آینده اقتصاد جهان همچنان در هاله‌ای از ابهام

جنگ ایران و آمریکا و معمای «گربه شرودینگر» | برنده اقتصادی جنگ کیست؟ | خطری که هنوز در راه است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۵۹۷۶
اقتصادنیوز: اقتصاد جهان نیز اکنون در شرایطی شبیه «گربه شرودینگر» قرار دارد؛ از یک طرف جنگ ایران، اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمت‌ها و خطر تورم، نشانه‌های یک بحران اقتصادی را ایجاد کرده‌اند و از طرف دیگر، رشد اقتصادی، رونق فناوری و عملکرد نسبتا خوب بازارها نشان می‌دهند که اقتصاد هنوز سرپا است. به بیان دیگر، اقتصاد جهانی هم‌زمان هم با پیامدهای جنگ درگیر است و هم هنوز توان مقاومت و ادامه رشد را دارد.
جنگ ایران و آمریکا و معمای «گربه شرودینگر» | برنده اقتصادی جنگ کیست؟ | خطری که هنوز در راه است

به گزارش اقتصادنیوز، شاید در نگاه اول آمارهای اقتصادی امیدوارکننده به نظر برسند. صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرده که اقتصاد جهانی برخلاف پیش‌بینی‌های بدبینانه، توانسته شوک ناشی از جنگ ایران را تا حد زیادی پشت سر بگذارد.

با این حال، تقریبا همزمان با انتشار این گزارش، دونالد ترامپ اعلام کرد که آتش‌بس با ایران پایان یافته و حملات آمریکا به ایران از سر گرفته خواهد شد.

همین تناقض، محور اصلی وضعیت کنونی اقتصاد جهان را شکل داده است؛ جهانی که باید خود را با جنگی وفق دهد که گویی همزمان هم جریان دارد و هم ندارد.

خبر مرتبط
جنگ ایران و آمریکا در فاز فرسایشی | کنترل جنگ در دست ترامپ نیست | احتمال «تصرف خارک» از سوی آمریکا امکانپذیر نیست زیرا...

اقتصادنیوز: اگرچه هیچ جنگی دقیقا شبیه جنگ دیگر نیست، اما یک اصل تقریبا همیشگی وجود دارد: رهبران قدرتمند کمتر تهدید می‌کنند و بیشتر عمل می‌کنند، در حالی که رهبران ضعیف ابتدا تهدید می‌کنند و سپس فورا توضیح می‌دهند که تمایلی به ادامه جنگ ندارند.

تئوری گربه شرودینگر

ادریس کاهلون در آتلانتیک نوشت: وضعیت کنونی به مفهوم مشهور «گربه شرودینگر» در فیزیک کوانتوم شباهت دارد؛ آزمایش ذهنی معروف که برای نشان دادن متفاوت بودن قوانین این حوزه مطرح شد. در این تصور، اگر گربه‌ای را داخل یک جعبه بسته قرار بدهیم، تا زمانی که کسی جعبه را باز نکند نمی‌تواند با قطعیت از زنده یا مرده بودن گربه مطلع شود. بنابراین هر دو احتمال به صورت همزمان به صورت جدی در ذهن فرد وجود دارد. 

در دنیای کوانتوم، هر دو احتمال به‌طور هم‌زمان در نظر گرفته می‌شوند. این مثال نشان دهنده این است که در شرایطی که اطلاعات کامل در دسترس نیست و ابهام وجود دارد، احتمال وجود دو وضعیت متفاوت و کاملا متضاد به صورت هم‌زمان وجود دارد.

اقتصاد جهان نیز اکنون در شرایطی شبیه «گربه شرودینگر» قرار دارد؛ از یک طرف جنگ ایران، اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمت‌ها و خطر تورم، نشانه‌های یک بحران اقتصادی را ایجاد کرده‌اند و از طرف دیگر، رشد اقتصادی، رونق فناوری و عملکرد نسبتا خوب بازارها نشان می‌دهند که اقتصاد هنوز سرپا است. به بیان دیگر، اقتصاد جهانی هم‌زمان هم با پیامدهای جنگ درگیر است و هم هنوز توان مقاومت و ادامه رشد را دارد.

cat

جهان در بلاتکلیفی بزرگ

در ماه‌های گذشته، دولت آمریکا درحالی بارها از پایان جنگ، پیروزی کامل و نزدیک بودن توافق سخن گفته که تبادل آتش میان طرفین ادامه یافته است. از سویی مذاکرات دیپلماتیک هم متوقف نشده و تهدید به تشدید درگیری‌ها همچنان پابرجا مانده است.

