چرا بحران پشتِ در ماند؟

نمایشنامه عجیب اقتصاد ایران | اقتصاد ایران چگونه با وجود شوک‌های مکرر به فعالیت ادامه می‌دهد؟ | 50 تا 60 درصد شاغلان اضطراب از دست دادن شغل دارند

سرویس: اقتصادی کدخبر: ۸۰۳۰۰۸
اقتصادنیوز: مجله تجارت فردا در گزارشی به این سوال پرداخته که سازگاری اقتصاد ایران تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند؟
نمایشنامه عجیب اقتصاد ایران | اقتصاد ایران چگونه با وجود شوک‌های مکرر به فعالیت ادامه می‌دهد؟ | 50 تا 60 درصد شاغلان اضطراب از دست دادن شغل دارند

به گزارش اقتصادنیوز، «من می‌گویم حال همه ما خوب است، اما تو باور مکن.» شاید این بخش از شعر معروف سیدعلی صالحی بهترین شرح حال این روزهای اقتصاد ایران باشد. اقتصادی که پس از جنگ و تحریم، بحران ارزی و شوک‌های سیاسی هنوز سرپاست، بازارهایش کار می‌کنند و بنگاه‌هایش تولید می‌کنند. اما دوام آوردن همیشه نشانه سلامت نیست.

مریم رحیمی در هفته نامه تجارت فردا (شماره 643) نوشت: اقتصاد ایران در سال‌های گذشته با مجموعه‌ای کم‌سابقه از شوک‌ها روبه‌رو بوده است. تنش‌های مکرر اجتماعی، جنگ، تحریم‌های طولانی، بحران‌های ارزی، تورم مزمن، محدودیت تجارت و نقل‌وانتقال پول، ناآرامی‌های سیاسی و اجتماعی، بحران انرژی و دوره‌های مکرر نااطمینانی. در بسیاری از کشورها، ترکیبی از چنین شوک‌هایی می‌تواند به فروپاشی فعالیت‌های اقتصادی، توقف تجارت یا بحران‌های عمیق مالی منجر شود. اما اقتصاد ایران، با وجود کاهش رفاه و تحمل هزینه‌های سنگین، همچنان به فعالیت ادامه داده است. چرا؟

برخی بر این باورند که پاسخ در تاب‌آوری نهفته است. به این معنی که خانوارها و بنگاه‌های ایرانی در مواجهه با محیط بی‌ثبات، شیوه رفتار خود را تغییر داده‌اند. صادرکنندگان مسیرهای تازه‌ای برای تجارت پیدا کرده‌اند، بنگاه‌ها واسطه‌های جدید ساخته‌اند، شبکه صرافی‌ها بخشی از وظایف نظام بانکی بین‌المللی را بر عهده گرفته‌اند، خانوارها ترکیب دارایی‌های خود را تغییر داده‌اند و اقتصاد غیررسمی بخشی از محدودیت‌های اقتصاد رسمی را دور زده است.

اقتصاد ایران به‌تدریج مجموعه‌ای از سازوکارهای بقا ایجاد کرده است، اما موضوع این است که اینجا یک تناقض مهم شکل می‌گیرد. توانایی بقا الزاماً به‌معنای سلامت اقتصاد نیست. اقتصادی ممکن است در برابر شوک‌ها فرو نریزد، اما در فرآیند سازگار شدن با آنها، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری، سرمایه انسانی و رفاه خود را از دست بدهد. بنگاه می‌تواند زنده بماند، اما کوچک‌تر شود. خانوار می‌تواند مصرف خود را با درآمد پایین‌تر تطبیق دهد. تجارت می‌تواند ادامه پیدا کند، اما با واسطه‌های بیشتر و هزینه بالاتر.

