الشرع چطور از رهبری گروه جهادی به بازیگری سیاسی رسید؟

افول یک گروه تروریستی؛ چه بر سر القاعده آمد؟ | آیا این سازمان تروریستی از هم پاشیده یا تهدیدآمیزتر شده است؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۸۰۰۴۰۸
اقتصادنیوز: شاید مهم‌ترین موفقیت القاعده شکست آمریکا نبود، بلکه این بود که توانست برای سال‌ها به‌عنوان تهدیدی بزرگ‌تر از ظرفیت واقعی خود، در مرکز توجه سیاست امنیتی جهان بماند؛ تهدیدی که حتی پس از افول نیز بر تصمیم‌های امنیتی بسیاری از کشورها تأثیر گذاشته است.
افول یک گروه تروریستی؛ چه بر سر القاعده آمد؟ | آیا این سازمان تروریستی از هم پاشیده یا تهدیدآمیزتر شده است؟

به گزارش اقتصادنیوز، از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، القاعده موفق به انجام تنها یک عملیات مرگبار در خاک آمریکا شده است؛ حمله‌ای که در مقایسه با مجموعه گسترده‌ای از طرح‌های ناکام این گروه، بیشتر یادآور دوران اوج و افول یک سازمان تروریستی است، نه نشانه تداوم قدرت آن.

گراهام وود در آتلانتیک نوشت: آخرین حمله مرگبار مرتبط با القاعده در آمریکا در دسامبر ۲۰۱۹ صورت گرفت. سه نظامی آمریکایی توسط یک افسر ۲۱ ساله نیروی هوایی عربستان سعودی که در پایگاه هوایی نیروی دریایی آمریکا در پنساکولا، فلوریدا آموزش می‌دید، کشته شدند. این افسر با شاخه القاعده در یمن ارتباط داشت. این عملیات پس از نزدیک به دو دهه تلاش القاعده برای بازگشت به صحنه تروریسم بین‌المللی انجام شد، اما هرگز به سطح حملات گسترده سال ۲۰۰۱ نزدیک نشد.

زنجیره شکست‌های القاعده پس از ۱۱ سپتامبر

پس از حملات ۱۱ سپتامبر، القاعده بارها تلاش کرد تا عملیات مشابهی را علیه آمریکا اجرا کند، اما بیشتر این طرح‌ها پیش از رسیدن به مرحله اجرا یا در جریان عملیات شکست خوردند.

در دسامبر ۲۰۰۱، ریچارد رید، فردی مرتبط با شبکه القاعده، تلاش کرد یک هواپیمای مسافربری عازم میامی را با بمبی که در کفش خود پنهان کرده بود منفجر کند، اما نقص فنی و واکنش مسافران باعث شکست این عملیات شد.

در سال ۲۰۰۹ نیز یک عضو القاعده در شبه‌جزیره عربستان تلاش کرد تا هواپیمایی در مسیر دیترویت را با مواد منفجره‌ای که در لباس خود پنهان کرده بود منفجر کند. این عملیات نیز ناکام ماند و هواپیما توانست سالم فرود بیاید.

یک سال بعد، شاخه القاعده در یمن طرح دیگری را اجرا کرد و بمب‌هایی را که درون پرینترهای لیزری جاسازی شده بودند، از طریق هواپیماهای باری به مقصد آمریکا ارسال کرد؛ اما نیروهای امنیتی پیش از رسیدن محموله‌ها، آنها را شناسایی کردند.

یکی از مهم‌ترین متخصصان ساخت بمب در القاعده، ابراهیم العسیری، در سال ۲۰۱۷ در حمله پهپادی آمریکا در یمن کشته شد؛ اقدامی که توان فنی این گروه را بیش از پیش کاهش داد.

