واقعیتهای تفاهم ایران و آمریکا و ورود به مذاکرات 60 روزه | ترامپ دلیلی برای جشن گرفتن ندارد زیرا ... | شرط آزادسازی پولهای مسدود شده ایران چیست؟
بهگزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ در شامگاه یکشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ، به توافق رسیدهاند. او نوشت: «به همه تبریک میگویم!»
او سپس برای نظارت بر مراسم پرزرقوبرقی که به مناسبت تولد خود در محوطه جنوبی کاخ سفید تدارک دیده بود، راهی آنجا شد.
دلیلی برای جشن گرفتن نیست
تام نیکولز در آتلانتیک نوشت: با اینحال، واشنگتن دلیل چندانی برای جشن گرفتن ندارد. ترامپ و تیم او در مدت زمانی بیسابقه، جنگ را به رقیبی با توان نظامی متوسط واگذار کردند.
اقتصادنیوز: پوتین و ترامپ همچنان به پیش میروند. آنها نه میتوانند شکست در اوکراین و ایران را بپذیرند و نه راهی برای پیروزی پیدا کردهاند. هزینه این جنگهای بیپایان ماه به ماه افزایش مییابد و اکنون نشانههای اولیه اعتراضات سیاسی را هم در مسکو و هم در واشنگتن به وجود آورده است.
از سویی، جزئیات توافق هنوز بهطور رسمی تأیید نشده است، اما رئیسجمهور آمریکا طبق معمول، مشتاق است تا نتیجه را یک پیروزی بزرگ جلوه دهد. او عجله داشت تا این توافق را در روز تولد خود نهایی کند، اما ایرانیها اعلام کردند که نمایندهای را روز جمعه به نشستی در سوئیس اعزام خواهند کرد.
با این حال، حتی بدون اطلاع از جزئیات هم کاملا روشن است که ترامپ در دستیابی به تمام اهدافی که برای این جنگ انتخابی تعیین کرده بود، ناکام مانده است. او اکنون در تلاش است تا هرچه سریعتر تسلیم آمریکا را رسمی و نهایی کند.
آمریکا به اهداف خود رسید؟
اگر واژه شکست بهنظر شما بیش از حد تند و ناعادلانه به نظر میرسد، کافی است به آنچه درباره پایان این جنگ میدانیم نگاه کنید. ایران خساراتی را در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل متحمل شده است، اما همانطور که از ابتدا هم هشدار داده شده بود، ترور افراد و بمباران اهداف بهتنهایی به معنای پیروزی آمریکا نیست. واقعیت کنونی این است که جنگ در حالی پایان مییابد که حکومت تهران همچنان پابرجا و تنگه هرمز همچنان در معرض تهدید حملات ایران قرار خواهد داشت. همچنین تهران ذخایر قابلتوجهی از پهپادها و موشکها را حفظ کرده است. در مقابل، با این تفاهم بسیاری از تحریمها نیز لغو و میلیاردها دلار از داراییهای بلوکهشده، به ایران بازمیگردد.
به بیان دیگر، ایران به مهمترین اهداف راهبردی خود دست یافت، در حالی که آمریکا تقریبا به هیچیک از اهداف خود نرسیده است.
حتی میتوان گفت واشنگتن وضعیتی بدتر از صفر دستاورد را تجربه کرده است. ایران اگرچه بهطور موقت تضعیف شده است، اما اکنون از نظر سیاسی بازیگری بسیار قدرتمندتر به شمار میرود.
این کشور در برابر حمله گسترده آمریکا مقاومت کرد، بقای خود را حفظ نمود و سپس در پاسخ به کشورهایی که از جنگ ترامپ حمایت کرده بودند، به برخی دولتهای حاشیه خلیج فارس هزینههایی تحمیل کرد.
اسرائیل؛ متحدی که از قافله جا ماند
در این میان، اسرائیل هم عملا کنار گذاشته شد. البته دلیلی برای دلسوزی نسبت به بنیامین نتانیاهو وجود ندارد؛ چرا که او نخستوزیری بود که به شکلی نسنجیده ترامپ را به حمله علیه ایران تشویق کرد. حال نتانیاهو نیز طعم تحقیر را میچشد. ایران با هوشمندی جنگ نتانیاهو علیه حزبالله لبنان را به جنگ ترامپ در خلیج فارس گره زد.
در این میان، ترامپ بهشدت از نتانیاهو خشمگین است، چرا که معتقد است اقدامات او خروج آمریکا از درگیری را دشوارتر کرده است. برخی گزارشات فاش کردهاند که زمانی که نتانیاهو در اوایل ژوئن قصد اجرای حملات گستردهای در بیروت را داشت، ترامپ شخصا با او تماس گرفت و با لحنی تند گفت: «اگر من نبودم، الان در زندان بودی.»
لبنان؛ فاکتور جدید در معادله مذاکرات
براساس گزارشها، توافق در حال شکلگیری مستلزم توقف درگیریها در سراسر منطقه و از جمله لبنان است. ترامپ نیز به گونهای مذاکره میکند که گویی میتواند این خواسته را بدون درگیر کردن مستقیم اسرائیل محقق کند. روز یکشنبه اسرائیل اعلام کرد که حزبالله موشکها و تسلیحاتی را به سوی این کشور شلیک کرده است؛ اما ترامپ به جای درخواست از ایران برای مهار متحد قدیمی خود، در شبکههای اجتماعی از اسرائیل خواست آرامش خود را حفظ کند و نوشت که این حمله بسیار کوچک و بیاهمیت بود، هیچ کشته یا مجروحی نداشته و نباید روند مهم تفاهم را مختل کند.