بنابراین ممکن است آنچه از بیرون یا بخشی از نیروهای درون، تاب‌آوری دیده می‌شود، درواقع نوعی سازگاری بسیار پرهزینه باشد. این پرونده که با مشورت و راهنمایی میثم هاشم‌خانی، پژوهشگر اقتصاد، تهیه و تدوین شده قصد دارد توضیح دهد که این سازگاری تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند؟

دو روی یک سکه

اقتصاد ایران در یک دهه گذشته زیر فشار تحریم، تورم، نااطمینانی و در یک سال اخیر، تنش‌های نظامی قرار داشته است. حدود 10 سال قبل، زمانی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از برجام خارج شد، اقتصاد کشور دچار وضعیت بسیار پرفشاری شد. یکی از مصداق‌های آن این است که ما در تمام این 10 سال اخیر، همواره جزو 10 کشور دارای بالاترین نرخ تورم در جهان بوده‌ایم. به گفته آقای هاشم‌خانی، «یکی دیگر از مصداق‌های آن این است که برآورد می‌شود ۵۰ تا ۶۰ درصد از شاغلان، مدام در پیچیدگی و استرس و اضطراب از دست دادن شغل خود به‌سر می‌برند. تورم بسیار بالا، بیکاری زیاد و اشتغال بی‌ثبات، در مجموع اضطراب و استرس اقتصادی زیادی نیز برای شهروندان ایجاد کرده است. در کنار اینها، کشور برای نخستین‌بار در آستانه تورم رسمی سه‌رقمی قرار دارد.

در هفت دهه اخیر هیچ‌گاه تورم رسمی بالای ۱۰۰ درصد نبوده است. در روی دیگر سکه، با وجود تحریم، در کشور قحطی نداریم. با وجود تحریم، تعطیلی مداوم و کامل کارخانه‌ها را نمی‌بینیم؛ اگرچه کارخانه‌ها تولیدشان را مدام کاهش می‌دهند، از تعداد پرسنل خود کم می‌کنند و به پرسنل فعلی نیز هیچ تضمینی نمی‌دهند که در ماه‌های آتی شغلشان برقرار باشد. با وجود تورم بسیار سنگین هنوز در کشور قحطی نداریم. پمپ‌بنزین‌ها بنزین دارند، نانوایی‌ها نان دارند، سوپرمارکت‌ها کالاهای متنوع دارند و به‌هرحال، بحرانی در این سطح به کشور سرایت نکرده است».

بحران پشت در

در نمایشنامه کوتاه «مرگ در می‌زند» اثر وودی آلن، مرگ در قامت مهمانی ناخوانده پشت در خانه «نات» ظاهر می‌شود تا او را با خود ببرد؛ اما نات به‌جای پذیرش، تلاش می‌کند با او وارد مذاکره شود، زمان بخرد و راهی برای به تعویق انداختن پیدا کند. کمدی سیاه این نمایشنامه هم دقیقاً از همین نقطه شکل می‌گیرد؛ مرگ پشت در است و آمدنش قطعی به‌نظر می‌رسد، اما زندگی داخل خانه همچنان ادامه دارد و صاحب‌خانه می‌کوشد به هر راهی که می‌تواند، آمدن آن را عقب بیندازد.

شاید بتوان وضعیت اقتصاد ایران را نیز از همین منظر دید. بحران سال‌هاست پشت در اقتصاد ایران ایستاده است؛ یک‌بار در قالب تحریم، بار دیگر در قالب بحران ارزی و تورم، زمانی در قالب تنش سیاسی و حالا با سایه جنگ و ریسک‌های نظامی. بااین‌حال، در داخل خانه هنوز زندگی جریان دارد؛ بنگاه‌ها تولید می‌کنند، کالاها در بازار عرضه می‌شوند، تجارت هرچند دشوارتر ادامه پیدا می‌کند و خانوارها همچنان مصرف می‌کنند. اقتصاد، مانند نات، هنوز راه‌هایی برای به تعویق انداختن لحظه رویارویی پیدا می‌کند، اما مسئله اینجاست که عقب انداختن بحران با حل کردن آن تفاوت دارد.

ممکن است اقتصادی که هر بار با یک شوک تازه روبه‌رو می‌شود، به‌تدریج راه‌های تازه‌ای برای ادامه فعالیت پیدا کند، اما هزینه این سازگاری را نیز می‌پردازد. کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش پس‌انداز، کوچک‌تر شدن بنگاه‌ها، بی‌ثبات‌تر شدن اشتغال و کاهش رفاه نشانه‌های بحران پشت در است. شاید پرسش اصلی درباره اقتصاد ایران نیز دیگر فقط این نباشد که آیا بحران بالاخره وارد می‌شود یا نه، بلکه این باشد که اقتصادی که سال‌ها در را به روی بحران بسته، تا چه اندازه از توان خود را برای ادامه زندگی در این فاصله خرج کرده است.