همزمان، از دست رفتن رهبران اصلی ضربه سنگینی به ساختار القاعده وارد کرد. اسامه بن‌لادن، بنیان‌گذار و رهبر این سازمان، در سال ۲۰۱۱ در عملیات نیروهای آمریکایی در ابوت‌آباد پاکستان کشته شد. پس از او، ایمن الظواهری که هدایت القاعده را برعهده گرفته بود، در سال ۲۰۲۲ در حمله آمریکا در کابل کشته شد.

بسیاری از ارزیابی‌های امنیتی نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۱۲ بخش مهمی از رهبری مرکزی القاعده نابود شده بود و نیروهای جدید جایگزین فرماندهانی شدند که تجربه بیشتری در طراحی عملیات‌های بزرگ داشتند.

89

آیا القاعده در رسیدن به اهداف خود شکست خورد؟

بر اساس عملکرد عملیاتی القاعده پس از ۱۱ سپتامبر، این سازمان با شکست بزرگی مواجه شده است. حمله‌ای که قرار بود آغازگر موجی از تغییرات سیاسی و عقب‌نشینی آمریکا از منطقه باشد، در نهایت نتیجه‌ای متفاوت به همراه داشت.

بن‌لادن پس از حملات ۱۱ سپتامبر مدعی شده بود که آمریکا هزینه حضور خود در جهان اسلام را خواهد پرداخت. اما پس از کشته شدن نزدیک به ۳ هزار نفر در این حملات، القاعده طی ۲۵ سال بعد نتوانست ضربه‌ای مشابه علیه آمریکا وارد کند.

با این حال، برخی کارشناسان معتقدند سنجش موفقیت القاعده تنها بر اساس تعداد حملات مستقیم علیه آمریکا کافی نیست. از این دیدگاه، هدف اصلی بن‌لادن ایجاد یک جنگ فرسایشی بود؛ جنگی که هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی به واشنگتن تحمیل کند.

بروس هافمن، پژوهشگر حوزه تروریسم معتقد است که القاعده توانست از بزرگ‌ترین عملیات نظامی علیه یک سازمان تروریستی در تاریخ جان سالم به در ببرد. او به راهبرد بن‌لادن برای فرسوده کردن آمریکا اشاره می‌کند؛ راهبردی که بر این تصور استوار بود که هزینه‌های جنگ، واشنگتن را به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد.

بر اساس گزارشی از دانشگاه براون در سال ۲۰۲۱، جنگ جهانی علیه تروریسم بیش از ۸ تریلیون دلار برای آمریکا هزینه داشته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد مقابله با القاعده و گروه‌های مشابه، پیامدهایی بسیار فراتر از یک عملیات امنیتی محدود داشته است.

11 سپتامبر

از نابودی پایگاه افغانستان تا ظهور شاخه‌های منطقه‌ای

حمله آمریکا به افغانستان توانست پایگاه اصلی القاعده را از بین ببرد، اما این سازمان به‌طور کامل نابود نشد. در سال‌های بعد، شاخه‌های منطقه‌ای آن در بخش‌هایی از آفریقا، یمن و منطقه ساحل در غرب آفریقا گسترش یافتند.

در شرق آفریقا، گروه الشباب که با القاعده بیعت کرده است، به یکی از قدرتمندترین گروه‌های مسلح منطقه تبدیل شد. این گروه علاوه بر توان نظامی، شبکه مالی گسترده‌ای از طریق دریافت مالیات، قاچاق و کنترل فعالیت‌های اقتصادی ایجاد کرده است.

در منطقه ساحل نیز گروه جماعت نصرت‌الاسلام والمسلمین توانسته نفوذ خود را افزایش دهد و حملات گسترده‌ای در مالی و کشورهای اطراف انجام دهد.

به همین دلیل، ارزیابی وضعیت کمی القاعده پیچیده است، چرا که این سازمان نتوانسته حمله‌ای مشابه ۱۱ سپتامبر انجام دهد، اما همچنان توانسته ایدئولوژی و شبکه‌های منطقه‌ای خود را حفظ کند.