در چنین فضایی، کسب‌وکارها، سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان نمی‌دانند باید تصمیم‌های خود را بر مبنای صلح تنظیم کنند یا جنگ. در این میان تنگه هرمز به عنوان عینی ترین میدان اختلاف، در برخی روزها کاملا باز است و بعضی روزها کاملا بسته؛ وضعیتی که در آن بازارهای جهانی دچار التهاب می‌شوند.

از سوی دیگر، اعلام آتش‌بس می‌شود، اما حملات هوایی ادامه پیدا می‌کنند. دولت آمریکا از موفقیت نظامی سخن می‌گوید، در حالی که همزمان برای دستیابی به توافق با ایران مذاکره می‌کند.

این وضعیت مبهم باعث شده تا اقتصاد جهانی نه با یک شوک ناگهانی، بلکه با نوعی نااطمینانی دائمی مواجه شود؛ وضعیتی که شاید از خود جنگ نیز پیچیده‌تر باشد.

گزارش صندوق بین المللی پول از اقتصاد جهانی

با این وجود، گزارش صندوق بین‌المللی پول آن‌قدرها هم بد نیست. برخلاف گزارش ماه آوریل که احتمال رکود جهانی را مطرح کرده بود، صندوق بین‌المللی پول در ارزیابی جدید خود تصویری نسبتا امیدوارکننده ارائه داده است.

بر اساس این گزارش، رشد اقتصاد جهانی در سال جاری حدود ۳ درصد پیش‌بینی می‌شود؛ رقمی که اگرچه از برآوردهای پیش از آغاز جنگ پایین‌تر است، اما فاصله چندانی با پیش‌بینی‌های قبلی ندارد و نشان می‌دهد اقتصاد جهان توانسته بخش مهمی از شوک اولیه را جذب کند.

تورم جهانی نیز حدود ۴.۷ درصد برآورد شده که بخش مهمی از آن ناشی از افزایش قیمت نفت و گاز در پی جنگ است. به بیان دیگر، جنگ هزینه‌هایی را بر اقتصاد جهان تحمیل کرده، اما هنوز این هزینه‌ها به بحرانی فراگیر تبدیل نشده‌اند.

چرا اروپا و آسیا فرو نپاشیدند؟

یکی از پرسش‌های مهم این است که چگونه کشورهای وابسته به انرژی خاورمیانه توانستند از این بحران عبور کنند؟ صندوق بین‌المللی پول در پاسخ دو عامل اصلی را برجسته می‌کند؛

نخستین عامل این است که بسیاری از کشورها از ذخایر استراتژیک نفت و گاز خود استفاده کردند و اجازه ندادند بازار با کمبود فوری انرژی روبه‌رو شود.

عامل دوم، رونق بی‌سابقه صنعت هوش مصنوعی است. افزایش تقاضا برای تراشه‌ها، تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، صادرات کشورهایی مانند چین و کره جنوبی را تقویت کرده و بخشی از فشارهای ناشی از جنگ را جبران کرده است.

در نتیجه، رشد بخش فناوری توانسته تا حدی آثار منفی بحران انرژی را خنثی کند.

برنده اقتصادی جنگ کیست؟

نویسنده مدعی شد: یکی از نکات قابل توجه گزارش، وضعیت متفاوت آمریکا است. آمریکا که اکنون صادرکننده خالص انرژی محسوب می‌شود، برخلاف بسیاری از اقتصادهای دیگر از افزایش قیمت نفت آسیب جدی ندیده است. اقتصاد این کشور همچنان در مسیر رشد قرار دارد و صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند رشد اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حتی از سال قبل بیشتر باشد.

اگرچه افزایش قیمت بنزین نارضایتی بخشی از مصرف‌کنندگان آمریکایی را در پی داشته، اما بازارهای مالی واکنش متفاوتی نشان داده‌اند. شاخص S&P500 از زمان آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون نزدیک به ۹ درصد رشد کرده است.

همین مسئله شاید توضیح دهنده این باشد که چرا دولت ترامپ آمادگی بیشتری برای ادامه فشارهای نظامی دارد.

اقتصاد منطقه

خطری که هنوز در راه است

با وجود این خوش‌بینی نسبی، ادامه وضعیت فعلی می‌تواند شرایط را به سرعت تغییر دهد.