«اقتصاد کشور به‌شدت در حال مصرف کردن اندوخته‌های خود است. در تاریخ اقتصادی دو یا سه دهه اخیر، بارها پیش آمده است که کشورهایی با فشارهای اقتصادی شدید یا با نابخردی‌های سیاست‌گذاری، مدیریت اقتصادی و مملکت‌داری مواجه بوده‌اند، اما اقتصادشان دچار فروپاشی، قحطی شدید و ناآرامی‌های شدید نشده است. شاید مثال بسیار بارز آن، ونزوئلا باشد که شش یا هفت سال تورم سه‌رقمی و بعضاً چهار و پنج‌رقمی داشت، اما به‌هرحال اقتصاد به فعالیتش ادامه می‌داد.

در این کشور فشارهای اقتصادی بسیار زیادی وجود داشت و بخش عمده خانوارهای ونزوئلایی زیر فشار بودند؛ اما قحطی خاص، شورش‌های معیشتی مداوم و مواردی از این دست، چندان گسترده نبود. مثلاً در زیمبابوه حدود 10 سال، وضعیت اقتصادی و شاخص‌های اقتصادی بسیار بدتر از امروز ایران بود؛ اما کشور برقرار بود و با اینکه مردم زیر فشار بودند، فروپاشی اقتصادی نیز اتفاق نیفتاد. درواقع، ما مثال‌های مختلفی در این دو یا سه دهه داریم که در آنها بحران اقتصادی بسیار شدیدی در کشورها وجود داشته، اما به مرحله فروپاشی اقتصادی نرسیده‌اند.»

چرا بحران پشت در ماند؟

در نمایشنامه «مرگ در می‌زند»، نات نمی‌تواند مرگ را از بین ببرد و مدام تلاش می‌کند با ترفندهای مختلف، آمدنش را به تاخیر بیندازد. شاید بتوان بخشی از ظرفیت‌های اقتصاد ایران را نیز از همین زاویه دید. نفت و گاز، جغرافیای گسترده و مرزهای متعدد، امکان ادامه تجارت از مسیرهای مختلف، اقتصاد غیررسمی و حتی سرریز فناوری جهانی، بحران را از بین نبرده‌اند؛ اما به اقتصاد ایران امکان داده‌اند در برابر آن زمان بخرد و به فعالیت ادامه دهد. درست همان‌طور که نات با هر ترفند، چند لحظه بیشتر برای زندگی به‌دست می‌آورد، اقتصاد ایران نیز با هر سازوکار، امکان ادامه فعالیت را فراهم کرده است، اما تفاوت مهمی وجود دارد و آن هم اینکه زمان خریدن، لزوماً به‌معنای تاب‌آوری نیست.

اگر نات برای زنده ماندن ناچار باشد هر بار هزینه بیشتری بپردازد، نمی‌توان صرف زنده ماندنش را نشانه پیروزی دانست. اقتصاد نیز اگر برای عبور از هر شوک، بخشی از ظرفیت‌های خود را مصرف کند، فقط بحران را عقب انداخته است. «ایران کشوری است که نفت و گاز زیادی دارد و درعین‌حال، کشور پهناوری هم هست. فرض کنید تمام این پیچیدگی‌ها شامل بحران‌ها، شرایط شبه‌جنگی، تحریم‌های بسیار شدید، تورم بالا و بیکاری زیاد وجود داشت، اما کشور مخازن نفت و گاز نداشت؛ یعنی سیاست‌گذاران ناچار می‌شدند هر ماه ارز زیادی بپردازند و نفت، گاز و سوخت وارد کنند.

