح درآمد، میزان دارایی قبلی، مسئولیت خانوادگی و امید به آینده میتوانند انتخابهای متفاوتی ایجاد کنند.
از خانه مستقل تا اتاق قدیمی؛ وقتی تورم آزادی فردی را هم محدود میکند
شاید تلخترین روایتها مربوط به جوانانی باشد که از ابتدا هزینه چندانی برای تفریح نداشتهاند.در تجربه رضا، ۳۳ ساله، مسئله دیگر حذف کافه، سفر یا خرید لباس نیست. او از گروهی است که پیش از این هم زندگی کمهزینهای داشتند، اما اکنون فشار مخارج به بخشهای ضروری زندگیشان رسیده است.
برخی هزینه رفتوآمد را کاهش دادهاند، برخی ناچارند مسیرهای طولانیتری را با وسایل ارزانتر طی کنند و گروهی حتی نتوانستهاند زندگی مستقل خود را ادامه دهند.
در روایت سپهر، ۲۹ ساله، افزایش هزینههای زندگی به معنای بازگشت به خانه خانواده است؛ تصمیمی که میتواند بخشی از فشار اجاره و قبوض را کاهش دهد، اما با محدودیتهای تازهای همراه شود.
فردی که پیشتر برنامه روزانه، ساعت رفتوآمد و روابط اجتماعی خود را مستقل مدیریت میکرد، اکنون ممکن است ناچار باشد بخشی از تصمیمهایش را با شرایط زندگی خانوادگی هماهنگ کند.
به این ترتیب، اثر تورم بر زندگی جوانان فقط به کاهش خرید کالاهای غیرضروری محدود نمیشود. در بعضی موارد، حریم خصوصی، استقلال و امکان تصمیمگیری درباره زندگی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
نسلی که تفریح را حذف نکرد؛ شکل زندگی کردن را تغییر داد
مجموع این روایتها نشان میدهد نمیتوان زندگی جوانان در سال ۱۴۰۵ را با یک تصویر واحد توضیح داد. برای علی، تغییر در خرید کتاب اتفاق افتاده و برای رعنا در محدود شدن فرصت یادگیری. نازنین شکل قهوه خوردنش را تغییر داده، حسین معاشرتهایش را کاهش داده و آرش از میان چند رشته ورزشی ناچار به انتخاب یکی شده است.
در سوی دیگر، نرگس حاضر نیست سفر را بهکلی کنار بگذارد و مهدی که زمانی از پرداخت هزینه کنسرت یا تئاتر صرفنظر میکرد، اکنون ترجیح میدهد برخی تجربهها را به آیندهای نامعلوم موکول نکند.
این روایتها ، تفاوت واکنش جوانان به فشار اقتصادی را نشان میدهند. برخی برای حفظ سطح زندگی خود به تفریحات ارزانتر روی آوردهاند؛ بعضی هزینههای فرهنگی و آموزشی را کاهش دادهاند و گروهی دیگر ناچار شدهاند از بخشهای اساسیتری مانند استقلال مسکن صرفنظر کنند.
در میان همه این تفاوتها، یک موضوع مشترک دیده میشود: انتخابهای آزادانه جای خود را به اولویتبندیهای دشوارتر دادهاند.
جوانی که پیشتر میتوانست در یک ماه هم کتاب بخرد، هم کلاس برود و هم چند بار دوستانش را ببیند، اکنون ممکن است ناچار باشد تنها یکی از این فعالیتها را انتخاب کند.
آمارهای اقتصادی میزان افزایش قیمتها را نشان میدهند، اما برای سنجش پیامدهای بلندمدت این تغییرات بر سلامت روان، روابط اجتماعی و فرصت یادگیری نسل جوان، مطالعات مستقل بیشتری لازم است.
شاید مهمترین اثر تورم بر نسل جوان را نتوان تنها در چیزهایی دید که دیگر نمیخرند؛ باید به تجربههایی هم نگاه کرد که فرصت انجامشان از دست میرود. از کتابی که خوانده نمیشود و مهارتی که یاد گرفته نمیشود تا دوستیهایی که کمتر دیدار میشوند و زندگی مستقلی که به خانه پدری بازمیگردد؛ هزینه گرانی گاهی بسیار فراتر از مبلغی است که از حساب بانکی کم میشود.
ارسال نظر