سیاستمدار 30 ساله بر صندلی مکرون مینشیند؟ | داستان صعود یک سیاستمدار، از حاشیه پاریس تا خیز برای ورود به کاخ الیزه
به گزارش اقتصادنیوز، جوردن باردلا چهره جدید سیاست در فرانسه خود را نوجوانی بسیار خجالتی توصیف میکند که ساعتهای زیادی را در اتاقش صرف بازیهایی مانند «کال آو دیوتی» و «فیفا» میکرد. برخلاف بسیاری از سیاستمداران فرانسوی، باردلا در مدارس نخبهپرور این کشور تحصیل نکرد و تحصیلات دانشگاهیاش را هم نیمهکاره رها کرد.
مسیر زندگی یک سیاستمدار 30 ساله
اکونومیست در گزارشی نوشت: خیابان گابریل پری در شهر سندنی، نمونهای آشنا از حومههای شمالی پاریس است؛ جایی که سرهای بره در ویترین قصابیها به چشم میخورد، تیشرتهای دو یورویی در سبدهای فلزی مغازههای تخفیفی فروخته میشوند و فروشندگان سیگارهای قاچاق در پیادهروها مشتری جذب میکنند. در یکی از مجتمعهای مسکونی هشتطبقه همین منطقه، جردن باردلا دوران کودکی و نوجوانی خود را سپری کرد.
مسیر زندگی این سیاستمدار ۳۰ ساله، از نوجوانی خجالتی و کمحرف تا ریاست حزب راستگرای پوپولیست «اجتماع ملی» (RN)، یکی از شگفتانگیزترین داستانهای سیاست فرانسه در سالهای اخیر است. این مسیر ممکن است در هفتم ژوئیه وارد مرحلهای تازه شود؛ روزی که دادگاه تجدیدنظر درباره محرومیت مارین لوپن از نامزدی در انتخابات به دلیل سوءاستفاده از منابع مالی پارلمان اروپا تصمیم خواهد گرفت. اگر حکم علیه لوپن تأیید شود، باردلا به احتمال زیاد نامزد حزب برای انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در آوریل آینده خواهد بود.
باردلا در گفتوگویی در پارلمان اروپا، جایی که اکنون نماینده حزبش است، میگوید: به هیچ وجه تصور نمیکردم روزی به جایگاهی که امروز دارم برسم. او تأکید میکند که حتی در دوران نوجوانی نیز چنین آیندهای برایش غیرقابل تصور بود.
او خود را نوجوانی بسیار خجالتی توصیف میکند که ساعتهای زیادی را در اتاقش صرف بازیهایی مانند «کال آو دیوتی» و «فیفا» میکرد. برخلاف بسیاری از سیاستمداران فرانسوی، باردلا در مدارس نخبهپرور این کشور تحصیل نکرد و تحصیلات دانشگاهیاش را هم نیمهکاره رها کرد.
او میگوید در محافل پاریسی، جایی که اغلب فرزندان طبقات مرفه و خانوادههای قدیمی حضور داشتند، به خاطر نام خانوادگی و پیشینه طبقه کارگرش مورد تمسخر قرار میگرفت. به گفته خودش شاید فقط ده دقیقه با مرکز پاریس فاصله داشتم، اما در واقع در دنیایی کاملا متفاوت زندگی میکردم.
صعود برقآسا در حزب راست افراطی فرانسه
رشد سیاسی باردلا سرعتی خیرهکننده داشته است. او در ۱۶ سالگی به حزب پیوست، در ۱۸ سالگی فعالیت سیاسی محلی را آغاز کرد، در ۲۳ سالگی سرلیست حزب در انتخابات پارلمان اروپا شد و در ۲۷ سالگی ریاست حزب اجتماع ملی را به دست گرفت.

این مارین لوپن بود که استعداد او را تشخیص داد و تصمیم گرفت او را بهعنوان چهرهای جوان و آیندهدار وارد سطوح بالای حزب کند. لوپن، دختر ژانماری لوپن، بنیانگذار حزب، نقش مهمی در ساختن چهره سیاسی باردلا ایفا کرد.
امروز باردلا در فرانسه به یک چهره مشهور تبدیل شده است. رسانهها حتی زندگی شخصی او را نیز دنبال میکنند؛ از جمله رابطهاش با یک شاهزادهخانم ایتالیایی از خاندان سلطنتی پیشین بوربون-دو سیسیل.
نظرسنجیها نشان میدهد که اگر باردلا بهعنوان نامزد نهایی حزب وارد رقابت شود، در دور نخست انتخابات با فاصله قابل توجهی از رقبا پیش خواهد افتاد و حتی شانس پیروزی در دور دوم را هم خواهد داشت.
چهرهای تازه برای حزبی با گذشتهای جنجالی
یکی از دلایل جذابیت باردلا برای حزب اجتماع ملی این است که او نماد نسل جدید این جریان سیاسی به شمار میرود. حزبی که زمانی به یهودستیزی و افراطگرایی شهرت داشت، اکنون تلاش میکند تصویری مقبولتر و میانهروتر از خود ارائه دهد.
باردلا برخلاف مارین لوپن، نام خانوادگی جنجالی «لوپن» را با خود حمل نمیکند و در عین حال از یکی از فقیرترین مناطق فرانسه برخاسته است؛ موضوعی که به او امکان میدهد با طبقات فرودست و رأیدهندگان ناراضی ارتباط برقرار کند.