ادعای پیروزی هستهای ترامپ پوچ است
دولت ترامپ بدون تردید مدعی خواهد شد که با جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای به پیروزی رسیده است، اما این ادعا هم بیمعنا و هم تکراری است. تهران ده سال پیش در چارچوب توافق هستهای برجام متعهد شده بود به دنبال تولید سلاح هستهای نرود و پیش از آنکه ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود بهطور یکجانبه از برجام خارج شود، این توافق بهخوبی در حال اجرا بود.
نکته مهمتر آن است که زمانی که ترامپ تصمیم گرفت وارد جنگ شود، ایران فاصله زیادی تا تولید بمب هستهای داشت و قطعا در آستانه دستیابی به آن در طی چند هفته، آنگونه که ترامپ ادعا میکرد هم نبود. تلاش برای معرفی این جنگ بهعنوان عامل نابودی برنامه هستهای ایران، در واقع تلاشی برای منحرف کردن توجهها از شکست دولت آمریکا در تحقق هدف اصلی خود، یعنی تغییر حکومت است.
تشبیه خودستاییهای ترامپ درباره جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هستهای، شبیه لطیفهای قدیمی درباره راننده تاکسی لندنی است که پودر ضدشیر از پنجره ماشین بیرون میریخت تا شیرها را دور نگه دارد. وقتی به او گفتند در لندن که شیری وجود ندارد، پاسخ داد: «خب همین نشان میدهد پودر من چقدر خوب کار میکند!»
انتقال گردوغبار هستهای بدون رضایت تهران ممکن نیست
نویسنده مدعی شد: اگر توافق روز جمعه در ژنو امضا شود، ما وارد مرحلهای دو ماهه از مذاکرات تکمیلی خواهیم شد. احتمال این وجود دارد که ترامپ در فرآیند مذاکرات، ادعای کسب امتیازات بیشتر را از جانب تهران داشته باشد؛ اما سؤال اینجاست که چگونه این ادعا ممکن است؟
ترامپ طی هفتههای گذشته بارها از چیزی که خودش گردوغبار هستهای مینامد سخن گفته است؛ اصطلاحی عجیب برای اورانیومی که اکنون زیر آوار ناشی از بمبارانهای آمریکا مدفون شده است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا نیز مدعی شده که واشنگتن چندین برنامه برای خارج کردن این مواد در اختیار دارد. بااینحال و با وجود تمام لفاظیهای مقامات آمریکایی، این کشور بدون رضایت تهران نمیتواند وارد خاک ایران شده و این مواد را خارج کند.
در واقع، اگر چیزی تغییر کرده باشد، آن است که ایران اکنون انگیزه بیشتری برای حرکت سریعتر به سمت تولید سلاح هستهای دارد و میتواند این کار را با شفافیتی بسیار کمتر از دوران برجام انجام دهد.
واقعیت تنگه هرمز در برابر شعارهای سیاسی
بر اساس مفاد این تفاهمنامه، تنگه هرمز قرار است باز شود، اما واقعیت این است که این گذرگاه پیش از این هم برای کشورهایی که ایران اجازه عبور به آنها میداد، باز بود. ترامپ در پیام تبریک خود نوشت: «من بدینوسیله بازگشایی رایگان تنگه هرمز را به طور کامل مجاز اعلام میکنم.»
نویسنده در ادامه نوشت: چنین اظهارنظری همانقدر تاثیرگذار است که گویی من یا همسرم یا حتی گربهام اعلام کنیم تنگه هرمز باز است؛ چون تنها ایران قادر به اتخاذ چنین تصمیمی است.
ترامپ همچنین اعلام کرد که محاصره دریایی بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا پایان یافته است؛ اقدامی که واقعا در اختیار او قرار داشته و تنها معنایش عقبنشینی آمریکا است. این در حالی است که نفوذ ایران همچنان در منطقه باقی میماند.
آزادسازی میلیاردها دلار برای تهران
براساس اطلاعاتی که تاکنون و عمدتا از منابع ایرانی به رسانهها درز کرده، تهران میگوید که در همان ابتدا حدود ۱۲ میلیارد دلار دریافت خواهد کرد و ظرف ۶۰ روز نیز ۱۲ میلیارد دلار دیگر به دست میآورد. علاوه بر این، ایران انتظار دارد در آینده صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی در اختیار داشته باشد.
مقامات آمریکایی البته مدعی هستند که آزادسازی منابع مالی منوط به اجرای تعهدات از سوی ایران خواهد بود؛ شرطی مبهم که بیش از آنکه پاسخی را ارائه دهد، پرسشهای تازهای ایجاد میکند و میتواند زمینه چانهزنیهای بیشتر تهران را فراهم کند.
در نتیجه، جنگ در حالی به پایان میرسد که ایران اگرچه آسیب دیده، اما قدرتمندتر و ثروتمندتر شده است. در مقابل، آمریکا با ذخایر تسلیحاتی کاهشیافته موقعیتی ضعیفتر پیدا کرده و شهروندان آمریکایی نیز هزینههای این جنگ را در قالب افزایش قیمت سوخت پرداخت خواهند کرد.
تهدیدی که کمتر کسی جدی میگیرد
ترامپ همچنین در روز یکشنبه تأکید کرد که اگر ایران همکاری نکند، آماده ازسرگیری درگیریهاست. اما تهران احتمالا این تهدید را با لبخند مینگرد. تصور اینکه ترامپ بخواهد نیروهای آمریکایی را برای مدتی طولانی در منطقه نگه دارد و تنها چند هفته مانده به انتخابات میاندورهای کنگره، جنگی تازه را آغاز کند، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد؛ بهویژه آنکه افکار عمومی آمریکا و شاید مهمتر از آن بازارهای بینالمللی، نسبت به ادامه این جنگ بدبین شدهاند.