مُهر تایید خاطرات هاشمی رفسنجانی بر سخنان حسن روحانی/ در سال 82 چگونه دیپلماسی جلوی جنگ آمریکا با ایران را گرفت؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، به بهانه سخنان حسن روحانی رییس جمهوری پیشین درباره نقش سیاست درجلوگیری از جنگ در سال 82 نگاهی انداخته ایم به خاطرات سال 82 هاشمی رفسنجانی که تأیید کننده نقل قول های روحانی از آن سال است. شاید تصور شود این دو آن قدر به هم نزدیک بودند که این استناد کافی نیست اما اتفاقا روحانی در سال 82 بیشتر با خاتمی هماهنگ بوده تا با هاشمی و کوشیده با توافق هسته ای بهانه جنگ را از آمریکا بگیرد....
حسن روحانی رئیس جمهور اسبق ایران گفت: ما مواردی در گذشته داشتیم که اگر قدرت سیاسی وارد عمل نمیشد، احتمالاً یک جنگی به ما تحمیل میشد.
این اشارات از آن روست که شاید برخی از این که حسن روجانی جا نزده و از ضرورت ورود قدرت سیاسی برای جلوگیری از تحمیل جنگی دیگر گفته تعجب کرده باشند و گمان برند چهار تا فحش چهار تا جوان احساساتی یا سازمان دهی شده سیاست مداری با 63 سال سابقه کار سیاسی را باید از سخن گفتن و دغدغه بازداشته باشد!
او اما باز از دیپلماسی گفته و این بار با خاطراتی از سال 82 و قبل و حین جنگ آمریکا با عراق و باز خدا پدر روحانی را بیامرزد که این دریچه را باز گذاشته تا میدان کاملا در دست مجریان و مداحان و شبه کارشناسان تلویزیون نباشد و گرنه خلق الله تصور می کردند کارشناستر از آقای خوشچشم نداریم که در تلویزیون رسمی مملکت بگوید: اگر آمریکا بمب اتم بزند و خیال کنند مادر همه بمبها را داریم ما هم پدر همه بمب ها را داریم. این جمله را هم به سردار شهید حاجی زاده نسبت دهد فارغ از این که انتساب درستی هم باشد بیان آن در یک موقعیت خاص از زبان یک فرمانده نظامی تفاوت دارد با گفتن آن از جانب دیگری.
ابتدا ببینیم آقای روحانی چه گفته:
-شما اگر مصاحبههای نظامیهای ما را در تلویزیون آن زمان در فروردین سال ۸۲ نگاه کنید، بسیاری از نظامیها نقشه میآوردند و توضیح میدادند و اکثراً میگفتند که یک سال طول میکشد. یکی از آنها که صاحب نظر هم بود در تلویزیون میگفت تازه اگر امریکا موفق شود به بغداد برسد، پشت دیوار بغداد یک سال میماند، تا بتواند وارد بغداد شود. البته یک نظر دیگر هم بود که آمریکا در یک زمان کوتاهی میتواند صدام را از پا دربیاورد و حکومت را سرنگون کند. حتی بحث ۳ هفته هم مطرح بود در جلسات ما. افرادی بودند که میگفتند ظرف ۳–۴ هفته. خدا رحمت کند شهید سلیمانی را، ایشان جزو آنهایی بود که میگفت ظرف ۳ تا ۴ هفته بغداد سقوط میکند. همین هم شد، ظرف ۳ هفته بغداد سقوط کرد.
-وقتی بغداد ظرف ۳ هفته سقوط کرد. آمریکاییها مغرور شده بودند و وضع منطقه شکل دیگری پیدا کرد. معلوم است وقتی که یک قدرت بزرگ منطقهای را ظرف چند هفته میتوانند از بین ببرند، نسبت به دیگران هم چگونه فکر میکنند. موضوع ایران هم که همیشه مطرح بود، حالا به قول آن مقام اسرائیلی که گفت از اول بوش پسر که به بغداد حمله کرد این آدرس اشتباه بود. بغداد نمیبایست آدرس باشد. آدرس درست تهران بود. بنابراین ایران از دید آنها همیشه مطرح بود، در آن شرایط بهانهای هم پیدا کردند و آن مسأله هستهای بود که از سال ۸۱ شروع کرده بودند و موضوع را به شورای حکام در همان سال ۸۲ برده بودند. بعد هم گرفتار یک مسأله جدید شدیم، آژانس که آمد ایران و یک نمونهبرداری کرد.