او سخنوری ماهر است که معمولا جملاتش را با لبخند همراه میکند و به گفته نزدیکانش، برای هر مصاحبه یا حضور رسانهای با وسواس و دقت فراوان آماده میشود. محبوبیت او در شبکههای اجتماعی نیز چشمگیر است. بیش از دو میلیون نفر در تیکتاک باردلا را دنبال میکنند و همین مسئله باعث شده میان جوانان نیز طرفداران زیادی پیدا کند.
دیدگاههای سیاسی؛ ملیگرایی، مهاجرت و اروپا
باردلا از زمان به دست گرفتن رهبری حزب، تصویری روشنتر از دیدگاههای خود ارائه کرده است؛ ترکیبی از ملیگرایی فرانسوی، مخالفت با مهاجرت گسترده، تردید نسبت به سیاستهای محیطزیستی و انتقاد از آنچه «فرهنگ بیداری» یا وُک نامیده میشود.
او معتقد است منافع فرانسه باید در اولویت قرار گیرد. با این حال، در مقایسه با برخی چهرههای تندرو حزب، مواضع محتاطانهتری در حوزه سیاست خارجی اتخاذ کرده است. او روسیه را تهدیدی چندبعدی میداند و از ادامه حضور نیروهای فرانسوی در مأموریتهای ناتو در شرق اروپا حمایت میکند.
با این حال، با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا مخالف است و در بلندمدت خواهان خروج فرانسه از ساختار فرماندهی یکپارچه ناتو است.
باردلا در قبال آلمان نیز موضعی دوگانه دارد. از یک سو از همکاری با برلین، بهویژه در حوزه مهاجرت، سخن میگوید و از سوی دیگر اتحادیه اروپا را بیش از حد تحت نفوذ آلمان میداند و خواستار کاهش سهم فرانسه در بودجه مشترک اتحادیه است؛ موضوعی که میتواند به تنش جدی میان پاریس و برلین منجر شود.
مهاجرت؛ مهمترین دغدغه باردلا
اگرچه باردلا درباره موضوعات اقتصادی، مالی و انرژی نیز اظهارنظر میکند، اما هیچ موضوعی به اندازه مهاجرت برای او اهمیت ندارد.
او اخیرا در جمع ملیگرایان لهستانی گفته بود: اگر موج مهاجرت متوقف نشود، اروپا دیگر قاره اروپاییها نخواهد بود.

باردلا خواهان پایان دادن به اعطای خودکار تابعیت بر اساس محل تولد و همچنین کاهش مزایای اجتماعی مهاجران است. او حتی خشونتهای خیابانی پس از قهرمانی باشگاه پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان اروپا را به ضعف دولت فرانسه در کنترل مهاجرت مرتبط دانست؛ اظهاراتی که با واکنشهای تند بسیاری از منتقدان روبهرو شد.
تناقض زندگی شخصی و شعارهای سیاسی
نکته قابل توجه آن است که خود باردلا فرزند خانوادهای مهاجر است. مادرش لوئیزا در شهر تورین ایتالیا متولد شده و پدربزرگ پدریاش در دهه ۱۹۶۰ به فرانسه مهاجرت کرده بود.
با این حال، او معتقد است نسل مهاجران والدینش برای فرانسوی شدن تلاش میکردند، زبان کشور را میآموختند و به قوانین و ارزشهای آن احترام میگذاشتند؛ امری که به باور او امروز دیگر از مهاجران مطالبه نمیشود.
باردلا منطقه سندنی را که مادرش همچنان در آن زندگی میکند، مکانی گرفتار قاچاق مواد مخدر، جرم، فقر شهری و بحران هویت توصیف میکند.
البته برخی منتقدان میگویند روایت او از زندگیاش کاملاً با واقعیت منطبق نیست. پدرش صاحب یک کسبوکار کوچک توزیع نوشیدنی بود، برای پسرش خودرو خرید و او را از مدارس دولتی خارج کرد تا در مدرسهای کاتولیک تحصیل کند. با این حال، داستان پسر برخاسته از حاشیه همچنان برای رأیدهندگان جذابیت زیادی دارد.
آیا باردلا آماده جانشینی مارین لوپن است؟
امروز باردلا بیشتر وقت خود را در اتاقهای هیئتمدیره، سفارتخانهها و نشستهای دیپلماتیک میگذراند تا خیابانهای سندنی. او حتی اخیرا در جایگاه ویژه مسابقات فرمول یک موناکو در کنار شریک زندگی جدیدش دیده شد.
همین نزدیکی روزافزون به نخبگان سیاسی و اقتصادی میتواند به نقطه ضعف او تبدیل شود؛ زیرا بخشی از محبوبیتش بر پایه مخالفت با ساختارهای سنتی قدرت شکل گرفته است.
سرنوشت سیاسی او اکنون به تصمیم دادگاه درباره مارین لوپن گره خورده است. اگر حکم لوپن کاهش یابد و امکان حضور او در انتخابات فراهم شود، باردلا بار دیگر در سایه رهبر حزب قرار خواهد گرفت. اما اگر محرومیت لوپن پابرجا بماند، او ناچار خواهد شد میراث سیاسی خانواده لوپن را به سیاستمداری واگذار کند که هرچند خود انتخابش کرده، اما عضو این خاندان نیست.
وقتی از باردلا میپرسند آیا این احتمال خواب را از چشمانش ربوده است یا نه، پاسخ میدهد: «اگر بگویم اصلا نگران نیستم، احتمالا باور نمیکنید. اگر هم بگویم نگرانم، شاید دیگران را نگران کنم. حقیقت احتمالا جایی میان این دو قرار دارد.