راهبرد فرسایشی؛ نقشه‌ موفق یا روایت پس از شکست؟

یکی از مهم‌ترین بحث‌ها درباره القاعده این است که آیا این سازمان واقعاً توانست به اهداف راهبردی خود دست پیدا کند یا پس از شکست‌های متعدد، تلاش کرد تصویری از موفقیت ایجاد کند.

بن‌لادن هدف اصلی القاعده را وادار کردن آمریکا به خروج از خاورمیانه، کاهش حمایت واشنگتن از اسرائیل و تضعیف حکومت‌های متحد آمریکا عنوان کرده بود. او تصور می‌کرد حمله مستقیم به خاک آمریکا می‌تواند باعث ایجاد فشار داخلی علیه دولت این کشور شود؛ مشابه اعتراضات گسترده دوران جنگ ویتنام.

اما اسناد کشف‌شده از مخفیگاه بن‌لادن در ابوت‌آباد پاکستان، تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. این اسناد نشان می‌دهد رهبران القاعده پس از ۱۱ سپتامبر با پیامدهایی مواجه شدند که پیش‌بینی نکرده بودند.

بن‌لادن انتظار نداشت واکنش آمریکا شامل جنگی طولانی در افغانستان باشد. او تصور می‌کرد حمله به آمریکا باعث خروج نیروهای این کشور از منطقه خواهد شد، اما واشنگتن نه‌تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه حضور نظامی خود را در خاورمیانه و آسیای مرکزی گسترش داد.

در همین دوره، عربستان سعودی که یکی از کشورهای مورد انتقادها بن‌لادن بود، همکاری امنیتی خود با آمریکا را افزایش داد و اقدامات گسترده‌تری برای مقابله با جریان‌های جهادی انجام داد.

از تحمیل تلفات جنگ ویتنام تا ایجاد اختلال درتنگه هرمز

بن‌لادن در سال‌های پایانی زندگی خود به تدریج دریافت که محاسباتش درباره واکنش آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر دقیق نبوده است. او انتظار داشت افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان باعث شکل‌گیری جنبشی گسترده علیه جنگ شود؛ مشابه اعتراضات دوران جنگ ویتنام. اما میزان تلفات آمریکا هرگز به سطحی نرسید که چنین واکنشی را در جامعه این کشور ایجاد کند.

اسناد به‌دست‌آمده از مخفیگاه بن‌لادن نشان می‌دهد او در سال‌های پایانی عمر خود به دنبال راه‌های دیگری برای وارد کردن ضربه اقتصادی به آمریکا بود. یکی از ایده‌هایی که بررسی می‌کرد، ایجاد اختلال در حمل‌ونقل دریایی و تنگه هرمز بود؛ اقدامی که می‌توانست پیامدهایی را برای اقتصاد جهانی داشته باشد.

با این حال، پیش از اجرای چنین طرح‌هایی، نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱ بن‌لادن را در پاکستان کشتند.

اسامه بن لادن

القاعده پس از بن لادن

مرگ بن‌لادن ضربه مهمی به ساختار مرکزی القاعده وارد کرد. در سال‌های پس از آن، تصویری که از او به‌عنوان یک طراح راهبردی شکست‌ناپذیر شکل گرفته بود، با واقعیت عملکرد این سازمان فاصله داشت. اسناد داخلی نشان داد که او با مشکلات جدی در کنترل شاخه‌های مختلف و مدیریت پیامدهای اقدامات القاعده روبه‌رو بود.

برخی ارزیابی‌ها نشان می‌دهد مهم‌ترین توانایی بن‌لادن نه در طراحی یک پیروزی نظامی، بلکه در استفاده تبلیغاتی از حملات القاعده بود؛ او تلاش می‌کرد شکست‌ها و پیامدهای ناخواسته را در قالب بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر معرفی کند.