طبیعی است که در آن شرایط، اوضاع می‌توانست بسیار بغرنج‌تر شود. از سوی دیگر، پهناور بودن کشور هم نقش مهمی در سازگار شدن اقتصاد کشور داشته است. پهناور بودن کشور به این معناست که هرچقدر هم تحریم باشیم، مرزهای پهناوری با کشورهای مختلف داریم و هرچقدر هم بعضی از این مرزها به واسطه تحریم، محاصره یا ریسک‌های نظامی با محدودیت مواجه شود، بخشی از مرزها باقی می‌ماند که از طریق آنها می‌توان کالا وارد کشور کرد.»

سرریز فناوری و ضربه‌گیرها

در کنار این همه، وقوع یک پدیده که می‌توان آن را «سرریز فناوری» نامید، بسیار مهم است. ایران در بسیاری از موارد لازم نبوده خودش ظرفیت فناوری را ایجاد کند؛ بخشی از پیشرفت جهانی، حتی با وجود محدودیت‌ها، به اقتصاد ایران سرریز کرده و مانع از سقوط بیشتر بهره‌وری و رفاه شده است. رشد فناوری آنقدر شتابان است که هرچقدر هم نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم، مقداری از سرریز رفاهی از طریق فناوری، وارد کشور می‌شود. بنابراین هرچقدر مدیریت کشور ضعیف عمل کند، صدها هزار شغل در فضای شبکه‌های اجتماعی و فضاهای مرتبط با گوشی‌های هوشمند و اکوسیستم شبکه‌های اجتماعی، اینترنت و گوشی‌های هوشمند ایجاد شده است.

«اگر دو دهه پیش اقتصاد کشور با این بحران مواجه بود و این شغل‌ها در فضای مجازی ایجاد نمی‌شد، بحران بیکاری بسیار شدیدتر بود.» پدیده مهم دیگری که بخشی از این فشارها و تنش‌های اقتصادی را کاهش داده، توسعه بسیار زیاد اقتصاد غیررسمی است. به باور هاشم‌خانی، «درواقع، ما با یک مثلت فشار بر اقتصاد کشور مواجهیم که شامل تنش‌های نظامی، تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های نابخردانه اقتصادی می‌شود. توسعه اقتصاد غیررسمی، بخشی از برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های اقتصادی مخرب را دور زده و با وسعت دادن به اقتصاد غیررسمی، این بخش از فشار بر اقتصاد کشور تا حدی خنثی شده است».

بعضی ظرفیت‌ها به اقتصاد امکان می‌دهند شوک را حل کند؛ بعضی دیگر فقط امکان می‌دهند هزینه شوک را به آینده منتقل کند؛ مثلاً اقتصاد غیررسمی ضربه‌گیر است، اما هرچه اقتصاد غیررسمی‌تر شود، شفافیت و بهره‌وری و ظرفیت سرمایه‌گذاری کمتر می‌شود. پس‌انداز خانوار می‌تواند در برابر شوک ضربه‌گیر باشد، اما وقتی تورم مداوم قدرت خرید آن را فرسایش می‌دهد و خانوار ناچار می‌شود پس‌انداز خود را مصرف کند، این سپر نیز به‌تدریج از بین می‌رود.

بنگاه با کاهش سرمایه‌گذاری زنده می‌ماند، اما اگر این وضعیت طولانی شود، سرمایه بنگاه اقتصادی مستهلک می‌شود. موضوع دیگری که امروز در خانوارها شاهد آن هستیم و به یک ضربه‌گیر موقتی تبدیل شده، این است که بسیاری از خانوارها، به‌ویژه خانوارهای فقیرتر و پایین‌تر از متوسط، «برنامه‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت و پس‌انداز خود را معلق یا کاملاً منتفی کرده‌اند». به‌عبارت دیگر، در گذشته یک فرد شاغل که ضعیف بود و درآمدش یا زیر متوسط بود، معمولاً به هر شکلی برنامه‌ریزی می‌کرد که خانه بخرد، در بلندمدت ماشین بخرد و سرمایه‌گذاری کند و پس‌انداز داشته باشد؛ اما در یک سال اخیر، بسیاری از شاغلان کم‌درآمد این برنامه‌ها را کلاً منتفی کرده‌اند.