- دکتر صالحی از وین با نگرانی آمد تهران و گفت این نمونه در آزمایشگاهها ثابت میکند که در ایران آلودگی بالای ۸۰ درصد وجود دارد که خیلی ما نگران شدیم. که آلودگی بالای ۸۰ درصد یعنی چه؟ یعنی آیا اقداماتی شده که ما خبر نداریم یا اشتباهه؟ که سازمان انرژی اتمی ما میگفت که این بازی امریکا است و آنها یک دستمال آلوده دیگری را فرستادند آزمایشگاه و آن دستمال مربوط به ایران را گذاشتهاند کنار. که البته خیلی باور کردنی نبود، که یک نهاد بینالمللی مثل آژانس این کار را بکند. یعنی شرایط، شرایط خیلی خطرناکی بود. اما در همان شرایط سخت آن قدرتی که توانست بیاد به میدان و جلوی این تهدید را بگیرد و نگذارد این تهدید عملی شود، دیپلماسی بود.» - [ پایان نقل قول از سخنان اخیر حسن روحانی بر اساس گزارش تارنمای او]
حالا سراغ «کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی - سال 1382» میرویم یعنی همان سالی که روحانی به آن استناد میکند تا ببینیم 23 سال قبل چه خبر بوده است. سالی که با حملۀ آمریکا به عراق آغاز شد و ظرف 18 روز کلک صدام حسین را کَند. در حالی که به گفته آقای روحانی برخی تصور نمیکردند به این سرعت اتفاق افتد ولی سردار سلیمانی می گفتند به زودی اتفاق میافتد. البته در خاطرات هاشمی آمده خاتمی رییس جمهور وقت هم چنین نظری داشته و روحانی به عمد یا به سهو نام خاتمی را نیاورده و تنها از سردار سلیمانی نام برده شاید به خاطر آن که میخواهد دهان تندوروها را ببندد.
- اول فروردین 82: دکتر لاریجانی آمد و تحلیلی در مورد خطر پیروزی سریع آمریکا ارایه داد و از آزارهای احتمالی آمریکا علیه ایران ابراز نگرانی کرد. ( ص 34).
- 5 فروردین 82: آقای حسین مرعشی آمد. گفت آقای خاتمی در خمین گفته آمریکا به سرعت بر عراق پیروز میشود و سپس علیه ایران اقدام می کند. به شوخی گفتم ریشه در روحیه ترس یزدیها دارد. (ص 41).
- در پیروزی سریعشان تردید وجود دارد و با وضعی که پیش آمده ابهت آمریکا ریخته و معلوم نیست بتواند به این زودیها ماجراجویی جدیدی داشته باشد. (ص 45)
- 10 فروردین 82: چپگراها از صدا و سیما انتقاد دارند به خاطر سیاست خبری جانبدارانه آمریکا (ص 51).
- 11 فروردین 82: آقای سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس آمد. تحلیلی از جنگ در عراق ارایه داد. معتقد است آمریکا ظرف چند هفته کار رژیم عراق را تمام میکند. ارتش عراق خوب نمیجنگد ولی ممکن است نیروهای گارد در بغداد خوب بجنگند.... گفت: ارتش عراق به صدام وفادار نمیماند و البته با بسیاری از فرماندهان در این تحلیلها اختلاف نظر دارد. (ص 52)
- 15 فروردین 82: مهاجمان ادعا می کنند به 20 کیلومتری بغداد رسیدهاند و بر سر تصرف فرودگاه بغداد میجنگند اما سعید صحاف گفته اینها توهمات است. (ص 59)
- 16 فروردین 82: عراق اعلام کرده آمریکاییها را از فرودگاه بغداد بیرون رانده و آنها را محاصره کرده و جمع زیادی را کشته ولی آمریکاییها می گویند در فرودگاه بغداد هستند. (ص 61)
- 18 فروردین 82: آمریکا به دروغ اعلام کرد نیروهایش وارد بغداد شده اند و یکی از کاخهای صدام را تصرف کرده اند. بلافاصله عراق تکذیب کرد.
- 19 فروردین 82: آقای صحاف پذیرفت مهاجمان در بعضی نقاط بغداد نفوذ کرده اند. (ص 66)
- 19 فروردین 82: شب مهمان رهبری بودم. ایشان هم معتقد است شیرازه ارتش عراق از هم پاشیده و دو سه روز آینده کار رژیم عراق تمام میشود. وقت آن رسیده که سپاه بدر هم آماده بهره گیری در شرایط خلأ باشد. ( ص 67)
- 5 اردیبهشت 82: بوش در یک سخنرانی گفت: برنامه برخورد نظامی با ایران ندارد اما نسبت به دخالت در امور عراق به ایران هشدار داد. ادعای حضور نیورهای سپاه در عراق را دارند ولی آقای سلیمانی گفت فقط هفت هزار سپاهی در عراق است آن هم بهخاطر نیازهای سپاه بدر. (ص 98)
- 22 شهریور 82: دکتر حسن روحانی معتقد است آمریکا تلاش خواهد کرد مسأله هستهای ایران را به شورای امنیت بکشاند. ( ص 350)
-3مهر 82: آقای خاتمی به دفترم در کوشک آمد. در مورد هستهای همنظر شدیم که پیشنهاد سه کشور اروپایی را پیگیری کنیم. (ص 375)
- 9 مهر 82: عصر در دفتر رهبری جلسه مشورتی بود درباره مسایل هستهای. ایشان پذیرفتند با شرایطی پروتکل الحاقی امضا و عملا اجرا شود ولی با تعطیلی فعالیتهای غنیسازی که هم خواست آژانس است و هم آمریکا و اروپا و هم روسیه مخالفت کردند. آقای خاتمی و آقای روحانی و آقای خرازی خواستار تعطیلی موقت شدند. (ص 386)
-20 مهر 82: سرشب آقای دکتر روحانی آمد و گفت اکثر سؤالات 24 گانه آژانس را جواب دادهایم ولی قانع نیستند.