طالبان هزینه حملات 11 سپتامبر را داد

یکی از مهم‌ترین پیامدهای حملات ۱۱ سپتامبر، نابودی پروژه سیاسی طالبان در افغانستان بود؛ حکومتی که در سال ۲۰۰۱ کنترل بخش عمده این کشور را در اختیار داشت و تلاش می‌کرد روابط محدودی را با برخی کشورها ایجاد کند.

دو روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر، القاعده احمدشاه مسعود، رهبر ائتلاف شمال و اصلی‌ترین مخالف طالبان را ترور کرد. این اقدام با هدف تضعیف مهم‌ترین نیروی نظامی مخالف طالبان انجام شد، اما حملات بعدی به برج‌های تجارت جهانی و پنتاگون، شرایط را به‌طور کامل تغییر داد.

پس از حملات، طالبان به دلیل میزبانی از بن‌لادن و شبکه القاعده هدف عملیات نظامی آمریکا قرار گرفت و حکومت این گروه سقوط کرد.

برخی تحلیل‌ها معتقدند اگر حملات ۱۱ سپتامبر رخ نمی‌داد، طالبان ممکن بود مسیر متفاوتی را طی کند و برای کسب مشروعیت بین‌المللی تلاش بیشتری انجام دهد. در اواخر دهه ۱۹۹۰، چین نیز مذاکراتی را با طالبان درباره همکاری اقتصادی و سرمایه‌گذاری در افغانستان آغاز کرده بود.

با این حال، حملات القاعده باعث شد تا این روند متوقف شده و افغانستان وارد دو دهه جنگ شود؛ جنگی که نه‌تنها طالبان را از قدرت کنار زد، بلکه برنامه‌های سیاسی آن را برای سال‌ها به تأخیر انداخت.

ظهور شاخه‌های منطقه‌ای؛ بقا به جای قدرت مرکزی

پس از نابودی پایگاه اصلی القاعده در افغانستان، این سازمان برای ادامه فعالیت به سمت ایجاد شبکه‌ای از شاخه‌های منطقه‌ای حرکت کرد.

بن‌لادن و پس از او، الظواهری، تلاش کردند تا گروه‌های جهادی محلی را زیر نام القاعده متحد کنند. این مدل به سازمان اجازه داد پس از ضربات سنگین به رهبری مرکزی، همچنان در مناطق مختلف جهان حضور داشته باشد.

اما این راهبرد به مرور به یکی از نقاط ضعف القاعده تبدیل شد. بسیاری از شاخه‌های منطقه‌ای استقلال زیادی پیدا کردند و رهبران مرکزی دیگر توان کنترل کامل آنها را نداشتند.

نمونه بارز این وضعیت، شاخه عراق القاعده به رهبری ابومصعب الزرقاوی بود. رویکرد بسیار خشن الزرقاوی، شامل حملات گسترده علیه غیرنظامیان و نمایش خشونت، حتی نگرانی رهبران القاعده را برانگیخته بود. آنها معتقد بودند این اقدامات باعث از بین رفتن حمایت عمومی از جریان جهادی خواهد شد، اما الزرقاوی مسیر خود را ادامه داد.

در نهایت، این شاخه از القاعده فاصله گرفت و زمینه شکل‌گیری داعش را فراهم کرد.

از القاعده تا داعش؛ شکست پروژه وحدت جهادی

ظهور داعش ضربه سنگینی به جایگاه القاعده وارد کرد. داعش برخلاف القاعده که بر جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی تأکید داشت، تلاش کرد به سرعت سرزمین تصرف کند، شهرهای بزرگ را تحت کنترل بگیرد و خلافت اعلام کند.

این گروه در سال ۲۰۱۴ بخش‌هایی از عراق و سوریه را تصرف کرد و برای مدتی به مهم‌ترین جریان جهادی جهان تبدیل شد.

