جنایات هولناک طالبان در افغانستان به روایت یک شاهد عینی

کدخبر: 440367
اقتصادنیوز: جمهوری اسلامی در گزارشی به اقدامات طالبان در روزهای اخیر پرداخته است.

به گزارش اقتصادنیوز در این گزارش آمده است: از جنایات گروه تروریستی طالبان در افغانستان طی دو سه ماه اخیر اخبار زیادی منتشر شده است. این جنایات، در پنجشیر هولناک‌تر است. در روزهای اخیر، روایت کشتار مردم در پنجشیر از «جواد موگویی» خبرنگار ایرانی منتشر شده است که توجه خوانندگان گرامی روزنامه را به اجمالی از این روایت جلب می‌کنیم.

تا کشاورزی گفت پسرخاله‌ خودم و 7 نفر دیگر را در انابه کشته‌اند. آدرس دقیق خانه را داد؛ روستای انابه، در زدیم. چند سیاه‌پوش آمدند. ما را بردند سر مزار 8 نفر. 3 نفرشان یکجا بود، 5 نفرشان یک جای دیگر. با سه‌نفر از اهالی رفتیم به محل کشتن آن 5 نفر؛ در شیاری پشت روستا‌. در شیار 5 نفر را به فاصله دو‌سه متر روی زمین خوابانده بودند. یک جفت کفش‌ و یک لنگه جوراب روی زمین بود. 4 نفرشان را به سنگ تکیه داده و گلوله را در در دهانشان شلیک کرده بودند. نفر پنجم صدمتر آن‌ طرف‌تر بود‌. مغزهای پاشیده بر روی سنگ‌ها بود هنوز.

صمصامی دوربین را رها کرده و نشسته زار زار گریه می‌کند. گفت پاهایم سست شده جواد. سه نفر از اهالی هم گریه می‌کنند‌: «سه روز پیش پیداشان کردیم. وقتی جنگ شروع شد، وسایل برداشتیم و رفتیم روی کوه‌های پشت روستا. دو روز بعد که آرام شد، برگشتیم.

فردایش رفتیم که وسایل را بیاوریم. من از دور دیدم که اسیر تالوبن شدند. دیگر خبری ازشان نداشتیم تا سه روز پیش 5 نفر را نزدیک روستا داخل این شیار پیدا کردیم. سه‌نفر دیگر را روی تپه کناری. صورت‌ها قابل شناسایی نبودند، دست‌ها بسته بودند‌ و سرها پاشیده. گوشی‌ها شارژ نداشتند که عکس بگیریم. برق‌ها قطع است‌. من فقط روی یک تکه کارتن اسم‌ها را نوشتم که به خانواده‌ها بگوییم.

1- محمدامینی- معلم 2- استاد توفیق فرزند محمدغریب- استاد ورزش بوکس 3- عبدالرقیب - کشاورز 4- رحیم‌الله فرزند خواجه‌بخش - راننده 5- حجازالله فرزند نورمیرزا – دانشجو 6- محمدگلاب - دانشجو و کاسب 7- شمس رحمان - نانوا 8- احمد زاهر - قصاب

بعد از 4-5 ساعت پیاده‌روی در روستا برگشتیم. زنگ زدم به اسلامزاده. گفت «پرس‌تی‌وی را هماهنگ می‌کنم پخش زنده برو. نگذار خبرش دیر شود.»

به صمصامی گفتم فردا بازهم برویم شاید کشتار دیگری پیدا کردیم. جواب نمی‌دهد. هدفون گذاشته. محسن چاووشی گوش می‌کند و اشک می‌ریزد...

با عاشقای بی‌مزارت گریه کردم

با مادرای بی‌قرارت گریه کردم

داغ برادر دیدم و آتیش گرفتم

با لاله‌های داغدارت گریه کردم

نفرین به جنگ، نفرین به ظلم

دنیا که دنیا نیست زندونه

سلام به صلح، سلام به عشق

بی‌عشق از دنیا چی می‌مونه

نفرین به جنگ، نفرین به ظلم

نفرین...

جواد موگویی

 

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما