رمزگشایی از همکاریهای نظامی - اقتصادی محور ایران، روسیه، چین و کره شمالی | سیاستهای ترامپ به سود رقبای آمریکاست
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ ایران و آمریکا نشان داد که همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی دیگر صرفا به مبادلات تسلیحاتی و حمایتهای دوجانبه محدود نیست؛ بلکه این کشورها درحال پیوند زدن تدریجی تواناییهای خود در حوزههای اطلاعاتی، فناوری نظامی و پشتیبانی اقتصادی به یکدیگر هستند.
در این میان، در حالی که مسکو و پکن بدون ورود مستقیم به جنگ، به تقویت توان نظامی و مقاومت ایران در برابر فشارهای آمریکا کمک میکنند، تنش واشنگتن با متحدان سنتی خود، خطر تضعیف شبکهای را افزایش داده است که همواره مزیت راهبردی اصلی آمریکا محسوب میشده است.
از جنگ اوکراین تا تقابل با آمریکا در خاورمیانه
فارن افرز در گزارشی نوشت: حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن در ۱۷ ژوئیه که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی و زخمی شدن چهار نفر دیگر انجامید، نمونهای از نقش همکاریهای خارجی در تقویت توان عملیاتی تهران بود. مقامهای آمریکایی بعدا دریافتند که ایران پیش از حمله به تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا از این پایگاه دسترسی داشته است؛ تصاویری که از سوی نهادهای چینی تأمین شده بودند.
اقتصادنیوز: جمهوریخواهان نگرانند که افزایش قیمت انرژی، به پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای و ازدسترفتن کنترل مجلس نمایندگان و سنا منجر شود. در این شرایط، ترامپ اوکراین را بهعنوان مقصر بخشی از مشکلات معرفی میکند؛ رویکردی که میتواند مسئولیت پیامدهای حمله آمریکا به ایران را از دوش دولت او بردارد.
روسیه نیز در پشتیبانی از عملیات ایران نقش داشته است. به گفته مقامهای آمریکایی، مسکو پیش از حمله ۲۷ مارس به پایگاه سلطان در عربستان سعودی، اطلاعات ماهوارهای در اختیار تهران گذاشت که به هدفگیری دقیق نیروهای آمریکایی کمک کرد. روسیه همچنین تسلیحات، دانش نظامی و نسخههای ارتقایافته پهپادهای ایرانی را در اختیار ایران قرار داده و مهندسان روس در توسعه موشکهای کروز فراصوت با قابلیت عبور از پدافند آمریکا و اسرائیل همکاری کردهاند.
ورود غیرمستقیم چین و روسیه به جنگ ایران؟
با این حال، روسیه و چین مستقیما وارد جنگ ایران و آمریکا نشدهاند. آنها از طریق تبادل اطلاعات، فناوری و قطعات نظامی، پشتیبانی اقتصادی و حمایت دیپلماتیک، توان ایران برای ادامه درگیری را افزایش میدهند؛ بیآنکه خود را در معرض خطر رویارویی مستقیم با واشنگتن قرار دهند.
نویسنده مدعی شد: این وضعیت تفاوت مهمی با سالهای نخست جنگ اوکراین دارد. در آن دوره، همکاری چهار کشور عمدتاً در قالب مبادلات دوجانبه قابل توضیح بود: ایران پهپاد در اختیار روسیه میگذاشت، کره شمالی مهمات و موشک ارسال میکرد و چین با خرید نفت روسیه و تأمین قطعات صنعتی و الکترونیکی، به حفظ و گسترش ظرفیت تولید نظامی مسکو کمک میکرد. اکنون این همکاریها به شبکهای گستردهتر تبدیل شده که میتواند در مناطق مختلف، مسائل نظامی و اقتصادی جدیدی را حل کند
فناوری نظامی؛ چرخهای از یادگیری و انتقال تجربه
نویسنده مدعی شد: برنامه پهپادی روسیه نمونه روشنی از این تحول است. ایران در ایجاد ظرفیت تولید داخلی پهپادها به روسیه کمک کرد، اما روسیه به کپیبرداری از فناوری ایران بسنده نکرد؛ این کشور با استفاده از قطعات چینی و تجربه جنگ اوکراین، سامانههای ناوبری، ارتباطات، پیشرانه و محمولههای پهپادها را بهبود داد و تاکتیکهای عملیاتی آنها را با توجه به دفاع اوکراین تغییر داد.