اروپا معمولا در ماه‌های گرم سال ذخایر گاز طبیعی خود را برای زمستان تکمیل می‌کند؛ اما این ذخایر اکنون در سطح پایینی قرار دارند.

اگر جنگ ادامه پیدا کند و همزمان کشورهای اروپایی برای پر کردن مخازن خود وارد بازار شوند، رقابت بر سر خرید گاز شدت خواهد گرفت و قیمت‌ها ممکن است جهشی تازه را تجربه کنند.

در چنین شرایطی، همان ذخایری که در ابتدای جنگ به کاهش فشار کمک کردند، ممکن است در ماه‌های آینده به عاملی برای افزایش قیمت‌ها تبدیل شوند.

همه کشورها یکسان آسیب نمی‌بینند

اگر جنگ طولانی شود، تصویر کلی اقتصاد جهان ممکن است گمراه‌کننده باشد. میانگین رشد اقتصادی جهان شاید همچنان قابل قبول به نظر برسد، اما این میانگین واقعیت کشورهای مختلف را پنهان می‌کند.

اقتصادهایی که در زنجیره تولید فناوری و هوش مصنوعی حضور دارند، احتمالا همچنان رشد خواهند کرد. افزایش فروش تجهیزات، رشد بازارهای سهام و بهبود بهره‌وری می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان را حفظ کند.

در مقابل، کشورهای فقیرتر که به واردات انرژی وابسته‌اند و سهمی در اقتصاد فناوری ندارند، بیشترین آسیب را خواهند دید. این کشورها ممکن است با کمبود سوخت، افزایش شدید قیمت انرژی و حتی بحران تأمین مواد غذایی روبه‌رو شوند.

تهدید امنیت غذایی در آفریقا و جنوب آسیا

یکی از پیامدهای کمتر مورد توجه جنگ، تأثیر آن بر بازار کودهای شیمیایی است.

تنگه هرمز یکی از مسیرهای اصلی انتقال مواد اولیه مورد نیاز برای تولید کودهای کشاورزی محسوب می‌شود. افزایش هزینه حمل‌ونقل و اختلال در عرضه این مواد، قیمت کود را بالا برده و در نهایت هزینه تولید محصولات کشاورزی را افزایش می‌دهد.

صندوق بین‌المللی پول هشدار داده است که اگر این روند ادامه پیدا کند، مناطقی مانند جنوب آسیا و کشورهای جنوب صحرای آفریقا ممکن است با کمبود جدی مواد غذایی مواجه شوند.

بحران بدهی در انتظار مصر و پاکستان؟

ادامه جنگ تنها بازار انرژی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

درگیری‌های نظامی معمولا باعث افزایش تورم و رشد بدهی دولت‌ها می‌شوند. در چنین شرایطی، بانک‌های مرکزی برای مهار تورم ناچار به افزایش نرخ بهره خواهند شد.

افزایش نرخ بهره اگرچه می‌تواند تورم را کنترل کند، اما رشد اقتصادی را نیز کاهش می‌دهد. علاوه بر این، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند سرمایه خود را به اقتصادهای بزرگ و امن منتقل کنند و در نتیجه کشورهای در حال توسعه مانند مصر یا پاکستان با خروج سرمایه و دشواری‌های مالی بیشتری روبه‌رو خواهند شد.

آینده همچنان در هاله‌ای از ابهام

تحولات اخیر فعلا هیچ نشانه‌ای از پایان بحران ارائه نمی‌دهند.

توافق اولیه میان ایران و آمریکا عملا از هم پاشیده، تحریم‌های نفتی واشنگتن دوباره برقرار شده و صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که هرگونه تشدید تنش می‌تواند رشد اقتصادی جهان را کاهش داده و فشارهای تورمی را افزایش دهد. این وضعیت همچنین خطر ناآرامی‌های اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی را در بسیاری از کشورها بیشتر خواهد کرد.

با این حال، حتی در اوج حملات جدید، دونالد ترامپ مدعی شده که ایران همچنان خواهان توافق است و برای مذاکره ابراز تمایل کرده است.

همین تناقض، تصویری از وضعیت امروز جهان را ارائه می‌دهد؛ جهانی که هنوز نمی‌داند باید خود را برای صلح آماده کند یا جنگ. اقتصاد جهانی نیز دقیقا در همین دوراهی قرار گرفته است؛ اقتصادی که در ظاهر تاب‌آور است، اما نااطمینانی عمیق زیر پوست آن جریان دارد و هر تحول تازه‌ای می‌تواند این تعادل شکننده را بر هم بزند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O