- 2 آبان 82: در نماز جمعه چیزی درباره پروتکل الحاقی نگفتم. چون هم نتیجه معلوم نیست و هم خودم با توقف غنیسازی موافق نیستم. (ص 436)
- 3 آبان 82: هیات رییسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. از نحوه تصمیم درباره پروتکلالحاقی ناراحت بودند. گفتند ابهت نظام شکسته شده. به دکتر روحانی ایراد گرفتند و از قیافه خندان او در بین وزرای خارجه غربی انتقاد کردند. ( ص 437)
-4 آبان 82: شب دکتر روحانی آمد. گله دارد که چرا درباره کار او چیزی نگفتم. از مخالفتها ناراحت است اگرچه گفت موافقت کتبی را گرفته ولی اگر حمایت نشود ممکن است رها کند. ( ص 440)
- 21 آبان 82: دکتر لاریجانی رییس صدا و سیما آمد و از عاقبت کار با آژانس ابراز نگرانی کرد.از نحوه کار دکتر روحانی انتقاد کرد. (ص 467)
- 10 آذر 82: شب در دفتر رهبری درباره هستهای جلسه بود. گفتند مدت تعلیق باید کوتاه باشد. از توافقات اخیر دکتر روحانی و قطعنامه شورای حکام انتقاد کردند. آقای روحانی دفاع کرد. (ص 499)
- 6 دی 82: عصر آقای آقازاده رییس انرژی اتمی آمد. از سپردن نمایندگی آژانس به وزارت خارجه ناراحت است. از رفتار آقای خاتمی و آقای خاتمی گله دارد و موافق توقف سایر فعالیتها غیر از گازدهی نیست. دکتر روحانی خواسته واحد یو. اف 6 راه اندازی نشود. از من خواست کمک کنم. ( ص 456)
- 21 بهمن 82: آقای روحانی آمد و گفت اطلاعاتی که لیبی به آژانس داده باعث مشکل برای ما شده. ( ص638)
- 30 بهمن 82: دکتر روحانی تلفنی گفت گزارش البرادعی به شورای حکام آژانس مثبت نخواهد بود. آمریکاییها کشف نسل دوم سانتریفیوژ را نشانه عدم صداقت میدانند و گفتند این دستگاه در یک پایگاه نظامی بیرون تهران کشف شده. ایران تکذیب میکند. ( ص 655)
-13 اسفند 82: در حضور رهبری جلسه بود. گفتند در چند مورد عقبنشینی شد: قبول پروتکل الحاقی و اجازه بازدید و تعلیق غنیسازی. تنها عایدی اما تأخیر ارجاع پرونده به شورای امنیت بوده. آن هم هنوز حربه فشارشان است. اگرچه آقای دکتر روحانی مذاکره کننده نیرومندی است ولی دستاورد چه بوده؟ شاید بهتر بود از اول می گفتیم اگر فشار بیاورید از آژانس بیرون میرویم. دکتر روحانی توضیح داد و گفت: آمریکا علیه ایران برنامه داشت و آنچه پیشآمده در شکست برنامههای آمریکا علیه ایران مؤثر بوده است. ( ص682)
از آغاز سال 82 شروع کردیم و به پایان سال رسیدیم. دقت در جملات آخر روشن میکند دغدغه اصلی حسن روحانی و سید محمد خاتمی استفاده آمریکا از موضوع هستهای برای حمله به ایران مانند عراق بوده و بر خلاف تصور آن قدر که در این ایده رهبری با روحانی همراهی کرده هاشمی همفکری نداشته است. منتها رهبری خواستار آن بوده که آن وضعیت موقت باشد در حالی که دغدغه اصلی خاتمی- روحانی دور کردن خطر جنگ آمریکا با ایران بوده است و قضیه را از این منظر دنبال میکردند.
غرض این که آنچه حسن روحانی رییس جمهوری پیشین ایران از سال 82 و در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و 10 سال قبل از ریاست جمهوری خودش گفته با خاطرات یک رییس جمهوری سابق دیگر- هاشمی- در سال 82 انطباق دارد.
[ اگر فرصت یا حوصله کتاب 816 صفحهای «در همسایگی آتش» درباره سال 82 را ندارید فشردهای از آن را محمد قوچانی سردبیر «کتابنامه آگاهینو» در 60 صفحه در شماره 9 آورده که نیمی از آن به همین موضوع اختصاص دارد.]