این روند، چرخهای سریع از آزمایش در میدان نبرد، اصلاح فناوری و انتقال تغییرات به خطوط تولید ایجاد کرد. تشکیل نیروی سامانههای بدون سرنشین روسیه نیز در سال گذشته، بخشی از تلاش مسکو برای نهادینه کردن این فرایند بود. پهپادهای جتپیشران جدید روسیه، موسوم به «گرن»، سریعترند، محمولههای بزرگتری حمل میکنند و رهگیری آنها برای نیروهای اوکراینی دشوارتر شده است.
این پیشرفتها در مرزهای روسیه باقی نمیماند. فناوریهایی که ابتدا از ایران به روسیه منتقل شدند، اکنون همراه با تجربه عملیاتی جنگ اوکراین میتوانند به ایران بازگردند.
بنابراین، در صورت استفاده از پهپادهای جتپیشران روسی در خاورمیانه، دفاع از نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی منطقه دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد.
مهندسان کره شمالی در کارخانه های روسیه؟
کره شمالی و چین نیز از این فرایند بهره میبرند. گزارشهای اوکراینی حاکی از آن است که روسیه با پیونگیانگ برای گسترش تولید پهپادهای مشابه شاهد همکاری کرده است. مهندسان کره شمالی از حضور در کارخانه بزرگ تولید پهپاد روسیه تجربه کسب کردهاند و نیروهای این کشور که در کنار روسیه میجنگند، با کاربرد پهپادها در عملیات مدرن آشنا شدهاند.
همزمان، نظامیان چینی از نیروهای روسی آموزش جنگ پهپادی دریافت کردهاند و شرکتهای تأمینکننده چینی نیز اطلاعات ارزشمندی درباره عملکرد فناوریهای خود در میدان نبرد به دست آوردهاند.
جنگ ایران و اوکراین فرضیه پیشین را ثابت کرد
دو سال پیش هنوز روشن نبود که همکاری این چهار کشور پس از پایان جنگ اوکراین نیز ادامه پیدا کند یا نه؛ اما تجربه جنگ ایران نشان داد که همکاری میان آنها صرفاً پاسخی موقت به نیازهای نظامی روسیه نیست، بلکه به الگویی برای مقابله با فشارهای خارجی تبدیل شده است.
این کشورها با کمک یکدیگر میتوانند آثار تحریمها را کاهش دهند، به فناوریهای حیاتی دسترسی پیدا کنند و در برابر فشار نظامی و انزوای دیپلماتیک مقاومت بیشتری نشان دهند.
جنگ اوکراین همچنین نشان داده است که حمایت از یک عضو شبکه، تنها به تقویت همان کشور محدود نمیشود؛ بلکه درگیری در یک منطقه میتواند برای شرکای آن در مناطق دیگر فرصت ایجاد کند.
بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، برای نمونه، قیمت نفت را افزایش داد و درآمد بیشتری نصیب روسیه کرد. این وضعیت همچنین واشنگتن را به کاهش موقت محدودیتها بر صادرات نفت روسیه سوق داد. به این ترتیب، جنگ ایران منابعی را در اختیار مسکو قرار داد که میتواند برای ادامه جنگ خود در اوکراین به کار گیرد.
از سوی دیگر، آمریکا پیش از حمله به ایران بخشی از تجهیزات نظامی مهم، از جمله سامانههای پدافند هوایی و موشکی، را از منطقه هندـاقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کرد. با ادامه جنگ، دو ناو هواپیمابر آمریکایی نیز در منطقه مستقر شدند و حضور ناوهای این کشور در هندـ و اقیانوس آرام به صفر رسید. کاهش حضور نظامی آمریکا در غرب اقیانوس آرام میتواند آزادی عمل بیشتری در اختیار چین قرار دهد؛ بهویژه در شرایطی که ذخایر مهمات آمریکا نیز بر اثر جنگ کاهش مییابد.