اما افراط‌گرایی شدید داعش، از اعدام‌های نمایشی تا خشونت گسترده علیه غیرنظامیان، باعث شد تا بسیاری از جریان‌های همدل با جهادگرایی نیز از آن فاصله بگیرند. در نتیجه، داعش نه‌تنها رقیبی برای القاعده شد، بلکه در بسیاری موارد به بی‌اعتبار شدن کل جریان جهادگرایی جهانی کمک کرد.

روند تحولات احمد الشرع

یکی از نمونه‌های مهم تغییر مسیر در میان گروه‌های وابسته به القاعده، تحول جبهه النصره در سوریه است.

احمد الشرع، رهبر سابق این گروه، که زمانی ارتباط نزدیکی با شبکه القاعده داشت، در سال‌های بعد تلاش کرد تا فاصله خود را با این سازمان افزایش دهد. این تغییر مسیر با هدف تبدیل شدن از یک گروه جهادی، به یک بازیگر سیاسی صورت گرفت.

این تجربه نشان داد برخی گروه‌هایی که از دل القاعده بیرون آمده‌اند، ممکن است برای دستیابی به قدرت سیاسی ناچار شوند تا از ایدئولوژی جهادی اولیه فاصله بگیرند.

با این حال، چنین تغییری برای همه شاخه‌های القاعده آسان نیست. رقابت با داعش، حضور نیروهای افراطی و ساختارهای داخلی این گروه‌ها، مانع از تغییر سریع آنها شده است.

جولانی

القاعده مرکزی هنوز تهدیدی پنهان محسوب می شود؟

پس از کشته شدن ایمن الظواهری در سال ۲۰۲۲، توجه‌ها به سیف‌العدل، از فرماندهان قدیمی القاعده، به‌عنوان رهبر احتمالی این سازمان جلب شد.

برخی کارشناسان امنیتی معتقدند که القاعده ممکن است تلاش کند تا توانایی‌های جدیدی مانند استفاده از فناوری‌های نوین، پهپادها یا عملیات پیچیده‌تر را توسعه دهد.

اما گروهی دیگر از پژوهشگران معتقدند که تصویر یک القاعده مرکزی قدرتمند که در حال بازسازی پنهانی است، با واقعیت موجود همخوانی ندارد. از این دیدگاه، بسیاری از شاخه‌های القاعده عملا مستقل عمل می‌کنند و رهبران مرکزی نفوذ گذشته را از دست داده‌اند.

برخی کارشناسان حتی معتقدند که القاعده مرکزی امروز بیشتر بر انتشار پیام‌های تبلیغاتی تمرکز دارد تا طراحی عملیات گسترده.

تأثیرگذاری بر محاسبات امنیتی جهان

پس از گذشت ۲۵ سال از حملات ۱۱ سپتامبر، القاعده دیگر سازمانی با توانایی عملیاتی سال ۲۰۰۱ نیست. این گروه رهبران اصلی خود را از دست داده، بسیاری از شاخه‌هایش مستقل شده‌اند و نتوانسته حمله‌ای در مقیاس مشابه انجام دهد.

با این حال، خطر آن به‌طور کامل از بین نرفته است. شاخه‌های منطقه‌ای القاعده همچنان در بخش‌هایی از آفریقا و خاورمیانه فعال هستند و توان ایجاد بی‌ثباتی دارند.

واقعیت درباره القاعده پیچیده است؛ این سازمان همزمان می‌تواند ضعیف‌تر از گذشته و همچنان خطرناک باشد. قدرت عملیاتی آن کاهش یافته، اما ایدئولوژی و شبکه‌های محلی آن همچنان پابرجاست.

شاید مهم‌ترین موفقیت القاعده شکست آمریکا نبود، بلکه این بود که توانست برای سال‌ها به‌عنوان تهدیدی بزرگ‌تر از ظرفیت واقعی خود، در مرکز توجه سیاست امنیتی جهان بماند؛ تهدیدی که حتی پس از افول نیز بر تصمیم‌های امنیتی بسیاری از کشورها تأثیر گذاشته است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O