هزینه بقا

خانوار پس‌اندازش را مصرف می‌کند، بنگاه سرمایه‌گذاری را عقب می‌اندازد، نیروی کار امنیت شغلی‌اش را از دست می‌دهد و تجارت با هزینه بیشتر به ادامه فعالیت می‌پردازد. اقتصاد هنوز پویاست، اما بخشی از ظرفیت آینده خود را برای حفظ سطح فعالیت کنونی خرج می‌کند. در ظاهر، بنگاه‌های اقتصادی و خانواده‌ها با اوضاع فعلی خود را وفق داده‌اند. رفتار خانوارها به‌معنای سازگاری با شرایط جدید است؛ آنها درآمد خود را تمام و کمال، صرف حفظ زندگی امروز می‌کنند و به این ترتیب، کاهش قدرت خرید و فشار تورمی دیرتر به کاهش شدید مصرف منجر می‌شود، اما این سازگاری یک تفاوت بسیار مهم با تاب‌آوری دارد و آن هم این است که خانوار برای حفظ وضعیت فعلی، برنامه‌ریزی برای آینده را از سرش بیرون کرده است.

با از بین رفتن عادت پس‌انداز کردن در خانوار، «سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد و افق تصمیم‌گیری کوتاه‌تر می‌شود. اقتصاد همچنان مصرف می‌کند، اما بخشی از منابعی که پیش‌تر قرار بود صرف ساختن ظرفیت آینده شود، به هزینه‌های امروز اختصاص پیدا می‌کند». همین الگو را می‌توان در بخش‌های دیگر اقتصاد نیز دید. بنگاه برای ادامه فعالیت، از سرمایه‌گذاری جدید صرف‌نظر می‌کند؛ تجارت برای اینکه ادامه بدهد، به مسیرهای غیررسمی و واسطه‌های بیشتر متکی می‌شود؛ خانوار برای حفظ مصرف، پس‌انداز خود را خرج می‌کند و اقتصاد برای عبور از محدودیت‌های رسمی، به سازوکارهای غیررسمی پناه می‌برد.

در همه این موارد، فعالیت اقتصادی متوقف نمی‌شود. مسئله این است که شکل ادامه فعالیت تغییر می‌کند و هزینه آن به بخش دیگری از اقتصاد منتقل می‌شود.اقتصاد ایران تاکنون بارها راهی برای عقب انداختن بحران پیدا کرده است؛ نفت و جغرافیا، فناوری، اقتصاد غیررسمی و تغییر رفتار خانوارها همه و همه در نقش ضربه‌گیرهای بحران ظاهر شده‌اند، اما همه این سازوکارها یکسان نیستند، چراکه برخی تنها هزینه بحران را به آینده منتقل می‌کنند. مسئله فقط این نیست که اقتصاد ایران در برابر شوک بعدی دوام می‌آورد یا نه؛ مسئله این است که برای دوام آوردن، چه چیزی را از دست می‌دهد.

شاید مسئله اصلی اقتصادی که سال‌هاست بحران را پشت در نگه داشته، دیگر این نباشد که چقدر می‌تواند دوام بیاورد، بلکه این باشد که وقتی بحران سرانجام در را باز کرد، چه مقدار از ظرفیت‌های متعدد گذشته در اقتصاد هنوز داخل خانه باقی مانده است. احتمالاً کمدی سیاه این پرده از نمایشنامه اقتصاد ایران هم در آنجا نهفته باشد که «ما در کشوری زندگی می‌کنیم که جزو سه کشور اول دنیا، به لحاظ ذخایر نفت و گاز است. در کشوری به دنیا آمده‌ایم که جزو چند کشور برتر دنیا، به لحاظ ذخایر مس و روی و سنگ‌آهن است و جمعیت متخصصان تحصیل‌کرده گسترده‌ای دارد، اما همچنان مجبور به سازگاری هستیم. اینکه عمده خانوارها، برای مصرف روزمره خود دچار استرس هستند و هر لحظه استرس این را دارند که محل کارشان دیگر نتواند نیروهایش را نگه دارد و تعطیل شود یا نیروهایش را تعدیل کند، مایه تاسف است.»

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O