تردید متحدان قدیمی در همراهی با جنگ ایران
با وجود برخورداری آمریکا از شبکهای گسترده از متحدان، پایگاههای نظامی و سازوکارهای تبادل اطلاعات، بسیاری از شرکای سنتی واشنگتن در جنگ با ایران برای همراهی با این کشور تردید داشتند. برخی متحدان دسترسی نظامی مورد نیاز آمریکا را محدود کردند و تعدادی نیز با درخواست واشنگتن برای کمک به تأمین امنیت تنگه هرمز مخالفت کردند.
این وضعیت با تغییرات گستردهتر سیاست خارجی آمریکا در دولت دونالد ترامپ همراه شده است. فشار بر نهادهای بینالمللی، تنش با متحدان سنتی و رویکرد معاملاتیتر در روابط خارجی، انسجام شبکه آمریکا را تضعیف کرده است. در مقابل، تلاش واشنگتن برای بهبود روابط با روسیه نیز نتوانسته شکاف معناداری در همکاری مسکو با ایران، چین و کره شمالی ایجاد کند.
دلیل اصلی پیوند این کشورها، صرفا مخالفت با نظم بینالمللی تحت رهبری غرب نیست؛ آنها همچنین میخواهند آسیبپذیری خود در برابر توان آمریکا برای اعمال تحریم، انزوا و فشار نظامی را کاهش دهند. اقداماتی مانند بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا و اقدامات آمریکا در جنگ ایران ، نگرانی این دولتها درباره مداخله آمریکا و امنیت حکومتهایشان را تشدید کرده است.
در چنین شرایطی، سیاستهای واشنگتن که اعتماد متحدانش را تضعیف میکند، میتواند به سود رقبای آن تمام شود. تهدید متحدان، اعمال تعرفههای تجاری و فشار بر رهبران کشورهای همسو، نهتنها اقتصاد و ظرفیت صنعتی شرکای آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه هماهنگی نظامی و سیاسی میان آنها را نیز دشوارتر میکند.
راهی برای بازسازی روابط وجود دارد؟
آمریکا و متحدانش همچنان از منابع اقتصادی و فناوری بیشتر، نیروهای نظامی توانمندتر و شبکهای گستردهتر برخوردارند. با این حال، مزیت اصلی زمانی حفظ میشود که این ظرفیتها به قدرت جمعی تبدیل شوند.
واشنگتن باید همکاری فناوری و صنعتی با شرکای قابل اعتماد را تقویت کند، زنجیرههای تأمین مشترک را توسعه دهد و متحدان را به پذیرش سهم بیشتری از مسئولیتهای امنیتی تشویق کند. البته انتقال مسئولیتها نباید سریعتر از توانایی متحدان برای پذیرش آنها انجام شود یا به اعتماد، هماهنگی و قابلیت همکاری نظامی آسیب بزند.
همچنین، آمریکا باید از سیاستهایی که اقتصاد متحدان و پایگاه صنعتی آنها را تضعیف میکند، فاصله بگیرد و بهجای تهدید و بیثباتی در روابط خارجی، چشمانداز روشنی از همکاری ارائه دهد.
مقابله با شبکه ایران، چین، روسیه و کره شمالی دشوار است
تجربه جنگ ایران و اوکراین نشان میدهد که مقابله با شبکه همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی راهحل سریع و آسانی ندارد. رقابت میان دو شبکه، حوزههای نظامی، اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک را در بر میگیرد و پیامدهای آن میتواند در سطح جهانی احساس شود. آمریکا و متحدانش از ظرفیت لازم برای حفظ برتری برخوردارند، اما بهرهگیری از این ظرفیت به انسجام و اراده سیاسی آنها وابسته است.